واکنش مردم به تناقضهای انتخابات خبرگان: رقبایمان را خودمان انتخاب میکنیم!
چکیده :ثبت نام پنج تن از شش فقیه شورای نگهبان برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری شاید بزرگترین تناقض قانونی را در خود دارد که حساس ترین دوره انتخابات خبرگان را پیچیده تر خواهد کرد. احمد جنتی، محمد یزدی، محمود هاشمی شاهرودی، محمد رضا مدرسی یزدی و محمد مومن پنج فقیهی هستند که قرار است درباره رقبای خود نظر دهند و صلاحیت آنان را رد یا تایید کنند. اسامی آشنایی در میان آنها هست که در سالهای اخیر در مقاطع سیاسی بارها نشان داده اند که نه از بی طرفی برخوردارند و نه از انصاف بویی برده اند...
کلمه – گروه خبر: ثبت نام پنج تن از شش فقیه شورای نگهبان برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری شاید بزرگترین تناقض قانونی را در خود دارد که حساس ترین دوره انتخابات خبرگان را پیچیده تر خواهد کرد.
احمد جنتی، محمد یزدی، محمود هاشمی شاهرودی، محمد رضا مدرسی یزدی و محمد مومن پنج فقیهی هستند که قرار است درباره رقبای خود نظر دهند و صلاحیت آنان را رد یا تایید کنند.
اسامی آشنایی در میان آنها هست که در سالهای اخیر در مقاطع سیاسی بارها نشان داده اند که نه از بی طرفی برخوردارند و نه از انصاف بویی برده اند.
محمد یزدی با آن که نام اش را برای انتخابات ثبت کرده است و حال شاید بیش از هر زمان دیگر همگان او را مورد قضاوت قرار خواهند داد، با این حال باز هم نمی تواند بی طرف باقی بماند و در آخرین اظهارنظر خود گفته است: ” اهدافی پشت پرده برخی نامنویسیها برای مجلسخبرگان است” حال او و دیگر همفکرانش در شورای نگهبان قرار است رقبای خود را مورد ارزیابی قرار دهند.
قضاوتی که از همین الان برای مردم هم نگران کننده است. وقتی خبر ثبت نام پنجمین نفر در رسانه ها منتشر شد کاربران فضای مجازی نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند.
بخشی از واکنش های کاربران که نگران هم هستند را در زیر می خوانید:
تا این لحظه، به جز یک نفر (مهدیشبزندهدار)، پنج فقیه دیگر شورای نگهبان رسما نامزد مجلس خبرگان شدهاند. قانون فعلی منعی برای اینکار در نظر نگرفته اما همین قانون قید و بندها و تناقضهایی در خود دارد که فلسفه نظارت را زیر سوال میبرد. آقای رئیسجمهوری که تاکید زیادی بر قانون و اجرای آن در انتخابات دارد، بد نیست به نکات زیر توجه کند و مهیای اقدام لازم باشد.
طبق تبصره ۴ ماده ۱۱ آییننامه اجرایی قانون انتخابات خبرگان، «چنانچه اعضای شورای نگهبان داوطلب نمایندگی مجلس خبرگان گردند نمیتوانند نسبت به انتخابات استانی که از آنجا داوطلب شدهاند نظارت و اتخاذ تصمیم نمایند.» خب! این ماده خیلی شفاف و صریح است. پس تا این لحظه:
احمد جنتی که از تهران نامزد شده حق نظارت و اتخاذ تصمیم در مورد انتخابات استان تهران را ندارد.
محمود هاشمی شاهرودی که از مشهد نامزد شده حق نظارت و اتخاذ تصمیم در مورد انتخابات استان خراسان رضوی را ندارد.
محمد مومن که از قم نامزد شده حق نظارت و اتخاذ تصمیم در مورد انتخابات استان قم را ندارد.
محمد رضا مدرسی یزدی که از تهران نامزد شده حق نظارت و اتخاذ تصمیم در مورد انتخابات استان تهران را ندارد.
محمد یزدی هم که از تهران نامزد شده حق نظارت و اتخاذ تصمیم در مورد انتخابات استان تهران را ندارد.
خب! پس تا اینجا سه نفر از فقهای شورای نگهبان نامزد استان تهران هستند و طبق قانون حق نظارت و اتخاذ تصمیم برای این استان را ندارد. دو نفر دیگر هم یکی به مشهد رفته و دیگری نامزد استان قم است.
حالا در نظر داشته باشید که همین قانون (ماده ۱۵ و ۱۶) وظیفه تایید صلاحیتهای نامزدهای خبرگان را هم به «فقهای شورای نگهبان» سپرده است. یعنی شش عضو فقیه که تا اینجا پنج نفرشان خودشان نامزد هستند و طبق قانون هم محدودیت نظارتی و دخالت در سه استان تهران، قم و خراسان رضوی شامل حالشان میشود.
