«لب خط» منطقهای فقیرنشین در پایتخت؛ روایتی از سایه سیاه آسیبهای اجتماعی
چکیده :چند ماشین در امتداد خیابان پارک شدهاند و در فاصله هردوتایشان، پتوهای نخنما، تکههای کارتن و چند شلوار و پیراهن پاره روی زمین رها شدهاند. کنار یکی از بساطها، مردی بستههای کوچک پلاستیکی سفیدرنگی را از مردی دیگر میگیرد و کنار منقلش میگذرد. چند قدم جلوتر نیز، مرد لاغر و ضعیف دیگری کنار چند تکه لباس در خودش مچاله شده است. ساعت حدود ۴ عصر است و روشنایی روز با چهره خاکستری اول زمستان پایتخت، درهم آمیخته است....
ماهنامه آینده نگر در گزارشی میدانی از منطقه فقیر نشین معروف به لب خط در تهران نوشت:
کنار در یکی از خانهها، دختری با پیراهن بلند صورتیرنگ و موهای کرکشده و درهمرفته ایستاده و سوز سرما پاهایش را در دمپایی پلاستیکی سرخ کرده است. قامت کوتاهی دارد. چهره آفتابسوخته، دستان زمخت و چشمان بیحالتش شبیه به گلفروشهای سر چهارراهها، چیزی بیشتر از کودکی دخترانه را روایت میکند. دختر جوانی را که لباسهای تمیز و مرتبش سنخیتی با محله «لبخط» ندارد، در حال عبور از کوچه میبیند، «خاله» بلندی میگوید و به سمتش میدود: «داداشم که خیلی مریض بود بهتر شده، اما مامانم هنوز برنگشته.» بعد از نوازش شدن موهایش، چشمهایش برق میزنند و از بغل جوانی که انگار تنها کسی است که از احوال او خبر میگیرد، بهسختی جدا میشود.
چند ماشین در امتداد خیابان پارک شدهاند و در فاصله هردوتایشان، پتوهای نخنما، تکههای کارتن و چند شلوار و پیراهن پاره روی زمین رها شدهاند. کنار یکی از بساطها، مردی بستههای کوچک پلاستیکی سفیدرنگی را از مردی دیگر میگیرد و کنار منقلش میگذرد. چند قدم جلوتر نیز، مرد لاغر و ضعیف دیگری کنار چند تکه لباس در خودش مچاله شده است. ساعت حدود ۴ عصر است و روشنایی روز با چهره خاکستری اول زمستان پایتخت، درهم آمیخته است.
دختری که هر روز از این خیابان میگذرد میگوید: «الان روز است و وسایل روی زمین، برای کسانی است که از خماری یا نشئگی، یادشان رفته آنها را بردارند. تا هوا تاریک میشود، به فاصله هردو ماشین و پشت آنها، ۴، ۵ نفر جمع میشوند و شب روی کارتنها میخوابند.»
سالهای زیادی است که فقر و اعتیاد، در متن حاشیههای پایتخت و بیخ گوش بازار، جولان میدهد اما یکی، دو ماهی است که بحث آنها داغ شده است. بر اساس آمار رئیس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد مجمع تشخیص مصلحت نظام، سال ۸۵، ۱۵ هزار معتاد در کل کشور وجود داشت در حالی که حالا این میزان معتاد کارتنخواب فقط در سطح شهر تهران وجود دارد. آمار دقیقی از تعداد معتادهای کشور در دست نیست، برخی آمارهای رسمی رقم کل آنها را یک میلیون و منابع غیررسمی نیز بالاتر از ۳ میلیون گزارش میکنند.
سعید معیدفر، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، روی مسئله بحرانهای اجتماعی مطالعات زیادی داشته است. به اعتقاد او، ایران در شرایط بسیار ویژهای در خصوص بحث آسیبهای اجتماعی قرار دارد.
معیدفر میگوید: «از سال ۸۴ بارها خطر گسترش آسیبهای اجتماعی را در مقالات و مصاحبههایم بیان کردم و گفتم قطعا به سمت بحرانی پیش میرویم که برای آن آماده نیستیم. اما متاسفانه پیشبینیهای لازم را نداشتیم. مداخلههای متعددی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی کردیم بدون اینکه جوانب و پیامدهای این مداخلات را در نظر بگیریم. در نتیجه شرایط امروز شکل گرفته که محصول برنامهریزیهای غلط، مداخلات نادرست و جامعهای است که متاسفانه خواب و مرده است. در این جامعه تمام آن حیات اجتماعی را که لازمه به حداقل رساندن مشکلاتمان است، از بین بردهایم. بنابراین در ابعاد اقتصادی با مشکل بیکاری، تورم بسیار شدید و دولتی بودن اقتصاد مواجهیم و در ابعاد اجتماعی تعطیل شدن جامعه و به حداقل رسیدن مشارکت مردم را شاهد هستیم.»














