صانع ژاله، محمد مختاری و پروژه ناکام شهید دزدی در ۲۵ بهمن
چکیده :پروژه شهید دزدی به نتیجه نرسید. دستان کودتاچیان باز هم خالی ماند. برای همین از برگزاری سالگرد برای شهدای ۲۵ بهمن که دیگر همگان میدانستند بسیجی، نامی بود که به آنان نمیچسبید حتی با پول، خودداری کردند. بسیجیان شهیدی که قرار بود پروژه چند سالهای را برای سرکوبگران به پیش ببرند، رنگ سبزشان از میان خون سرخشان نمایان شد و بار دیگر تلخی شکست را به کام اقتدارگریان ریخت....
کلمه – نرگس نامدار:
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹ که پایان رسید دو شهید به شهدای جنبش سبز اضافه شده بود. ۲۰ ماه پس از اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاستجمهوری ۸۸، کودتاگران همچنان برای سرپوش گذاشتن بر آنچه کردهاند با اسلحه در خیابانهای تهران جولان میدادند و بیترس از عاقبت کار شلیک میکردند.
گلولههای آنان ۲۵ بهمن ۸۹ یکی بر پیشانی محمد مختاری ۲۲ ساله نشست و آن دیگری بدن صانع ژاله دانشجوی ۲۶ ساله دانشگاه هنر تهران را درید.
همزمان با خبر شهادت این دو، خبر دیگری نیز در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی منتقل میشد مبنی بر دستگیری رهبران جنبش سبز.
صبح فردای آن ۲۵ بهمن، رسانههای حامی کودتای انتخاباتی که وابستگان سپاه بودند خبر زدند که دو بسیجی در درگیریهای خیابانی به دست عوامل مجاهدین خلق به شهادت رسیدهاند. انتشار این خبر چنان گسترده بود که بهت همگان را به دنبال داشت.
کودتاچیان ۲۰ ماه پس از اعتراضات مردمی باید داستانی خلق میکردند تا جریان فتنه و آنچه آنان میخواستند به همفکران خود خوراک بدهند را توجیه کند. در داستان آنان مگر میشد که همه کشتهشدگان از فتنهگران باشند در حالی که آنان یک سال بود که در بوقهای خبری خود دمیدهبودند که معترضان، برهم زنندگان امنیت ملی بودند و از خارج از کشور خط میگرفتند؟ داستان آنان چیزی کم داشت.
در حالی که کلمه و سایتهای خبری جنبش سبز در طول سال ۸۸ و ۸۹ از دهها شهیدی سخن گفته بودند که اسم و آدرس و چهره داشتند.
اتاق فکر کودتا شهدای ۲۵ بهمن را به خیال خود مصادره کرد. کاری که پیش از این فقط درباره فلسطینیها و اسراییلیها شنیده بودیم درباره شهدای ۲۵ بهمن روی داد.
ماموران امنیتی به سبک مزدوران رژیم صهیونیستی جنازهها را دزدیدند و به گروگان گرفتند، خانوادههای آنان را تهدید کردند، هویتربایی کردند تا شاید بتوانند ادعای کذب خود را رنگ واقعیت ببخشند، غافل از این ننگ با هیچ رنگی پاک نمیشود.
رسانههای مدعی اصولگرایی اخباری مبنی بر بسیجی بودن آنان منعکس و حتی عکسی از یک کارت متعلق به صانع ژاله منتشر کردند که نشان میداد عضویت بسیج را دارد.
خبرگزاری فارس گزارش داد که جسد محمد مختاری جوان ۲۲ ساله بعد از ظهر چهارشنبه “در دستان جمعی از مردم انقلابی” در مقابل منزل خانواده او در شرق تهران تشییع شد.
فارس نوشت شرکت کنندگان در این مراسم شعارهایی نظیر “مرگ بر موسوی “، “مرگ بر کروبی” و “مرگ بر منافق” سر دادند.
