سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » صلواتی در دادگاه بیستم: بابک زنجانی قبل از وزارت نفت، در قرارگاه خاتم با رستم قاسمی همکار بود...
» جزئیات روابط فرمانده سابق قرارگاه خاتم‌الانبیاء سپاه با متهم فساد بزرگ نفتی

صلواتی در دادگاه بیستم: بابک زنجانی قبل از وزارت نفت، در قرارگاه خاتم با رستم قاسمی همکار بود

چکیده :در بیستمین جلسه رسیدگی به پرونده بابک زنجانی، بخش عمده جلسه به این گذشت که قاضی صلواتی می خواست از «مهدی شمس» متهم ردیف دوم اعتراف بگیرد که او عامل آشنایی رستم قاسمی وزیر نفت دولت احمدی نژاد با بابک زنجانی بوده است. صلواتی در حین سخنانش به سابقه همکاری بابک زنجانی با رستم قاسمی در قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه نیز اشاره کرد، اما این موضوع را به مربوط به قبل از حضور این سردار سابق در وزارت نفت دانست....


کلمه – گروه خبر: بیستمین جلسه رسیدگی به پرونده بابک زنجانی و متهمان نفتی روز سه شنبه ۱۷ آذر ماه در شرایطی برگزار شد که بخش عمده ای از جلسه به این گذشت که قاضی صلواتی می خواست «مهدی شمس» متهم ردیف دوم اعتراف کند او عامل آشنایی رستم قاسمی وزیر نفت دولت احمدی نژاد با بابک زنجانی بوده است.

صلواتی برای رسیدن به این هدف، تا آنجا پیش رفت که به سابقه همکاری بابک زنجانی با رستم قاسمی در قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه نیز اشاره کرد، اما این موضوع را به قبل از حضور این سردار سابق در وزارت نفت مرتبط دانست.

او البته نگفت که فردی که در قرارگاه با فرمانده آن همکار بوده، برای معرفی به او که اینک در سمت وزارت است، چه نیازی به معرف دارد!

قرارگاه خاتم‌الانبیاء، شرکتی از زیرمجموعه‌های سپاه پاسداران است، که در دولت احمدی نژاد به بزرگ‌ترین پیمان‌کار پروژه‌های دولتی ایران نبدیل شد. قرارگاه خاتم‌الانبیاء پس از پایان جنگ ایران و عراق و به دستور رهبری و با حکم محسن رضایی تشکیل شد. محمود احمدی نژاد که در سال ۸۸ با کمک نهادهایی چون سپاه پاسداران و از طریق کودتا به ریاست دولت رسید در سال های پس از انتخابات ۸۸ مراکز مهم اقتصادی و سیاسی را به اعضای سپاه واگذار کرد تا به این وسیله دین خود را به نظامیان ادا کند.

پس از تحریم های شدید اقتصادی که به دلیل روابط بیمارگونه دولت نهم و دهم با جامعه بین الملل وضع شد، سپاه پاسداران تلاش کرد با کمک افرادی چون بابک زنجانی و استفاده از مافیای نفتی و کارتل های قاچاق نفت ایران را به فروش برساند به همین منظور یک سردار سپاهی وزیر نفت ایران شد. رستم قاسمی در دوره وزارت خود عملا فروش نفت ایران را به بابک زنجانی واگزار کرده بود.

بر اساس گزارش خبرگزاری ها، صلواتی در ابتدای جلسه پس از ارائه تذکرات قانونی از متهم ردیف دوم پرسید آیا قبول دارید که شما آقای زنجانی را به عنوان یک بانکدار حرفه‌ای در خارج از کشور به صندوق بازنشستگی کارکنان شرکت نفت برای خرید محموله‌های نفت معرفی کرده‌اید؟ «م.ش» خطاب به قاضی صلواتی گفت: شدیدا این موضوع را رد می‌کنم.

