سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » رویکرد برنامه‌محور؛ راهبردی برای مواجهه با انتخابات مهندسی‌شده...
» ردصلاحیت‌ها و عدویی که شاید سبب خیر شود

رویکرد برنامه‌محور؛ راهبردی برای مواجهه با انتخابات مهندسی‌شده

چکیده :کسانی که از هم اکنون قصد دارند کاندیداهای احتمالی را شناسایی و فهرست های انتخاباتی را تدوین کنند، انتخابی بهتر از این ندارند که چهره های ولو ناشناخته و غیر معروف را در برابر مطالبه ها و شاخص های معینی قرار دهند که برنامه های اساسی خود برای تغییر در راه و روش حاکمیت ناکارآمد فعلی را با آنها در میان بگذارند تا هرکه منطبق تر بود و قابلیت سازگاری و پایبندی بیشتری از خود نشان می داد، به عنوان گزینه مورد اعتماد برای نمایندگی مردم در پیگیری این مطالبات به مردم معرفی شود. ...


کلمه – گروه سیاسی: اعلام نتایج اولیه بررسی صلاحیت ها از سوی هیات های نظارت، برای همه ما روشن کرده که ما در هفتم اسفندماه با یک انتخابات مهندسی شده رو به روییم. نه بدین معنا که هیچ رقابتی در این انتخابات وجود ندارد، اما بدون شک با انتخابات آزاد فاصله زیادی داریم و به علاوه ناظران مداخله گر تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا انتخاباتی مهارشده با نتیجه ای تضمین شده داشته باشیم. هرچند این نیز واضح است که نه شورای نگهبان و نه نظامیان و روحانیان اقتدارگرا هیچ یک فعال مایشاء نیستند و همه چیز در کنترل آنها نیست.

اکنون برای طیف گسترده نیروهای میانه روی سبز، از منتقدین حق طلب تا اصلاح طلبان تحول خواه، که همگی دغدغه سرنوشت کشور را دارند و با رویه حاکمیت در ده سال گذشته نیز موافق نیستند، این پرسش مشترک مطرح است که با انتخابات پیش رو چه باید و چه می توان کرد.

مجموعه ای از پاسخ ها برای این سوال متصور است که دو سر طیف آن، شرکت به هر صورت و یا عدم شرکت و تحریم اعتراضی است. در این بین، نظرات مشروح تری نیز وجود دارد که نه فقط به عملی که در روز انتخابات باید انجام شود، بلکه به فرایندی که از حالا تا آن زمان باید طی شود، نظر دارند. بخشی از این پاسخ ها نیز مشروط به تعیین تکلیف درباره این مقدمه است که به هرحال آیا اساسا امکان ارائه فهرست و شرکت در انتخابات برای این طیف و به ویژه جریان اصلاح طلب وجود دارد یا خیر. برداشت ها درباره این مقدمه نیز متفاوت است؛ از سیاسیونی که معتقدند در کل کشور فقط ۳۰ اصلاح طلب تاییدشده وجود دارد، تا برخی فعالان حزبی که مدعی شده اند در برخی شهرها چند برابر تعداد مورد نیاز، کاندیدا داریم. به نظر می رسد واقعیت چیزی در این بین است، هرچند حجم قلع و قمع ها غیرمنتظره و بسیار گسترده بوده است، اما بسته به اینکه چه میزان انعطاف و سهل گیری در معرفی افراد وجود داشته باشد، می توان درباره قحطی یا فراوانی کاندیداها قضاوت کرد. اما در چنین شرایطی و با چنان پاسخ هایی به پرسش از نحوه مواجهه با انتخابات، درباره یک ماه آینده و سرانجام آن چه می توان گفت؟

