سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » استاد دانشگاه کاشان: داعش نتیجه مسجد بدون تعقل است...

استاد دانشگاه کاشان: داعش نتیجه مسجد بدون تعقل است

چکیده :استاد دانشگاه کاشان از ترویج احساس گرایی مطلق و پذیرش بدون تعقل مطالب در منبرها و عزاداری ها انتقاد کرد و داعش را حاصل حوزه های علمیه و مساجدی دانست که در آن تعقل جایگاهی ندارد....


استاد دانشگاه کاشان از ترویج احساس گرایی مطلق و پذیرش بدون تعقل مطالب در منبرها و عزاداری ها انتقاد کرد و داعش را حاصل حوزه های علمیه و مساجدی دانست که در آن تعقل جایگاهی ندارد.

به گزارش شفقنا، فهیمی تبار در برنامه تعزیت آفتاب شهر کاشان داعش را موضوعی نوپدید در جهان امروز دانست و گفت: مگر ممکن است جوانی از قلب اروپای مرفه تمام هستی اش را رها کند و نمی شود گفت که فقر باعث این موضوع است. من فکر می کنم داعش در مسجد و حوزه های علمیه ریشه دارد.

برنامه تعزیت آفتاب بیش از یک دهه است که توسط کانون فرهنگی امام حسین علیه السلام در کاشان برگزار می شود. این برنامه سعی دارد نگاهی نو و متفاوت به حادثه عاشورا داشته باشد.

فهیمی تبار در اولین شب برگزاری این برنامه، با طرح این سوال که آیا امکان شکل گیری پدیده «دین سوز» و «خردگریز» داعش در بین شیعیان نیز وجود دارد به مراسمهای آیینی و مذهبی اشاره کرد که به ترویج احساس محض و بدون خردگرایی می پردازند.

این استاد دانشگاه کاشان با انتقاد ازبرخی مداحی های رایج در کشور و منبرهای بدون محتوا، گفت: در داخل کشور هم با مراسمهای آیینی مواجه ایم که جامعه را به شکل خاصی شکل می دهد. در این مراسمها احساس محض و مکدر کردن چهره دین هویداست.

وی با تاکید بر نقش مراسمهای مذهبی در شکل گیری شخصیت نسل آینده توضیح داد: اگر یک نفر را در یک زندان بیندازید و هر روز روزنامه ای را به همان شکل که می خواهید به او بدهید و موج رادیو هم هدفمند به او رسانده شود، بعد از سه ماه همان مطلبی را از زبان او می شنوید که می خواهید.

سهم عدالت از شعارهای محرم چقدر است؟

فیهمی تبار ادامه داد: انتخاب انسان بر اساس اطلاعات آزادی است که دریافت می کند و جایگاه رسانه اینجا مشخص می شود. مسجد و مداحی رسانه است و اینها جامعه را شکل می دهند و تا زمانی که ما از دور به جامعه نگاه نکنیم همان چیزی را انتخاب می کنیم که روی دیوارها نصب شده است. وقتی جمله هایی که روی بنرهای عزاداری ها هست را بررسی می کنیم می بینیم وصف عدالت سهم بسیار ناچیزی دارد. اصلا مردم نسبت به عدالت اقتصادی و سیاسی حساس شده اند؟با یک مرور گذرا بر اشعار دستجات هیاتها می توانیم وضعیت خودمان را نسبت به قبل ارزیابی کنیم و آینده خودمان را پیش بینی کنیم. در برخی از مراسمها اصلا امام حسین مطرح نیست و از حضرت همان حسینی را معرفی می کنیم که محله به ما یاد داده است نه امام حسین کربلا.

