سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تهدید هاشمی به حصر خانگی، تاوان مطرح کردن موضوع نظارت بر رهبری...
» پاسخی به روزنامه کسانی که امام گفت توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند

تهدید هاشمی به حصر خانگی، تاوان مطرح کردن موضوع نظارت بر رهبری

چکیده :با نزدیک شدن زمان انتخابات توپخانه اقتدارگرایان برای ضربه به نیروهای اصیل انقلاب دوباره به کار افتاده است و هاشمی رفسنجانی، ستون انقلاب و آخرین بازمانده از شورای انقلاب اسلامی تهدید به حصر خانگی می شود. کاش گردانندگان رسالت یادشان می آمد که در زمان جنگ کدام روزنامه اجازه ورود به جبهه را نداشت و چرا؟ و امام خمینی در وصف چه کسانی به نخست وزیر جوان، یادآوری کردند "کسانی که مقابل شما ایستاده اند، عرضه اداره یک نانوایی را هم ندارند"؟...


کلمه – گروه سیاسی: هنوز حکومت در حال هزینه دادن برای حصر غیرقانونی میرحسین و مهدی کروبی و زهرا رهنورد است که محمدکاظم انبارلویی سردبیر روزنامه‌ای که نمایندگی جریان موسوم به اصولگرایان سنتی را دارد، در سرمقاله‌ای تامل برانگیر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را تهدید به حصر خانگی کرد.

این سرمقاله نویس که سابقه حمایت تمام قد از دولت نهم و دهم را پرونده سیاسی خود دارد، بدون اشاره به خساراتی که در طول هشت سال حاکمیت بی قانونی در کشور ایجاد شد و شکاف و انشقاقی که در وحدت و انسجام ملی پیش آمد، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را متهم به “دوقطبی سازی کاذب” می کند و هاشمی رفسنجانی و خانواده اش را افراطی و آتش بیار معرکه می خواند.

گفت‌وگوی اخیر هاشمی رفسنجانی در خصوص ضرورت نظارت بر رهبری و نهادهای تحت نظر ایشان، واکنش‌های تندی از سوی اقتدارگرایان در پی داشته است و پس از آنکه رییس قوه قضاییه منکر هر گونه نظارتی بر رهبری در قانون اساسی شد، روزنامه رسالت با تایید گفته های صادق لاریجانی، آن سخنان را “مشفقانه” خواند و مدعی شد: چنین ماموریتی در قانون اساسی برای خبرگان تعریف نشده است!

به نظر می رسد تاثیرگذاری هاشمی رفسنجانی در تحولات سیاسی و خصوصا مجلس خبرگان از اصلی ترین نگرانی های بخشی از حاکمیت است که نسبت به تبیین اصل صریح قانون اساسی در نظارت بر رهبری و تاکید آیت الله مومن، نماینده چهار دوره مجلس خبرگان و عضو فقهای شورای نگهبان در تایید گفته های هاشمی مبنی بر لزوم نظارت خبرگان، این چنین بر آشفته شده اند.

هاشمی رفسنجانی سالهاست که مورد بی مهری افراطیون و تندروها قرار گرفته است. این بی مهری تا آنجا پیش رفت که آنها حتی به برکناری وی از مجلس خبرگان هم رضایت ندادند و با ازدحام در برابر منزل وی و نوشتن شعارهایی بر در و دیوار خانه‌اش برای خانواده وی نیز ایجاد مزاحمت کردند. رسانه های وابسته به اقتدارگرایان طی ده سال گذشته بی محابا هر نسبتی را به هاشمی رفسنجانی که امام خمینی از وی بعنوان “ستون نظام” یاد کرد، می دهند.

انبارلویی برای تایید سخنان خود در بیان ویژگی های آیت الله خامنه ای به عنوان رهبری شایسته از سیدمهدی طباطبایی نقل قول می کند، اما گویی فراموش کرده است که همین طباطبایی، هاشمی رفسنجانی را “امین امام خمینی” و کسی که هیچگونه “عتابی” از بنیانگذار جمهوری اسلامی نگرفته می داند و در خصوص کسانی که در صدد تخریب وی هستند، می گوید: باید مردم بدانند چرا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در تیررس حملات دشمنان قرار گرفته است. باید بگویم هاشمی نقش مهمی در انقلاب داشته و همیشه سپر حملات دشمنان نظام بوده است. باید توجه داشت که دشمن در برنامه‌های تخریبی خود که به سراغ روحانیون بی‌نام و نشان نمی‌رود! بلکه به سراغ افرادی می‌آید که هم نظرشان برای افراد جامعه مهم است و هم جایگاه اجتماعی قوی دارند و هم در میان مسئولان چهره قابل احترام و تاثیرگذاری هستند.