صلواتی خطاب به متهم گفت: شما آقای زنجانی را بانکدار حرفه‌ای بین‌المللی معرفی کرده و گفته‌اید او می‌تواند پول نفت را نقدا پرداخت کند. متهم در پاسخ به اظهارات رئیس دادگاه بار دیگر معرفی زنجانی به مجموعه نفت به عنوان بانکدار حرفه‌ای را تکذیب کرد و گفت: بحثی که آنجا مطرح شد ارتباطی به موضوع صندوق بازنشستگی نداشت و قبلا نیز چند بار از بازپرس خواسته‌ام مرا با آقای «الف.و.د» یا آقای «س.ج» روبرو کند. ورود آقای زنجانی به مجموعه نفت از طریق نیکو بوده است.

صلواتی گفت: ورود زنجانی به نفت از طریق شما صورت گرفته است. مهدی شمس در پاسخ گفت: این نظر شماست؛ زیرا اگر به تاریخ تقدم و تاخر زنجانی به مجموعه نفت توجه کنید می‌بینید که او از قبل با وزیر نفت آشنایی داشت و با آنها همکاری می‌کرد. آقای زنجانی در تاریخ ۹۱/۱/۲۵ به لوزان می‌رود و در تاریخ ۹۱/۲/۲۴ اولین ال سی به نیکو ابلاغ می‌شود؛ در اصل قضیه به این شکل بوده است.

صلواتی گفت: تعریف و تمجیدهای شما از زنجانی و اینکه زنجانی بابت خرید محموله‌های نفتی پول نقد می‌دهد باعث می‌شود صندوق بازنشستگی کارکنان نفت به او بار بدهد، اگر زنجانی به تنهایی به دفتر آقای «الف.و.د» مراجعه می‌کرد هیچ‌گاه به او نفت نمی‌دادند. شمس گفت: آقای «م» اصرار داشت که با زنجانی قرارداد امضا کند و اگر من چنین نفوذی داشتم که بتوانم رانت بگیرم برای خودم دریافت می‌کردم.

صلواتی به متهم ردیف دوم گفت: بحث رانت نیست، بلکه شما پای زنجانی را به نفت باز کردید. شمس پاسخ داد: این موضوع کذب است؛ چرا که در سال ۹۱ زنجانی به لوزان رفت و با «س.ج» قرار گذاشت و حاضرم با آنها روبرو شوم.

در بخشی از این دادگاه قاضی صلواتی به شمس می گوید که پای زنجانی را به نفت چه کسی باز کرد؟ تعریف و تمجیدهای شما بود که پای زنجانی به را به نفت باز کرد، به‌گونه‌ای عمل کردید که وقتی شرکت اچ کی دید زنجانی ۳۰۰ میلیون یورو پول می‌دهد به شرکت بازنشستگی می‌گوید نمی‌خواهد شما با شرکت زنجانی کار کنید ما خودمان با او کار می‌کنیم. این حاصل تعریف و تمجیدهای شما بود و باعث شد پای زنجانی به نفت باز شود. متهم ردیف دوم پرونده در پاسخ به اظهارات صلواتی پاسخ می دهد: زنجانی خودش با وزیر نفت از قبل رابطه داشت و نیازی به زیرمجموعه برای معرفی کردن او نبود. ضمن اینکه محموله صندوق بازنشستگی کارکنان نفت عودت داده شد و در نهایت معامله‌ای هم صورت نگرفت.

قاضی صلواتی بار دیگر خطاب به متهم گفت: ما در مورد معاملات فعلا صحبت نمی‌کنیم. پای زنجانی را شما به نفت باز کردید. شمس پاسخ داد: چنین چیزی نیست و این عین اشتباه است. صلواتی خطاب به او گفت: این طور نیست شما در این کار منفعت داشتید و در قبال هر بشکه نفت یک دلار دریافت می‌کردید؛ بنابراین شما پای او را به نفت بازکردید. بعد از اینکه محموله نفتی تحویل و وجوه به حساب شرکت اچ کی واریز می‌شود، پای بابک زنجانی توسط شما به نفت باز شد.

متهم ردیف دوم پرونده نفتی گفت: قبل از جلسه‌ای که من نیز در آن حضور داشتم، کار با نیکو عملی شده بود. چطور می‌شود نیکو وجوه را پرداخت کند و بعد من زنجانی را به مجموعه نفت معرفی کنم. خود زنجانی با وزیر نفت از قبل کار می‌کرد.

