ضرورتها و ابزارهای سنجش مستمر عدالت و نابرابری
چکیده : ما همواره با فقر و مشکلاتی که امروزه در مورد آن صحبت میکنیم روبرو بودیم، اما نقش دولتهای نهم و دهم و آثار اقتصادی – اجتماعی عمیقی که روی جامعه باقی گذاشته، تا دو یا سه دهه بعد هم گریبان جامعه ما را خواهد گرفت؛ مانند زمانی که مغول ها به ایران حمله کردند و آثار آن را می تواند ردیابی کرد؛ بنابراین برخی از انحرافات بزرگی که به واسطه این تأثیرات اقتصادی و اجتماعی در جامعه شکل گرفته را می توان تا سالهای متمادی ردگیری کرد...
نشست «ضرورتها و ابزارهای سنجش مستمر عدالت و نابرابری» با سخنرانی دکتر حسین راغفر در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد.
دکتر فرشاد مومنی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ابتدای این جلسه با اشاره به اوضاع نابسامان اقتصاد ایران تصریح کرد: این روزها همه می دانند که اقتصاد ایران اوضاع خوبی را تجربه نمی کند و در این شرایط به طور طبیعی هر کسی فکر می کند که کانون اصلی گرفتاری های ایران در کجاست و تمهیداتی هم که دولت به کار می گیرد نمی توانند دستاوردهای مورد انتظار را به همراه داشته باشد.
او با توجه به فقر و نابرابری ادامه داد: یکی از کانون های اصلی آسیب پذیر کننده ایران وضعیت بسیار نگران کننده فقر و نابرابری در کشور است. واقعیت این است که در این زمینه شواهد بسیار زیاد است که از طرفی نشان می دهد که فقر و نابرابری در ایران به شدت زیاد شده است و از طرف دیگر بر اساس گزارش های رسمی می توان به سندسازی هایی رسید که نشان دهد اوضاع خوب است. در حال حاضر شاخص ضریب جینی شاخص مناسبی برای نشان دادن فقر و نابرابری نیست.
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی افزود: در بررسی نحوه مواجهه دولت جدید با این مساله تا مدت ها تصور این بود که آنها به دلیل این که دولت قبلی از مساله عدالت بد دفاع کرده انگیزه اندکی برای ورود به این زمینه دارند و شاید این نگرانی وجود دارد که اگر آنها هم بخواهند راجع به موضوع فقر و نابرابری حرفی بزنند، شائبه این همانی به وجود بیایید. نگاه های زیادی وجود دارد که به ویژه ما با فروپاشی طبقه متوسط درآمدی و با یک گسترش بی سابقه فقر در کشور روبرو هستیم.
در ادامه حسین راغفر سخنران این جلسه گفت: در جامعه بسامان همکاری اجتماعی می تواند رشد کند و در کنار این همکاری اجتماعی، انسجام و همبستگی اجتماعی شکل میگیرد. در جامعهای که نابرابری به شکل حاد وجود دارد این فرصتها عملا منتفی است.
به گزارش خبرنگار شفقنا، دکتر حسین راغفر در نشست موسسه دین و اقتصاد با توجه به مساله فقر و نابرابری عنوان کرد: یکی از نگرانیهای اصلی در کشور، مساله فقر و نابرابری است. البته نابرابری مستقل از فقر، یک مساله بسیار مهم است، اما بهویژه در ساختار اقتصاد سیاسی ایران، نابرابری موجب بروز فقر میشود. در این سالها یکی از اهداف انقلاب اسلامی، تحقق عدالت اجتماعی بود که متاسفانه پس از گذشت بیش از سه دهه از انقلاب، فقر و نابرابری به مراحلی فراتر از وضعیت هشدار رسیده است و می تواند زمینه های ناآرامی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را رقم بزند.
این استاد اقتصاد گفت: البته ما همواره با فقر و مشکلاتی که امروزه در مورد آن صحبت میکنیم روبرو بودیم، اما نقش دولتهای نهم و دهم و آثار اقتصادی – اجتماعی عمیقی که روی جامعه باقی گذاشته، تا دو یا سه دهه بعد هم گریبان جامعه ما را خواهد گرفت؛ مانند زمانی که مغول ها به ایران حمله کردند و آثار آن را می تواند ردیابی کرد؛ بنابراین برخی از انحرافات بزرگی که به واسطه این تأثیرات اقتصادی و اجتماعی در جامعه شکل گرفته را می توان تا سالهای متمادی ردگیری کرد.
