سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چه کسی واقعا مظلوم بود؛ شهید بهشتی یا احمد جنتی؟...
» تشبیهات بی‌جایی که تن شهدا را در مزارشان می‌لرزاند

چه کسی واقعا مظلوم بود؛ شهید بهشتی یا احمد جنتی؟

چکیده :انحصارطلبان در حمایت از اقدام یک جانبه شورای نگهبان در قلع و قمع رقیب، به دفاع تمام قد از دبیر این شورا پرداخته تا جایی که او را دومین مظلوم انقلاب! معرفی کردند. کیست که نداند اولین مظلوم این انقلاب شهید بهشتی که به گفته امامش "بهشتی مظلوم زیست، مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود" چه خون دل‌ها و ناراحتی‌ها از این جماعتی که باوری به حق و رای مردم ندارند...


کلمه – سیدحامد آرین:

بعد از ردصلاحیت گسترده نامزدهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی و خبرگان، رسانه‌های انحصارطلبان که با بودجه‌های کلان بیت‌المال اداره می‌شوند در حمایت از اقدام یک جانبه شورای نگهبان در قلع و قمع رقیب، به دفاع تمام قد از دبیر این شورا پرداخته تا جایی که او را دومین مظلوم انقلاب! معرفی کردند.

کیست که نداند اولین مظلوم این انقلاب شهید سیدمحمد بهشتی که به گفته امامش “بهشتی مظلوم زیست، مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود” چه خون دل‌ها و ناراحتی‌ها از این جماعتی که باوری به حق و رای مردم ندارند کشید. کیست که نداند چه کسانی در همان اوایل انقلاب برای حذف برخی از گروه‌ها از شرکت در انتخابات چه تلاش‌ها که نکردند. افرادی که حتی کار را به آنجا رساندند که به برابری حق شهروندان هم متعرض شدند و گفتند یعنی رای یک روستایی مکتب ندیده با رای یک “مجتهد عالم” برابری می‌کند؟! کیست که نداند آنان که این روزها تمسک به امام و یاران و نزدیکانش می‌جویند، همان‌هایی هستند که فرزندان امام و انقلابیون اصیل را به انزوا کشانده و حتی آنان را از حقوق شهروندی خود نیز محروم کرده‌اند.

رسانه‌های اقتدارگرا نزدیک انتخابات که می‌شود یاد افرادی می‌افتند که برای این ملت و مردم عزیز و یادآور خاطرات خوب دوران انقلاب و وعده‌های آزادی و استقلال و دموکراسی است. اما گویی فراموش می‌کنند همین شهید بهشتی که امروز احمد جنتی را در کنارش قرار داده‌اند، سال‌هاست جایی در رسانه‌های این کشور ندارد و اثری از اندیشه‌های والای او در نظام سیاسی که وی بنیانگذارش بود دیده نمی‌شود. گویی فراموش می‌کنند که حتی اجازه برگزاری مراسم سالگرد شهادت این عزیز از دست رفته و یارانش را نیز سال‌ها ندادند. حتما حبس فرزند شهید بهشتی را هم فراموش نکرده‌اند. اما استفاده ابزاری از همه کس و همه چیز برای این جماعت آزاد است. آنگاه که لازم باشد احمد جنتی که شاید بتوان از او به عنوان مخالفت ترین فرد با انتخابات آزاد و دمکراسی خواند. کسی که طی نزدیک به چهار دهه از هیچ تلاشی برای دور کردن مردم از صندوق انتخابات دریغ نکرده است.

برخلاف قیاس مع‌الفارقی که این روزها رسانه‌های اقتدارگرا برای احمد جنتی به نمایش گذاشته‌اند، این عضو محترم شورای نگهبان هیچ شباهتی به شهید سیدمحمد بهشتی که از ابتدا اساس و بنیان عمل و تفکرش بر مبانی تحزب و سازماندهی و نظم و مدیریت بود ندارد. بررسی صلاحیت فله‌ای نامزدهای انتخابات، بدیهی‌ترین نشانه برای بی‌نظمی و عدم سازمان دهی و ساختار تصمیم‌گیری مناسب در نهادی است که احمد جنتی سی سال است دبیری‌اش را به عهده گرفته است. نهادی که حتی عاجز است تصمیمات خود را از طریق یک سخنگو مطرح کند و هر کسی می‌تواند به نام آن شورا سخن بگوید. شورایی که برای برگزاری یک آزمون ساده، حتی قادر نبود که تمهیدات اولیه آن را فراهم کند. چنین فردی با آیت‌الله شهید دکتر بهشتی غیرقابل قیاس است که از جوانی تا زمان شهادت به گواه خاص و عام “نظم”، “انضباط مالی”، ” توجه به تصمیم جمع”، “خردگرایی” و “احترام به حقوق مردم” … سرلوحه امورش بود.

