اصولگرایی در انحصار تندروها؛ سقوط راست در چاه افراط
چکیده :انشعابهای تدریجی از اصولگرایی، با توجه به عملکرد شوم حاکمیت یکدست و دولت پاکدست، حالا به جایی رسیده که شاخص ترین نمادهای جناح شکست خورده دوم خرداد در کنار میراث داران جریان پیروز اصلاح طلب در آن سال نشستهاند و مقابل آنها نیز تندروهایی قرار دارند که دیروز از حمله انصار حزبالله به تجمعات دانشجویی دفاع میکردند و امروز تهاجم به سفارت عربستان را تطهیر میکنند...
کلمه – گروه سیاسی: روزهای آغازین سیوهشتمین سال از عمر انقلاب اسلامی در حالی سپری میشود که رقابتهای انتخاباتی مجلس و خبرگان در جریان است. در این میان، جریان مدعی پیگیری اصول و ارزشها بیش از هر زمان دیگری در گذشته، به ورطه تحجر و افراط غلطیده است، به طوری که حجم افراد منتسب به جریانهای تندرو در فهرست جناح اصولگرا، هیچگاه تا این اندازه پرتعداد نبوده است.
به گزارش کلمه، انتشار فهرست های انتخاباتی ائتلاف اصولگرایان نشان داده که افراطیون بیش از پیش توانستهاند هدایت این جناح را در دست بگیرند و با حذف نیروهای سنتی و ریشه دار اصولگرا، اصولگرایی را در میان گرد و غبار تحجرگرایی و تندروی، قربانی کنند.
به طوری که پس از حذف نیروهای میانه رو و معتدل، حالا کار اقتدارگرایان به رایزنی و تلاش برای گسترش «نهضت انصراف» رسیده است تا بعد از چند مرحله مهندسی انتخابات و در حالی که نگرانی از شکست هر روز بیشتر در اردوگاه مدعیان اصولگرایی نمایان میشود، احتمال شکسته شدن آرا و حضور رقیبان سیاسی در انتخابات آتی به حداقل کاهش یابد.
سرنوشت اصولگرایی: بادامچیان می رود تا بذرپاش بماند
از همین روست که میبینیم حداد عادل که سرلیست ائتلاف اصولگرایان در تهران است، از کسانی که در لیست جا نگرفته اند، خواهش میکند که “برای رضای خدا” انصراف دهند و فهرستهایی که برای تهران، مشهد، قم و دیگر شهرهای شاخص منتشرشده نیز همگی نشان از چگالی سنگین بالای افراطیون در فهرست مدعیان اصولگرایی دارد.
اولین کسانی هم که به صورت حزبی به فراخوان پدر عروس رهبری پاسخ میگویند و اعلام انصراف می کنند، نامزدهای موتلفه و در رأس آنها بادامچیان هستند. کار اصولگرایی به جایی رسیده که بادامچیان کنار رفته است تا بذرپاش در لیست بماند!
حذف لاریجانی به نفع ذوالنور؛ توکلی و نادران در آغوش پایداری
شاید خارج کردن نام علی لاریجانی رییس مجلس که با تندروهای مدعی اصول مخالف بود از فهرست کاندیداهای اصولگرایان در قم و جایگزینی او با مجتبی ذوالنور، چهره تندرو سپاهی، کوبیدن آخرین میخ بر تابوت جریانی بود که در چالش با محمود احمدینژاد، تلاش کرد اصولگرایی را از آنچه “جریان انحرافی” نامیده میشد، مبرا کند و محافظهکاری و ارزشگرایی را در محور جبهه برآمده از جناح راست قرار دهد.
اظهارات سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه که اعتدال گرایی را آمریکایی میدانست و حسین شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه کیهان که در مجمع اصولگرایان قم گفته بود اصولگرایی معتدلانه بیمعناست، همگی نشانههای غلطیدن این جناح به دامن تندروترین طیفهاست؛ طیفهایی که حتی منتقدان احمدینژاد همچون نادران و توکلی را هم بلعیده و در خود هم کردهاند.
