سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ویژگی‌ها و نشانه‌های انتخابات پاک...

ویژگی‌ها و نشانه‌های انتخابات پاک

چکیده :انتخابات، رقابتی بین بدان و بدترها و خوبان و خوب‌ترهاست که از دل همین نتیجه، معلوم می‌شود: کسانی که حاکمیت، خارج از چارچوب قوانین منطبق با کرامت انسانی، آ‌ن‌ها را بد می‌داند و ردصلاحیت می‌کند، حق دارند تا در رقابتی سالم و پاک با دیگران، خود را در معرض رای شهروندان قرار دهند و صد‌ البته، آشکار است که تشخیص خوب از بد یا خوب‌تر از خوب بر عهده رای‌دهندگان است نه بر عهده کسانی که با بدقواره‌ کردن لباس قانون، آزادی و اختیار انتخاب‌ کردن و انتخاب‌ شدن را از شهروندان سلب می‌کنند....


احمدرضا احمدپور

در کشور ما ده‌ها سال است که روش‌ها و منش‌های سیاسی گاه ناشناخته، به عاداتی بدشوم و ناکارآمد تبدیل شده‌اند تا ژرفای‌ ذهنی و تکاپوی اندیشه را به نا‌کجا‌آبادی بی‌پایان برساند.

«انتخاب بین بد و بدتر» از جمله عادات یاد شده جامعه ایرانیان است؛ چراکه، عادت شده است تا بدون توجّه‌ به‌ رکن‌بودن انتخابات در جامعه‌مدنی و نیز بدون توجه به‌ وجود شرایط و بستر مناسب انتخابات، در دم‌دمای آن، همگی کارشناس و متخصص سیاست و علوم‌ اجتماعی و جامعه‌شناسی می‌‌شوند! و بر اساس عادت چند‌ ده‌ ساله گذشته، در هر دوره و در هر نوع از انتخابات انتخاب گزینه «بد» و مثلا دست رد زدن بر سینه «بدتر»؛ تنها راه و علت مشارکت می‌شود. متاسفانه این تنها راه در انتخابات که به عادتی «رو به‌ واپس‌گرایی» تبدیل شده است؛ در حالی است که انتخاب معمول بین «بد و خوب‌» و نیز انتخاب زیباتر و رو به‌ جلوی بین «خوب و خوب‌تر»، را به‌ کلی به‌ دنیای فراموش‌شدگان سپرده‌اند و بدون‌ آن‌که متوجه این نکته مهم و اساسی باشند که آیا انتخابات ارائه‌ شده، واقعا انتخابات است یا چیز دیگر؟ برحسب عادت، شماری اقدام به‌ انتخاب بین «بد و بدتر» می‌کنند و شماری نیز‌ عکس رفتار رای‌دهندگان، انتخابات را تحریم می‌کنند.

با این‌که انتخابات از حقوق اجتماعی، سیاسی مردم است و نه‌ حکمی شرعی، اما معمولا سردم‌داران نظریه انتخاب بین بد و بدتر، آن را امری واجب می‌دانند و مخالفان منع رای و گاه حکم به حرام‌ بودن رای می‌دهند در حالی‌که انتخابات حقی از حقوق شهروندی و اختیاری است که اختیاری‌ بودن آن از ویژگی‌های برتر آن است و وجوب و تحریم شرعی‌بردار نیست.

حال با گشودن سرفصل‌هایی درباره انتخابات، ذهن را به ژرفای زشتی‌ عادات ناخجسته، عطف می‌دهد:

اهمیت رای و انتخابات

در دنیای جوامع مدرن مبتنی بر دموکراسی، چه دموکراسی کامل و چه نوع ناقص آن، انتخابات روشی پسندیده است و لازمه جدا‌ناشدنی نظام‌ها و حکومت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه است. در چنین دنیایی، عقل و گاه قانون، حکم می‌کند تا عده‌ای در معرض انتخاب‌شدن و بیشتر مردم، انتخاب‌کننده باشند. در این دنیا، کمتر انسانِ عاقلِ غیر متعصب‌ و انسان‌محوری یافت می‌شود که برای گردش و جابه‌جایی قدرت و دست‌ داشتن مردم در سرنوشت خویش، انتخابات را تقبیح و منع کند؛ بلکه تنها، دیکتاتورها و نظام‌های فردی غیر عادل و بدون پارلمان و بدون شوراها هستند که نظم و قانون جامعه را بر مبنای اراده و خواست فردِحاکم، استوار می‌دانند.