قاضی صلواتی گفت: زنجانی در قرارگاه خاتم با وزیر وقت نفت کار می‌کرد نه در وزارت نفت. شما بابت هر بشکه یک دلار کارمزد دریافت می‌کردید.

شمس گفت: کارمزد من به ازای یک دلار از بابت هر بشکه ۱۷ میلیون دلار می‌شد. این رقمی نیست که من بخواهم در قبال آن مسئولیت اینچنینی به عهده بگیرم.

صلواتی در ادامه از متهم سئوال کرد که در مجموعه چند محموله نفتی تحویل گرفته است که متهم پاسخ داد: تحویل‌ها بر اساس امضای بارنامه است. آقایان مدعی هستند نفت را تحویل من داده‌اند. اگر تحویل داده‌اند، رسید یا بارنامه بار را هم بدهند. من تنها یک کارگزار در ارتباط با شرکت فال بوده‌ام. یک‌سری از بارها در انبارهای شرکت آسیا و بخشی دیگر در امارات تخلیه شد. بارها نیز توسط من دریافت نشده بود بلکه توسط نماینده‌هایی که تحت کنترل بودند دریافت شده است. اگر رسیدی از فال وجود دارد ارائه بدهند. یا رسید فال را به من بدهند یا بارنامه‌ها را تا بتوانم بر اساس آنها ادعا کنم.

صلواتی سئوال کرد محموله‌ها را به چه کسی و به چه قیمتی فروختی؟ شمس پاسخ داد: خود آقای زنجانی مستقیم محموله‌ها را فروخته است. صلواتی خطاب به متهم ردیف دوم پرونده گفت: شما محموله‌ها را تحویل گرفتید و متهم نیز پاسخ داد: کجا من اینها را تحویل گرفته‌ام؟ رئیس دادگاه خطاب به متهم ردیف دوم پرونده نفتی گفت: شما دو محموله‌ را در جزیره‌ای در امارات تحویل گرفته و به «الف» فروختید. شمس پاسخ داد: من با «الف» رابطه‌ای نداشتم.

در ادامه این جلسه، رضا نجفی نماینده دادستان تهران از صلواتی خواست تا از متهم ردیف اول پرونده سئوال شود که بارها را به چه کسی فروخته است؟

بابک زنجانی که در جلسه دادگاه حضور داشت، برای پاسخ به این سئوال پشت تریبون قرار گرفت و گفت: گیرنده بارهایی که از سوی شرکت اچ کی ارسال می‌شد شرکت نیکو بود و بارها به ۳ جا ارسال می‌شدند، از جمله چین، مالزی و مقداری نیز به دبی. در رابطه با باری که به دبی ارسال می‌شد دو بارنامه به من دادند که امضا کردم و شرکت نیکو ۴۰ میلیون دلار از بابت آن دریافت کرد و مابقی را نیز طلبکار است. بار چین را به خانم «یو» فروختم و این مساله ربطی به «م.ش» ندارد. وقتی بار به خانم «یو» فروخته شد او مدارک بار را خواست اما شرکت نیکو مدارک بار را تحویل نداد و در نهایت بار را برگرداندند. بارهایی را هم که در اموال مالزی ۵ ماه مانده بود و نمی‌شد بیشتر از آن نگه داشت، شخصی به نام «ح» به دفتر من آمد و عنوان کرد در جاهای مختلف انبار دارد. من نیز به «م.ش» زنگ زدم و گفتم موضوع را بررسی کند. آقای «م.ش» از طریق آقای «ح» با شرکت فال آشنا می‌شود و پس از آن قراردادی آماده می‌شود تا بر اساس آن شرکت فال محموله‌های نفتی را انبار کند. بعد از این اتفاق و دقیقا در زمانی که یک ماه به تحریم من مانده بود به «م.ش» گفتم با فال یک قرارداد بنویسد و اگر شرکت فال بارها را بخرد، به ازای هر بشکه یک دلار به شما پرداخت می‌کنم. در نهایت بارها از انبار مالزی با همان ماهیت شرکت نیکو به شرکت فال منتقل شد و پس از آن به «م.ش» گفتم با شرکت فال جلسه بگذارد تا من آنها را ببینم. به دفتر شرکت فال در شارجه رفتم و آنها را ملاقات کردم و پس از آن جلسه با توجه به اینکه مالکان شرکت فال از مسئولان سابق ارتش شارجه بودند و برای خودشان قدرتی داشتند به آقای «م.ش» گفتم به گونه‌ای شرکت فال را درگیر کند. شرکت نیکو مدارک بار را برای ترخیص از انبار فال نمی‌داد؛ بنابراین از‌ آقای «م.ش» خواستم با آنها صحبت کند و به آنها وعده فروش بار بدهد. پس از جلسه «م.ش» اعلام کرد که شرکت فال یک‌سری چک و ضمانت‌نامه مدت‌دار دارد. به «م.ش» گفتم هر چه می‌تواند چک و ضمانت‌نامه مدت‌دار از شرکت فال بگیرد و او نیز ۲۵۵ میلیون دلار ضمانت‌نامه یا چک مدت‌دار گرفت و با این مبلغ به دستور من شرکت «انورایر» را خرید.

