شکست جانشین چاوز در انتخابات و واکنش هواداران ایرانی: بسیجی شکست نمیخورد!
چکیده :سایت مشرق: اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم نیروهای چاویستا، در حقیقت مردم فقیر ونزوئلا هستند. شاید بتوان آنها را معادل نیروی بسیج در ایران تلقی کرد. با این تفاوت که نیروهای چاویستا برای آنکه سرپناه برای مردم محروم تهیه کنند، آستینها را بالا زدهاند. در میان خودشان وقتی صحبت میکنند، میگویند که از الگوهای مختلفی هم بهره بردهاند، از جمله حزبالله....
کلمه- گروه بین الملل: مخالفان دولت حاکم، در انتخابات ونزوئلا اکثریت کرسیهای پارلمانی را از آن خود کردهاند. همین موضوع باعث شده رسانه های وابسته به احمدی نژاد واکنش های جالبی نشان بدهند.
روابط ایران و ونزوئلا در دوران ریاست احمدی نژاد بر دولت بسیار نزدیک بود رئیس دولت های نهم و دهم اگرچه روابط کشورمان را با اکثریت کشور های دنیا قطع کرده بود اما روز به روز روابط خود را با شخص هوگو چاوز و دولت ونزوئلا نزدیک تر می کرد. تا جایی که این روابط دست مایه طنز در رسانه ها شده بود. پس ازمرگ هوگو چاوز نیز مادورو یکی از افراد نزدیک به او قدرت را در دست گرفت.
روز گذشته رئیس شورای انتخابات ملی ونزوئلا اعلام کرد که از ۱۶۷ کرسی، ۹۹ کرسی در اختیار مخالفان قرار گرفته است. این نخستین بار طی ۱۶ سال گذشته است که سوسیالیستها قوه مقننه را واگذار میکنند. انتظار میرود مادورو با چالش سیاسی عمدهای روبهرو شود. دوره ریاستجمهوری مادورو در سال ۲۰۱۹ به پایان میرسد. با پیروزی ائتلاف مخالفان، آنها میتوانند تلاشهای خود را برای همهپرسی در سال آینده میلادی افزایش دهند.
همین اتفاق باعث واکنش برخی رسانه های نزدیک به محافظه کاران در ایران شده است، سایت خبری مشرق در مطلبی با تیتر «جای نگرانی نیست؛ نیروهای طرفدار چاوز مثل بسیجی های ایران هستند» در این مورد با شخصی به نام حمید شهرابی با عنوان کارشناس مسائل آمریکای لاتین گفتگو کرده است.
شهرابی در این مصاحبه گفته است: «از زمانی که انقلاب بولیواری در ونزوئلا پیروز شد، تا کنون حدود ۲۰ انتخابات در این کشور برگزار شده که در دو عدد از آنها نیروهای طرفدار چاوز که به چاویستا معروف هستند، شکست خوردهاند. دومین آنها همین انتخابات پارلمانی اخیر است که نتایج آن اعلام شد. نکته این است که الآن نظام سلطه آنقدر در دنیا بیاعتبار شده که نیروهای طرفدار آمریکا در کشورهای مختلف، خودشان را از این طریق معرفی نمیکنند بلکه پشت عناوین دیگری پنهان میشوند. در ونزوئلا خیلی از نیروهایی که با رهبری چاویستا رقابت میکنند، به دروغ این ادعا را دارند که میخواهند برنامههای چاویستا را بهتر از خود آنها اجرا کنند، یعنی خودشان را به انقلاب وصل میکنند. گروههایی که علناً وابستگی خود را به آمریکا اعلام میکردند، الآن چون منزوی شدهاند، تلاش میکنند هویت خود را پنهان کنند. اکثریت رسانههای صوتی و تصویری و کاغذی در ونزوئلا در اختیار گروههای معارضی است که خواستار سرنگونی دولت حاکم هستند و حتی برای مبارزه خشونتآمیز با دولت تبلیغ میکنند. از طرف دیگر از آنجایی که نفت تحت کنترل دولت ونزوئلاست، عربستان با کاهش قیمت نفت تلاش میکند علاوه بر ایران، دولت حاکم ونزوئلا را هم تحت تأثیر قرار دهد.»
