سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علوی‌تبار: بازگشت عقلانیت و آشتی ملی بدون رفع حصر ممکن نیست...
» نسل جدید اصلاح‌طلبان، با گام‌های کوچک به سمت هدف‌های بزرگ می‌روند

علوی‌تبار: بازگشت عقلانیت و آشتی ملی بدون رفع حصر ممکن نیست

چکیده :هر اقدامی که بخواهد عقلانیت، آرامش، یکپارچگی و آشتی ملی را به کشور بازگرداند نمی‌تواند نسبت به مسئله حصر بی‌تفاوت باشد. رفع حصر یعنی اینکه همه بتوانیم همدیگر را ببخشیم. اطمینان دارم که سران حصر شده جنبش سبز که در این سال‌ها رنج دیدند و دچار مزاحمت شدند، بیش از همه آماده‌اند که کسانی که به آنها بد کرده‌اند را ببخشند. به شرط اینکه در جهت منافع ملی حرکت شود....


کلمه – مصطفی محمدی:

علیرضا علوی‌تبار عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی با تشریح شرایط موجود در آستانه انتخابات سعی دارد راه‌های تحقق بهبودخواهی حکومتی و تقویت جنبش اجتماعی را نشان دهد. او انتظار کنونی اصلاح‌طلبان را “گام‌های کوچک برای رسیدن به هدف‌های بزرگ” می‌داند تا به گسترش تصمیم‌گیری عقلایی در شرایط فعلی کمک کند. علوی تبار یکی از تصمیم‌گیری‌های عقلایی را پایان دادن به حصر سران جنبش سبز می‌داند.

وی معتقد است هر اقدامی که بخواهد عقلانیت، آرامش، یکپارچگی و آشتی ملی را به کشور بازگرداند نمی‌تواند نسبت به مسئله حصر بی تفاوت باشد. در واقع به نفع همه است که هر چه زودتر این مشکل حل شود. رفع حصر یعنی افزایش اقتدار ملی کشور، رفع حصر یعنی اینکه همه بتوانیم همدیگر را ببخشیم. اطمینان دارم که سران حصر شده جنبش سبز که در این سال‌ها رنج دیدند و دچار مزاحمت شدند بیش از همه آماده‌اند که کسانی که به آنها بد کرده‌اند را ببخشند. به شرط اینکه در جهت منافع ملی حرکت شود و در واقع این تصمیم عقلایی گرفته شود.

متن گفت‌وگو با علیرضا علوی تبار پیرامون “استراتژی و رویکرد انتخاباتی اصلاح‌طلبان” را که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته است، با هم می‌خوانیم:

با پیش‌بینی ردصلاحیت‌های گسترده از ماه‌ها پیش بحث تدوین راهبرد و روش‌های تز سیاسی ائتلاف بین اصلاح‌طلبان و جریان میانه‌رو شکل گرفت اما تفاوت در اصول و روش یکی از دغدغه‌های برخی از اصلاح‌طلبان بود نظر شما در مورد ترکیب لیست اصلاح‌طلبان که برخی هم ناشناخته هستند چیست؟

لیستی که اصلاح‌طلبان ارائه کرده‌اند با توجه به چند ملاحظه بوده است. یکی از ملاحظات این است که لازم بود تا نظر طرفداران اعتدال یعنی حامیان دولت کنونی لحاظ شود تا بتوانند بطور کامل از لیست پشتیبانی کنند. به همین دلیل بخشی از کسانی که مورد تایید آنها بودند در لیست آورده شدند. چهره‌های ناشناخته هم که مطرح کردید نامشان به دلیل ردصلاحیت چهره‌های سرشناس در لیست مطرح شده است که همین امر یکی از دستاوردهای اصلاح‌طلبان است. در واقع این چهره‌های کمتر شناخته شده به لحاظ شخصی توانایی‌های خوبی دارند و ممکن است در آینده به عنوان چهره‌های قدرتمندی در عرصه سیاسی ایران نقش ایفاء کنند. به هر حال سازمان‌دهی اصلاحات به شکل جبهه‌ای است که همه احزاب و تشکل‌ها را ضمن حفظ استقلال خودشان حول یک استراتژی مشترک متحد می‌کند و یکسری اقدامات را متناسب با آن استراتژی انجام می دهند.

