تجربه ۸۸ تا ۹۲ و پیشنهادهایی برای ۹۴
چکیده :پس از گذشت سالها از حصر رهبران جنبش سبز و زندانی نمودن اصلاحطلبان علیرغم تبلیغات و ادعای اصولگرایان هنوز هم درخواست عمومی برای رفع حصر و اتمام زندان در محافل و در متن جامعه پر رنگ است و در هر فرصتی مردم فریاد رفع حصر را سر میدهند. در انتخابات ۹۲ هم یکی از عوامل پیروزی همین مطالبه بود که بر آن وعده داده شد و هر چند هنوز محقق نشده است اما این مطالبه همچنان باقی است و مردم در انتظار رفع حصر و رهایی زندانیان سیاسی هستند. اصلاحطلبان باید این مطالبه را جدی بگیرند....
کلمه – علیرضا کفایی:
به نام خدا
رفتار سختگیرانه و عملکرد حذفی ناظرین شورای نگهبان در رد صلاحیت اصلاحطلبان قبل از هر چیز تحریف آرمانهای انقلاب اسلامی است و ذرهای ذکاوت و هوشمندی در این اقدام مشاهده نمیشود. آنان اگر به اسلام التزام و به انقلاب وفا دارند نباید کار را بدینجا می رساندند و به این گستردگی و این چنین بیسابقه به ردصلاحیت میپرداختند. فهم سیاسی خاصی نمیخواهد تا به مافیالضمیر این جماعت که پر از حسد و جهل است پی برد.
آنچه رقم خورده است مقدمهای است بر فیلمنامهای هالیوودی که از همان ابتدا میخواهد با خشونت همه کس و همه چیز را نابود کند و خود را برکشد با این تفاوت که فیلمنامهنویسان هالیوود رقیب قدری در میدان قرار میدهند تا قدرت خود را در شکست آن به نمایش گذارند اما اینان هر رقیبی را قبل از بازی حذف کردهاند. در تصورات آنان آخر بازی مشخص است، سوار بر اریکه قدرت جشن پیروزی خواهند گرفت اما حقیقت آن است که در وجدانهای بیدار مردم از هم اکنون شکست خوردهاند.
انتخابات ۹۲ صرفاً پیروزی اصلاحطلبان و شکست اصولیون نبود و هر چند اصلاحطلبان با درایت توانستند آن را مدیریت نموده و از یک مرحله دشوار پس از انتخابات سال ۸۸ مجدداً خود را اثبات نمایند و قدرت خود را در جامعه و میان افکار عمومی به نمایش گذارند ولی سهمگینترین ضربه بر پیکر اقتدارگرایی و انحصارطلبی وارد آمد و اصولگرایان نیروهای فکری و خوشنام سیاسی خود را در اردوگاه اصلاحطلبان و مورد حمایت اصلاحیون به نظاره نشستند. این نیروها هیچگاه اصلاحطلب نبوده و اصلاحطلب هم نخواهند شد اما از آن نوع به اصطلاح اصولگرایی خشونتطلب که منافع شخصی خود را بر منافع عمومی ترجیح میدهد و فقط به قدرت یافتن به هر شکلی نظر دارد اعلام انزجار کردند. در واقع اتفاقی که در سال ۹۲ افتاد گشودن پارهای از گرههای فروبستهای بود که در ۸۸ اصلاحطلبان با حمایت از مهندس موسوی خواستار آن بودند.
در ۸۸ تاکید بر پایان دروغ و دزدی و غارت و پیشگیری از جنگ و رسیدن مردم به آرامش و برداشتن فضای امنیتی و تعامل هوشیارانه با جهان و حل مشکلات و مضایق مردم و… بود و در ۹۲ کلید این قفلهای بسته با هوشیاری و مدیریت اصلاحطلبان در دست دکتر روحانی قرار گرفت و بر همان شعارهای ۸۸ تاکید شد. مردم با رای به روحانی، اصلاحطلبان و همان شعارهای سال ۸۸ میرحسین را مورد حمایت قرار دادند و اقداماتی هم که دولت خصوصاً در زمینه سیاست خارجی و کنترل تورم و بهبود وضعیت اقتصادی و معیشت و بهداشت مردم انجام داد نشان میدهد که راه را بخوبی تشخیص دادند و اینکه جامعه همانی را فریاد زد که در ۸۸ هم میخواست و به پیروزی رسید بسیار دردناکتر از شکست یک جریان خاص است، شکست هیمنه اقتدارگرایی بود. لذا دور از انتظار نبود که برای انتخابات مجلس شورای اسلامی اکثر داوطلبین اصلاحطلب را به اینصورت عریان و علنی و با این گستردگی رد صلاحیت نمایند.
در هر حال ماجرایی است که اتفاق افتاده و امیدواریم برای به سر عقل آمدن اقتدارگرایی، ولی اصلاحطلبان باید در پسا ردصلاحیت استراتژی خاصی را دنبال نمایند و خوشبختانه بزرگان اصلاحات و تحلیلگران اصلاحطلب هوشمندانه امور را مورد مداقه قرار داده و هدایت میکنند که بطور حتم ثمرات شیرینی را در پی خواهد داشت.
رهبری واحد
در هر فعالیت اجتماعی، سیاسی و عمومی که احزاب و جریانهای سیاسی نقش هدایتگری را بهعهده میگیرند و میخواهند آرای مردمی را بدست آورند خصوصاً در شرایطی ویژه لازم است که در عین تنوع آرا و نظرات اتحاد بوجود آید و از تشتت آرا جلوگیری نمود و بدیهی است که برای رسیدن به وحدت رویه و عملکرد ضروری است تا از مرجعی واحد که مورد قبول همگان است خطمشی گرفت. شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان به رهبری آقای خاتمی میتواند نقش تاریخی خود را در این مقطع ایفا نماید و مانند انتخابات ریاست جمهوری، اوضاع را مدیریت کند. فعالیت اصلاح طلبان تحت رهبری آقای خاتمی آرامش و امید و وحدت را در اردوگاه اصلاحطلبان حفظ خواهد کرد.