در دنیای مدرن و رشدکرده، «رای» از چنان جایگاهی برخوردار است که آن را به‌ مثابه خون می‌دانند؛ یعنی همان‌گونه که خون‌پاک‌، در شریان‌های بدن، حیات فردی را تضمین می‌کند، «رای» نیز تضمین‌کننده حیات اجتماعی است.

‌اما در این بین، نظام‌هایی برخاسته از جمهور و رای‌ عمومی نیز وجود دارد که لباس دموکراسی و دخالت مردم در آن‌ را یا بدقواره دوخته‌اند یا آن‌ را بد ‌می‌پوشند و بد می‌پوشانند!

جمهوری‌ اسلامی ایران، نظامی است برخاسته از اراده عمومی‌ توده‌های مردمی که در سال ۱۳۵۷ه.ش به‌ پیروزی رسید. در همین راستا، اصل ششم قانون‌ اساسی، کارها و برنامه‌های کشور را به‌ اتکای آرای عمومی از «راه‌انتخابات» ترسیم کرده است؛ از این‌ رو اصل‌ اول قانون‌ اساسی آن، نوع حکومت ایران را «جمهوری‌ اسلامی» معرفی می‌کند؛ یعنی، دست‌کم، دموکراسی ناقص! {نیمی مبتنی بر جمهور و نیمی مبتنی بر اسلامی‌ بودن} که بر ایران حاکم است؛ بنابراین،برای پیاده‌ کردن این نوع دموکراسی، نیاز است تا انتخابات در جایگاه واقعیتی گریز‌ ناپذیر، پیوسته وجود داشته باشد و گردش‌ قدرت در آن نیز به‌ گونه‌ای مستمر بر مطلقه‌خواهی‌ها و انحصار‌طلبی‌ها، چیرگی پیدا کند.

شوربختی جامعه عادت‌گرای ایرانی است‌ که فرآیند و برآیند انقلاب مردمی و اسلامی، دست‌خوش ناهنجاری‌ها و چاله‌های خواسته‌ و‌ ناخواسته و گاه بدقوارگی توسط برخی حاکمان گردیده است و شوربختی بیشتر این‌که، بدقوارگی در آغاز در قوانین و به‌ خصوص در قانون اساسی نمایان شد؛بر همین‌ اساس، برای پیش‌گیری از ناروایی و سر و سامان‌ دادن به آن در سال ۱۳۶۸ در قانون اساسی ایران تجدید‌نظر کردند و با تغییراتی، بار دیگر به‌ رای عمومی گذاشته شد.

البته، بدبختانه این همتِ شایسته برای رواداری و هنجار‌ بخشیدن به‌ قانون‌ اساسی، پایان‌ بخش ناهنجاری‌ها و بدقوارگی‌های قوانین و پوشش انقلاب نشد؛ بلکه با گذشت زمان و با پختگی رفتار‌ها و دیدگاه‌ها، بدقوارگی‌ها، یکی پس از دیگری خود را آشکار کرد؛ با این تفاوت که این‌بار، در بین حاکمان، توافق و یا اراده‌ای برای اصلاح و ترمیم قانون‌ اساسی، تاکنون به‌ دست نیامد.

نظارت‌ استصوابی شورای‌ نگهبان قانون اساسی ایران، از این دست بدقوارگی‌‌هاست که همچون ردایی زشت بر اندام نزار انتخابات، دموکراسی نیمه‌ جانی را به نمایش گذاشته است.