حالا سوال اساسی این است که چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد که در روند تایید صلاحیتها و نظارتها این محدودیتهای قانونی واقعا رعایت میشود! مثلا وقتی لیست اسامی نامزدهای استان تهران به شورای نگهبان میرسد و «فقهای شورا» باید بررسی را آغاز کنند، آقایان محمد یزدی و احمد جنتی و مدرسییزدی چشم و دهانشان را میبندند و یا از اتاق بیرون میروند؟! که «دخالتی در اتخاذ تصمیم» نداشته باشند! شهروندان چگونه باید به این روند نظارت داشته باشند!؟
این سوالات، سوالات مشروعی است که باید از مجریان و ناظران انتخابات پرسیده شود، از همین مرحله
شنیدم تعدادی از اعضای شورای نگهبان کاندیدای مجلس خبرگان شده ن. این عده قراره خودشون صلاحیتشون رو تایید کنن تا بر رهبر که اینها رو به عنوان تایید کننده صلاحیت خودش انتخاب کرده نظارت کنن.
من که گیج شدم. یعنی چی ؟ شما اگه متوجه شدید لطفا راهنمایی کنید.
ظاهرا جز یک نفر، مابقی اعضای روحانی شورای نگهبان کاندیدای خبرگان شدند. قراره به انتخاباتی که خودشون توش قراره مسابقه بدن، نظارتم بکنن. یادمه تو دانشگامون یکی از کارمندای حراست قبول شد. بعد طرفو از حراست برداشتن کردند یه شغل درپیتی تو دبیخونه که مهر می زد به نامه ها. با این توجیه که شما نمی شه هم حراست کنی، هم سرکلاس بشینی و فردام بخوای بری امتحان بدی. فکر کنم مسئولین دانشگا خیلی احمق و کوته بین و نخودی مغز بودن. درستش اون نبود.
اصلا به هزینهای که از جیب نظام برای نیل به معنویات محفلیشان هزینه میکنند کاری ندارم؛
خیلی واضح به فرایند بررسی صلاحیتها، به چشم یک ابزار برای مهندسی انتخابات نگاه میکنند، علنی هم ابراز میکنند، بلند بلند همفکری هم میکنند و کوچکترین دغدغه ذهنی هم ندارند که حداقل حفظ ظاهر کنند. آقایان، فردای روز با چه استدلالی از “سیاسی نبودن اقدامات شورای نگهبان” میتوانید دفاع کنید؟ از قانونی بودن فرایند میتوانید دفاع کنید؟ کجای قانون گفته است که بررسی #صلاحیت ها، یعنی طراحی یک سناریو برای از صحنه خارج کردن رقبای شما؟ اصلا وقتی نگاه شما به شورای نگهبان، اینقدر ابزاری و در قامت مجری و مهندس است، چگونه انتظار دارید مخالف شما به شورای نگهبان، به عنوان فصلالخطاب، ناظری بی طرف نگاه کند؟
پینوشت: ادعای تحلیلگری هم دارد، هفتهای یک مطلب هم مینویسد که فلانی بجای اعتراض، برای شکایت به #شورای_نگهبان مراجعه میکرد و تمکین میکرد. به چی تمکین میکرد؟ به این نگاه سخیف و مبتذل شما به قانون و ارکان نظام؟ چون من تشخیص میدهم فلانی “بد است” ردصلاحیت شود؟ قانون مملکت هم فدای یک تار موی نیروهای سیاسی فاسد مورد وثوق شما
نامزدهای مجلس خبرگان رهبری، برای تایید صلاحیت باید از دو مرحله بگذرند. مرحله اول مراجع چهارگانه ای است که ابتدا به هیئت های اجرایی گزارش می دهند و سپس گزارش های آنان در هیئت های نظارت و شورای نگهبان هم مورد بررسی قرار می گیرد. این مراجع عبارت اند از؛ وزارت دادگستری، سازمان ثبت احوال، وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی. الان یک نگاهی هم به نامزدهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری هم بیاندازیم. حجت الاسلام صادق اردشیر لاریجانی؛ رئیس قوه قضائیه، نامزد انتخابات مجلس خبرگان از استان مازندران. حجت الاسلام پورمحمدی؛ وزیر دادگستری، نامزد انتخابات مجلس خبرگان از استان البرز. حجت الاسلام علوی؛ وزیر اطلاعات، نامزد این انتخابات از استان تهران. حجت الاسلام ابراهیم رئیسی، دادستان کل کشور، نامزد انتخابات از استان خراسان جنوبی. یعنی مسئولان عالی سه مرجع از مراجع چهارگانه برای تایید صلاحیت نامزدها، خودشان مستقیما در انتخابات حاضر اند و در گزارش مرجع چهارم، یعنی نیروی انتظامی هم تاثیر مستقیم دارند.