هماهنگی با آیتالله هاشمی
نمیتوان نقش محوری و کلیدی آیتالله هاشمی را در انتخابات ۹۲ نادیده گرفت. در انتخابات مجلس هم ایشان همان نقش را دارند و باید از نظرات و راهکارهای وی آگاه شد و بهکار بست. آیتالله هاشمی ساختار اقتدارگرایی را بهخوبی میشناسد و کسی است که میتواند در تدوین مانیفست مبارزه با قدرتطلبان نظرات تعیینکنندهای داشته باشد و بزرگترین ضربه را به اقتدارطلبان وارد آورد.
برجسته کردن اصلاحطلبان گمنام و خوشفکر
ردصلاحیت بسیاری از چهرههای اصلاحطلب تنگنایی برای انتخابات بوجود آورده است اما میتوان با شناسایی اصلاحطلبانی که کمتر نمودی داشتهاند و یا فرصتی بدست نیاورده بودند که خود را عرضه کنند و تقویت و حمایت از آنها توطئه انحصارطلبان را در هم شکست.
ائتلاف با اعتدالیون و حمایت از دکتر روحانی
ائتلاف رسمی شناخته شده میان احزاب است. اصلاحطلبان قبل از ردصلاحیتها هم معتقد به ائتلاف بودند و اکنون باید بیشتر به آن توجه کنند و از بین اهل اعتدال زبدگانی را که در برابر اقتدار گرایی موضعگیری دارند برگزینند. دکتر روحانی با آرای اصلاحات به ریاست جمهوری رسید و در طول دوره ریاستش از حمایت اصلاحطلبان برخوردار بود و توانسته است به موفقیتهایی دست یابد. اصلاحطلبان باید همچنان به حمایت از وی ادامه دهند.
ترغیب مردم به حضور حداکثری در انتخابات
باید مردم را به شرکت فعال و گسترده در انتخابات ترغیب نمود زیرا در این صورت بخشهای خاموش و یا بیتفاوت جامعه هم وارد میدان میشوند و عملاً از انتخاب افراد تندرو جلوگیری میشود و افرادی به مجلس راه مییابند که منافع عمومی را مدنظر دارند.
بازگویی و روشنگری بیشتر در ارتباط با ۸ سال دولتهای نهم و دهم اصولگرایان و حاکمیت یکدست
هر چه بیشتر مصائبی را که دولت احمدینژاد خلق کرد و خسارتهای فراوانی که بر مردم تحمیل نمود بازگویی شود و تجربه حاکمیت یکدست و خطرات تکصدایی را برای جامعه روشن نمود اصولگرایان حالت تدافعی بهخود میگیرند و از آنجا که در حافظه جامعه آن همه بحران حاضر است نمیتوانند از خود دفاع معقولی داشته باشند و به خودزنی خواهند پرداخت ضمن اینکه در فضای انتزاعی و دور از عقلی قرار خواهند گرفت و چهره اصلی و نقشههای خود را افشا خواهند کرد.
فعالیتهای ژورنالیستی
اصولگرایان از رادیو و تلویزیون بهرهها برده و در این انتخابات به شکلی هم سود خواهند برد و صداوسیمای ملی که نشان داده است میلی به اصلاحطلبان ندارد به انحاء مختلف سعی خواهد کرد چون گذشته و بیش از پیش به یاری اصولگرایان بشتابد لذا اصلاحطلبان باید از نشریات و روزنامهها و فعالیتهای ژورنالیستی برای معرفی خود و روشنگری استفاده نمایند و اصلاحطلبان به مدد افکار عمومی و حمایت نخبگان و زبدگان دانشجویی و جوانان همیشه در این زمینه موفق بودهاند.
پافشاری بر حقوق و مطالبات عمومی
در انتخابات ریاست جمهوری مطالباتی که مطرح شد و جنبه عمومی و عامالمنفعه داشت موجب شد مردم در آخرین روزهای تبلیغات انتخاباتی یاری دهنده باشند و در این انتخابات هم باید از شعارهای بیمورد و غیر قابل دسترس اجتناب کرد و به مطالبات عمومی و شعارهای قابل اجرا و محسوس توجه کرد.
دفاع از جنبش سبز و محصورین و زندانیان سیاسی
پس از گذشت سالها از حصر رهبران جنبش سبز و زندانی نمودن اصلاحطلبان علیرغم تبلیغات و ادعای اصولگرایان هنوز هم درخواست عمومی برای رفع حصر و اتمام زندان در محافل و در متن جامعه پر رنگ است و در هر فرصتی مردم فریاد رفع حصر را سر میدهند. در انتخابات ۹۲ هم یکی از عوامل پیروزی همین مطالبه بود که بر آن وعده داده شد و هر چند هنوز محقق نشده است اما این مطالبه همچنان باقی است و مردم در انتظار رفع حصر و رهایی زندانیان سیاسی هستند. اصلاحطلبان باید این مطالبه را جدی بگیرند.
در آخر لازم است گوشزد شود که از تنش و تفرقه پرهیز تا مجالی برای فرصت طلبان فراهم نگردد و با تاکید بر منافع ملی و عمومی به همه ظرفیتهای قانون اساسی توجه نمود.














