شعر سبز/ باز باران به زمین میبارد، تا دگر یار نگوید یادآر
چکیده :باز باران به زمین میبارد/ باغبان اندک اگر پیر، اگر خسته شده/ باز برخواهد گشت/ آسمان رنگ سحر خواهد شد/ و در آن روز غزل میگوید/ شاعر از عشق که از دست تو پر میگردد/ غزلی جنس بهار/ تا دگر یار نگوید...
کلمه: پاسخ یکی دیگر از همراهان سبز به پیغام زهرا رهنورد از حصر را با هم میخوانیم:
باغ آماج تبر
آسمان رنگ شب است
گویی این راه ز آهها جدا نیست رفیق
تو خودت میدانی
قصهی ما به فراسوی جهانی است رفیق
ما همانیم که بودیم هنوز
گر گلو از بَرِ فریادزدنها تنگ است
و صدا تا قفس کوچهی اختر نرسید
چه کسی گفته که از خاطر تو خاطرمان بیرنگ است؟
تو بگو همسفر آی
تو که این قصهی ما را ز ازل میدانی
باز باران به زمین میبارد؟
***
باز باران به زمین میبارد
باغبان اندک اگر پیر، اگر خسته شده
باز برخواهد گشت
آسمان رنگ سحر خواهد شد
و در آن روز غزل میگوید
شاعر از عشق که از دست تو پر میگردد
غزلی جنس بهار
تا دگر یار نگوید یادآر
دیانا پرهامی