کسانی که در این جبهه فعال هستند ممکن است در بسیاری از تعیین مصداق‌ها و تشخیص افراد و حتی در مواردی به لحاظ معیارها با یکدیگر تفاوت داشته باشند اما اگر کار بصورت جبهه‌ای پیش رود نمی‌توان نسبت به آنها بی‌تفاوت بود. این را هم باید در نظر داشت که اگر اصلاح‌طلبان بخواهند تمام کاندیداها را به طور خالص از میان نیروهای خود انتخاب کنند اصلا نمی‌توانند یک لیست کامل را پر و ارائه دهند. بنابراین، تاثیر این چند عامل بخصوص تامین نظر دوستانی که اعتدالگرا محسوب می‌شوند مستلزم این است که لیستی با چنین ترکیبی ارائه شود. اصلاح‌طلبان در این انتخابات انتظار یک مجلس صد در صد اصلاح طلب را ندارند و فقط می‌خواهند نقش جریان تندرو را در تصمیم‌گیری در کشور کم رنگ کنند.

از سوی دیگر این لیست حاوی نفی کسان دیگری هم هست، جریانی که اقتصاد کشور را به سمت اقتصاد زیرزمینی سوق می‌دهد، سیاست داخلی کشور را به سمت سیاست بسته و غیرآزاد می‌برد، در عرصه فرهنگ به غلبه نگاه تحجرگرا می‌انجامد و در سیاست خارجی هم کشور را به سمت تنش تا مرز درگیری نظامی می‌کشاند. در واقع تمام هم و غم اصلاح طلبان این بوده که ترکیبی که ارائه می‌کنند “نه” به این جریان خطرناک باشد. با این ملاحظات بود که لیست تهیه و ارائه شد.

یعنی بدنه اصلاح‌طلبی با رویکرد رای سلبی این بار وارد انتخابات می‌شوند؟

هم جنبه اثباتی دارد و هم جنبه نفی. آرای اثباتی برای نیروهای جوان و ناشناخته که فرصت پیدا کرده‌اند وارد رقابت شوند است که سعی در معرفی آنها است و چهره‌های دیگری که لزوما اصلاح‌طلب نیستند و ممکن است کارنامه و سابقه مشخصی در زمینه اصلاح‌طلبی را نداشته باشند.

جوهره جریان اصلا‌ح‌طلبی نقد وضع موجود است یکی از مشخصه‌هایی که این جریان را از اصولگراها متمایز می‌کند اما پس از انتخابات ۹۲ اصلاح‌‌طلبان توانستند گفتمان خود را به بخشی از اصولگراها تسری بدهند که همراه اصلاح‌طلبان شدند اما یکی از بحث مطرح این روزها این است که آیا اساسا اصولگرای با رفتار اصلاح‌طلبانه وجود دارد؟

در مورد مرز بین اصلاح‌طلبی و اصولگرایی باید به چند نکته توجه داشت. درست است که جوهره اصلاح‌طلبان نقد وضع موجود است اما نقد وضع موجود بر مبنای معیارهای مردم‌سالاری است که در همه اصلاح‌طلبان مشترک است اما گاهی اصلاح‌طلبی را برحسب روش تعریف می‌کنیم. در واقع روش‌های قانونی و مسالمت‌آمیز، گفتگوی تعاملی و مرحله‌بندی شده و غیرتقلیدگرا، ممکن است در بین کسانی که محتوای گفتمانشان محتوای اصلاح‌طلبانه نیست بشود اصلاح‌طلب به این معنا پیدا کرد؛ یعنی کسانی که در روش اصلاح‌طلب هستند اما به لحاظ محتوایی و در غایت نهایی با مواضع اصلاح‌طلبان همسو نیستند. ما در میان اصولگراها کم کم داریم از این دست افراد پیدا می‌کنیم، کسانی‌که علی‌رغم اینکه به مبانی نظری و دیدگاه مردم‌سالاری همسو و همراه نیستند اما به لحاظ روش، روش ایجاد تحول تدریجی و تغییر غیرتقلیدگرایانه را دنبال می‌کنند و تا حدودی تنوع و تکثر نیروهای سیاسی ایجاد می‌کند. به طور کلی از سال ۸۸ به بعد اصلاح‌طلبان هم به لحاظ اخلاقی و هم به لحاظ ایدئولوژیک در درگیری‌های سیاسی ایران برنده شده‌اند اگرچه به لحاظ کسب قدرت موفق نشدند.