چگالی سنگین تندروها در لیست های تهران و مشهد و قم
نگاهی به لیستهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در دو شهر مهم کشور نشان میدهد که کفه افراطیون بر اصولگرایان سنگینی میکند.
از ۳۰ نامی که در تهران بر فهرست اصولگرایان نشستهاند، ۱۲ نفر متعلق به جبهه پایداری و دولت احمدینژاد هستند: مرتضی آقاتهرانی، فاطمه آلیا، مهرداد بذرپاش، محمد سلیمانی، پرویز داوودی، محمد ناظمی اردکانی، سیدمحمود نبویان، زهره طبیبزاده نوری، لطفالله فروزنده، سیدمسعود میرکاظمی، بیژن نوباوه، مرضیه وحیددستجردی.
۸ نفر از جمعیت رهپویان و جمعیت ایثارگران (نزدیک به حدادعادل): غلامعلی حدادعادل، علیرضا زاکانی، الیاس نادران، زهره الهیان، احمد توکلی، مجتبی رحماندوست، محمدجواد عامری شهرابی، لاله افتخاری.
۳ نفر عضو موتلفه: یحیی آل اسحاق، محمدنبی حبیبی، فاطمه رهبر.
۲ نفر عضو جامعه روحانیت مبارز: سیدمحمدحسن ابوترابی فرد، غلامرضا مصباحیمقدم.
و ۵ نفر از از سایر اقشار: حجتالله عبدالملکی(استاد دانشگاه امام صادق)، سیدعلی قریشی(مداح و نزدیک به حاج منصور ارضی)، اسماعیل کوثری(نزدیک به پایداری)، مهدی وکیلپور(مشاور سابق محسن رضایی) و حسین مظفر(نزدیک به قالیباف).
بدین ترتیب بیش از نیمی از ردیف های فهرست ائتلاف اصولگرایان در تهران را تندروترین طیف های این جناح اشغال کرده اند و سهم نیروهای سنتی، نوگرا و تا حدی معتدل؛ در مجموع کمتر از یک سوم است.
مشهد و قم دو شهر دیگری هستند که به واسطه هویت مذهبی شان، اصولگرایان به آنها به عنوان پایگاه رای نگاه میکنند. مشهد این روزها با به حاشیه راندن واعظ طبسی و محوریت بیش از پیش علم الهدی، مرکز فعالیت بخشی از افراطی ترین مدعیان اصولگرایی شده است. لیست اصولگرایان در این شهر هم شرایط بهتری از تهران ندارد.
حجتالاسلام احمد بحرینی، حجتالاسلام پژمانفر، رضا شیران، امیرحسین قاضی زاده و جواد کریمی قدوسی در لیست پنج نفره شورای ائتلاف اصول گرایان هستند که از حوزه انتخابیه مشهد و کلات انتخاب شدهاند. کریمی قدوسی و پژمانفر، شاخص ترین تندروهای این فهرست هستند که پیش از این تصور می شد در فهرست اصولگرایان جایی نداشته باشند.
در قم هم واقعیت در این جمله خلاصه میشود که مدعیان اصولگرایی حاضر نشدهاند از رئیس مجلس اصولگرا حمایت کنند.
ریزش های اصولگرایان؛ رویش های اصلاح طلبان
اصولگرایان که تبار آنها به جناح راست حزب جمهوری اسلامی در دهه شصت میرسد، پس از پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات ۷۶ در تقابل با جناح پیروز در دوم خرداد شکل گرفتند. اصلاحطلبان جناح مقابل خود را محافظهکاران نامیدند، اما این عنوان چندان به مذاق خود آنها خوش نیامد و چیزی نگذشت که آنها عنوان اصولگرا را برای خود پسندیدند.
بدین ترتیب در جناحبندیهای سیاسی، عنوانهای چپ و راست جای خود را به اصلاحطلبان و اصولگرایان داد. اما حالا پس از گذشت هجده سال از دوم خرداد، تقریبا چیز زیادی از اصولگرایان اصیل باقی نمانده است.