این اقتصاددان با اشاره به سرمایه داری در ایران توضیح داد: رویش سرمایهداری مالی در ایران، یکی از اتفاقاتی است که در دوره هشتساله دولتهای نهم و دهم رخ داد. با توجه به ساختار اقتصاد سیاسی ایران، در عمل یک اقتصاد غارتی را در ایران تکمیل کرد. در این اقتصاد که با ساختار نهادهای ضدتوسعه مانند فساد، تملق و چاپلوسی نهادهایی هستند که به افرادی که وارد جریان فساد می شوند، ارزش میدهند. طمع و آزی که در کشور شکل گرفته، خطر بسیار بزرگی است که کشور را تهدید میکند. در این میان نباید توطئه های بیگانگان را هم نادیده بگیریم.
او نابرابریهای اقتصادی، اجتماعی و فقر مزمن را مسایل مهمی دانست و بیان کرد: اگر در یک جامعه مانند کرهشمالی یا چین، فقر باشد اما نابرابری کم باشد، این جامعه زمینه ایجاد بحران اجتماعی ندارد؛ چون مردم در یک سطح قرار دارند و محرکی برای تغییر وضعیت وجود ندارد. ممکن است جامعهای مانند بخشهایی از کالیفرنیای آمریکا هم باشد که نابرابری دارد، اما فقر در آن وجود ندارد. در این جوامع نگرانی وجود ندارد، اما در جامعهای که فقر و نابرابری زیاد باشد، چنین موضوعی محرک بسیاری از نابسامانی های اجتماعی است. ریشه اصلی قانون شکنی هایی که در جامعه دیده می شود نابرابری ها هستند.
راغفر با بیان اینکه نابرابری از منظر اخلاقی توجیه پذیر نیستند اظهار کرد: بسیاری از رفتارهای خلاف ارزش و هنجار که در جامعه میبینیم در نابرابری های کمرشکن و همراه با فقر گسترده است که اختلالات جدی را شکل می دهد. با کاستیهایی که در اقتصاد کشور وجود دارد، نگرانی ما این است که در افق ۱۴۰۴، برخلاف تصویر خوشایندی که در این چشمانداز تعریف میشود، نابرابری و فقر در ایران بهشدت بیشتر میشود. سه قلمرو نابرابری که می توان نام برد در آمد و ثروت، قدرت و منزلت است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: ما در جامعه با انواع مختلف نابرابری مواجه هستیم که هرکدام، یک سازوکار درونی دارند و با دیگر نابرابریها نیز در تعامل هستند و همه اینها موجب ایجاد یک بستر کاملا نهادی میشود که این ساخت نهادی موجب و بازتولید کننده نابرابریهاست. نابرابری در شکل حاد خود موجب طرد اجتماعی میشود که این موضوع نیز کج کاری سیستم سیاسی و اقتصادی را در پی دارد و فرصتهای شکلگیری یک جامعه عادلانه و بسامان را از بین می برد. اما آنچه در کارکردهای سیستم سیاسی- اجتماعی موجب نگرانی میشود این است که فرصتهای نابرابر برای افراد فراهم میکند و بعد عدهای میتوانند- امتیازهای بیشتری داشته باشند و عدهای از این مواهب محروم شوند؛ این مساله نابرابریها را تشدید میکند.
این اقتصاددان با تعریف جامعه بسامان و عادلانه توضیح داد: در جامعه بسامان همکاری اجتماعی می تواند رشد کند و در کنار این همکاری اجتماعی، انسجام و همبستگی اجتماعی شکل میگیرد. در جامعهای که نابرابری به شکل حاد وجود دارد این فرصتها عملا منتفی است.
او بیان کرد: مساله دیگر فقر است. فقر هم یک مساله طبیعی نیست، بلکه محصول نظام اجتماعی است؛ یعنی نظام سیاسی – اجتماعی فقر را تولید میکند. درکشورهای بزرگ فقری که ما تجربه می کنیم را ریشه کن کردند و فقر نسبی وجود دارد. به همین دلیل، کشوری مانند ژاپن که از نظر منابع طبیعی فوقالعاده فقیر است، در دنیا کشور ثروتمندی است. این به دلیل نظام اجتماعی این کشور است که این زمینه را فراهم کرده است. برخی میگویند نابرابریها، پدیدههای طبیعی هستند. آنچه نابرابری طبیعی خوانده میشود، نابرابری نیست، بلکه تمایز است. ممکن است برخی افراد باهوشتر باشند یا ویژگیهای دیگری داشته باشند. جامعهای که هم نابرابری حاد داشته باشد و هم فقر کمرشکن، بسیار متزلزل است.
