سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » وقتی افراطیون خرابکار از فعالیت شبکه‌ای سبزها الگوبرداری می‌کنند...
» هسته‌های محفلی علیه دولت ملی

وقتی افراطیون خرابکار از فعالیت شبکه‌ای سبزها الگوبرداری می‌کنند

چکیده :الگوی مقاومت ملی و شبکه‌ای در برابر یک دولت متقلب و مفسد که نهایتا در تابستان ٩٢ به پایان خود رسید، در محفل‌های انحصارطلبان شبیه‌سازی شده است. بر خلاف الگوی مقاومت ملی در برابر کودتا که بر عنصر آگاهی، آگاه‌سازی و نشر و بازنشر انتقادات علیه دولت احمدی‌نژاد در فضای ارتباطی و شبکه‌ای استوار بود، طراحی خرابکارانه تحت لوای انتقاد از دولت روحانی، دارای یک ساختار پیچیده و چند لایه در ساختار نظام است که بازوی عملیاتی آن یا همان نیروهای عمل کننده سرکوب علیه اعتراضات مردمی را، می‌توان به روشنی تشخیص داد. ...


کلمه – سیامک قادری:

منصفانه این است که اگر اعتراض خودجوش ملی علیه دولت تقلب و فساد را، یک مقاومت طبیعی و موفق شکل گرفته در مقابل عدم مشروعیت دولت در سال‌های پس از کودتا بدانیم، تلاش یک سازمان نظامی و هماهنگ علیه موفقیت‌ها و دستاوردهای دولت کنونی با مدیریت سلسله مراتبی و هماهنگ را نیز، باید به‌‌ همان میزان مؤثر دانست. اما اینکه چرا تلقی حاکمیت و دستگاه امنیتی و قضایی علیه معترضان، اقدام علیه امنیت ملی می‌شود و از کودک و نوجوان و زن و مرد هدف شلیک گلوله آن در کف خیابان قرار گرفته و در دادگا‌ه‌ها کیفر آن از إعدام تا زندان‌های طویل‌المدت تعیین می‌شود ولی در مقابل، خروج عده‌ای از نظامیان و شبه نظامیان علیه دولت و خرابکاری آنان علیه منافع ملی، اعتراض مردمی تلقی می‌شود را باید از دستاوردهای‌‌ همان فرار مشروعیت از ارکان نهادهای انتخاباتی بعد از کودتا دانست.

حمله به سفارت عربستان و آتش زدن آن توسط عده‌ای از شبه نظامیان دو پایگاه بسیج و ایجاد اختلال جدی در سامان روابط بین‌المللی نوین ایران، سمت و سوی خطرناک حرکت گروه‌های شبه نظامی حامی سرکوب‌های مردم در سال ٨٨ را بار دیگر به نمایش گذاشت. در سخنان فرماندهان سپاه و مسئولان این نیرو در ماه‌های گذشته، ابایی از اشارات مستقیم به مقابله مثل از سوی نهادهای خاص به چشم نمی‌‌خورد و موج کمرشکن انتقاد و مقاومت عملی در برابر دولت بر اساس نظریه ضربه متقابل طراحی می‌شود.

حالا مشخص شده است که الگوی مقاومت ملی و شبکه‌ای در برابر یک دولت متقلب و مفسد که نهایتا در تابستان ٩٢ به پایان خود رسید، در محفل‌های انحصارطلبان شبیه‌سازی شده است. بر خلاف الگوی مقاومت ملی در برابر کودتا که بر عنصر آگاهی، آگاه‌سازی و نشر و بازنشر انتقادات علیه دولت احمدی‌نژاد در فضای ارتباطی و شبکه‌ای استوار بود، طراحی خرابکارانه تحت لوای انتقاد از دولت روحانی، دارای یک ساختار پیچیده و چند لایه در ساختار نظام است که بازوی عملیاتی آن یا همان نیروهای عمل کننده سرکوب علیه اعتراضات مردمی را، می‌توان به روشنی تشخیص داد. در تبیین چنین طرح خطرناکی، ساده انگارانه است که رفتار مشاور بین‌الملل آقای خامنه‌ای در همراهی با دولت روحانی را‌‌ همان سیاست بیت در همراهی با دولت ارزیابی کنیم و تهدیدهای نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه و سنگ‌اندازی‌ها و اقدامات خرابکارانه علیه اراده مردم را به اعتراضات گروهی از فرماندهان سپاه یا جوانان مؤمن و انقلابی تقلیل دهیم.

دولت روحانی اگر در زمینه حل و فصل مسأله هسته‌ای کارنامه قابل قبولی داشته باشد، در زمینه پیشبرد طرح‌های فرهنگی و اجتماعی از جمله در آموزش عالی و دانشگاه‌ها، باز کردن فضای سیاسی و برخورد و رسواسازی مفسدان، نتوانسته بازی را پیش ببرد و آن را به نهادهای نظامی و شبه نظامی واگذار کرده است.

تنها ذکر نمونه‌ای از این مسدودسازی‌های غیرقانونی علیه موسیقی تا حد بلا اثر کردن دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به رغم قانونی بودن اساسنامه موسسات آموزشی موسیقی و بلا اشکال دانستن موسیقی توسط امام خمینی، می‌تواند نمونه خوبی از پیگیری و اجرای چنین طرح‌هایی در محفل یاد شده، باشد.