زنجانی گفت: ۵۰ میلیون دلار بابت انبارداری به «م.ش» بدهکار بودم و به وی گفتم شرکت «انورایر» را به نام خودش بزند و نگه دارد. در مجموع ۳۰۰ الی ۴۰۰ میلیون دلار از فال پول گرفتیم و فال نیز در مقابل مدارک بارها را می‌خواست، اما شرکت نیکو بارنامه را نمی‌داد. «م.ش» به من زنگ زد و گفت فال مدارک بار را می‌خواهد و نمی‌دانم چکار کنم و از سوی دیگر شرکت نیکو نیز موضوع را پیگیری نمی‌کند. در نهایت قرار می‌شود شرکت فال کل بار را برگرداند و ۳۰۰ الی ۲۰۰ میلیون دلاری که پول داده پس بگیرد.

در این لحظه نماینده دادستان تهران از بابک زنجانی سئوال کرد که شرکت فال را چه کسی به شما معرفی کرد؟

زنجانی پاسخ داد: این شرکت توسط شخصی به نام «ح» معرفی شد، البته من وی را نمی‌شناختم و توسط آقای «ب» با او آشنا شدم. در نهایت «ح» را به «م.ش» معرفی کردم و گفتم مجموعه آنها را بررسی کند. آقای «م.ش» نیز رفت و اعلام کرد از نظر ما همه چیز مساعد است.

در اینجا نماینده دادستان تهران بخشی از اظهارات زنجانی در جلسات بازجویی را قرائت کرد و گفت: زنجانی در بازجویی مورخ ۲ اردیبهشت سال ۹۳ می‌گوید که من هیچ وقت شرکت فال را نمی‌شناختم و «م.ش» گفته بود که وزارت نفت در انبارهای آنها بار دارد.

وکیل شرکت نفت: آقایان خورشید را انکار می کنند.

در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده متهمان نفتی غلامرضا مهدوی وکیل شرکت نفت در واکنش به اظهارات بابک زنجانی اظهار کرد: متاسفانه آقایان در مقابل خورشید ایستاده‌اند و خورشید را انکار می‌کنند به گونه‌ای که هیچ محموله‌ای به آنها تحویل داده نشده و شرکت نفت خودش فال را پیدا کرده است. او با نشان دادن مدارکی گفت: این مدارک تمامی قراردادهای فروش نفت به شرکت Iso است و در قراردادها شرکت iso به عنوان خریدار و شرکت اچ کی به عنوان فروشنده قید شده است. در تمامی قراردادهای نفتی قیمت‌ها آنی است و شرکت نفت چه در گذشته و چه بعد از آن یک سیستم فروش نفت بدون تغییر داشت و تنها در زمان تحریم شرایط خریداران را ساده گرفتند. بعد از تحریم، برخی افراد از جمله بابک زنجانی متقاضی خرید نفت شدند؛ زیرا داشتن پالایشگاه از شرایط خریداران حذف شده بود. قبل از تحریم، قراردادها از طریق تلکس و امروز از طریق ایمیل بین طرفین انجام می‌شود، البته تبادل قرارداد منوط به وجود توافقنامه قبلی است که در خصوص زنجانی نیز این توافقنامه وجود دارد و آقای زنجانی شرکت iso را به همین منظور تاسیس کرد و در ال‌سی‌هایی هم که صادر کرده به شماره قراردادها اشاره می‌کند. در قراردادهای نفتی که به صورت ایمیلی یا تلکسی جابجا می‌شود خریدار یا فروشنده روی قرارداد را امضاء نمی‌کنند که امروز آقایان دنبال امضاء هستند.

