سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حذف آخرین همراهان امام در نوفل‌لوشاتو؛ پرواز انقلاب در مسیر سقوط؟...
» دیروز کوزه سیدمصطفی را آب می‌کشیدند، امروز اجتهاد سید حسن را رد می‌کنند

حذف آخرین همراهان امام در نوفل‌لوشاتو؛ پرواز انقلاب در مسیر سقوط؟

چکیده :سیدحسن خمینی صلاحیت ورود به خبرگانی را ندارد که در آستانه انقلاب چهارم صنعتی از حضور نیروهای جوان، مستعد و خوش فکر هراسناک است. فقه و اجتهادی که اینان در پی آنند با اجتهادی که سیدحسن‌ها در گذر زمان کسب کرده‌اند، فرسنگ‌ها فاصله دارد. شاید امام مثل خیلی چیزهای دیگر از قبل می دانست که گفته بود "احتمال قوى مى‏ دهم که پس از من براى انتقامجویى از من به بعضی نزدیکان و دوستانم تهمت‌ها که من آنها را ناروا مى‏‌دانم بزنند و به آتشى که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند."...


کلمه- سیدحامد آرین:

بیست سال زمان زیادی نیست! این را سیدحسن خمینی گفته بود وقتی عاشقان رهبری با شعارهایی چون “مرگ بر منافق”، این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده” سعی داشتند سخنان او را متوقف کنند. سخنانی که او در حرم و مقبره پدر بزرگش، بنیانگذار جمهوری اسلامی و به مناسبت سالگرد ارتحالش انجام می داد.

چهره‌ی کودکی خوش سیما در کنار بنیانگذار جمهوری اسلامی از همان اولین روزهایی که امام در نوفل لوشاتو ساکن شد در همه‌ی عکس‌های انقلاب دیده می شود. گویی آن کودک شش ساله که با کنجکاوی همه حرکات پدر بزرگ را زیر نظر داشت نمی دانست که برگ های تاریخ تند تند ورق می خورد و او خیلی زود در قامت یک مجتهد، روحانی و تولیت آستان بنیانگذار جمهوری اسلامی نمایان می شود.

مرگ زود هنگام عمو و پدر، خیلی زود سیدحسن را در کانون توجه قرار داد و او شد بزرگترین نواده پسری خانواده‌ی امامی که سال‌ها پیش در چنین روزهایی بنیان یک حکومت قدرتمند را تنها با اتکا به مردمی که از تبعیض و سانسور و دروغ و تزویز به تنگ آمده بودند، فرو ریخت. پدر بزرگ آن کودک شش ساله هم رهبر انقلاب بود و هم بنیانگذار حکومتی که اینک در سی و هفتمین سالگردش نواده اش را رد صلاحیت کرده و او را مناسب برای مجلسی به نام خبرگان نمی داند.

این حذف شاید به بهانه عدم احراز اجتهاد! صورت گرفته باشد اما خیلی پیشتر برنامه ریزی شده بود. همان زمان که حتی پیش از حوادث سال ۸۸ جناحی که نگاهش از همه نزدیکتر به رهبری بود در یادداشتی با عنوان «راز لپ‌های گل‌انداخته سیدحسن خمینی» تعرض آشکار به بیت امام خمینی را آغاز کرد. یادداشتی که هیچ توبیخی از سوی دادستانی و معاونت مطبوعاتی به همراه نداشت و پس از آن بود که بعدها شیفتگان رهبری با شعارهایی حریم خانه و صاحبخانه را محترم نشمردند و مانع از سخنرانی او شدند. همان ها که پیشتر هم در حسنیه جماران را “حیدر حیدر” گویان شکسته بودند و مانع سخنرانی سیدمحمد خاتمی شده بودند.

چه کسی می تواند باور کند شورای نگهبانی که ۵ فقیه آن عضو مجلس خبرگان است می تواند صلاحیت کسی را که به اجتهاد نرسیده برای “رهبری” یک کشور تایید کند، اما اجتهاد فردی را که به شهادت علما و مراجع طراز اول قم و نجف بالاتر از درجه اجتهاد را کسب کرده، احراز ننماید. کدام وجدانی می تواند بپذیرد فلاحیان از عوامل اصلی قتل های زنجیره ای دارای اجتهاد است و سیدحسن خمینی که به گفته شاهدان در این کسادی بازار علم و فقه، کلاس هایش پر شمارترین کلاس های حوزه های علمیه است، مجتهد نباشد؟!

آنچه مسلم است همان پیش‌بینی‌های امام خمینی است که این‌روزها خود را به وضوح رخ می‌نماید. همان خون دل‌هایی که امام از متحجرین خورده بود و خون‌هایی که به دلش کرده بودند. همان‌هایی که در زمان مبارزه علیه ستم‌شاهی، تحمل یک روز زندان را به تن نمی‌توانستند بخرند، امروز برای حال و آینده و فرزندان ما تصمیم‌گیری می کنند. همان‌هایی که از امام دعوت می‌کردند که در حجره خود به درس و مشق مشغول باشد و حکومت را برای امام زمان بگذارد، این روزها کاسه‌های داغ‌تر از آش شده و انتقام آن دهه‌ها را از نزدیکان و یاران امام می‌گیرند.