نظارت استصوابی

این نوع نظارت، در واقع نوعی نگرش غیر حقوقی به‌ وظیفه «نظارت‌» شورای‌ نگهبان بر انتخابات است که اگر چه قید «استصوابی» در قانون‌ اساسی نیامده است؛ اما وجود و اجرای آن، بنا به‌ دلیل‌هایی که در پی می‌آید؛ نوعی ناهنجاری‌ و بدقوارگی کاملا قانونی است:

الف. برپایه اصل ۹۹ ق.ا، ناظرِ بر انتخابات مجلس‌ خبرگان‌ رهبری و مجلس‌ شورای‌ اسلامی، ریاست‌جمهوری و همه‌پرسی، شورای‌ نگهبان‌ قانون‌ اساسی است؛
ب. برپایه اصل ۹۸ ق.ا، تفسیر قانون‌ اساسی بر عهده شورای‌ نگهبان است؛
ج. شورای‌ نگهبان نظارت خویش در اصل ۹۹ را به‌ نظارت استصوابی تفسیر کرده است.

بنابراین، اگرچه تفسیر نظارت‌ حقوقی به‌ نظارت‌ استصوابی‌، بر اساس شکل و متن قانون اساسی، قانونی است؛ اما، این تفسیر، از جمله، ناهنجاری‌هایی است که انتخابات و حتی دموکراسی را و نیز خود قانون را بدقواره کرده است و حتی انتخابات را از نشانه‌ها و ویژگی‌های خود دور ساخته است و در عوض با انتصاباتی پیش از انتخابات، آن را از ماهیت انتخابی خارج ساخته است.

‌ویژگی‌ها و نشانه‌های انتخابات

انتخابات، بر اساس تجربیات جوامع دموکرات و بر پایه تعریف علوم سیاسی، الزاما، این ویژگی‌ها و نشانه‌ها را که برابر نشانه‌های دموکراسی نیز هست در دل و به‌ همراه خود، دارد:

۱٫ حق و حقوق‌ بخشی، این‌که، وجود انتخابات نشانه این است که مردم حق‌ و‌ حقوقی در انتخاب‌شدن و انتخاب‌ کردن دارند؛

۲٫ انتخاب، این‌که، مردم حق انتخاب دارند و تعیین سرنوشت خود از راه انتخابات، حق آن‌هاست؛

۳٫ آزادی، این‌که مردم آزادند تا از حق خویش بهره جسته و آزادانه انتخاب کنند و همان‌گونه که آزادند انتخاب کنند؛ نیز، آزاد باشند تا در معرض انتخاب قرار بگیرند؛

۴٫ همیشگی‌ بودن انتخابات، یعنی مقطعی نباشد؛

۵٫ واقعی‌ بودن انتخابات و نه فرمایشی، یعنی، انتخابات به‌ معنای واقعی کلمه «انتخابات» باشد و اساسا به‌ انتصابات نزدیک یا شباهت نداشته باشد؛

۶٫ فرصت تغییربخشی، یعنی به‌ حاکمیت و شهروندان فرصت داده می‌شود تا از راه انتخابات تغییر کنند و نو شوند و نیز به‌ مخالف فرصت می‌‌دهد تا تغییر دهد و تعامل داشته باشد؛ بلکه با این فرصت، سرنوشت خویش را تغییر دهد تا هرگز به قهر و خشونت و تنذروی روی نیاورد؛

۷٫ گردش قدرت، عامل اساسی بازدارندگی فساد حاکمان و تسری آن به‌ حاکمیت و جامعه، ‌تحقیقا، گردش قدرت است؛ این گردش از تمرکز قدرت و ثروت پیش‌گیری می‌کند؛ بنابراین هدف غایی انتخابات، انتقال و گردش‌ قدرت است برای پایان دادن به خطاها و مفسده‌های احتمالی منتخبین قبلی و رسیدن به‌ توزیع عادلانه ثروت و توانایی‌های عمومی و ملی؛

۸٫ رضایت‌مندی جامعه، این رضایت‌مندی در پی خود، نشاط سیاسی و اجتماعی به‌ ارمغان می‌آورد؛

