بهترین زنان در حصر تحجر؛ حتی رئیسجمهور هم گفت
چکیده :بانو رهنورد تو در این همایش هم نبودی، اما یادت صبحگاهان همراه ما آمد به نشستی که برای توانمندی زنان کشور برپا شده بود. هر چند حضور فیزیکی تو را در این اجلاس ندیدیم اما گویی در تک تک لحظههایی که از مقام زن و مادر سخن گفته میشد تو حضور داشتی. گفتند از کرامت زن و آنچه باید و شایسته است و من جای جای سالن همایش را میپوییدم تا نشانی از تو بیابم. همایشی که خیلی از سالها یا سخنرانش بودی یا مهمان ویژه....
کلمه – لیلا صادق:
همایش زن، اعتدال و توسعه است. همه آمدهاند از مادر شهید سهراب اعرابی تا مینو مرتاضی. از دولتیون تا سازمانهای غیردولتی. هنرمندان و کارآفرینان. همسران برخی از زندانیان سیاسی هم جز مدعوین هستند و صندلیهای جلوی همایش را به خود اختصاص دادهاند. بانو رهنورد تو در این همایش هم نبودی، اما یادت صبحگاهان همراه ما آمد به نشستی که برای توانمندی زنان کشور برپا شده بود. هر چند حضور فیزیکی تو را در این اجلاس ندیدیم اما گویی در تک تک لحظههایی که از مقام زن و مادر سخن گفته میشد تو حضور داشتی. آنگاه که از الگوی فاطمه زهرا سخن گفته شد برای تعالی زنان تو را به یاد آوردیم که چگونه از همواره تلاش میکردی الگوی زن مسلمان را به همگان بنمایی.
اوج حضورت را در آن زمان دیدم که رییسجمهوری از همه خاطراتش گفت از تنگنظریها در مورد زنان. اینکه زنان باشند یا نباشند. سخن بگویند یا نگویند. دوش به دوش دیگران در تصمیمگیری حضور یابند یا نیابند. گفتوگفت از تحجرها و کجاندیشیها در مورد زن تا رسید به آنجا که گفت: “نمیدانم عدهای بر چه مبنایی میگویند زن باید حصر در خانه برای همیشه بماند و اینها حتی مثل اینکه مقام و عظمت فاطمه زهرا را هم به زور میپذیرند.”
از آنجا بود که پرنده خیال به بن بست اختر پرکشید و بر بام خانهای نشست که شش سال است ساکنانش را در خود جای داده و دیوارهایی که این روزها میرحسین موسوی دلسوز انقلاب و نظام و بانو رهنورد قرآنپژوه و هنرمند کشورمان را مهمان خود کرده است. او میگفت که نمیداند بر چه مبنایی عدهای میگویند زن باید “حصر” در خانه برای همیشه بماند و من میگشتم در لا به لای خاطرات تا بیابیم ریشههای تحجر را در سخنانی که این روزها از تریبونها میشنوم.
او میگفت از کسانی که شعار و شعور زنان در روزهای پرشور انقلاب را برنمیتابیدند و من مییافتم آنانی را که شعور و شعار هیچ کسی را تحمل نمیکنند در این روزهای سی و هفت سالگی انقلاب. او میگفت از تفکیک جنسیتی و نگاه امام خمینی به نقش زنان و الگوی فاطمه زهرا و من مرور میکردم سخنان بانو رهنورد را در کرامت فاطمه زهرا آنجا که میگفت “آیا میتوان پذیرفت که حاکمیت به صدیقه کبری اعتقاد داشته باشد و … زنان و مردان را سرکوب کند و راه تنفس آزادی را با خفه کردن حلقومها مسدود کند؟”
همه گفتند و گفتند از کرامت زن و آنچه باید و شایسته است و من جای جای سالن همایش را میپوییدم تا نشانی از تو بیابم. همایشی که خیلی از سالها یا سخنرانش بودی یا مهمان ویژه.
به یاد همه آن پیامهای دلسوزانه قبل از حصر خانگیات میافتم که به هر بهانهای از حاکمان میخواستی شان و جایگاه و مقام زن را بیش از دیگران حفظ کنند. آنگاه که به جمع مادران شهید و قربانیان میرفتی و آن زمان که دست به قلم میردی و به هر بهانه و مناسبتی میخواستی که زندانیان سیاسی را آزاد کنند و حرمت مادران و همسران زندانی را نگه دارند.
با خود میگویم ای کاش باز هم کسی بود که بابهانه و بیبهانه از محصوران و زندانیان یاد کند. ای کاش کسی بود که خواستار آزادی، رفع حصر شود. ای کاش باز هم کسی بود که در این روزهای فجر پیروزی انقلاب به یاد مسئولان و صاحبان قدرت بیاورد جایگاهشان را در سال ۵۷٫
کاش باز دلسوزی بود که میگفت “به پاس بزرگداشت فاطمه زهرا همه زندانیان را آزاد کنید این اقدام را با آزادی زنان زندانی آغاز کنید”. کاش کسی بود که یادآوری میکرد با آزادی زندانیان سیاسی کسی کوچک نمیشود و کسی نمیگوید که “جا زدهاید.” خیلی وقت است که دیگر از مسئولی سخنی نمیشنویم برای رفع حصرها و حبسها. اما ای کاش باز کسی یافت میشد که در این فجر پیروزی به یاد انقلابیون راستین میگفت “کوچک نمیشوید اگر درهای زندان را به روی بهارهها و نرگسها بگشایید.” کوچک نمیشوید اگر فرزندان نرگس از آغوش مادر سیراب شوند. کوچک نمیشوید اگر بهاره تازه عروس بتواند در کنار امینش به استقبال بهار برود. کوچک نمی شوید اگر مهدی کروبی مبارز و انقلابی همه این سالها باز هم با دلسوزی سخن از انقلاب بگوید. کوچک نمی شوید اگر بانو رهنورد باز هم سخنران همایشها باشد و میر دربند از خاطرات و دغدغههایش برای انقلاب و مردم سخن بگوید.
همه صندلیها خالی شده. کسی در سالن نیست. اما هنوز چشمانمان به دنبال صندلیهای خالیای است که میتوانست جای عزیزان در بند باشد. به خود دلداری میدهم وقتی به یاد میآورم که در وصف زهرای اطهر میگفتی: “فراموش نمیکنیم که آن بانو چه رنجهای عظمیی برای ارتقا و پیشبرد اسلام به جان خریدند.” و به خود دلداری می دهم که فرزند معنوی زهرا (س) که باشی باید برای اهدافت رنج را به تنت بخری و صبر و تحمل بایدت تا روزی که تحجر دیگر نتواند کسی را در “حصر و حبس” کند. تا آن روز یکدیگر را به صبر و حقانیت راهمان توصیه میکنیم.