این به ظاهر کارشناس با مقایسه انتخابات ونزوئلا و انتخابات ایران در سال ۸۸ نوشته است: همیشه انتخاباتهایی که منجر به روی کار آمدن طرفداران آمریکایی نشدهاند، از طرف رسانههای حامی آمریکا زیر سؤال رفتهاند. خود این مسئله میشود یک تفاوت میان دولت حامی انقلاب بولیواری با حکومتهای طرفدار آمریکا. یکی نتایج انتخابات را حتی اگر خلاف میلش باشد، میپذیرد، اما آن یکی اگر انتخابات مطابق میلش نبود، نتیجه آن را نمیپذیرد. در کشور خودمان هم این اتفاق افتاده است و این تفاوت میان نیروهای دموکراتیک با نیروهای طرفدار آمریکا سابقه دارد که واضحترین مثال آن، انتخابات سال ۸۸ بود.
شهرابی در بخش دیگری از این مصاحبه با تسری دادن توهمات توطئه و نفوذ، شکست دولت حاکم در ونزوئلا را در انتخابات توطئه آمریکا دانسته و گفته است: شکست دولت حاکم در ونزوئلا دو جنبه بسیار مهم دارد. اول اینکه آمریکا به شدت در روند برگزاری انتخابات در این کشور (مانند بسیاری از کشورهای دیگری که پیرو خط مقاومت هستند) دخالت داشت. این دخالت هم اشکال مختلفی داشت، از جمله تبلیغات کذب و ترور شخصیت. جالب است بدانید که در انتخابات پارلمانی اخیر ونزوئلا، در خود این کشور تبلیغات از چند هفته قبل از انتخابات آغاز شد، اما آمریکاییها از ماهها قبل به نفع نمایندههای طرفدار خود تبلیغات میکردند. حکومت را به فاشیسم و دیکتاتوری متهم میکردند و حتی چند روز قبل از برگزاری انتخابات، یکی از فعالین اپوزیسیون کشته میشود تا بگویند دولت او را از بین برده است. البته به رغم تبلیغات آمریکاییها و اپوزیسیون طرفدار آمریکا بعدا معلوم شد که این شخص از رهبران یک گروه مافیایی بوده و توسط اعضاء یک گروه مافیایی رقیب به قتل رسیده است.
این کارشناس حتی پا را فراتر گذاشته و چپ گرایان چاویستا را با بسیج ایران مقایسه کرده و گفته است: اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم نیروهای چاویستا، در حقیقت مردم فقیر ونزوئلا هستند. شاید بتوان آنها را معادل نیروی بسیج در ایران تلقی کرد. با این تفاوت که نیروهای چاویستا برای آنکه سرپناه برای مردم محروم تهیه کنند، آستینها را بالا زدهاند. در میان خودشان وقتی صحبت میکنند، میگویند که از الگوهای مختلفی هم بهره بردهاند، از جمله حزبالله. به صراحت میگویند یکی از الگوهایی که در رفع مشکلات اجتماعی و اقتصادی از آن استفاده میکنند، روش فعالیتی حزبالله است؛ از ایجاد سرپناه گرفته تا امکانات آموزشی و بهداشتی در سطح کشور. این یعنی نتیجه انتخابات اخیر اگرچه به نفع چاویستا نیست، اما به معنای شکست قطعی آنها هم نخواهد بود، به خاطر ریشههایی که این جنبش در جامعه ونزوئلا دوانده و دستآوردهایش طی ۱۷ سال گذشته. از بین بردن این دستآوردها صرفاً با یک انتخابات ممکن نیست، مگر آنکه نیروهای ضدانقلاب در ونزوئلا بتوانند انقلاب را قاطعانه شکست دهند که این با توجه به رابطه واقعی نیروها محتمل به نظر نمیرسد.













