از چه خوبان همه با رای شما رد شدهاند؟ این نه رازیست که امروز ندانیم همه
چکیده :یکی از مخاطبان کلمه با ارسال متنی نوشته است: اینروزها بارِ دیگر ایران در تب و تاب است. همهٔ دلسوزان نگران آرای برآینده از دلِ صندوق های انتخابات هستند. یقین دارم مردم ایران که راهشان از چهار سوی به وسیلهٔ مهندسین انتخابات بسته شده است بارِ دیگر نا اهلان را با یافتنِ مفرّی زیرکانه ناامید خواهند کرد. به همین مناسبت شعری را که حرفِ دلِ من و بسیاری دیگر است تقدیم هموطنان عزیز مینمایم....
کلمه: یکی از مخاطبان کلمه با ارسال متنی نوشته است: اینروزها بارِ دیگر ایران در تب و تاب است. همهٔ دلسوزان نگران آرای برآینده از دلِ صندوق های انتخابات هستند. یقین دارم مردم ایران که راهشان از چهار سوی به وسیلهٔ مهندسین انتخابات بسته شده است بارِ دیگر نا اهلان را با یافتنِ مفرّی زیرکانه ناامید خواهند کرد.
به همین مناسبت شعری را که حرفِ دلِ من و بسیاری دیگر است تقدیم هموطنان عزیز مینمایم.
و من الله توفیق
«رفیقِ دزد، شریکِ قافله»
سخت پی گیرِ خبر از دل و جانیم همه
که بر اوضاعِ وطن، دل نگرانیم همه
رای ما رفت به تاراج در آن سال اگر
ما برآنیم که بودیم و همانیم همه
نقشه این بار بسی شومتر از پیشین است
مصلحت نیست که خاموش بمانیم همه
ایکه خوش جای به شورای نگهبان کردید
گر شما قیّمِ مایید بگویید بدانیم همه
گرنه آبادی این ملک، نگهبانِ چهاید؟
ما که از دستِ شمایان به فغانیم همه
ازچه خوبان همه با رای شما ردّ شدهاند؟
این نه رازیست که امروز ندانیم همه
پیرگرگیست در آن جمع که این فتنه ازوست
خلقی از توطئهاش جامه درانیم همه
نازنینان همه محبوس به زندان و به حصر
وز دو تن رهبرِ خود بی خبرانیم همه
گه به قاضی و گهی شحنه و برهر ناکس
در پی کسبِ خبر نامه پرانیم همه
بس کنید این ستم و دست ز ما بردارید
خوب دانید که ما سیلِ روانیم همه
چند روزی سمت و پست و مقامی دارید
یادتان رفت ز دنیا گذرانیم همه؟
یارِ دزدان و شریکِ دغلِ قافلهاید
تا که افشا شود این منتظرانیم همه
دزد بودید و کنون رهزنِ ایمان شدهاید
مکتب اینست اگر درس نخوانیم همه
وه چه گفتم، ببخشید، فراموشم شد
که بصیرید شما!!؟؟ بی بصرانیم همه
*****
احمد نیکبخت – بهمنِ ۱۳۹۴