خان دوم اما مهم تر و جالب تر است. از شش فقیهی که بنا به آیین نامه مجلس خبرگان رهبری وظیفه تایید صلاحیت نامزدهای این مجلس را بر عهده دارند، تا اینجای کار چهار نفر نامزد انتخابات این مجلس هستند. البته هر چهار نفر هم اکنون نیز عضو این مجلس هستند. یعنی حضرات آیات احمد جنتی، محمد یزدی، محمد مومن و محمود هاشمی شاهرودی، علاوه بر اینکه دیگر نامزدها را از بابت صلاحیت عمومی، فقهی، اعتقاد به جمهوری اسلامی، دیانت، اخلاق و بینش سیاسی و اجتماعی و امثالهم مورد بررسی قرار می دهند و حسب مورد آنان را با توجه به نظارت استصوابی رد یا تایید صلاحیت می کنند، خودشان هم در این انتخابات شرکت می کنند. یعنی اکثریت این افراد قرار است هم رقبای خودشان را در درجه اول و هم کل انتخابات را در درجه بعد مورد نظارت قرار دهند و هم به صورت حداکثری با آنها به رقابت بپردازند!
به نظرم یک جای این معادله می لنگد!!؟
انتخابات خبرگان امسال، انتخابات مهمی است. چرا که مجلس بعدی خبرگان تا حدود ۸۵ سالگی آیت الله خامنهای سر کار خواهد بود و لذا عقلایی احتمال دارد که رهبر بعدی را انتخاب کند. از حدود چند ماه پیش، جناح اصول گرا در مورد این انتخابات دچار تشویش و نگرانی است. متعدد و به صورت غیر مستقیم گفته میشود که جناح اصلاح طلب دنبال این است که در انتخابات مجلس خبرگان پر رنگتر از گذشته حضور پیدا کند و اگر هم نتواند اکثریت را به دست بگیرد، اقلیت موثری تشکیل دهد. ابراز نگرانی با نامزدی سید حسن خمینی به همراه پدر همسرش پرنگ تر شده است. اما سوال این است که این نگرانی برای چیست؟ جز این است که برای نامزدی در این انتخابات، باید از فیلتر شورای نگهبان گذشت که در آن اکثریت با افرادی متمایل به جناح اصولگرا است؟ جز این است که اگر کسی برای انتخابات خبرگان از فیلتر این شورا بگذرد، با تمام اختلاف سلیقه در دیانت او سخنی نیست؟ به فرض جناح اصلاح طلب دنبال کسب کرسی در مجلس خبرگان باشد، اشکال آن چیست؟ مگر قباله مجلس خبرگان را به نام جناح اصولگرا و محافظه کار زده اند؟ آیا سید حسن خمینی به عنوان یک شهروند، حق نامزدی در این انتخابات را ندارد؟ یعنی امثال ایشان میتوانند نفوذی اجانب باشند؟ انتخاب هم که با مردم است. اگر اصولگرایان نگرانی دارند، راه حل آن ساده است: به مردم ایران نشان دهید که از اصلاح طلبان بهتر هستید. دیگر این همه ایجاد حاشیه با استفاده از کلمه نفوذ نیاز ندارد.
انتخابات در آمریکا: همه کاندیدا میشوند. انتخابات داخلی احزاب کاندیدای نهایی را مشخص میکند.
انتخابات در اسپانیا: همه کاندیدا میشوند. رهبر حزب لیست کاندیداهای نهایی را مشخص میکند.
انتخابات در ایران: همه کاندیدا میشوند. شورای نگهبان کاندیداهای نهایی را مشخص میکند.
در انتخابات خبرگان از تهران حدود ۹۰ نفر کاندیدا شده اند. از این تعداد باید ۱۶ نفر نماینده تهران انتخاب شوند. احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و سردمدار رد صلاحیت کاندیداها در انتخابات های مختلف هم در بین کاندیداهاست. برای اینکه جنتی در بین ۱۶ نفر قرار بگیرد شورای نگهبان مجبور است نزدیک به ۷۰ تن از رقبای دبیرش رو رد صلاحیت کند. رقابت است دیگر.
پنج نفر از جمع شش فقیه شورای نگهبان نیز نامزد انتخاب خبرگان شدند!
این افراد قرار است صلاحیت خود را تایید یا رد نمایند و همچنین صلاحیت رقیب را نیز مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند!!!
همچنین وظیفه نظارت بر انتخابات هم به عهده ای شورای نگهبانیست که پنج عضو آن کاندیدای انتخابات هستند!
ظاهرا آنها قرار است افرادی را رد کنند که صلاحیت علمی و مبارزاتیشان بیشتر از خود اینهاست!!!













