ما همه در حصر این استبداد زندگیسوزیم
چکیده :کلمه: یکی از مخاطبان کلمه با ارسال متنی نوشته است: در پاسخ به ندای «هل من ینصرنی» بانو زهرا رهنورد، پیشکش میکنم به رهبران در حصرمان مهدی و فاطمه کروبی و میرحسین موسوی. والعصر! قرآن به عصر سوگند میخورد و من به «حصر» والحصر که فراموشتان نمی کنیم! والحصر که شما واژه ی حصر را...
کلمه: یکی از مخاطبان کلمه با ارسال متنی نوشته است: در پاسخ به ندای «هل من ینصرنی» بانو زهرا رهنورد، پیشکش میکنم به رهبران در حصرمان مهدی و فاطمه کروبی و میرحسین موسوی.
والعصر! قرآن به عصر سوگند میخورد و من به «حصر»
والحصر که فراموشتان نمی کنیم!
والحصر که شما واژه ی حصر را محصور خود کردهاید؛ چنان که شنیدنش، هر کجای این سرزمین، لرزه بر تن این استبداد دینی می افکند. حتی هنگامی که چاووشی می خواند: «یه پاییز زرد و/ یه زمستون سرد و/ یه زندون تنگ و/ یه زخم قشنگ و/ غم جمعه عصر و/ غریبی «حصر» و/ یه دنیا سؤال و/ تو سینه ام گذاشتی!» من و بسیارانی چون من را به یاد شما و غم عصر و غربت حصرتان می اندازد. و درست همین یاد است که پیران استبداد را دیوانه کرده است.
شاید نا-«عارف»انی شیفته ی قدرت درین غوغای انتخابات شما را از یاد برده باشند ولی باز به همان «حصر بزرگ» سوگند که ما از یادتان نمی بریم!
بانوی سبز — درخت پرمیوه ی جنبش — بر ولنگاری ما درین خیابان های بی سرانجامی رشک نبرید! هر کس که نداند شما آزادگان که می دانید ما، همه حصریان این استبداد زندگی سوزیم. و اگر می بینید که به دادخواهی شما صدایی از ما بندیان برنمی آید بدانید که «این جا برای از تو سرودن هوا کم است»!
با آرزوی سلامتی و سرسبزی شما
احمد.س