تشییع جنازه را مردان امنیتی به دست گرفتند و کسانی زیر تابوتها را گرفتند که چهرههای حزباللهی داشتند، اما اولین گاف خبری و رسانهای همینجا کلید خورد. در این مراسم تشییع جنازه از خانواده شهدا خبری نبود.
در فاصله دو روز از شهادت تا خاکسپاری این شهدا سایتهای خبری جنبش اسناد و عکسهایی منتشر کردند که نشان میداد این دو شهید از طرفداران جنبش سبز بودند.
دفتر تحکیم وحدت هم طی بیانیه ای اعلام کرده است: «اجازه مصادره خون پاک شهدای راه آزادی را به قاتلانشان نمیدهیم.»
این تشکل در بیانیه خود آورد: «درد آورتر این که بیشرمی سرکوبگران را چون توحش ایشان نهایتی نیست و هدف بعدی شان مصادره خون پاک شهدا و تقدیم دوباره آن ها به قاتلانشان است. تا بر سرش اشک تمساح بریزند و نمایشی کریه بر پا کنند.»
دفتر تحکیم وحدت، طیف علامه یک هفته عزای عمومی در دانشگاه ها اعلام کرد.
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت طیف علامه) در بیانیه خود ضمن انتقاد از برگزاری تشییع جنازه از سوی مقام های حکومت این عمل را “وقیحانه و خیمه شب بازی” توصیف کرد و در بخش دیگری آورد: «در مراسم تشییع جنازه ای، که به سان خیمه شب بازی ای سیاه آن را ترتیب داده اند، با باتوم و شوکر به جان دوستان و همکلاسی هایش می افتند و دانشجویان مظلوم و داغدار را مضروب و مجروح می کنند.»
در ادامه این بیانیه آمده است که «راهی را که صانع و محمد رفته اند ادامه خواهیم داد و خونشان را پاس خواهیم داست. آنها که آخرین آرزویشان این بود که ایستاده بمیرند، چرا که از نشسته زیستن در ذلت خسته بودند.»
اما کودتاچیان فکر میکردند پیکرها که به خاک سپرده شود پایان داستان است. آنان خبر نداشتند یا خود را به بیخبری زده بودند که در زمانی که آنان تدارک تشییع جنازه دو شهید به اصطلاح بسیجی را میبینند، فضای مجازی پر شده از عکسهای محمد مختاری که دستبند سبز به دست دارد و صانع ژاله که در کنار آیتالله منتظری ایستاده است.
آخرین نوشته محمد مختاری در فیسبوک دست به دست میچرخید. او دو روز قبل از شهادتاش نوشته بود: «خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خستهام»
اگر فضای مجازی در دستان جنبش سبز بود ولی رسانه نه چندان ملی در اختیار کودتاچیان. برای همین دو روز پس از شهادت صانع ژاله در حالیکه رنجبران، مدیرکل تشکلهای «نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها» تصویر ژاله در کنار منتظری را جعلی دانسته بود، حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامه کیهان در سخنانی در تلویزیون گفت که صانع ژاله برای روزنامه او از برنامههای دانشجویان، از جمله دیدار انجمن اسلامی دانشگاه هنر با آیت الله منتظری خبر میبرده است.

ادعایی که خیلی زود چون حباب روی آب از بین رفت. چون نوشتههای صانع ژاله در نشریات اصلاحطلب رو شد که خط فکری او را کاملا نشان میداد.
یک بار دیگر فضای مجازی که در دستان مردم بود بر رسانه نه چندان ملی با همه امکاناتش پیشی گرفت. مضاف بر اینکه حکومتیان فکر میکردند از آنجا که او کرد سنی بوده میتوانند با فشار بر خانواده و تهدید سایر اعضای خانواده به دستگیری، آنان را ساکت کنند.