این مسئله تا چه میزان به تجربه و تغییر روش خود اصلاح‌طلبان باز می‌گردد؟

اصلاح‌طلبان یک جریان زنده هستند و هر جریان زنده از اتفاقاتی که می‌افتد درس می‌گیرند حتی از شکست‌ها یاد می‌گیرند. یادم هست یاسر عرفات می‌گفت ضربه‌ای که ما را نکشد ما را قوی‌تر می کند. اصلاح‌طلبان دارند یاد می‌گیرند و به اعتقاد من حکومت هم یاد گرفته است. یعنی این یادگرفتن دو طرفه بوده است. اصلاح‌طلبان ضمن نقد خود و اصلاح برخی روش‌هایی که داشتند واقع‌بین‌تر شده‌اند. شاید اصلاح‌طلبان در سال‌های قبل آرمان‌گراتر بوده‌اند اما الان واقع‌بینانه‌تر عمل می‌کنند و سیاست را به معنای توازن قوا تعریف می‌کنند. خواسته‌هایی را مطرح می‌کنند که توان تحمل آن را دارند که این هم نتیجه یادگرفتن است و هم اینکه نسل جدیدی که آمده واقع‌بین‌تر از ماست و ملموس تر از ما خواسته‌هایش را دنبال می‌کند. نسل جدید دنبال دستاوردهای علمی‌تری می‌گردد. شاید ما نسل آرزوهای بزرگ بودیم اما اینها نسل آرزوهای کوچک‌تر و تحقق‌پذیرتر هستند.

با این تغییر و تحولات تا چه میزان به آن بهبودخواهی حکومتی که مورد انتظار اصلاح‌طلبان بود نزدیک شدیم آیا دولت روحانی در تقویت جنبش اجتماعی موفق عمل کرده است؟

اینکه در انتخابات سال ۹۲ فضایی ایجاد شد که آقای روحانی در رقابت سیاسی برنده شود علاوه بر فشار و خواست و تلاش عمومی برای عبور از بحران نتیجه درک بحران توسط حکومت هم بوده است. همه بخش‌های حکومت متوجه شده بودند که کشور وارد بحران شده است یعنی کشور به لحاظ سیاست خارجی به آستانه‌ی جنگ رسیده و به لحاظ اقتصادی به بن‌بست و رکود فرساینده رسیده بود و سیستم مدیرتی کشور هم ازکارافتاده شده است. آقای روحانی در چارچوبی که آنها هم توافق داشتند سعی کرد کارهایی را سازمان دهد و در این زمینه موفق شد و کشور را از بحران اقتصادی و تنش‌های سیاست خارجی و مدیریتی کشور خارج کرد. الان هم بیشتر تمرکز خود را برای خروج از رکود تورمی و برگرداندن رونق و رشد اقتصادی گذاشته است. اما کمتر برای خودش رسالت سیاسی و توسعه سیاسی تعریف می‌کرد البته اطلاع ندارم دولت تا چه حد به پیامدهای فعالیت‌هایش توجه داشته اما وقتی عقلانیت را وارد عرصه سیاست و خط مشی‌گذاری می‌کنید نمی‌توانید جلوی اثرگذاریش را در سایر عرصه‌ها بگیرید.

وقتی در سیاست خارجی معقولانه عمل می‌شود و مبنا بر گفتگو گذاشته می‌شود و نیروهایی تقویت می‌شود که این کارها را انجام دهند، پیامد خود را به ناگزیر در عرصه سیاست‌گذاری اقتصادی و فرهنگی خواهد گذاشت و به دنبال آن بر روی خط‌مشی‌های سیاست داخلی هم تاثیر دارد. به هر حال فضای بازتری در دانشگاه‌ها تجربه کردیم، برخی از احزاب اصلاح‌طلب توانستند خود را در سیاست کارگزاران نوسازی کنند، برخی از احزاب در آستانه بازسازی خود قرار گرفتند. و مهمترین موفقیتی که برای اصلاح‌طلبان به دست آمده این است که برای اولین بار توانسته‌اند یک تشکیلات سراسری جبهه‌ای از بین اصلاح‌طلبان ایجاد کنند که می‌تواند کاملا کارآمد عمل کند.

برای همین برای اولین بار کمترین تنش را در بین نیروهای متنوع اصلاح‌طلبان برای انتخاب کاندیداها تجربه کردیم؛ آن هم در شرایطی که دایره انتخاب بسیار محدود و بسته بود. به عبارت دیگر شاهد شکل‌گیری مجدد جریانات جنبش دانشجویی و تقویت نسبی آن بودیم و در ارتباط با احزاب تحرکاتی داشتیم و مسئله سازماندهی جبهه اصلاحات اگرچه با زحمت زیاد اما با موفقیت انجام شد. اما با تمام اینها در مجموع خیلی مانده تا بگوییم دولت چقدر در تقویت جنبش اجتماعی موفق بوده است اما همین گام‌های محدود هم نشان می‌دهد امید است در رکودی که به جامعه مدنی و نهادهای مدنی تحمیل شده، جنبش‌های اجتماعی با بهبودخواهی حکومتی در تعامل قرار گیرد که خود گام بزرگی است اما فعلا آرایش نیروها و توازن قوا طوری نیست که انتظار بیشتری داشته‌باشیم. انتظار کنونی ما “گام‌های کوچک برای رسیدن به هدف‌های بزرگ” است.