میزان رای مردم است

بنیانگذار جمهوری اسلامی از ابتدا بنای این حکومت جدید را بر رای و نظر مردم نهاده بود و در حالی که هنوز کشور درگیر شرارت‌های افراد وابسته به حکومت پهلوی بود در هر کوی و برزنی صندوق رای برای کسب نظر مردم برپا کرد. صندوقی که نه ناآرامی‌های بعد از انقلاب توانست آن را تعطیل کند و نه بحران‌های ناشی از جنگ هشت ساله. جنگی که تمام کیان کشور را به مبارزه طلبیده بود. اما باز این مردم بودند که با شرکت در انتخابات آینده کشور خود را رقم می‌زدند. علت اصلی انقلاب اسلامی این بود که نقطه عطفی در تاریخ سیاسی کشور شد. برای اولین بار در نظام سیاسی ایران، این مردم بودند که برای تعیین سرنوشت خود به پای صندوق‌های رای رفتند و این رای مردم بود که “میزان” شد. همان میزانی که این روزها عده‌ای در صدد تغییر آن هستند. اگر روزی شاه شاهان تصمیم‌گیر اصلی کشور بود. اینک عده‌ای تکیه زده بر صندلی قدرت می‌خواهند به نام مردم همه چیز را به کام خود تمام کنند.

اما این روزها که به گفته‌ی تئوریسین‌ها و استراتژیست‌های بین‌المللی ایران در باثبات ترین نقطه منقطه ایستاده است، عده‌ای به بهانه‌های واهی در صدد محدود کردن تاثیر مردم در انتخابات پیش رو هستند و ابایی ندارند که حتی با حذف ائمه جمعه و جماعت، علما و فضلای قم، استادان و فرهیختگان به بهانه‌ی عدم “التزام عملی به اسلام”! خیل عظیمی از شهروندان را از حق شرکت در انتخابات محروم کنند تا مثل دوره‌های قبل مجلس، خصوصا مجلس خبرگان تنها کسانی به آن راه یابند که با همه معیارهای تنگ آنان همسویی دارند. این افراد از ترس اینکه نکند بخشی از صندلی‌های قدرت از حیطه نفوذ آنان خارج شود، حتی پذیرفته‌اند که در برخی از حوزه‌ها فقط یک کاندیدا باشد! این افراد همان کسانی هستند که از حضور گسترده مردم در صحنه‌های سیاسی و اجتماعی همواره بیم دارند تا جایی که بتوانند با حذف فیزیکی افراد را از صحنه خارج می‌کنند. در جایی که توان حذف فیزیکی نداشته باشند فرمان به حصر و حبس می دهند. فرمان “حصر خانگی” میرحسین و کروبی و رهنورد از همین تریبون نماز جمعه و توسط همین دبیر شورای نگهبان صادر شد. شورایی که به جای پاسداری از قانون و حقوق ملت، حکم به حبس و حصر می‌دهد.

شورایی با اختیارات فراقانونی

احمد جنتی را تقریبا همه‌ی ملت ایران می‌شناسند چرا که طی سی و هفت سال گذشته نزدیک به بیست مقام رسمی را در اختیار داشته و حتی بیش از رهبری نظام از تریبون‌های عمومی نماز جمعه و صدا و سیما برای ترویج عقاید و باورهایش استفاده کرده است. حوزه نفوذ این روحانی نود ساله تا آنجاست که خودش هم به این باور رسیده که کسی را یارای مقابله با او نیست. چندی پیش وقتی دبیر شورای نگهبان با مخالفت‌های متعدد ردصلاحیت‌ها رو به رو شد، گفته بود “سر و صدایی راه افتاده که بیایید دلیل رد صلاحیت‌ها را اعلام کنید. نهادی که مسوولیتی دارد و طبق مسوولیت خود عمل کرده، رایش هم نهایی است و ماورای رای او هم دادگاهی نیست.” او خود را ورای هر قانونی می‌داند. غافل از اینکه دلیل اصلی و اولیه تشکیل چنین نهادی حمایت از حق مردم بوده است که نکند کسی بی‌دلیل از حقوق شهروندی خود محروم شود و یا اینکه نکند قانونی خلاف قانون اساسی به تصویب برسد. شورای نگهبان به کجا رسیده است که حالا اینگونه نفس‌کش می‌طلبد و خود را ورای قانون می‌داند؟!

بی‌شک می‌توان گفت احمد جنتی هم مثل خیلی‌های دیگر “مهره” ای است که آن گونه که باید وظایفش را بخوبی ایفا می‌کند، حتی بیشتر مواقع بهتر از نقش تعریف شده. دقیقا مثل سعید مرتضوی. قاضی معزولی که در تمام مدتی که در خدمت نظام قضایی کشور بود نعل به نعل در جهت فرامینی که می‌آمد عمل می‌کرد و آنقدر حاشیه امنیتی داشت که سه سال رفت و آمدش به دادگاه تنها به یک جریمه “دویست هزار تومانی” ختم شد. زیانی که امثال جنتی و مرتضوی به نظام و کشور وارد کردند بی‌شک قابل قیاس با هیچ خسرانی نیست. ناامید کردن مردم از بهبود اوضاع کشور، به انزوا بردن نخبگان و اهل هنر و فرهنگ، قلع و قمع کردن فعالان سیاسی و مدنی، نابودی مطبوعات و رسانه‌های مستقل، سرقت رای مردم، استحاله کردن ارزش‌های انقلاب، به سخره گرفتن احکام اسلام، سیستماتیک کردن فساد در درون کشور، گسترش روحیه نفاق و ریاکاری… خسران هایی که هیچ دشمن خارجی نتوانست به مردم وارد کند.