رسانه نه چندان ملی سراغ پدر او رفت و پدر عزادار تنها به گفتن اینکه پسرش قاری و حافظ قرآن بوده بسنده کرد. اما همکلاسیها و دوستان صانع ژاله که او را از نزدیک میشناختند ساکت نتوانستند بشینند برای همین مراسم تشییع پیکر او نتوانست آنچنان که مورد انتظار ماموران امنیتی بود برگزار شود. مراسم به صحنه زد و خورد دوبارهای بین بسیجیان و دانشجویان بدل شد. تنها زمانی از خاکسپاری باید میگذشت و فشارها و تهدیدها برداشته میشد تا حقیقت از زبان خانواده شهدا گفته میشد.
حقیقتی که از عجز و ناتوانی حکومت از متوقف کردن جریان جنبش سبز پرده برمیداشت. چندی بعد قانع ژاله برادر صانع هرگونه ادعایی مبنی بر بسیجی بودن او را تکذیب کرد و گفت کارت بسیج همان روز کشته شدن برادرشان برای او از طرف حکومت صادر شده بود.
همچنین گفت که دو تن از مسئولین بسیج غرب کشور، مبلغ ۷۵ میلیون تومان پول نقد برای پدر صانع ژاله میبرند، که این پدر از قبول آن خودداری میکند. هرچند این افشاگری چندان بیجواب نماند و قانع ژاله دستگیر شد و خانواده اش به شدت تحت فشار قرار گرفتند که مصاحبه او را تکذیب کنند و بگویند فرزندشان بسیجی بوده است.
این گفته را خانواده محمد مختاری دیگر شهید ۲۵ بهمن ۸۹ در گفتوگویی دیگر تایید کردند. زهره افجهای مادر محمد در مصاحبهای گفته بود میخواهند ما را با پول ساکت کنند. او گفته بود: «پول چیه؟ به بدبختی هم آدم بیفتد چنین پولی را نمیخواهد. من از روز اول گفتم بیخود تلاش میکنید.»
پدر مختاری هم در گفتوگوی دیگری گفته بود: «می خواستند محمد را بسیجی معرفی کنند اما محمد پیش از مرگ خودش را معرفی کرده بود و آنها نمیدانستند اگر محمد را بسیجی معرفی کنند جواب نوشتههای فیسبوکیاش را چه بدهند.»
اسماعیل مختاری هم از همان شب شهادت، روایتی مشابه با خانواده ژاله دارد: «ساعت دو بعد از نیمه شب دیدیم زنگ در خانه ما را زدند. رفتم پایین به من تسلیت گفتند و بعد به ما گفتند اگر میشود یک قطعه عکس از محمد بدهیم که ما او را به عنوان بسیجی معرفی کنیم. من گفتم نه کاری که شده و من نمیخواهم بچهام را به عنوان بسیجی معرفی کنم. گفتند به نفع شماست و از امتیازاتش استفاده میکنید. من گفتم نه. گفتند حالا شما با خانواده مشورت کنید ما نیم ساعت روی نیمکت توی میدان مینشینیم بیایید به ما جواب بدهید. من رفتم بالا با خانوادهام صحبت کردم و هیچ کس موافقت نکرد. برگشتم پایین و به آنها گفتم هیچ یک از اعضای خانوادهام قبول نمیکنند که محمد را به عنوان بسیجی معرفی کنید.»
پروژه شهید دزدی به نتیجه نرسید. دستان کودتاچیان باز هم خالی ماند. برای همین از برگزاری سالگرد برای شهدای ۲۵ بهمن که دیگر همگان میدانستند بسیجی، نامی بود که به آنان نمیچسبید حتی با پول، خودداری کردند.
بسیجیان شهیدی که قرار بود پروژه چند سالهای را برای سرکوبگران به پیش ببرند، رنگ سبزشان از میان خون سرخشان نمایان شد و بار دیگر تلخی شکست را به کام اقتدارگریان ریخت.
متبرک باد نامهای محمدمختاری و صانع ژاله تا ابد.













