سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سی‌و‌سه سال گذشت؛ هنوز از فکه و چزابه استخوان شهید می‌آورند...
» به بهانه سالروز والفجر مقدماتی، یکی از پرتلفات‌ترین عملیات‌های جنگ

سی‌و‌سه سال گذشت؛ هنوز از فکه و چزابه استخوان شهید می‌آورند

چکیده : دشمن منتظر بود تا صبح دمیده شود تا برای عملیاتی که در انتظارش بود، وارد عمل شود. نیروهای ایران وقتی وارد منطقه شدند تصور این میزان میدان مین را نکرده بودند. عمق و وسعت زیاد میادین مین در واقع منطقه را تبدیل به باتلاقی کرد و این چنین شد که ۳۳ سال پس از عملیات والفجر مقدماتی هنوز که هنوز است استخوان شهید می‌آورند. هنوز گروه‌های تفحص در این دشت به جست‌و جو هستند...


کلمه‌ – گروه دفاع مقدس: آفتاب که برآمد دشت بود و یازده لشگر سپاه در میانه فکه تا چزابه و عملیات لو رفته و این شد که کربلای والفجر مقدماتی در هجدهمین روز از بهمن ۱۳۶۱ رقم خورد.

پس از آزادسازی خرمشهر همچنان نظر فرماندهان سپاه بر این بود که فتح بصره نقطه طلایی جنگ خواهد بود و فقط در این صورت است که می‌توان برای جنگ پایانی متصور شد.

عملیات رمضان برای دستیابی به بصره ناکام مانده بود. برای همین هدفی نزدیکتر در نظر گرفته شد تا شاید در فرصت بعدی بصره به تصرف درآید. شهرالعماره در دستور کار قرار گرفت.

عملیات والفجر مقدماتی با رمز یاالله یاالله در ساعات پایانی هفدهم بهمن آغاز شد. عملیات از پنج محور شمال و جنوب رشیده، صفریه و ارتفاعات چرمر و خاک آغاز شد و نیروها در تاریکی مطلق شب به منظور پاکسازی میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن و رخنه در این خطوط پیشروی کردند. وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد که دشمن برای ایجاد آن ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت. در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، اما به دلیل عدم پاکسازی منطقه – در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود – طبیعی به نظر می رسید که امکان استقرار وجود نداشته باشد.

از طرفی دشمن منتظر بود تا صبح دمیده شود تا برای عملیاتی که در انتظارش بود، وارد عمل شود. نیروهای ایران وقتی وارد منطقه شدند تصور این میزان میدان مین را نکرده بودند. عمق و وسعت زیاد میادین مین در واقع منطقه را تبدیل به باتلاقی کرد و این چنین شد که ۳۳ سال پس از عملیات والفجر مقدماتی هنوز که هنوز است استخوان شهید می‌آورند. هنوز گروه‌های تفحص در این دشت به جست‌و جو هستند.

آفتاب که درآمد دشت بود و یازده لشگر در میانه و ده‌ها میدان مین، بدون هیچ مانع و استحکاماتی که پشت آن رزمنده‌ای پناه بگیرد. آتش دشمن شروع شد.

در اسناد جنگ علت موفق نبودن این عملیات را چنین گفته‌اند: «وسعت و عمق موانع و استحکامات دشمن و وجود کانال های متعدد که دشمن برای ایجاد آن ها تلاش بسیاری متحمل شده بود، سرعت لازم را از نیروها گرفت. در نتیجه، اگر چه خط اول دشمن شکسته شده بود، لیکن به دلیل عدم پاکسازی منطقه – در حالی که تاریکی شب رو به پایان بود – طبیعی به نظر می رسید که امکان استقرار کامل وجود نداشته باشد. در واقع تاریکی مطلق شب، عدم الحاق نیروها و پاکسازی منطقه، عمق و وسعت زیاد میادین مین، هوشیاری و اطلاع قبلی دشمن نسبت به وقوع عملیات، عوامل بازدارنده ای بودند که به عدم تامین کامل اهداف مرحله اول عملیات منجر شدند.»

اما این پایان کار نبود. به رغم وضعیت موجود به خاطر موقعیت خاصی که به تبع آغاز عملیات در میان مردم ایجاد شده بود و از طرفی به دلیل امیدواری مسئولین و نیز تبلیغات سوء دشمن و … مرحله دوم عملیات در ساعت ۲۱ روز بیستم بهمن به منظور انهدام نیرو و تجهیزات دشمن آغاز شد. اما این بار نیز عدم هماهنگی در نیروهای عمل کننده و هم چنین هوشیاری دشمن و احاطه او بر راه کارهای خودی، مانع از پیشرفت رزمندگان شد و والفجر مقدماتی تبدیل به یکی از پرتلفات‌ترین عملیات‌های جنگ کرد.

در این عملیات ما یکی از مهمترین فرماندهان جنگ را از دست دادیم. غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری فرمانده اطلاعات و عملیات قرارگاه خاتم الانبیاء و فرمانده نیروی زمینی سپاه و چند تن دیگر از جمله مجید بقایی فرمانده قرارگاه کربلا در حین شناسایی در کمین نیروهای عراقی گرفتار شده و به شهادت رسیدند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.