این مترجم درباره علل و بروز نابرابری میان افراد جوامع اظهار کرد: علل بروز نابرابری را می توان به سطوح خرد، میانه و کلان تقسیم بندی کرد و عوامل آن هم خارجی یا داخلی هستند. در سطح خرد با فرد، در سطح میانه با نهادها و کارکرد آنها و در سطح کلان با ساختارها کار داریم.
این اقتصاددان در خصوص عوامل ایجاد فقر گفت: افراد تنها تحتتأثیر عوامل فردی فقیر نمیشود، بلکه فقر او بیشتر محصول عوامل نهادی و ساختاری است. ساختارها مانند نظام اقتصادی هستند که وجود دارند. در سطح خرد یا فردی یکی از علتهای فقر، کاستیهای شخصی است. برای مثال فرد درس نخوانده شغلی با درآمد نازل پیدا میکند که به نسلیشدن فقر نیز کمک میکند اما همین علت نیز ریشه نهادی دارد؛ یعنی نظام اجتماعی در دورهای تصمیم گرفته آموزش و پرورش را خصوصی کند و این فرد نتوانسته به مدرسه برود یا حتی در مدرسه دولتی با کیفیت نازل درس خوانده است؛ فرد فقیر به دلیل ناتوانی مالی فرزند خود را به مدرسه دولتی میفرستد و این فرزند فقیر، شانس کمتری برای رهایی از فقر مییابد و مانند پدر، فقیر باقی می ماند اما فردی که می تواند فرزند خود را به مدرسه خصوصی بفرستد آنقدر دارایی دارد که فقیر لقب نگیرد و فرزند او نیز درحالیکه فرزند یک خانواده فقیر نیست، با آموزشهای بهتر، از فقر فاصله بیشتری میگیرد. این یعنی نظام آموزشی در ایران یک سازوکار نسلیکردن نابرابری دارد و فقر و نابرابری را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.
راغفر درباره عوامل خارجی بروز فقر در سطح فردی عنوان کرد: در سطح علل خارجی مثلا فردی در اثر تصادف کشته میشود و خانواده بیسرپرست او در شرایط بدی قرار میگیرند، چرا که ما نهادی با سازوکار نهادی حمایتی برای افرادی که دچار فقر میشوند یا آسیب میبینند، نداریم. در سطح میانی هم کاستیهای نهادی را داریم؛ وقتی آموزش و پرورش یا بهداشت را خصوصی کنیم، آدمها فقیر میشوند. وقتی میگوییم ۴۰ درصد از جمعیت فقیر هستند مسوولان تعجب میکنند. لزوما فقیر کسی نیست که لباس او پاره باشد یا وصله داشته باشد یا در خیابان بخوابد؛ فقر آن است که کارمند دولت یا کارگر، دندانهایش را از دست میدهد و نمیتواند برای درمان خودش هزینه هایی اختصاص دهد.
او ادامه داد: فقر یعنی ناتوانی برای تأمین نیازهای اساسی؛ فقر مطلق یعنی ناتوانی در دستیابی به سبد حداقلی از نیازها؛ وقتی کسی در این زمینهها ناتوان باشد عملا دچار فقر میشود. اتفاقی که در دنیا افتاده است، روندی است در ایران هم تکرار شده. سیاستهای نئولیبرال، که امروز در جامعه ما حاکم است، بعد از جنگ، مسوول اصلی تمام بدبختیهای کشور است. ریشه تمام بدبختیهای کشور در این نگاه به برنامه و مدیریت اقتصادی کشور است. نتیجه این سیاستها، بازاری شدن جامعه است. مکانیسم بازار یک سازوکار توزیعی است. بسیاری از موارد خوب کار میکند و یک مواقعی هم کار نمیکند. این با جامعه بازاری فرق میکند که افراد کلیه و چشم میفروشند؛ کالاییشدن بدن، متأسفانه یک پدیده جهانی است.
او باتوجه به جامعه بازاری افزود: در جامعه بازاری همه چیز در رابطه عرضه و تقاضا قرار میگیرد، همهچیز قابل خرید و فروش است. در دورههای مختلف هم این وجود داشته اما در دولتهای نهم و دهم بیشتر شد و کار به اینجا رسیده است که دلالان هم در بازار خریدوفروش اعضای بدن فعالیت دارند. برخی از مسوولین در جامعه خرید و فروش اعضا را ایراد نمی دانند و قبح این موضوع شکسته شده است.