تحلیلگرانی که شرایط سیاسی فعلی را امتداد آنچه در سال ۸۸ و پس از آن رخ داد می دانند و نسبت به جنبش سبز و اعتراضات حق طلبانه مردم در موضع پشیمانی، تجدیدنظرخواهی و رجعت طلبی به پیش از ۸۸ قرار ندارند، غالبا به رویکردهای جامعه محور به سیاست و برنامه محور به انتخابات معتقدند. ایده ی محوری میرحسین موسوی در سیاست ورزی که تلفیقی از بازگشت به اصول، شجاعت در پیگیری حق مردم و برنامه گرایی و جامعه محوری به جای قدرت طلبی و شخص محوری بود، در این رویکرد به انتخابات خلاصه می شود که نگاه ها را از بالا به سمت پایین، یعنی از قدرت به سمت جامعه بگردانیم و در کنار این سیاست ورزی مردم محور، تمرکز بر برنامه ها و اصول را به جای توجه صرف به جناح ها و اشخاص و شخصیت ها بنشانیم. یعنی که مرام ها را جایگزین نام ها کنیم و به جای اینکه بگوییم که هستید، بپرسیم به چه معتقدید و چه می خواهید بکنید.

با این عینک که به ماجرا نگاه کنیم، ظاهرا عدو سبب خیر شده است. شورای نگهبانان قدرت که به مانند اکثر چند انتخابات گذشته تلاش کرد بر سرنوشت انتخابات اثر بگذارد و حق مسلم مردم را به یک انتخاب دومرحله ای و مهندسی شده تبدیل کند، این بار این فرصت را برای همه منتقدان وضع موجود فراهم کرده که به مردم برگردند و به جای چهره ها و شخصیت ها، ولو به ناچار، به سمت ایده ها و برنامه ها حرکت کنند. آنچه چند روز قبل یکی از اصلاح طلبان درباره جمع آوری رزومه از کاندیداهای تاییدشده و انتخاب از بین آنها برای معرفی فهرست گفته بود، به این ایده نزدیک است.

کسانی که از هم اکنون قصد دارند کاندیداهای احتمالی را شناسایی و فهرست های انتخاباتی را تدوین کنند، انتخابی بهتر از این ندارند که چهره های ولو ناشناخته و غیر معروف را در برابر مطالبه ها و شاخص های معینی قرار دهند که برنامه های اساسی خود برای تغییر در راه و روش حاکمیت ناکارآمد فعلی را با آنها در میان بگذارند تا هرکه منطبق تر بود و قابلیت سازگاری و پایبندی بیشتری از خود نشان می داد، به عنوان گزینه مورد اعتماد برای نمایندگی مردم در پیگیری این مطالبات به مردم معرفی شود. درباره روش های عملی هم پیوندی و هم سوگندی این افراد می توان به الگوهای عملی اندیشید اما باید در هرحال در فضایی شفاف این اطمینان برای مردم ایجاد شود که عملکرد این افراد در صورت راهیابی به مجلس، قابل سنجش و دیده بانی است. طبعا در مجال باقی مانده تا انتخابات، هم مطالبات و هم شاخص ها و نحوه تطبیق افراد با آنها باید با صداقت و صراحت با مردم در میان گذاشته شود تا مردم بدانند به چه برنامه ای و بر چه اساسی رای می دهند و مشخص باشد که رای دهندگان صرفا قرار نیست تکلیف خود را ادا و رای خود را اهدا کنند و رصد چهار سال بعد و عملکرد نمایندگانشان نیز برعهده جامعه است.

اگر تحول خواهان بتوانند این مدل را در انتخابات دهم مجلس پیاده کنند، نتیجه این انتخابات علاوه بر شکست انحصار و از قدرت به زیر کشیدن جریانات افراطی و تکفیری، این برکت را نیز خواهد داشت که سیاستمداران و مردم در کنار هم و به تدریج بیاموزند که اتکای سیاست ورزی نه به افراد و چهره ها، بلکه به گفتمان ها و اندیشه ها باید باشد؛ اندیشه هایی که در جوامع سازمان یافته در قالب احزاب منسجم می شوند اما در نبود احزاب قوی و در مصاف با اقتدارگرایان لاقید نیز نیاز به فراموشی آنها و اتکای صرف به اشخاص نیست؛ که در این صورت هم سیاست ورزی ما آسیب پذیرتر می شود و هم در بند صورت می مانیم و از گرد و خاک رقابت های انتخاباتی مان نیز جز هیاهو بر سر اشخاص و فراموشی همه شعارها پس از اندکی، هیچ نمی ماند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.