سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

در بهار آزادی حذف جایی نداشت

چکیده :عده ای با سهم خواهی قدرت و رویکرد اقتدارگرایانه درصدد حذف یک جناح به سود جناح دیگر برآمده اند بی توجه به این که در بلند مدت این رویه می تواند به ضرر ملت و نظام در کلیت آن تمام شود تضمین بقا و پیشرفت میهن و نظام در گروی مشارکت جداکثری همگان و اتحاد و آشتی ملی تمام طیف و جریان های سیاسی با یکدیگر علیرغم اختلاف نظرها و تفاوت های فکری است. ...


سایت خرداد در یادداشتی نوشت:

سه دهه پس از انقلاب شاید نگاه نسل جوان به سال های ابتدایی “بهار آزادی” همراه با حسرت باشد. علیرغم پیشرفت های گسترده در طول این سه دهه می توان از دستاردهای گوناگونی یاد کرد: از اعتلای فرهنگی کشور، ارتقای سطح آموزشی (به خصوص افزایش حضور زنان در دانشگاه ها و مدارس) تا توسعه زیرساخت های اقتصادی و هم چنین کسب استقلال در حوزه تصمیم گیری پیرامون مسائل سیاست خارجی (که نقطه بارز آن در توافق هسته ای و مذاکرات نفس گیر تیم دیپلماسی ایران بود) با این حال، یکی از مولفه های شعار سه گانه جمهوری اسلامی ایران مورد بی توجهی و بعضا بی مهری واقع شده است: آزادی.

اگرچه آزادی بیان، آزادی تجمعات مسالمت آمیز و مهم تر از آزادی فعالیت سیاسی در قانون اساسی کشور تصریح شده است با این حال، در سال های اخیر رویکرد “حذف گرایانه” به خصوص در قبال جریان اصلاح طلب تشدید و تقویت شده است. با استقرارجمهوری اسلامی ایران و پس از حذف طبیعی گروه های مان مسلح مخالف نظام در درون نظام سیاسی جناح های راست و چپ شکل گرفتند. روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه تجار و اصناف جزو راست سنتی شناخته می شدند و سامان مجاهدین انقاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز، دفتر تحکیم وحدت و خانه کارگر جزو چپ سنتی. نقطه اختلاف این دو جریان اسلامی بیش تر بر سر مفاهیم اقتصادی بود تا سیاسی . راست های سنتی به مالکیت خصوصی و عدم کنترل تجارت داخلی و خارجی معتقد بودند و چپ های سنتی نیز طرفدار اقتصاد دولتی بودند و بسیار بیش تر از رقیب ضد امپریالیست و مخالف امریکا بودند. در آن زمان حضرت امام (ره) قائل به لزوم مشارکت سیاسی فعال هر دو بال نظام اسلامی برای پویایی بیش تر نظام بودند. تا سال ۱۳۶۸ عرصه سیاسی ایران محل رقابت و چالش این دو گرایش بود که اولی (راست) ها در شورای نگهبان قدرت داشتند و دومی (چپ ها) در قو مقننه و مجریه. در آن سال ها دو روزنامه بزرگ اطلاعات و کیهان در دست چپ ها بود و روزنامه تازه تاسیس رسالت به عنوان تریبون راست ها تریبون اپوزیسیون داخل حکومت شد. با رحلت حضرت امام و پایان جنگ ایران و عراق نیز آرایش سیاسی نیروها و هرم قدرت دستخوش تغییراتی شد.