راغفر گفت: در همه ادوار که ما نفت را خوب فروختیم یک رونق نسبی هم ایجاد شده و البته در کنار آن فساد هم وجود داشته است و فساد سیاسی است و ریشه آن هم انسداد سیاسی است.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: نئولیبرالیسم در همه دنیا یکسان عمل می کند و پروژه جهانی است و یک طبقه مصرفی جهانی ایجاد کرده است. افرادی در تهران پورشه و مازاراتی سوار میشوند و در پنتهاوس زندگی میکنند و برای اسکی به کوههای آلپ میروند، همین سبک را افرادی در کشورهای دیگر اعم از آسیایی و آفریقایی، آمریکایی و اروپایی دارند. این طبقه کاری به ملیت ندارد.
این اقتصاددان با اشاره به ویژگی های نئولیبرال توضیح داد: نئولیبرالیسم سه ویژگی جهانی دارد؛ اولین ویژگی این است که قربانیان خود را با لقبهایی مانند اراذل، اوباش، زن خیابانی، کارتنخواب و معتاد نشان میدهد، نمیگوید که این افراد قربانیان من هستند؛ درحالیکه در قانون اساسی تکلیف شده که به همه افراد، کار، خانه، آموزش و سلامت داده شود. این برچسبزدن است؛ یعنی قربانیان را متهم میکنند. ویژگی یا مرحله دوم کیفریکردن یا همین متهم کردن قربانیان است و آنها را روانه زندان میکنند یا به مجازات میرسانند.
او افزود: تقریبا رشد جمعیت زندانهای ما شبیه رشد جمعیت زندانیهای آمریکاست. از ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۲ تعداد زندانیان در آمریکا پنج برابر شده و در ایران نیز در اثر اعمال همین سیاستهای نئولیبرالیسم، تعداد زندانیان و پروندههای قضایی همینطور رشد کرده است؛ ویژگی سوم این است که بخشی از قربانیان را مریض و بیمار لقب میدهد؛ مثلا گفته میشود آمار معتادان در ایران کم شده است؛ حدود ۱۳ سال پیش میگفتند ۲.۵میلیون معتاد داریم و حالا میگویند ۱.۵میلیون هستند چراکه به بخشی از آنها لقب بیمار میدهند و از قلمرو معتادبودن خارج میشوند.
این استاد دانشگاه دو گروه را برنده نظام لیبرالی دانست و عنوان کرد: پزشکان و وکلا، برنده نظام جهانی نئولیرالیسم بودهاند و سطح زندگی این دو گروه و فرزندانشان تغییر چشمگیری کرده است. بعد از جنگ، مصرفگرایی ترویج شد. از دیگر سو عدهای هم گفتند چه ایرادی دارد که فلان نهاد یا ارگان هم وارد اقتصاد شود؟ اگر بخواهیم به بررسی ریشههای اصلی فقر و نابرابری در ایران بپردازیم، ریشه اصلی آن فساد است و اگر بخواهیم فساد را درست تحلیل کنیم حتما باید به رابطه دولت و بخش خصوصی و سیاستهایی که این دو را با هم مرتبط میکند، توجه کنیم.
این مترجم و نویسنده با بیان اینکه در ایران دو گروه بخش خصوصی داریم، تصریح کرد: یک گروه بخش خصوصی واقعی است و گروه دوم، تعداد کمی شرکت قدرتمند مانند پتروشیمی، بانک، فولاد، خودروسازی و… هستند که خودشان تشکلهای متمرکز دارند. رابطه این شرکتهای بزرگ با دولت منسجم، گروگانگیری متقابل در یک سطح متوازن است. میزان فساد اینها متوسط است، اما فساد رابطه آنها با دولت گسیخته، زیاد است. کانون اصلی همین سیاستهایی است که حالا به اسم خروج از رکود تورمی در جریان است و کاهش فشار از همین گروههای قدرتمند است.
راغفر تصریح کرد: این سیاستها دقیقا شبیه همان اقداماتی است که پس از سقوط اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد و دولت آمریکا ۷۵۰ میلیارد دلار در قدم اول به بانکهایی که مسبب بدبختی جامعه بودند کمک کرد از بحران خارج شوند و تاکنون هم دوهزارو ۵۰۰میلیارد دلار کمک کرده و حالا پیشبینی میشود تا پایان سال ۲۰۱۶ دوباره بحران اقتصادی در آمریکا و غرب سر برآورد. آنهایی که مسبب بدبختی و برنده وضعیت هم بودند، از دولت کمک میگیرند و همین اتفاق در ایران نیز میافتد؛ یعنی برای حمایت از بانکها و خودروسازانی که مسبب بسیاری از بدبختیهای کنونی جامعه هستند.














