سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فرزاد موتمن: در حال از دست‌ دادن خوبی‌ها هستیم...

فرزاد موتمن: در حال از دست‌ دادن خوبی‌ها هستیم

چکیده :این دوری ما از یکدیگر اتفاق خوشایندی نیست. ما در حال از دست‌ دادن تمام آن خوبی‌ها، احترام و ادبی که در گذشته ایرانیان مثال‌زدنی بود، هستیم و پرخاشگری را جایگزین کرده‌ایم. اتفاقی که سرانجام خوبی ندارد. همه باید در نقش شهروندی خود، نسبت به این موضوعات حساس باشیم....


فرزاد موتمن کارگردان و هنرمند کشورمان در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: آلودگی هوا، بوی تند و تیزی دارد. حتی حالا که باران آمده و اوضاع کمی بهتر شده، وقتی در پیاده‌روهای تهران راه می‌روم، بوی آلودگی هوا را احساس می‌کنم؛ این بو در بینی آدم می‌پیچد و گاهی هم حتی سردرد می‌آورد. گفتم گاهی، چون به‌نظر می‌رسد سیستم داخلی بدن ما شهروندان تهران به این بوی تند و تیز عادت کرده و در میان تمامی بوهای مطبوعی که در عالم وجود دارد، بوی آلودگی هوا را به‌خوبی تشخیص می‌دهیم و شاید نیازی نباشد کارشناس هواشناسی خبر آلودگی هوا را اعلام کند، چون شهروندان تهران آنقدر آلودگی هوا کشیده‌اند که تا الان بیشتر آنها کارشناسان قابلی در عرصه هواشناسی شده‌اند.

البته این چند روز به‌ لطف بارندگی‌های مکرر هوای پاک را استنشاق می‌کنیم و اگر خدا بخواهد از آن بوی تند و تیز آلودگی‌ هوا هم خبری نیست. اما حتی اگر آلودگی هوا هم خلق آدم را تنگ نکند باز یک چیز پیدا می‌شود که مردم را در شهر خسته و عصبی کند. مثلا همین امروز در این هوای پاک و دوست‌داشتنی باز می‌شد چند نفری را پیدا کرد که موقع سوار شدن به مترو یا اتوبوس یکدیگر را هل دهند، از مترو که بگذریم چند نفر هم در خیابان مشغول داد و فریاد سر هم بودند. دعواهای موبایلی هم که تمامی ندارد، هرجا می‌روی یک نفر پیدا می‌شود که در حال مشاجره‌ای مفصل با تلفن همراه باشد. مشاجره‌هایی که گاهی آنقدر از ادب و اخلاق دور می‌شود که آدم دلش می‌خواهد همان لحظه تا آنجا که می‌تواند از آن فرد فاصله بگیرد.

کارشناسان اجتماعی در مطبوعات و رسانه‌ها به رفتارهایی که باعث ایجاد فشار عصبی روی شهروندان می‌شود، پرخاشگری‌های اجتماعی می‌گویند؛ پرخاشگری‌هایی که آدم وقتی با آنها مواجه می‌شود، دلش می‌خواهد به یک جای آرامش‌بخش پناهنده شود. اما دریغ که این شهر ١٢ میلیون نفری آنقدر پر از هرج و مرج است که پیدا کردن یک جای آرامش بخش در آن مثل یک رویاست.

شاید تنها جایی که می‌توان در آن آرام گرفت، خانه باشد، البته اگر صداهای آزاردهنده شهر قدرت نفوذ به خانه را پیدا نکنند. یک‌ زمانی بود، که سر شب‌ها وقتی در خانه حوصله‌ات سر می‌رفت سوار ماشین می‌شدی و در اطراف خانه و محله یک گشتی می‌زدی یا مدتی را در یک پارک پیاده‌روی می‌کردی اما حالا هر چقدر هم حوصله‌ات سربرود نمی‌توانی به گردش بروی، همان اول، از تصاویر آزاردهنده شهر که شامل صدای بوق ماشین‌ها و رفتارهای تند و تیز مردم با هم است، خسته‌ می‌شوی و ترجیح می‌دهی در خانه بنشینی و سرت را به کارهای شخصی گرم کنی. رفتارهای تند و تیز ما شهروندان بیش از آن بوی تند و تیز آلودگی هوا آزاردهنده شده. این مدت از هر طرف راهکارهای زیادی برای آلودگی هوا پیشنهاد می‌شود، کاش برای نزدیک شدن‌ شهروندان به یکدیگر و مقابله با پرخاشگری‌ اجتماعی هم راهکارهایی پیشنهاد شود، راهکاری که ایرانی‌ها را به فرهنگ اصیل‌شان بازگرداند.

این دوری ما از یکدیگر اتفاق خوشایندی نیست. ما در حال از دست‌ دادن تمام آن خوبی‌ها، احترام و ادبی که در گذشته ایرانیان مثال‌زدنی بود، هستیم و پرخاشگری را جایگزین کرده‌ایم. اتفاقی که سرانجام خوبی ندارد. همه باید در نقش شهروندی خود، نسبت به این موضوعات حساس باشیم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.