سال‌هاست که ردصلاحیت‌های بی‌اساس، دسته‌دسته علاقه‌مندان، فعالان سیاسی و مدنی را به انزوا می‌برد راه برای تصاحب قدرت بیشتر توسط گروهی که همسویی بیشتری با اعضای محترم شورای نگهبان دارد هموار می‌شود. طنز تلخ این ماجرا آنجاست که حتی در برخی از حوزه‌های انتخابیه دیگر رقیبی باقی نمانده و نیازی نیست که حتی هزینه‌ای برای برپایی صندوق رای پرداخت شود، به راحتی می‌توان این افراد را حتی بدون انتخابات به مجلس برد که بعد دوباره اسباب زحمت اعضای شورای نگهبان نشود که بخواهند برخی از صندو ق‌های رای باطل کنند تا کاندیدای مورد نظر حتما و حکما کرسی در مجلس داشته باشد.

وقتی آرای علیرضا رجایی، پژوهشگر و نویسنده مردمی به نفع غلامعلی حدادعادل خوانده شد و پدرزن سیدمجتبی توانست ولو با رای حداقلی وارد مجلش شود، آشکارترین نمونه دخل و تصرف در رای مردم در برابر انظار به نمایش گذاشته شد. دخل و تصرفی که حتی شکایت چندین ساله سیدمصطفی تاج‌زاده معاون سیاسی وقت وزارت کشور نیز سال‌هاست معطل مانده و گویی هیچ محکمه‌ای نیست که توان رسیدگی به “حق الناس” را داشته باشد. چرا که احمد جنتی بارها گفته است که او و شورای نگهبان “ورای قانون” است. همان قانونی که می‌تواند به راحتی فردی مثل “محمود احمدی‌نژاد” را برای مسندی چون ریاست‌جمهوری تایید کند و اعضای شورایی که باید بی‌طرف باشند همه در حمایت از او تمام قد به میدان بیایند و خسارتی به کشور وارد کنند که سال‌ها برای جبران آن باید منابع مادی و معنوی کشور هزینه شود.

در این دورا پسابرجام و بعد از تجربه سال ۸۸، عجیب است که اعضای محترم شورای نگهبان درک مناسبی از شرایط خاص سیاسی و بین‌المللی کشور نداشته باشند. مگر نه این است که این افراد اجتهاد خود را باز به تازگی تایید کرده‌اند. مگر مجتهد بر اساس آنچه ما از کودکی آموختیم کسی نیست که آگاه به مسایل زمان و مکانش باشد. پس چرا با گذشت نزدیک به چهار دهه هنوز کسی با همان معیارهای همیشگی علاقه‌مندان به کشور و حکومت را از قطار انقلاب پیاده می‌کنید. مگر نه این است که در شرایط فعلی کشور وفاق و آشتی ملی بیش از هر چیزی برای نشان دادن قدرت ایران در برابر رقیبان منطقه‌ای نیاز دارد چرا با ملعبه کردن جمهوری اسلامی در رسانه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای اسباب استهزای ملتی بزرگ را فراهم کرده‌اید؟

این بار اعضای شورای نگهبان در یک اقدام محیرالعقول حتی حقوق‌دان این شورا را به عنوان تنها غیرروحانی شرکت کننده در انتخابات خبرگان تایید صلاحیت کردند تا بگویند اجتهاد و فقه فقط خاص روحانیون نیست. اما غافل از آنکه در این شورای گویی همه اعضا کاندیدا هستند و از بد روزگار قاضی و مجری یکی است! تنها فرد غیرروحانی که از قضا از حقوق‌دانان شورای نگهبان است هم به بازی جدید احمد جنتی و رفقا افزوده شده است تا ژست دموکراسی خواهی “خود تعریف کرده” این دبیر مادام‌العمر شورای نگهبان کامل‌تر شود.

گویی طنز تاریخ تمامی ندارد و اعضای شورایی که باید امین و نگهبان “حق مردم” باشند، همه رقیبان خود را به بهانه‌های واهی از صحنه خارج کرده‌اند تا بتوانند مثل همه سال‌ها با کمترین تلاش برای هشت سال دیگر در مجلس خبرگان سکان‌دار باشند غافل از اینکه تاکنون ده‌ها تن از این نمایندگان خبرگان فوت کرده و نتوانسته‌اند رسالت خود را در خبرگان به پایان رسانده و تعداد قابل شماری نیز از بیماری و کسالت رنج می‌برند. وقت آن نرسیده مانند هر نظام سیاسی قدرتمندی، عرصه‌های تصمیم‌گیری را به نسل جوان‌تر واگذار کرد و هشدار امام عزیز را آویزه گوش خود کنید و حواستان را جمع کنید یک مرتبه متوجه می‌شوید همه چیزتان نابوده شده است. آیا آن روز خیلی نزدیک نیست؟!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.