سردبیر روزنامه رسالت که گویی در تحلیل چرایی حوادث سیاسی دچار اختلال شده است، فجایع هفتم تیر و شهریور شصت و هجده تیر و بیست و دو خرداد ۸۸ را با هم مربوط می داند و همه را کار موساد و سیا و ام آی ۶ و … می شمارد و نمی گوید چگونه می شود که منافع همه سرویس های جاسوسی دنیا در یک جا با هم گره می خورد و چگونه می شود حق طلبی دانشجویان و مردم در تعیین حق سرنوشت شان را با اعمال تروریستی و بمب گذاری های اول انقلاب مقایسه کرد.

انبارلویی هم که مثل خیلی دیگر از اقتدارگرایان هنوز حق طلبی مردم در خرداد ۸۸ خواب از چشمانش ربوده است، با فرار به جلو مدعی می شود که در عاشورای ۸۸ “اهل فتنه” به هیات های عزاداری حمله کردند! و فراموش می کند که نیروهای تا بن دندان مسلح در روز عاشورا در برابر مردمی که تنها بیرق امام حسین را بلند کرده و پیشانی بندهای سبز “یاحسین” و “یازهرا” بر پیشانی داشتند، قرار گرفتند و چگونه سنگفرش خیابان ها گلگون از خون عزاداران حسینی شد و چگونه یکی از شهروندان زیر چرخ های ماشین نیروهای انتظامی له شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. گویی آقای انبارلویی حافظه تاریخی خود را از دست داده است.

آقای انبارلویی! تندروها را نمی شناسید؟!

سرمقاله نویس روزنامه رسالت از انتقاد هاشمی رفسنجانی از “تندروها” هم دلخوشی ندارد و از آنکه صداهای آنها به صدای “کلاغ” تشبیه می شود، ناراحت است و آن را بی مهری می خواند و به جای آنکه پاسخ دهد که چرا طی سال های گذشته تمام قد از ضربه زنندگان به منافع ملی و غارتگران بیت المال دفاع کرده است، توپ را به زمین هاشمی رفسنجانی انداخته و او را به حمایت از آنچه “فتنه” می خواند متهم می کند.

برای انبارلویی مشخص نیست که خطاب و عتاب هاشمی رفسنجانی متوجه چه کسانی است و یادش نمی آید که تندروها چه کسانی هستند و طی سال‌های گذشته با دلواپسی های بی مورد خود چه ضربه هایی به کشور و اعتبار ملی وارد کرده اند.

تندروها همان کسانی هستند که به جای پاسخ منطقی به اعتراض کنندگان به نتیجه انتخابات، آنان را فتنه گر و وابسته به نیروهای خارجی خواندند. تندروها آنانی بودند که شبانه به خانه فعالان سیاسی و مدنی هجوم بردند و بی هیچ جرمی به زندان های طویل المدت متهم کردند. تندروها سعید مرتضوی ها بودند که جوانان معترض را به قتلگاه کهریزک فرستادند و جنازه آنان را تحویل خانواده هایشان دادند. تندرروها کسانی بودند که در ظهر عاشورا سیدعلی خواهرزاده میرحسین موسوی را به گلوله بستند. تندروها کسانی هستند که در خطبه های نماز جمعه حکم اعدام صادر می کنند و دستور به حبس و حصر می دهند.