۹٫ مسئولیت‌پذیری، اینکه مردم در سرنوشت خویش و نظام حاکم بر آنان احساس مسئولیت می‌کنند؛ در نتیجه مشارکتی همگانی را به‌ نمایش می‌گذارند و نیز احساس مسئولیت می‌کنند تا از راه انتخابات وارد حاکمیت شوند و تغییرات و اصلاحات مطابق منافع ملی را به‌ سرانجام برسانند؛

۱۰٫ نقش‌پذیری مردم در کارهای کلان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از راه همه‌پرسی که خود نشانه شور‌ اجتماعی و زدودن بی‌تفاوتی‌ها در بستر جامعه‌است؛

۱۱٫ اختیاری‌ بودن، یعنی، انتخابات امری اجباری نیست و شهروند حق دارد با اختیار خویش به‌ آن‌کس یا به‌ قانونی که می‌خواهد رای دهد یا رای ندهد.

۱۲٫ پاک و سالم‌ بودن انتخابات در تمام مراحل برگزاری، یعنی خود قانون و مجریان پاک و سالم‌ بودن انتخابات را بر پایه قانون خوش‌قواره و مطابق با استانداردهای جهانی و دست اول تضمین کنند.

۱۳٫ رقابتی‌ بودن انتخابات، یعنی، مطابق تمام سلایق رای‌دهندگان و به‌ تعداد کافی، نامزد وجود داشته باشد تا شهروندان در رقابتی سالم، فرد یا افراد مطابق با خواست خویش‌ را برگزینند.

راه تشخیص انتخابات واقعی از بدلی

ویژگی‌های برشمرده، مهم‌ترین نشانه‌های تشخیص انتخابات واقعی و غیربدلی است؛ به‌ عبارتی، انتخابات واقعی، همه فرصت‌های لازم را در اختیار شهروند قرار می‌دهد تا مطمئن شود که رای او می‌تواند در اصلاح یا تغییر سیاست‌‌های حاکم اثربخش باشد و منافع عمومی و ملی او را تامین کند. چنین انتخاب و چنین انتخاباتی، شهروند را به انتخاب بین بد و بدتر محدود نمی‌کند؛ زیرا اصولا، فرد بد ماهیتی فسادآور دارد و زمینه تبدیل‌ شدن به‌ بدتر را نیز به‌ همراه خویش دارد.
ماهیت بد در قیاس با ماهیت خوب، معمولا به‌ سوی بدتر شدن، تمایل دارد و تجربه و عقل نیز ثابت کرده است که انسان‌های خوب هم هنگامی

که به‌ قدرت می‌رسند در مدت نشستن مستمر بر کرسی فرمان و قدرت و ثروت، چه بسا به‌ فساد و دیکتاتوری برسند، چه‌ رسد به افراد بد که ماهیتی کششی به‌ سوی فساد و استبداد دارند. در سوره ابراهیم آخر آیه ۳۴ آمده است: ﴿…إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ﴾، یعنی، انسان بی تردید ستم‌کاری ناسپاس است. و یا در سوره عادیات آیه ۶ آمده است: ﴿إِنَّ‌الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ‌لَکَنُودٌ﴾ یعنی انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است. و در سوره علق آیه ۶ نیز آمده است: ﴿ کَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَیَطْغَى﴾ یعنی افسوس که انسان سرکش {و طغیان‌گر} است.

وقتی انسان در برابر نعمات فراوان خداوند و بخشش او ستم‌کارانه به‌ لطف و عنایت خالقش ناسپاس است؛ پس چگونه می‌شود انسان بد در برابر رای و اعتماد مردم، ستم‌کار و ناسپاس نشود؟!

دیدگاه عقلی؛ بایسته، شایسته و استثناء

نویسنده این یادداشت خلاف آنهایی که انتخاب بین بد و بدتر را امری عقلایی می‌دانند؛ جز در نمونه‌‌های بسیار نادر و ضروریات فردی، چنین محدودیت و انتخابی را در واقعیت‌های مهم سیاسی و اجتماعی، نجات‌بخش و انگیزه‌آور و سرنوشت‌ساز نمی‌داند و معتقد است انتخاب بین «بد و بدتر» به‌ عادتی زشت در رفتار سیاست‌مداران قدرت‌خواه تبدیل شده است که بدبختانه به‌ بستر جامعه نیز سرایت یافته است در حدی که می‌شود گفت: چنین گزینه‌ای عادتی زشت و همگانی در مشارکت‌های اجتماعی و سیاسی است.