وی سپس به انتقاد از وضعیت و موقعیت گفتگو در جامعه ایران پرداخت و گفت: چقدر جامعه تحمل گفتگوهای رودررو را دارد؟ در جامعه اینقدر حرف زده نمی شود که اگر کلمه فدایت شوم قربانت شوم را به کار ببرد همه تعجب می کنیم.صدا و سیما چند نفر از اهل سنت را دعوت کرده و در یک محیط برادرانه با آنها به گفتگو نشسته است؟ یهودی و مسیحی هم در این کشور هست. چرا وقتی یک دانشجو به خارج می رود آنجا از تثلیث می شنود و به کشور برمی گردد و به گونه ای از تثلیث می گوید که پدر و مادر او نگران مسیحی شدن فرزندشان می شوند؟ چرا این جوان نباید در همین کشور بشنود و با این آیین آشنا شود.فرهنگ پرسشگری چقدر در این جامعه نهادینه شده است؟فرهنگ تملق و چاپلوسی چقدر رواج دارد؟

دوری از عقلانیت معضل ماست

استاد دانشگاه کاشان، دوری از عقلانیت را معضل و مشکل جامعه کنونی دانست و توضیح داد: تصور من این است که ما از عقلانیت فاصله گرفتیم و چون این نعمت را ناسپاسی کردیم و کفران آن از دست دادن هویت شیعه گری ماست. امروز برخی از خودشان هم فرار می کنند و چند دقیقه نمی توانند با خودشان تنها باشند و اصلا خودشان را مطالعه نمی کنند و چیزی به نام «خود» مطرح نیست و همه از « خود» فرار می کنند و برخی از تریبونها هم دست در دست هم داده اند که فقط احساس را تزریق کنند و انسان را از فکر دورنگهدارند. ابن سینا می گوید هرکسی سخنی را بشنود و بدون دلیل تایید کند انسان نیست. اگر این سخن را ابن سینا نگفته بود ممکن بود بدون تامل گوینده تکفیر شود و شعار مرگ بر فلانی بلند شود. اما اگر بشنویم مثلا ابن سینا سنی است باز پذیرش ما کم می شود چون او سنی است. آیا این دین است؟ این تشیع است؟ ما باید به تفکر برگردیم.

فهیمی تبار ادامه داد: چند تن از راویان حدیث شیخ طوسی یعنی کسانی که از او نقل روایت می کنند از اهل سنت است؟ استادان بودایی بزرگان ما را می شناسید؟ بین ما و فرقه های دیگر دیوار است و این دیوار نتیجه خرد سوزی است و نتیجه آن تکفیر است.تاریخ تشیع زمان صفویه قابل مطالعه است. چه باعث این شده که شیعه و سنی هم دیگر را تکفیر کنند؟

وی افزود: راه حل بازگشت به عقلانیت است اما کدام عقل؟ عقل عبارت از دریافت حافظه و بعد تجزیه و تحلیل. عقل هم تجزیه دارد و هم ترکیب. مراد بنده از عقل قدرت تجزیه و ترکیب است. یعنی این اطلاعاتی را که گرفته ای در آن درنگ کرده ای و نتیجه گیری کرده ای یا نه؟!

مصیبت را باید با تفکر خواند

استاد دانشگاه کاشان سپس به تشریح جایگاه عقل در فرق و مذاهب اسلامی پرداخت و گفت:سه دیدگاه برای عقل بعد از پذیرش دین وجود دارد. اولین دیدگاه این است که آنچه دین می گوید ما را کافی است و عقل باید تعطیل شود. یعنی آبادانی دین با ویرانی عقل ممکن است. ظاهریه و مجسمه همین را می گویند. می گوید اگر سند حدیث درست باشد متن درست است ولو اینکه حدیث گفته باشد خداوند در قیامت با چشم قابل مشاهده است. ابوالحسن اشعری این تفکر را دارد.

وی سپس به انتقاد از رواج این تفکر در عزاداری ها به وسیله برخی از مداحان پرداخت و گفت: یکی از راههای فرار ما گویندگان و مداحان هم این است که می گوییم «سند دارد» و یا در «فلان کتاب نوشته است». مخاطب هم که می شنود چون سواد ندارد می پذیرد. اما مذهب شیعه می گوید اگر سند این روایت طلایی هم بود سند را بپذیر و سپس متن را ببین. اما اهل سنت سند محورند. علت اینکه مجسمه را می پذیرد چون عقل را نمی پذیرد اما شیعه می گوید از ظاهر ایه الی ربها ناظره بگذر به دلیل عقلی. می گوید خدا روی تخت نشسته و سوال هم بدعت است چون عقل را نفی می کند می گوید سوال نکن.عزیزان دل نلزد آیا چند درصد روایات ما متواتر است. اکثر روایات ما از اخبار آحاد است. این مصیبتهایی را که می خوانیم اکثرا از اهل سنت نقل شده و از اخبار آحاد است لذا مصیبت را با فکر باید خواند و می بینیم که برخی در اینجا به تعطیلی عقل دامن می زنند.