وکیل شرکت نفت به جلسه وزیر وقت نفت، مسئول وقت شرکت اچ کی، شرکت نفت و زنجانی و … در تاریخ ۲۹ آذر سال ۹۱ اشاره کرد و گفت: در صورتجلسه آن آمده است که نفت خام، نفت کوره و میعانات گازی به شرکت ایزو فروخته شده است و زنجانی متعهد می‌شود که ۵۲۰ میلیون یورو به حساب‌های شرکت نفت واریز کند.

او در پاسخ به اظهارات بابک زنجانی گفت: تمامی قراردادهای فروش نفت خام، نفت کوره و میعانات گازی با آقای زنجانی موجود است و این در حالیست که او حتی نمی‌دانست میعانات گازی چیست.

در ادامه نوزدهمین جلسه محاکمه متهمان پرونده موسوم به فساد نفتی قاضی صلواتی از مهدی شمس متهم ردیف دوم پرونده سئوال کرد که چرا یک حسابدار در فال مستقر کرده بود که متهم پاسخ داد: برای نظارت بر کارهای فال این کار را کردم. رییس دادگاه مجددا از متهم سئوال کرد که چقدر از شرکت فال پول گرفته است که «م.ش» میزان پول دریافتی را ۵۰۱ میلیون دلار عنوان کرد. وی در پاسخ به سئوال دیگر قاضی صلواتی مبنی بر محل هزینه‌کرد این وجوه، اعلام کرد که در حال حاضر دقیقا اطلاع ندارد.

در ادامه قاضی صلواتی محل هزینه‌کرد ۵۰۱ میلیون دلار را، ۲۳۵ میلیون دلار بابت خرید شرکت اونر ایر، ۳۳ میلیون دلار بابت خرید ۴ فروند هواپیما برای قشم ایر، ۳۹ میلیون دلار خرید هواپیما، ۲۵ میلیون دلار خرید ۵ فروند هواپیمای دیگر، ۵۰ میلیون دلار هزینه انبارداری در مالزی، ۱۸ میلیون دلار خرید دو فروند کشتی ۱۷۰۰ کانتینری و ۱۱۰ میلیون دلار پرداخت به پیمانکاران عنوان کرد و خطاب به متهم گفت: شما پول نفت را گرفته‌اید و خرج خرید هواپیما و کشتی کرده‌اید و امروز می‌گویید هیچ‌کاره هستید. متهم پاسخ داد: مسئولیت کارگزاری بر اساس قانون مشخص است و من بر اساس دستور کارفرمای خود باید یک‌سری کارها را انجام می‌دادم.

صلواتی در ادامه از متهم سئوال کرد که شما از فال چقدر پول گرفتید؟ که متهم پاسخ داد: ۵۰۱ میلیون دلار. متهم ردیف دوم پرونده در پاسخ به سئوال دیگر قاضی صلواتی مبنی بر اینکه چه مقدار از شرکت فال طلب دارید، میزان طلب را ۷۰۰ الی ۸۰۰ میلیون دلار عنوان کرد.

رئیس دادگاه از متهم ردیف دوم پرونده نفتی سئوال کرد: ۸۰۰ میلیون دلار چه شده است؟ که «م.ش» پاسخ داد: نسبت به این مبلغ علیه شرکت فال دادخواست داده‌ایم. قاضی صلواتی در ادامه سئوالات خود از «م.ش» پرسید: شما از قبل می‌دانستید شرکت فال ورشکسته است؟ که متهم پاسخ داد: ما اطلاعی از این قضیه نداشتیم. قاضی صلواتی خطاب به متهم گفت: الان تکلیف ۸۰۰ میلیون دلار پول نفت جمهوری اسلامی ایران چه می‌شود؟