آقای انبارلویی خوب است مروری داشته باشید به تندروهایی که در حرم حضرت معصومه به سوی رییس مجلس شورای اسلامی مهر و سنگ پرتاب کردند و آنها که در حرم حضرت امام رضا با پرتاب بطری آب به استقبال ناطق نوری رفتند. اگر خاطرتان نیست که تندروها چه کسانی هستند، به آرشیو صدا و سیما مراجعه کنید تا ببنید چه کسانی در مجلس شورای اسلامی عربده کشی کردند و خواستار اعدام چه کسانی شدند؟

اگر هنوز هم یادتان نمی آید تندروها چه کسانی هستند، کمی روزنامه بخوانید تا یادتان بیاید “خانه نشینی یازده روزه” و “بگم بگم هایی که مملکت را به ویرانی کشاند”. یادتان بیاید چه کسانی بودند که با شعارهای بی پشتوانه خود کشور را به لبه پرتگاه جنگ برده بودند و از اینکه دیپلمات های کشورمان با سرپنجه تدبیر در صدد حل مشکل بودند، دلواپسی شان گل کرده بود و برای کشورهای دنیا شاخ و شانه می کشیدند. یادتان بیاید همان دانشجویانی که به سمت سفارت انگلستان فرستاده شدند تا با به غارت بردن اموال سفارت و خرابی های بی شماری که به ساختمان سفارت وارد کردند، کشور را با چه بحرانی در سطح بین المللی مواجه کردند.

انبارلویی که عملکرد صدا و سیما در طول سال‌های اخیر را فراموش کرده است، خطاب به هاشمی رفسنجانی مدعی می شود که با وجود دوربین های فیلمبرداری، نمی‌توان وقایع را تحریف و حوادث را وارونه نشان داد. او یادش می رود که چگونه صدا و سیما در اقدامی انحرافی با آتش زدن عکس امام خمینی و پخش مکرر آن در همه شبکه‌ها، حرکت خودجوش مردم در اعتراض به تخلفات گسترده در انتخابات سال ۸۸ را وارونه جلوه داد.

سرمقاله نویس روزنامه رسالت که خود را صاحب بصیرت و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را با بیش از یک نیم قرن تجربه سیاسی، بی بصیرت می داند، می گوید که نباید “شعور سیاسی” مردم را نادیده گرفت و فراموش می کند چگونه طی سال‌های گذشته با فراموش کردن نه تنها شعور مردم، بلکه خود مردم، همه رسانه ها و تریبون ها را قبضه کرده و با نام مردم خطبه می خوانند و حکومت می کنند. اگر شعور سیاسی مردم برای شما اهمیت دارد، چرا پاسخ سیزده میلیون نفری که به میرحسین موسوی رای داده بودند را با گلوله و زور و ضرب و شتم دادید؟ چرا به جای اینکه برای کسی که به گواهی آرایی که خوانده شد، حداقل سیزده میلیون رای در میان مردم داشت، اجازه ندادید فقط چند دقیقه با مردم سخن بگوید؟ در حالی که همه کانال های صدا و سیما طی شش سال گذشته یک طرفه فقط در حال اشاعه دروغ و اتهام زنی هستند.

به نظر می آید با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان توپخانه اقتدارگرایان برای ضربه به نیروهای اصیل انقلاب دوباره به کار افتاده است. از سویی سیدمحمود دعایی به دلیل انتشار خبر سیدمحمد خاتمی، رییس جمهوری با بیشترین رای مردم، در دادگاه ویژه روحانیت تفهیم اتهام می شود و از سوی دیگر هاشمی رفسنجانی، ستون انقلاب و آخرین بازمانده از شورای انقلاب اسلامی تهدید به حصر خانگی می شود. گویی اقتدارگرایان هنوز از فتوحات خود که حصر و حبس دلسوزان و انقلابیون اصیل است خشنود نیستند و در صددند تا این آخرین یاران امام را نیز از صحنه سیاسی دور کنند. اقتدارگرایان طی همه این سال‌ها نشان داده اند که هیچ صدای مخالفی را بر نمی تابند و با داشتن همه منابع قدرت و ثروت به جای پاسخگویی به افکار عمومی با حذف منتقدان در صددند تا چند صباحی بیشتر با “النصر بالرعب” به حاکمیت خود که نتیجه ای جز ویرانی اقتصاد و ایجاد شکاف ملی نداشته است، ادامه دهند.

ای کاش گردانندگان روزنامه رسالت یادشان می آمد که در زمان جنگ کدام روزنامه اجازه ورود به جبهه را نداشت و چرا؟ و امام خمینی در وصف چه کسانی به نخست وزیر جوان، میرحسین موسوی، یادآوری کردند “کسانی که مقابل شما ایستاده اند، عرضه اداره یک نانوایی را هم ندارند”؟

و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.