مدیریت صحنهآرایی خطرناک انتخاباتی
چکیده :شرایط مهندسی انتخابات به گونه ای است که در بسیاری از حوزه های انتخابیه رودربایستی کاملاً کنار گذاشته شده و برگزاری انتخابات فقط تشریفاتی برای فرستادن افراد مورد نظر یک جناح خاص به مجلس است. در چنین صحنه آرایی خطرناکی، بازیگران عرصه سیاست چه باید بکنند؟...
بهراد بهشتی
یکم: در واپسین روز اردیبهشت ماه سال ۹۲ خبر رد صلاحیت عجیب اکبر هاشمی رفسنجانی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، شوک بزرگی در عرصه سیاست ایران به وجود آورد و ناظران و بازیگران این عرصه را در بهت و حیرت فرو برد؛ اما رخداد عجیب تر اینکه این شوک و ناباوری دیری نپایید و اصلاح طلبان و اعتدال گرایان توانستند دست در دست هم آن صحنه آرایی خطرناک را مدیریت کنند و از خاکستر آن رد صلاحیت، ققنوسی برکشند و نقشه اقتدارگرایان را نقش بر آب کنند.
دوم: وحدت و انسجام اصلاح طلبان و تاکید بدنه اجتماعی این جریان بر ضرورت وحدت، فداکاری محمدرضا عارف و حامیانش در کنار رفتن از صحنه، هوشیاری حسن روحانی در انتخاب شعارها و برنامه های انتخاباتی، درایت و خویشتنداری هاشمی و نیز مدیریت درخشان و محبوبیت فراگیر سید محمد خاتمی توانست کاری کارستان کند و آن تهدید را به یک فرصت طلایی مبدل سازد.
سوم: البته اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی آنان برای رسیدن به این نقطه، هزینه گزافی -بسیار گزاف- پرداخته بودند اما درسهای بزرگی نیز فراگرفته بودند. گفتمان خانه نشینی و قهر با صندوقهای انتخابات که اوج آن در انتخابات دومین شورای شهر در سال ۸۰ رخ نمود و تا انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ نیز در میان برخی مردم و نخبگان سیاسی به چشم می خورد در کنار خودزنی ها و اختلافات و وزن کشی های درون گفتمانی جریان اصلاحات که در انتخابات سال ۸۴ به اوج خود رسید، سرنوشت تلخی برای ملت و اصلاح طلبان رقم زد و ۸ سال فرصت سوزی، تباهی، غارت بی سابقه منابع ملی، سبکسری و ماجراجویی بین المللی به بار آورد که آثار و عوارض سوء آن شاید تا سالهای سال دامنگیر کشور و ملت باشد.
چهارم: ردصلاحیت های گسترده و بی سابقه سیاسی و جناحی در انتخابات پیش روی مجلس اگرچه شوک دوباره ای به فضای سیاسی و اجتماعی کشور وارد کرده است، اما با توجه به دلواپسی رقیب از جایگاه برتر اجتماعی اصلاح طلبان، چندان هم غیرقابل پیش بینی نبود. شرایط مهندسی انتخابات به گونه ای است که در بسیاری از حوزه های انتخابیه رودربایستی کاملاً کنار گذاشته شده و برگزاری انتخابات فقط تشریفاتی برای فرستادن افراد مورد نظر یک جناح خاص به مجلس است. در چنین صحنه آرایی خطرناکی، بازیگران عرصه سیاست چه باید بکنند؟
پنجم: تردیدی نیست که چنین گستره وسیعی از رد صلاحیت ها بیش و پیش از هرچیز کیان دولت تدبیر و امید را نشانه رفته و صحنه را برای زمینگیر و ناکارآمد جلوه دادن دولت چیده است و از این رو کارگزاران دولت و در رأس آنان رئیس جمهوری به اقتضای سوگند خود در پاسداری از قانون اساسی و دفاع از حقوق ملت، باید محکم و استوار در برابر این تضییع آشکار حقوق ملت بایستند و با تدبیر و رایزنی زمینه بازگشت همه کسانی را که به ناحق از این گردونه حذف شده اند، فراهم آورد.
ششم: این احتمال جدی است که رایزنی های رئیس جمهوری تا حدی به ثمر بنشیند و شمار محدودی از کسانی که صلاحیت آنان احراز نشده است، به عرصه رقابت بازگردانده شوند. البته جناح رقیب برای خرید وقت، این فرایند را احتمالاً تا روزهای پایانی منتهی به آغاز تبلیغات به تاخیر خواهد افکند اما اصلاح طلبان و حامیان دولت برای چنین شرایطی باید کاملاً آمادگی داشته باشند و به سرعت با تنظیم فهرست های حداقلی و معرفی آن به مردم، این تهدید را به فرصت تبدیل کنند. لازمه این روش زنده نگاه داشتن بذر امید در دل جامعه و پرهیز از خودزنی، اختلاف افکنی و تزریق یأس و ناامیدی به مردم است. ما آموخته ایم که برای پیروزی درعرصه سیاست، باید سطح توقعات خود را کاهش داده و صبر و خویشتنداری و آرامش پیشه کنیم. مهم این است که در مدت باقی مانده و تا تعیین تکلیف نهایی سرنوشت محذوفان از گردونه انتخابات، تمام همت نخبگان و اصلاح طلبان باید مصروف امید بخشی به بدنه اجتماعی و آماده سازی آنان برای مشارکت حداکثری در بزنگاه سیاسی باشد. فراموش نکنیم عقلانیت، آمادگی و امیدواری سه عنصر اساسی برای مدیریت این صحنه آرایی خطرناک انتخاباتی است.