شمس گفت: به بازپرس قول داده بودم ظرف ۳ ماه املاک فال را توقیف کنم، اما سر ۲ ماه مرا بازداشت کردند. یک سال و نیم تلاش کردم و پرونده حقوقی و کیفری علیه فال باز کردیم. علاوه بر منافع ملی خودم در این قضیه انگیزه شخصی داشتم چرا که مالک فال مرا از دفترش بیرون کرده بود. وظیفه آقای «الف.و.د» و آقای «س.ج» این بود که امکان‌سنجی کنند اگر قرار بود همه کارها به حرف‌ من باشد سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. وظیفه اصلی آقای «الف.و.د» صیانت از بیت‌المال و امکان‌سنجی بود. ما ۱۴ نهاد بازرسی در کشور داریم که می‌توانستند بگویند زنجانی دزد است و به او نفت ندهید.

صلواتی خطاب به متهم گفت: شما شرکت نفت را به یک شرکت ورشکسته معرفی کردید که متهم پاسخ داد: وقتی که به اتفاق «ح» و «ه» به فال رفتیم این شرکت ۱٫۲ میلیارد دلار از دولت شارجه طلبکار بود. وقتی شرکتی ۱٫۲ میلیارد دلار طلبکار باشد نمی‌تواند ورشکسته باشد. ضمن اینکه ما با شرکت فال قرارداد نبستیم بلکه با شرکت هورایزن انرژی قرارداد منعقد کردیم و به مالکان فال گفتم که باید ضمانت بدهند، مالکان فال ۴ هزار و ۸۶۲ میلیارد درهم دارایی نقدی داشتند که از بابت آن ضمانت‌نامه شخصی از آنها گرفتم. نکته دیگر این است که در حال حاضر شرکت فال و هورایزن انرژی طرف دعوای ما نیست بلکه «ع.الف»، «م. الف» و «م.الف» طرف دعوای ما قرار دارند و دعوای ما یک دعوای شخصی است و هم‌اکنون ۴ اتهام جعل، کلاهبرداری، فروش مال غیر و خیانت در امانت علیه آنها مطرح کردیم. من به عنوان یک کارگزار کار خود را درست انجام دادم و آقایان مسئول نفت وظیفه داشتند زنجانی را امکان‌سنجی کنند. حال که امکان‌سنجی نکردند مشکل خودشان است. آقای «الف.و.د» و «س.ج» مسئولیت ذاتی‌شان حفظ صیانت از بیت‌المال بوده است و اگر قرار بود با حرف بنده به یک نفر ۲ میلیارد یورو بدهند سنگ روی سنگ بند نمی‌شد.

قاضی صلواتی از متهم ردیف دوم پرونده نفتی پرسید شما فال را به زنجانی معرفی کردید یا زنجانی به شما؟

شمس پاسخ داد: آقای «ب» از دوستان زنجانی، «ح» را به زنجانی معرفی کرده بود. زنجانی نیز به من زنگ زد و خواست به ترکیه بیایم و با آنها جلسه بگذارم. پس از جلسه امکان‌سنجی را انجام دادم و زنجانی را در جریان گذاشتم. از فال اماکن‌سنجی دقیقی انجام شد و ضمانت‌نامه شخصی از پدر و پسرها گرفتم. او افزود: اگر امروز ۸۰۰ میلیون دلار پول داشتم می‌رفتم گوشه‌ای در دنیا و برای خود زندگی می‌کردم و اگر خلافکار بودم به ایران باز نمی‌گشتم.

در ادامه قاضی صلواتی خطاب به متهم ردیف دوم پرونده نفتی گفت: شما از محل ۵۰۱ میلیون دلار پول دریافتی از شرکت فال، ۱۸ میلیون دلار و ۲ فروند کشتی برای زنجانی خریداری کرده و آن را به شرکتی در آلمان اجاره دادید. شمس در پاسخ گفت: مستندات و مدارک مربوط به خرید این دو کشتی را تحویل داده ام.