بدیهی است انتخاب بین بد و خوب بایسته عقلی و انتخاب بین خوب و خوب‌تر شایسته عقلی است؛ اما انتخاب بین بد و بدتر عقلایی نیست؛ جز در ضروریات فردی، مثل انتخاب بین قطع عضو منجر به‌ زنده‌ ماندن و مرگ که از استثائات عقلی است.

بر اساس منطق هواداران «انتخاب بین بد و بدتر»، امام آزادگان حسین بن علی‌(ع)، می‌بایست بین بیعت و زندگی با ذلت و مرگ با افتخار، بیعت را انتخاب می‌کرد که در واقع سوختن در آتش ظلم ظالم بود، اما آن اسوه و الگوی آزادگی و آزادگان، با شعار «هیهات‌ مناالذله»، رهایی و سعادت را برگزید.

انتخابات دارای ویژگی‌های برشمرده در واقع در بستر جامعه، انگیزه تزریق می‌کند و هر دوره می‌تواند، حماسه‌ای ملی با مشارکت عمومی را به‌رخ بد‌خواهان و مطلقه‌خواهان بکشاند و نیز نظام‌ حاکم را از تهدیدها و خطرهای احتمالی اجتماعی درون‌مرزی و بیگانگان محافظت کند و آرامش و آسایش را برای مردم و کشور به‌ ارمغان ‌آورد.

نتیجه

با در نظر گرفتن ویژگی‌های برشمرده، آشکار می‌شود که انتخابات، رقابتی بین بدان و بدترها و خوبان و خوب‌ترهاست که از دل همین نتیجه، معلوم می‌شود: کسانی که حاکمیت، خارج از چارچوب قوانین منطبق با کرامت انسانی، آ‌ن‌ها را بد می‌داند و ردصلاحیت می‌کند، حق دارند تا در رقابتی سالم و پاک با دیگران، خود را در معرض رای شهروندان قرار دهند و صد‌ البته، آشکار است که تشخیص خوب از بد یا خوب‌تر از خوب بر عهده رای‌دهندگان است نه بر عهده کسانی که با بدقواره‌ کردن لباس قانون، آزادی و اختیار انتخاب‌ کردن و انتخاب‌ شدن را از شهروندان سلب می‌کنند.

عقل حکم می‌کند، باید برنامه‌ریزی دراز‌ مدت و کوتاه‌ مدت شود تا بدقواره‌زدایی و زشت‌زدایی در عادت‌ها شود، نه این‌که حکم به خوی‌ گرفتن به زشتی‌ها و تمایل به بد و بدی‌ها شود. با همه اوصاف یاد‌شده، آشکار است، رای تک‌تک افراد جامعه ارزشمند است و مردمان جامعه‌ای‌ دموکرات، باید قدر رای و نقش مشارکت خود را بدانند؛ از این رو، همان‌گونه‌ که ارزش پول درون جیب‌شان را هدر نمی‌دهند و تلاش می‌کنند «بجا» خرجش کنند، مطابق عقل است تا همان برنامه و نگرش و دقت را برای رای‌شان نیز داشته باشند. طبیعی است که چنین ارزش‌ و‌ نتیجه‌ای در انتخاباتی با ملزومات برشمرده آن، شدنی است نه در انتخاباتی که فاقد ویژگی‌هاست و ماهیت آن به‌ چیزی غیر از انتخابات تبدیل و استحاله شده باشد؛ چنانچه رییس‌جمهور محترم در جمع استانداران و فرمانداران در اول بهمن‌ماه نیز اذعان داشتند: «اسم مجلس، خانه ملت است نه خانه یک جناح، اگر این‌ طور است، نیاز به انتخابات نیست، همان‌ها دوباره تشریف ببرند مجلس!»

منبع: سحام


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.