امام حسین آیه نخواند به عقل فراخواند

وی در توضیح دومین و سومین نظریه درباره جایگاه عقل گفت: گروهی می گویند عقل تعطیل نمی شود بلکه به وسیله دین محدود می شود. این را اخباری ها ما هم پذیرفته اند. اینها عقل ابزاری را پذیرفته اند نه عقل منبع را که می توان از آن سوال پرسید و استفتاء کرد. گروه سوم می گوید عقل حجت باطنی است یعنی قبل از اینکه دینی به انسان عرضه شود انسانیت انسان به خاطر این عقل است. اگر این عقل منبع نباشد هیچ پیامبری موفق نیست. انبیاء هم آمده اند نحوه استفاده از این نعمت را به ما بیاموزند.

فهیمی تبار با استناد به نهج البلاغه توضیح داد: امیرالمومنین علیه السلام می گویند انبیاء آمده اند تا برای مردم گنجهای عقول را برانگیزند و بگویند چه گنجی در درون انسان است. سخنرانی های امام حسین را مطالعه کنید .حضرت در مقابل لشکر یزید آیه نمی خواند. می گوید به خودتان مراجعه کنید و ببینید من مادرم فاطمه است که یک نقطه ضعف ندارد و پسر یک خانم پاکدامنم. می گوید اگر می خواهید من را بکشید بر اساس دین باید خونی از شما ریخته باشم که ریختن خون جایز باشد. حضرت می خواهد فکر کنند و به سرانجام کار فکر کنند.

استماع نهادینه نشده است

وی استماع و شنیدن سخن طرف مقابل را لازمه تعقل دانست و با اشاره روایتی از کتاب تحف العقول گفت: امام هفتم به هشام می گوید ای هشام خداوند متعال به اهل عقل و عقل فهم بشارت داده است .« فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» این آیه را اوایل انقلاب زیاد برای ما می خواندند. خداوند می گوید بندگان مرا بشارت بده و مرحوم مطهری می فرمایند لازمه بندگی تفکر و تعقل است. مگر به ما نگفته اند شما در معاد و توحید و نبوت حق تقلید ندارید. امروز از جوان شیعه بپرس چرا مسلمانی و امامت علی است نمی تواند برهان بیاورد و این موضوعی است که در جامعه ما گم شده است. آیه استماع قول را مطرح می کند یعنی خوب گوش دادن. جامعه اهل دقت توجه و گوش دادن نیست.بعد آیه می گوید این آدمها به هدایت الهی هدایت می شوند یعنی اگر از عقل استفاده کنی خدا شما را هدایت می کند یعنی هدایت عقل را خدا به خودش نسبت می دهد یعنی آنچه عقل گفته است من گفته ام.

فضای چاپلوسی عقل را می گیرد

وی علم و اطلاعات صحصیح را دومین لازمه برای نقادی و تعقل دانست و توضیح داد: امام در ادامه به هشام می گوید عقل با علم کار می کند و بعد هم دوباره به آیه ۴۳ سوره عنکبوت استناد می کند.

فهیمی تبار از آزاد شدن سنتهای اجتماعی به عنوان سومین لازمه تعقل در جامعه نام برد و گفت: تا صد سال بعد از شیخ طوسی کسی جرات حرف زدن روی حرف او را نداشت. گاهی یک شخصیت آنقدر بزرگ می شود که دیگران جرات اظهار نظر ندارند و جامعه هم این جرات را از افراد می گیرند و بعد از صد سال شیخ نقد شد. درحالی که خداوند کسانی را که تعقل نمی کنند نکوهش می کند. چرا یک دانشجو نباید در کشور امکان نوشتن یک مقاله در نقد بزرگی را داشته باشد؟ این چه نوع تبعیضی است که از وزراتخانه ابلاغ می شود که یک دانشجو حق ندارد در علمی پژوهشی مقاله بنویسد و حتما باید با یک استاد بنویسد؟! یا اگر یک نفر در یک شهر مجتهد است یک طلبه به خاطر بودن این شخص حق تدریس نداشته باشد؟! .فضای چاپلوسی عقل را می گیرد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.