در ادامه بابک زنجانی نیز در این خصوص گفت: این دو فروند کشتی ربطی به موضوع نفت ندارد و مربوط به سال‌های ۸۸ و ۸۹ است. قیمت این دو فروند کشتی ۵۰ میلیون دلار می‌شد که ۲۵ میلیون دلار را نقد و ۲۵ میلیون دلار دیگر را قرار شد اقساط پرداخت کنیم و آن را اجاره دادیم. آقای «م.ش» یکسری مدارک آورد مبنی بر اینکه کشتی‌ها را برای من خریده و اجاره داده است. از او پرسیدم کشتی‌ها اجاره چه کسی است؟ «م.ش» ۲ الی ۳ سری مدارک آورد و من نیز آنها را امضا کردم.

قاضی صلواتی در ادامه جلسه دادگاه خطاب به متهم ردیف دوم پرونده نفتی گفت: آقای «م.ش» توضیحات روز گذشته شما درباره اونر ایر دادگاه را قانع نکرد. ۵ درصد از سهام این شرکت را به عنوان حق‌الزحمه دریافت کردید و ۴۴ درصد نیز جداگانه به نام شما شده بود چرا که تابعیت انگلیسی داشتید. ۵۱ درصد باقیمانده نیز به اسم یک تبعه ترک به نام «ق. ت» به شرط امانت واگذار شده که بعدها در پشت پرده این تبعه ترک به شما وکالت می‌دهد و در نتیجه صددرصد شرکت اونر ایر به نام شما بوده است.

متهم ردیف دوم پرونده نفتی پاسخ داد: این قضیه امکان ندارد. طی قراردادی قرار شده بود آقای «ق. ت» در امور عملیاتی و مدیریتی شرکت حق دخالت نداشته باشد، اما به عنوان یک سهامدار در جلسات سهامداری خانمی به نام «م» به عنوان نماینده وی در جلسات شرکت می‌کرد. حق تصمیم‌گیری با من بود و «ق.ت» طبق قراردادی که امضا شده بود حق دخالت در امور عملیاتی و مدیریتی شرکت نداشت.

صلواتی خطاب به متهم گفت: چطور ممکن است سهام به اسم «ق.ت» باشد و شما تصمیم بگیرید؟ «م.ش» پاسخ داد: چون قرار شده بود وی شریک خاموش باشد.

قاضی صلواتی خطاب به «م.ش» گفت: این که همان حرف من است. «ق.ت» در پشت پرده سهام‌ها را به شما واگذار کرده بود. «م.ش» پاسخ داد: چنین چیزی نیست بلکه یک قراردادی امضا کردیم که بر اساس آن مقرر شد در امور عملیاتی و مدیریتی شرکت دخالت نکند، ولی در امور سهامداری دخالت داشت و در تمامی جلسات نیز نماینده وی شرکت می‌کرد. «م.ش» همچنین درباره موضوع خرید دو فروند کشتی گفت: این کشتی‌ها با پاسپورت دانمارکی به اسم زنجانی شده بود و برای خرید آن از یک بانک معتبر ۲۲ میلیون یورو وام گرفته بودیم. اگر آدم خلافکاری بودم با پای خودم به کشور نمی‌آمدم که از آقایان از ریاست جمهوری گرفته تا وزارت خارجه، وزارت نفت و وزارت اطلاعات درباره شرکت فال کمک بگیرم. جالب این است که در همان زمانی که ما با فال به مشکل برخورده بودیم شرکت نفت به شرکت فال نفت می‌فروخت و وقتی به آقای «ب» گفتم چرا به شرکت فال علی‌رغم اینکه با آنها به مشکل برخورده‌ام نفت می‌فروشید گفت ما در جریان این موضوع قرار نداشتیم.

در ادامه قاضی صلواتی از متهم پرسید آیا قبل از معاملات نفتی با بابک زنجانی آشنا شدید که «م.ش» پاسخ داد: در سال‌های ۸۸ و ۸۹ از طریق دکتر «ف» برای خرید هواپیما به بابک زنجانی معرفی شدم. برای خرید هر بشکه نفت یک دلار و برای خرید هواپیما ۲۵۰ هزار یورو دریافت می کردم.

