مختاباد: صداوسیما باید از شجریان دلجویی کند/ من هم اجازه برگزاری کنسرت ندارم
چکیده : برخی از فعالیتهای فرهنگی و هنری در «محاق» سیاست قرار گرفته است. هنگامی که یک جامعه دچار سیاستزدگی و نه سیاستکاری میشود به صورت ناخودآگاه بر سرنوشت نسلهای بعدی نیز تاثیر میگذارد و سرنوشت نسلهای بعدی را نیز دستخوش آسیب و نقصان میکند. در دولت محمود احمدینژاد برخی از دستاوردهای فرهنگی و هنری جامعه ما دچار خدشه و عقبگرد شد. در دنیای امروز اگر در مسیر یک رویکرد فکری و فرهنگی مانع و سکته به وجود بیاید تا هنگامی که این رویکرد به مسیر قبلی و عقلانی خود بازگردد زمان زیادی لازم است. این در حالی است که آن سکته ممکن است کل رویکرد فکری و فرهنگی را دچار آسیب کند و آن را به بنبست برساند...
کلمه – گروه خبر: سید عبدالحسین مختاباد استاد آواز و عضو شورای شهر تهران معتقد است: “برخی از فعالیتهای فرهنگی و هنری در «محاق» سیاست قرار گرفته است. هنگامی که یک جامعه دچار سیاستزدگی و نه سیاستکاری میشود به صورت ناخودآگاه بر سرنوشت نسلهای بعدی نیز تاثیر میگذارد و سرنوشت نسلهای بعدی را نیز دستخوش آسیب و نقصان میکند.”
او تاکید می کند: “در دولت محمود احمدینژاد برخی از دستاوردهای فرهنگی و هنری جامعه ما دچار خدشه و عقبگرد شد.”
مختاباد در گفت و گو با روزنامه آرمان، در ادامه این سخنان افزود: “در دنیای امروز اگر در مسیر یک رویکرد فکری و فرهنگی مانع و سکته به وجود بیاید تا هنگامی که این رویکرد به مسیر قبلی و عقلانی خود بازگردد زمان زیادی لازم است. این در حالی است که آن سکته ممکن است کل رویکرد فکری و فرهنگی را دچار آسیب کند و آن را به بنبست برساند. این وضعیت برای مسائل فرهنگی در جامعه ما رخ داده است. سکته و آسیبی که برخی سیاستهای غیرکارشناسی احمدینژاد در مسائل فرهنگی به کشور وارد کرد تا حدود زیادی غیر قابل جبران است و مدتها زمان نیاز دارد که این سیاستها ترمیم شود. این در حالی است که یکی از دغدغههای اصلی جریان اصلاحطلبی اهمیت دادن به دغدغههای فرهنگی و هنری هنرمندان و فرهیختگان جامعه بوده است. فرهنگ در دولت اصلاحات به یکی از دغدغه اصلی دولتمردان تبدیل شده بود و به همین دلیل در آن دوران ما با شکوفایی فرهنگی و هنری روبهرو بودیم و به توفیقات زیاد فرهنگی دست پیدا کردیم. دولت آقای روحانی باید در این زمینه اهتمام بیشتری داشته باشد. این در حالی است که یکی از شعارهای مهم آقای روحانی در کارزار انتخاباتی رسیدگی به دغدغههای فرهنگی هنرمندان و فرهیختگان جامعه بود. به همین دلیل بنده نمره قابل قبولی از نظر فرهنگی به دولت تدبیر و امید نمیدهم.”
او درباره لغو کنسرت های موسیقی در ماههای گذشته گفت: “بنده به شکلهای مختلف نسبت به این مساله اعتراض خود را نشان دادم. این مساله حکایت این مصرع را دارد که«یکی برسر شاخ بن میبرید». هنگامی که کنسرتها به دستور نهادهای فاقد صلاحیت لغو میشود به معنای وجهالمصالحه قرار دادن هنر و موسیقی است. در نتیجه بنده به مسئولان مربوطه توصیه میکنم اجازه ندهند هر شخص و نهادی برای رسیدن به اهداف خود هنرمندان را وجهالمصالحه خود قرار بدهند و از این طریق به هنر آسیب بزنند.”
مختاباد درباره فعالیت های هنری خود گفت: “آثار من از رادیو و تلویزیون پخش میشود اما اجازه برگزاری کنسرت به من داده نمیشود.”
او درباره دلیل این ممنوعیت توضیح داد: “نمیدانم و کسی هم در این زمینه به من توضیح نداده است. البته یک بار بنده را ممنوع الخروج نیز کردند اما دوباره این وضعیت به حالت قبل برگشت و در شرایط کنونی مشکلی برای خروج از کشور ندارم. مساله دیگر اینکه بنده برای ثبت یک شرکت فرهنگی اقدام کردم که مراجع ذیصلاح من را فاقد صلاحیت برای ثبت شرکت اعلام کردند.”
همچنین این هنرمند درباره وضعیت مواجهه صدا و سیما و استاد شجریان گفت: “من با اقدام آقای شجریان که به صداوسیما اعلام کرد آثار من را پخش نکنید موافق نبودم. صداوسیما متعلق به همه مردم است و ایشان نباید صداوسیما را تحریم میکرد. آثار ما متعلق به همه مردم است و هر شخص و ارگانی که تمایل به پخش آن داشته باشد باید آن را پخش کند. موسیقی بالذات انحصارطلب نیست و با آزادگی رفتار میکند. با این وجود صداوسیما نیز رفتار مناسبی در این زمینه از خود نشان نداد و مساله را پیچیدهتر کرد. صداوسیما باید برای هنر و هنرمند ارزش بیشتری قائل شود و نباید مسائل را سیاسی کند. آقای ضرغامی رئیس سابق صداوسیما به صراحت عنوان کرد که نزدیک به ۶۰ درصد مردم برنامههای صداوسیما را تماشا نمیکنند و به شبکههای ماهوارهای علاقه بیشتری نشان میدهند. این یک فاجعه فرهنگی و رسانهای است که ۶۰ درصد مردم یک جامعه برنامههای رسانه ملی آن کشور را دنبال نمیکنند. متاسفانه ابعاد این فاجعه روز به روز در حال بیشتر شدن است. صداوسیما باید از مسائل سیاسی عبور کند و اجازه ندهد یک هنرمند تحریم شود تا مردم از آثار آن لذت ببرند. به همین دلیل من معتقدم صداوسیما باید از آقای شجریان دلجویی کند.”