بیست سال زمان خیلی زیادی نیست که همه کسانی که همراه پرواز نوفل لوشاتو بودند از صحنه سیاسی و تصمیم گیری کشور حذف شده باشند، حتی آن کودک شش ساله که امروز مجتهدی مبرز و عالمی فرهیخته است. بیست سال خیلی عمری نیست که آیت الله بجنوردی که دریای علمش را خیلی پیشترها “بیکران” خوانده بودند برای خبرگان تایید نشود. کسی که به عنوان چهره ماندگار رشته‌های فقه و حقوق برگزیده شد و نوآوری‌های فقهی و حقوقی‌اش می‌تواند پاسخگوی خیلی از بن‌بست‌های امروز قوه قضاییه ما باشد، نه تنها هیچ سمت قضایی، مشاوره ای و پژوهشی ندارد بلکه حتی برای عضویت در میان “خبرگان” هم پذیرفته نمی شود!

بیست سال زمان زیادی نیست که امثال مجید انصاری که سالهاست از نزدیکان بیت امام خمینی و امین و نزدیک خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی است به راحتی رد صلاحیت شود تا سخن سال گذشته آیت الله مومن به وقوع بپیوندند که اجازه نمی دهیم بعضی از اعضای فعلی مجلس خبرگان فعلی به مجلس آینده راه یابند.

بیست سال زمان زیادی نیست که همه نزدیکان و علاقه‌مندان به امام یا در عزلت باشند و یا در حصر و انزوا. بیست سال زمان زیادی نیست که امام “مقوایی” شود سمبل رهبر انقلابی که معادلات قدرت در منطقه و دنیا را تغییر داد و مراجع و علمای نزدیک به امام بیت و کلاسشان مصون نباشد از حملات سازماندهی شده “خودسرها”!

آری بیست سال خیلی زمان زیادی نیست که بشود کسی را با یک “اس ام اس” رد صلاحیت کرد و دیگری را به خاطر “کبر سن” از گردونه خارج کرد، در حالی که خودشان با ویلچر بر سر کار حاضر شوند و توان ده دقیقه سخنرانی نداشته باشند. بیست سال خیلی زیاد نیست فقط دو دهه گذشته است از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی که همه اعضای شورای عالی انقلاب اسلامی قلع و قمع شده و این روزها نوبت به بیت امام خمینی رسیده است.

نوه امام خمینی رد صلاحیت می شود بر اساس آنچه رهبری “مر قانون” می خواند از سوی شورایی که امین و خدمتگزار اوست و چند روز دیگر که می شود در دهه فجر همه نگاه ها باز به همان بیت کوچکی است که در جماران جا دارد. حسینیه کوچکی که قلب های بزرگی را در خود جا داده است. صندلی خالی امامی که شاهدی است بر همه آنچه در این دو دهه بر یاران و نزدیکان و خاندانش گذاشت. امامی که می بیند نوه اش، همه آموزه هایی را که از پدربزرگ فرا گرفته بود دارد دانه به دانه اجرا می‌کند. نوه‌ای که تلاش دارد در بازی قدرت نگاهی به ضعیف‌ترها هم داشته باشد. همان نوه‌ای که شهامت آن را دارد که از فرزند سیدالشهدای انقلاب سیدمحمد بهشتی دیدار کند و جویای سلامت قلب بیمار میرحسین موسوی و مهدی کروبی باشد. همان کسی که از دنیای مجازی وحشت ندارد و بخوبی از آن بهره می گیرد. با موسیقی بیگانه نیست و ورزش را می شناسد. نیاز جوانان را می داند و تلاش دارد فقه را با زمانه در حال دگرگونی همخوان کند.

سیدحسن خمینی صلاحیت ورود به خبرگانی را ندارد که در آستانه انقلاب چهارم صنعتی از حضور نیروهای جوان، مستعد و خوش فکر هراسناک است. فقه و اجتهادی که اینان در پی آنند با اجتهادی که سیدحسن‌ها در گذر زمان کسب کرده‌اند، فرسنگ‌ها فاصله دارد. کاش امام امروز باز اینجا بود و می‌دید همان کسانی که از کوزه‌ای که مصطفی آب می خورد، آب نمی خوردند و آن را نجس می دانستند، این روزها “علم و اجتهاد” نواده اش را هم تایید نمی کنند. شاید امام مثل خیلی چیزهای دیگر از قبل می دانست که گفته بود “احتمال قوى مى‏ دهم که پس از من براى انتقامجویى از من به بعضی نزدیکان و دوستانم تهمت‌ها که من آنها را ناروا مى‏‌دانم بزنند و به آتشى که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند.”


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.