«م.ش» مجددا یادآور شد: در خصوص خرید دو کشتی ۱۸ میلیون را آقای زنجانی پرداخت کردند و ۲۲ میلیون نیز وام بانکی بود. او گفت: تلاش‌های زیادی برای محکوم کردن شرکت فال در بدو ورود به کشور کردم و در هنگام پیگیری این پرونده و ارائه اطلاعات به مراجع ذی‌صلاح مشاهده کردم که شرکت نفت یک محموله نفتی دیگر را به شرکت فال می‌فروشد و من در آنجا عنوان کردم که اینها دزد هستند و نباید نفت را به دست آنها بدهیم اما شرکت نفت عنوان کرد این موضوع و پرونده مربوط به زمان و معامله دیگری است و این دو موضوع ربطی به هم ندارد.

کوهپایه‌زاده وکیل بابک زنجانی در این جلسه دادگاه با استناد به ماده ۳۹۹ قانون آیین دادرسی کیفری گفت: بر اساس این ماده قانونی که در آن آمده پس از رعایت ترتیب مقرر در ماده ۳۵۹ قانون، هر گاه دادستان بار دیگر اجازه صحبت بخواهد باید به متهمان و وکلای آنها نیز اجازه صحبت داده شود. نماینده دادستان پس از دفاعیات من دو جلسه صحبت کردند و طبق قانون برای من نیز باید این وقت ارائه شود که جدا از دفاعیات آخر صحبت کنم. شرکت نفت و HK ذی‌نفع هستند و در حقیقت وابسته به وزارت نفت هستند و بر همین اساس باید نهایتا سه وکیل داشته باشند نه اینکه هر کدام دو وکیل معرفی کنند. وکیل شرکت ملی نفت در خصوص ارتباط من با شرکت HK مطالبی را مطرح فرمودند که در اینجا با توجه به اینکه شخصیت حقوقی مجزا در نظر گرفته شده که هر کدام دو وکیل دارند ایشان در اظهارنظر در خصوص شرکت HK ذی‌صلاح نیستند. نمی‌توان با تحریک و تهییج دادگاه را تحت تاثیر قرار داد و با اشاره به یکسری قراردادهای مورد ادعا اساس موضوع را تغییر داد؛ چرا که من در شرکت نفت کار کرده‌ام و این فرمایش وکیل شرکت نفت که قراردادهای نفتی ملزم به امضا نیست محمل قانونی ندارد. بر اساس اصول حقوقی تا زمانی که امضایی در قرارداد منعقد نشده اراده‌ای محقق نشده است، اما اینکه آقای وکیل شرکت نفت عنوان می‌کند چون قیمت‌ها نوسان دارند پس قراردادها امضاء نمی‌شوند باید گفت می‌توان در قرارداد جای قیمت‌ها را خالی گذاشت. از ابتدای دادگاه تاکنون وکیل شرکت ملی نفت زونکنی را در دست گرفته و همواره آن را نشان می‌دهد، اما من از ایشان می خواهم فقط یک قرارداد با امضای موکلم را به دادگاه ارائه کند یا سندی مبنی بر تحویل بارنامه با آقای زنجانی را نشان دهند. موضوع این جلسه دادگاه حقوق تجارت بین‌الملل و خرید و فروش نفت است و ما در حقوق تجارت بین‌الملل بر اساس بارنامه که نشان دهنده تحویل نفت است می‌توانیم قضاوت کنیم. در نامه مورخ هشتم اردیبهشت سال جاری مدیرعامل شرکت HK که در پرونده هم وجود دارد، تصاویر بارنامه محموله‌های شرکت ملی نفت ایران به نام شرکت HK صادر شده است؛ بنابراین هیچ بارنامه‌ای به نام شرکت ISO صادر نشده است. در جلسه‌ای که بین آقای «م.ش» و برخی نهادها تشکیل شده که مورد اعتراض موکلم یعنی آقای زنجانی قرار گرفته است، مسئولان شرکت نیکو حضور داشته‌اند؛ بنابراین اگر نیکو صاحب محموله و نفت نبود در آن جلسه چه می‌کرد یا اساسا چرا باید در آن جلسه حاضر می‌شد.

جلسه بعدی این دادگاه به چهارشنبه ۱۸ آذر موکول شده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.