اکنون و بعد از موج اول حمله ناکام به سیاست خارجی دولت در زمینه هسته‌ای، مسدودسازی اقدامات در حد زمینگیر کردن دستگاه سیاست خارجی در بهبود روابط با جهان با استفاده از ابزارهای در اختیار نهادهای نظامی و شبه نظامی در دستور کار قرار دارد. همان مافیایی که حیات خود را در پیوند با معاملات قاچاق، بحران سازی، غارت بیت‌المال، زمین‌خواری و مال مردم خواری و دستکاری در ارزش پول ملی، دخالت در سیاست‌های کشورهای خارجی، تشدید تحریم‌ها و سپس بنیان شبکه دور زدن تحریم‌ها می‌یافت و در برهه‌ای از حیات، به کودتا علیه ساختار قانونی هم دست زد، همچنان با برنامه‌ای عملیاتی در محفل‌های خود فعالند.

ویترین و شعار آن‌ها، آزادی اقلیت منتقد دولت، ولی لجستیک آن‌ها، بهره برداری و سازماندهی سلسله مراتبی و اخلال و حتی عملیات نظامی علیه دولت و اقدامات آن است. همان ساختاری از نیروهای شبه نظامی که در طول سال ٨٨ و وقایع پس از آن قوام یافت، اکنون در تشکیلات غیر رسمی سپاه، به موازات تجهیز سخت افزاری و پرسنلی خود، هر از چندگاهی مانورهای عملیاتی خود را در عرصه مقابله با حرکت‌های دولت به اجرا در می‌آورد، یک روز به میتینگ‌ها و سخنرانی‌های دارای مجوز حمله می‌کند، روز دیگر در دریای آزاد به سوی ناو آمریکایی موشک می‌پراند تا روند بهبود ارتباط با جهان را مختل کند و امروز نیز سفارت و خاک کشوری دیگر را تسخیر کرده و به آتش می‌کشد.

این واحد عملیاتی گسترده در سطح کشور، علاوه بر پشتیبانی لجستیکی و مالی سرداران چرتکه به دست، هماهنگی نهادهای انتظامی و قضائی نیز را در جهت حمایت از اقدامات خود جلب کرده است، تا جایی‌که اقدامات خطرناک آن‌ها علیه نماینده اصولگرای مجلس یا رئیس مجلس اصولگرا با پیگردی مضحک از سوی دستگاه قضائی روبرو می‌شود و محاکمه مفسدان همکار در همین دستگاه به نمایشی خنده دار از رواداری دستگاه قضایی نسبت به حقوق متهم تبدیل می‌‌شود.

شناخته بودن این عناصر عملیاتی نه تنها نقطه ضعف آن‌ها در عملیات‌هایشان به حساب نمی‌آید، بلکه این نشانه‌دار بودن آن‌ها، در دستگاه قضائی نیز به آن‌ها مصونیت می‌بخشد. آنان با آسایش در پشت پیشخوان تجارت ظاهری خود، عمده‌ترین مجریان عملیات جدی لشگر و سازمان انحصارطلبی محسوب می‌شوند. جلسات محفلی و توجیهی خود را دارند و با اشاره‌ای از سرفرماندهی پنهان خود، پایگاه‌های خود را به سوی نقطه عملیاتی ترک می‌کنند.

با این‌حال اشتباه است که اقدام به تسخیر و آتش زدن سفارت یک کشور را اوج عملیات آن‌ها علیه دولت فرض کرد و آن را بیشتر باید یک قدرت‌نمایی و مسدود‌سازی پیشروی دولت در عرصه دیپلماتیک ارزیابی کرد.

‌نباید فراموش کرد این هسته‌های عملیاتی که از دوران موسوم به سازندگی، به عنوان یگان عملیاتی علیه سیاست‌های دولت‌های انتخابی تغییر کاربری داده، تقویت و تجهیز و پشتیبانی شده در هر دوره‌ای نامی متفاوت ولی ستادی واحد داشته است. یک بار انصار نام می‌گیرد، بار دیگر حزب‌الله، یک بار با مارک عناصر خودسر در ارکان اطلاعاتی پروژه قتل های زنجیره‌ای را دنبال می‌کند و یک روز عضو شورای شهر را ترور می‌کند، یک روز بسیجی خوانده می‌شود و یک بار نیروی مؤمن انقلابی.

مافیایی که سال ٨٨ در مقابل تهدید حضور میرحسین موسوی، نخست‌وزیر امتحان پس داده دهه اول انقلاب، چنان از کیان و موجودیت و منابع مالی نامشروع خود احساس خطر کرد، که کودتا علیه صندوق رأی را با شلیک به سوی مردم معترض در خیابان به هم آمیخت.

با این‌حال به رغم داشتن کودتا در سابقه‌ی خود، اختلال جدی در سامان بهبود روابط با جهان و آماده سازی زمینه برای خروج سفارت‌های خارجی را نباید جدی‌ترین اقدام آن‌ها علیه منافع ملی ارزیابی کرد، آن‌ها نیرویی آماده به کار و خوب تجهیز و پشتیبانی شده‌اند که رمز عملیات اصلی را هنوز از ستاد خود دریافت نکرده‌اند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.