در افول چپ، این راست مدرن بود که با حمایت ایت الله هاشمی در عرصه سیاست کشور سر برآورد. ظهور راست مدرن ضرورت جامعه پس از جنگ بود. خصوصی سازی تا حدودی اجرایی شد و دولت “سازندگی” تلاش کرد تا اقتصاد ویران شده در طول جنگ با عراق را احیا کند. اما ان زمان نیز به توسعه سیاسی توجه چندانی نشد تا آن که در انتخابات سال ۱۳۷۶ چپ های اسلامی که به حاشیه رانده شده بودند توانستند با شعار توسعه سیاسی، جامعه مدنی و مردم سالاری به قدرت بازگردند. آنان توانستند از تجربیات یاران ایت لله هاشمی نیز برای افزایش تجارب مدیریتی خود استفاده نمایند. حزب شاخص این جریان کارگزاران سازندگی بود که در کنار احزاب چپگرایی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز و همراه با چهره های سرشناس این جریان مانند مهندس میرحسین موسوی در هفتمین انتخابات ریاست جمهوری از رییس جمهوری اصلاحات حمایت کردند و بعد از پیروزی نیز در ائتلافی ۱۸ گانه نام جبهه دوم خرداد را بر خود نهادند.در هشت سال ریاست جمهوری دولت اصلاحات در یک سو احزابی مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جبهه مشارکت، کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز، دفتر تحکیم وحدت و… قرار داشتند و در دیگر سوی میدان رقابت، احزابی مانند هیات موتلفه اسلامی، جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه اسلامی مهندسان و … حضور داشتند. کابینه نخست رییس جمهوری اصلاحات تمام توجهش را به توسعه سیاسی و فرهنگی مبذول داشت و چندان توجهی به توسعه اقتصادی نکرد. هرچند که تورم تا حدودی کنترل شد و صندوق ذخیره ارزی بعد از سال ها احیا شد اما این تحولات در عرصه سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بود که ملموس تر بود. از انتشار ده ها روزنامه منتقد و مستقل و تاسیس احزاب مختلف و عرضه محصولات سینمایی، موسیقی و کلاً هنری و فرهنگی که تا قبل از این می بایست خواب صدور مجوز می دیدند از دستاوردهای این دوره بود. در مقابل نیز محافظه کاران با ابزارهایی که در دست داشتند دولت اصلاح طلب را با بحران روبه رو ساختند. این بار دعوا بر سر تحقق جامعه مدنی و مفهوم مردمسالاری بود اما تعطیلی ده ها نشریه، به زندان رفتن ده ها فعال سیاسی و ردصلاحیت اصلاح طلبان در انتخابات خبر از فرا رسیدن دوره دیگری می داد. سوم تیر ۱۳۸۴ آغاز این دوران جدید بود.

انتخابات شوراهای شهر برای محافظه کارانی که به حاشیه رانده شدند نقطه عطفی بود. آنان با چراغ خاموش وارد عرصه قدرت شدند. این جریان جدید که گام دوم را در انتخابات مجلس هفتم نیز با موفقیت برداشت یک سال بعد، در انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز موفق بود و کاندیدایش را بدون حمایت هیچ حزبی و تنها در چند روز آخر به پیروزی رساند. این جریان بر جوانان برخاسته از مساجد در قالب گروه هایی مثل انصار حزب الله، جمعیت ایثارگران، آبادگران و بسیج توانسته بودند پس از ۲۸ سال تمام قدرت را به دست بگیرند و برای اولین بار حاکمیت یکدستی را به وجود بیاورند. کارنامه این جریان درحوزه اقتصاد و سیاست خارجی ناکامی بیش تر را برای کشور به همراه آورد و در عرصه اجتماعی و فرهنگی نیز بر شدت اعمال محدودیت ها افزود تا جایی که رییس حسن روحانی در انتخابات با شعار میانه روی و اعتدال به قدرت رسید.

حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری بارها در فرمایشات شان بر لزوم حضور دائمی دو جناح جمهوری اسلامی ایران به عنوان دو بال یک پرنده برای تضمین بقای نظام یاد کرده اند. حال آن که، عده ای با سهم خواهی قدرت و رویکرد اقتدارگرایانه درصدد حذف یک جناح به سود جناح دیگر برآمده اند بی توجه به این که در بلند مدت این رویه می تواند به ضرر ملت و نظام در کلیت آن تمام شود تضمین بقا و پیشرفت میهن و نظام در گروی مشارکت جداکثری همگان و اتحاد و آشتی ملی تمام طیف و جریان های سیاسی با یکدیگر علیرغم اختلاف نظرها و تفاوت های فکری است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.