هشتم اسفند ۱۳۶۵، سالروز شهادت فرمانده «خط شیر»
چکیده : میرحسین موسوی نخستوزیر جنگ و یکی از محصورین در حبس خانگی درباره شهید حسین خرازی گفته است: «خرازیها رفتند تا هنر راست قامت بودن و فن نمایش زیستن و درس زیبا مردن را به ما بیاموزند. هنر خرازیها فتح خرمشهر و بستان نیست؛ شهادت، هنر مردان خداست؛ مرگی هنرمندانه و حیاتی جاودانه.»...
کلمه – گروه دفاع مقدس: میرحسین موسوی نخستوزیر جنگ و یکی از محصورین در حبس خانگی درباره شهید حسین خرازی گفته است: «خرازیها رفتند تا هنر راست قامت بودن و فن نمایش زیستن و درس زیبا مردن را به ما بیاموزند. هنر خرازیها فتح خرمشهر و بستان نیست؛ شهادت، هنر مردان خداست؛ مرگی هنرمندانه و حیاتی جاودانه.»
این سخن میرحسین درباره سردار جنگ خلاصهای از زندگیای است که حسین خرازی ۲۹ ساله برگزید و پله پله تا خدا رفت.
حسین خرازی بارها و بارها در جنگ مجروح شد و هر بار پیشکشی برای خدای خود که الفتی عجیب با او داشت، تقدیم میکرد.
حسین خرازی جنگ را از کردستان آغاز کرد و در خوزستان و کانال ماهی در عملیاتی که پرهزینهترین و پر تلفاتترین عملیات جنگ است یعنی کربلای ۵ به پایان برد.
شهادت در کنار بچههای تحت امرش تا آخرین لحظه مقاومت و ایثار کمترین پاداش برای فرماندهی بود که شش سال کامل را در جبهه گذرانده بود.
او فرمانده «خط شیر» بود. خطی که ۹ ماه در برابر مزدوران عراقی دفاع جانانهای را انجام داد و دلاورانی قدرتمند را تربیت کرد. این در حالی بود که رزمندگان از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی شدیداً در مضیقه بودند. اما مگر کمبود امکانات میتوانست رزمندهای را از جانفشانی باز دارد؟
حسین خرازی فرمانده این میدان بود. او در عملیات شکست حصر آبادان، فرماندهی جبهه دارخوین را به عهده داشت و دو پل حفار و مارد را که عراقی ها با نصب آن دو پل بر روی رود کارون، آبادان را محاصره کرده بودند، به تصرف درآورد.
شهید خرازی در آزاد سازی بستان بهترین مانور عملیاتی را با دور زدن دشمن از چزابه و تپه های رملی و محاصره کردن آنها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات پیروزمندانه طریق القدس بود که تیپ امام حسین (ع) رسمیت یافت.
در عملیات فتح المبین دشمن را در جاده عین خوش با همان تدبیر فرماندهی اش حدود ۱۵ کیلومتر دور زد و یگان او در عملیات بیت المقدس جزو اولین لشکرهایی بود که از رود کارون عبور کرد و به جاده اهواز- خرمشهر رسید و در آزاد سازی خرمشهر نیز سهم بسزایی داشت.
از آن پس در عملیات مختلف همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر در سمت فرماندهی لشکر امام حسین(ع)، به همراه رزمندگان دلاور آن لشکر، رشادتهای بسیاری از خود نشان داد.
در عملیات خیبر که توام با صدمات و مشقات زیادی بود دشمن، منطقه را با انواع و اقسام جنگافزارها و بمبهای شیمیایی مورد حمله قرار داده بود، اما خرازی هرگز حاضر به عقبنشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه در این عملیات یک دست او در اثر اصابت ترکش قطع شد و پیکر زخم خورده او به عقب فرستاده شد.
از بیمارستان یزد همانجایی که بستری بود به منزل تلفن کرد و به پدرش گفت: «من مجروح شدهام و دستم خراش جزئی برداشته، لازم نیست زحمت بکشید و به یزد بیایید، چون مسئله چندان مهمی نیست همین روزها که مرخص شدم خودم به دیدارتان میآیم.»
در عملیات والفجر ۸ لشکر امام حسین(ع) تحت فرماندهی او به عنوان یکی از بهترین یگانهای عمل کننده، لشکر گارد بعثی عراق را به تسلیم واداشت و پیروزیهای چشمگیری را در منطقه فاو و کارخانه نمک که جزو پیچیدهترین مناطق جنگی بود، به دست آورد.
اما کربلای ۵، عاشورای رزمندگان شد. عملیاتی که ۷۰ روز طول کشید و عقبه شکست بزرگی همچون کربلای ۴ را داشت.
لشکر او در این عملیات توانست با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم از کنار اروندرود تا جنوب کانال ماهی ادامه داشت شکست سختی به عراقیها وارد آورد.
عبور از این نهر بدان جهت برای رزمند گان مهم بود که علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود که در کنار هم قرار داشتند.
حسین خرازی در آخرین روزهای عملیات کربلای ۵ کربلایی شد. زمانی که در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشکل مواجه شده بود، خود پیگیر جدی این کار شد، که در همان حال خمپارهای در نزدیکیاش منفجر شد و او را عاشورایی کرد.