تندروی، تندروی و باز تندروی
نه تنها ناطقنوری از آن جریان فاصله گرفته و بسیاری از حامیان آنها در حوزه علمیه و جامعه دانشگاهی به صف مخالفان اصولگرایان تندرو فعلی پیوستهاند، بلکه ریزشها تا رئیس کنونی مجلس که دانشجویان دوم خردادی علیه او شعار میدادند “چراغ لاریجانی خاموش باید گردد” و حسن روحانی که نفر دوم فهرست جناح راست در انتخابات مجلس پنجم بود نیز امتداد پیدا کرده است.
انشعابهای تدریجی از اصولگرایی، با توجه به عملکرد شوم حاکمیت یکدست و دولت پاکدست، حالا به جایی رسیده که شاخص ترین نمادهای جناح شکست خورده دوم خرداد در کنار میراثداران جریان پیروز اصلاح طلب در آن سال نشستهاند و مقابل آنها نیز تندروهایی قرار دارند که دیروز از حمله انصار حزبالله به تجمعات دانشجویی دفاع میکردند و امروز تهاجم به سفارت عربستان را تطهیر میکنند.
خیانتی که احمدی نژاد به اصولگرایان و انقلاب کرد
طیف احمدینژاد و جبهه پایداری در سال های دولت نهم و دهم با اصولگرایی چنان کردند که برای استفاده از این کلمه برای طیف آنان باید از کلمه «مدعی اصولگرایی» استفاده کرد.
میدانداری بی بدیل تحجر و افراطیگری، از اصولگرایی واقعی تنها شبحی را به جا گذاشت که هیچ شباهتی با آنچه دو دهه پیش بود، ندارد.
جالب اینجاست که کار اصولگرایان به جایی رسیده که حتی محمود احمدینژاد هم به آنها لگد میزند. او که مورد حمایت صد درصدی اصولگرایان قرار داشت تا جایی که رهبری به صراحت گفت نظرم به نظرش نزدیکتر است و با این جمله فاصله خود را با یار قدیمی خود آیتالله هاشمیرفسنجانی بیش از گذشته کرد، در تازهترین اظهار نظر خود گفته است: «از نظر من اصولگرایی مرده است و باید خون تازه ای در جریان حامی انقلاب دمیده شود.»
این درست هدفی بود که او و همفکران او در جبهه پایداری از ابتدای روی کار آمدن دنبال کردند: از میدان به در کردن ریشهداران انقلاب. برای همین در هشت سال ریاست او در دولت کسانی همچون آیتالله هاشمی و ناطقنوری از میدان سیاست دور میشوند و کسانی همچون مصباحیزدی میاندار سیاست میشود.
حالا هرچه پیش میرود، تعداد بیشتری از اتوبوسی که مدعی اصولگرایی دارد پیاده میشوند. هنوز دو هفته مانده به انتخابات و در حالی که لیستها نهایی نشدهاند، اصولگرایان علی لاریجانی رییس مجلس را از فهرست خود در پایتخت مذهبی ایران حذف کرده و نام ذوالنور فرمانده سابق سپاه امام صادق را جایگزین او میکنند تا شاید همین تغییر نمادین، تکلیف بسیاری را در این عرصه مشخص کند.
اما ریزشهای اصولگرایان فقط در رأس این جناح و یا در سمت احمدینژادیها نیست. علی مطهری چهره دیگر اصولگرا هم در گفتوگویی که در روزنامه اعتماد منتشر شده، به صراحت گفته: «تصورم از اصولگرایی این نبود.»
اینها در حالی است که هرچقدر مرزهای مخدوش، فاصلهها را در جبهه اصولگرای سپهر سیاسی کشور بیشتر کرده است؛ درباره اصلاح طلبان وضعیت متفاوت است و با گذشت زمان، این جناح تعداد هرچه بیشتری از ریشهداران انقلاب را که بخشی از آنها روزی در طیف مقابل به سر میبردند، جذب خود کرده است.
تا جایی که احتمالا آنچه پس از انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم از اصولگرایی باقی میماند، چیز مهمی از ارزشها و اصول در آن یافت نمیشود و اصولگرایی بعد از این با تندروی، تحجرگرایی و افراطیگری برابری میکند.














