چزابه؛ پس گرفتن پاره تن ایران در نبردی بدون سنگر و خاکریز
چکیده : چزابه دوباره از دست دشمن به در آمد و برای همیشه به خاک ایران ملحق شد. پس از این همه سال وقتی نام چزابه برده میشود، تنها یاد حماسه و جنگ نابرابری به یاد میآید که در ماههای آغازین جنگ این تنگه به خود دیده است. هنوز هم مینهای به جا مانده از آن زمان، گاه قربانی میگیرد. اگر از رزمندهای که نبرد چزابه را درک کرده، از آن بپرسی میگوید: « چزابه یعنی به مدت طولانی توی آب بودن و بی حرکت ماندن. چزابه یعنی هول و هراس و اضطراب، وحشت و نگرانی؛ چزابه یعنی نبرد بدون خاکریز و بدون سنگر و سرپناه؛ چزابه یعنی مرگ از زمین و هوا، یعنی گیرکردن در وسط آتش.»...
کلمه – گروه دفاع مقدس: چزابه دوباره از دست رفته بود در آخرین حمله عراق در ۱۷ بهمن ۱۳۶۰. چزابه یکی از دروازههای حمله عراق به ایران به شمار میرفت. تنگه استراتژیکی که ایران را در سوم مهر ۱۳۵۹ از دست داد. ایران سه روز در آن مقاومت کرد اما نتیجه نداد و عراق از چزابه وارد شد و از تپههای اللهاکبر عبور کرد و وارد بستان شد، در همان هفته اول جنگ.
اما ۱۵ ماه بعد در جریان عملیات طریقالقدس در آذر ۱۳۶۰ چزابه دوباره به ایران برگشت. تنگه استراتژیکی که بین تپههای رملی و هورالهویزه و بر سر مسیر مرزی فکه – بستان قرار دارد. جادهای در خاک ایران، چزابه را به فکه و جادهای دیگر این منطقه را به العماره در عراق میپیوندد.
چزابه مهم بود. برای همین در بهمن همان سال باز به دست عراق افتاد. اطلاعات عراق دریافته بود که ایران در تدارک حمله عظیمی است. از همینرو نیروهایش را در شوش جمع کرد و مینها در میدانها کاشته شدند.
دهها میدان مین در اطراف شوش و بستان بود و عراق در میانه بهمن ماه ۶۰ یکی از سهمگینترین حملههای خود را به ایران آغاز کرد.
نتیجه این حمله تلفات شدید برای عراق و برای ایران به عقب افتادن عملیات فتحالمبین بود. این عملیات دو هفته به طول انجامید و خسارات قابل توجهی به یگانهای تقویت شده ارتش صدام وارد آمد. ۱۳ روز جنگیدند اما مقاومت نیروهای ایران دلیرانهتر از آن بود که عراق تصور میکرد. صدام حسین در این عملیات شخصا در کنار نیروهایش بود. عملیات که به پایان آمد، نوبت به ایران رسید.
سردار حسن باقری در اولین روز اسفند ۱۳۶۰ فرمان حمله را صادر کرد. خودش هم فرماندهی یکی از گردانها را به عهده گرفت و بدین ترتیب عملیات «مولای متقیان» با رمز یا علی ادرکنی آغاز شد.
مهمترین هدف این عملیات دفع پاتک سنگین دشمن در منطقه چزابه و توقف حمله و پیشروی بود. در اسناد جنگ آمده است که طی این عملیات، شهید باقری ضربات مهلکی بر نیروهای دشمن وارد و مسئله چزابه را برای همیشه حل کرد. او و نیروهایش در جنگ چزابه از منطقه رملی شمال تنگه (تپه نبعه) وارد عمل شده و با یورش به نیروهای عراقی آنان را از تنگه دور کردند. حماسه چزابه چنان بود که امام (ره) آن را الگو قرار داده و برای رزمندگان پیام تبریک فرستاد.
چزابه دوباره از دست دشمن به در آمد و برای همیشه به خاک ایران ملحق شد. پس از این همه سال وقتی نام چزابه برده میشود، تنها یاد حماسه و جنگ نابرابری به یاد میآید که در ماههای آغازین جنگ این تنگه به خود دیده است.
هنوز هم مینهای به جا مانده از آن زمان، گاه قربانی میگیرد. اگر از رزمندهای که نبرد چزابه را درک کرده، از آن بپرسی میگوید: « چزابه یعنی به مدت طولانی توی آب بودن و بی حرکت ماندن. چزابه یعنی هول و هراس و اضطراب، وحشت و نگرانی؛ چزابه یعنی نبرد بدون خاکریز و بدون سنگر و سرپناه؛ چزابه یعنی مرگ از زمین و هوا، یعنی گیرکردن در وسط آتش.»