اصلاح‌طلبان چه انتظاری از مجلس دهم دارند؟

ببینید به هیچ وجه نباید انتظار مجلسی که صدردصد اصلاح‌طلب باشد را داشت این تفکر در چارچوب شرایط فعلی ناممکن است. تنها مجلسی را می‌توان انتظار داشت که وزنه‌ی نیروهای راست رادیکال و وضعیت تندروها در آن ضعیف تر از وضعیت فعلی باشد، البته این ایده‌آلش است اگر اتفاق دیگری نیفتد. مجلسی که اکثریت آن با اعتدالیون است که برخی با دولت نزدیک هستند و برخی از دل اصولگرها درآمده‌اند، مجلسی که دو اقلیت فعال دارد یک اقلیت راست تندرو و یک اقلیت اصلا‌ح‌طلب طرفدار مردم‌سالاری. چنین مجلسی ممکن‌ترین خواسته‌ای است که می‌توان دنبال کرد این مجلس به دولت امکان گسترش تصمیم‌گیری عقلایی را می‌دهد.

چنین مجلسی می‌تواند به گفتمان‌سازی دولت در رسیدن به توسعه سیاسی کمک کند؟

گسترش تصمیم‌گیری عقلایی قطعا به نفع توسعه سیاسی و فرهنگی در شرایط فعلی تمام می‌شود. اصلاح‌طلبان ضمن اینکه از کارهای سیاسی دولت حمایت می‌کنند باید استقلال خود را حفظ کنند. مواضع اصلاح‌طلبان با دموکراسی تعریف می‌شوند و این خط قرمز اصلاح‌طلبان است. باید با تمام قوا از دموکراسی تر شدن فرآیند تصمیم‌گیری دفاع کنند. دولت هم به اندازه ظرفیتش با آنها همراهی می‌کند و این با سیاست دولت هم سازگار است. تجربه ایران نشان داده که توسعه اقتصادی نمی‌تواند بدون حداقلی از توسعه سیاسی تحقق پیدا کند. به همین دلیل دولت اگر دلبسته توسعه اقتصادی هم باشد تصمیم‌گیری عقلایی و حداقلی از دموکراتیزه شدن در عرصه‌های مختلف حتی در حوزه‌های کارشناسی و وجود مشارکت بیشتر اقشار عمده حقوق و دستمزد بگیر در تصمیم‌گیری‌ها به توسعه کمک می‌کند. و در این زمینه کسانی که می‌توانند تولید گفتمان کنند بطور واقعی در حال حاضر اصلاح‌طلبان هستند البته اصلاح‌طلبان پیشرو و کندروتر در این زمینه داریم. بیشتر معتقدم آن طیف پیشرو است که گفتمان‌سازی می‌کند و پروژه‌ها را پیش می‌برد. یعنی ایده‌هایی ابداع می‌کند که حرکت‌های اجتماعی به آن احتیاج دارند.

آیا با همین مجلس ترکیبی می‌توان مطالبه عمومی رفع حصر رهبران جنبش سبز را جامه تحقق پوشاند؟

داستان حصر متاسفانه زخمی است که مدام بر روی آن نمک هم پاشیده می‌شود. هر کسی که می‌خواهد به جامعه امید و آرامش بدهد باید درصدد حل این مسئله باشد. حل این داستان به نفع همه است. تنها جنبش سبز و اصلاح‌طلبان نیستند که از رفع حصر نفع می‌برند بلکه کل جامعه ما در شرایط منطقه‌ای کنونی نیاز دارد که به سرمایه‌های اجتماعی خود احترام بگذارد. بنابراین ما نمی‌توانیم میراث تاریخی آن هم بخشی که کم و بیش به آن افتخار می‌کنیم را این‌گونه طرد کنیم. هر اقدامی که بخواهد عقلانیت، آرامش، یکپارچگی و آشتی ملی را به کشور بازگرداند نمی‌تواند نسبت به مسئله حصر بی‌تفاوت باشد. در واقع به نفع همه است که هر چه زودتر این مشکل حل شود. هر چه زخم کهنه‌تر شود آثار و پیامدهایش بدتر خواهد شد. این مجلس ممکن است به این مسئله نه بصورت کینه‌های کهنه بلکه به‌صورت یک راه حل برای آشتی درونی نگاه کند و از این برای اقتدار ملی استفاده کند.

رفع حصر یعنی افزایش اقتدار ملی کشور، رفع حصر یعنی اینکه همه بتوانیم همدیگر را ببخشیم. اطمینان دارم که سران حصر شده جنبش سبز که در این سال‌ها رنج دیدند و دچار مزاحمت شدند بیش از همه آماده‌اند که کسانی که به آنها بد کرده‌اند را ببخشند. به شرط اینکه در جهت منافع ملی حرکت شود و در واقع این تصمیم عقلایی گرفته شود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.