سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مرندی: قبل از ۸۸ داشتیم با آمریکا کنار می‌آمدیم؛ فتنه‌گران نگذاشتند...
» «دانشگاهیان نباید اعتقادشان به ولایت امر سست باشد»

مرندی: قبل از ۸۸ داشتیم با آمریکا کنار می‌آمدیم؛ فتنه‌گران نگذاشتند

چکیده :علیرضا مرندی در گفت و گویی در مورد نفوذ سخن گفته او در این مصاحبه آمریکا را شیطان دانسته و بارها و بارها گفته که توافق با آمریکا قابل اعتماد نیست اما در انتهای مصاحبه مدعی شده که قبل از اتفاقات ۸۸ در حال رسیدن به توافق در مساله هسته ای بودیم، اما فتنه مانع آن شد. او در مصاحبه گفته که حافظه اش به دلیل کهولت سن ضعیف شده اما ظاهرا میل قدرت سیاسی در او آنقدر هست که در انتخابات مجلس شرکت کند و سرنوشت مردم را به حافظه ضعیفش بسپارد....


کلمه- گروه خبر: اختلاف بر سر نفس توافق با غرب نیست، ظاهرا مساله ای که محافظه کاران را دلواپس کرد، نه نفس توافق با غرب بلکه این بود که چرا خودشان نتوانستند این توافق را انجام دهند تا بتوانند شرایط را طوری پیش ببرند که منافع خود را در این مساله دنبال کنند. در این میان مهم نیست که چه بر سر زندگی و معاش مردمی می آید که سال ها به خاطر شدید ترین تحریم ها تورم و نوسان قیمت ها را تجربه کردند.

دلواپسان و کاسبان تحریم پس از آنکه با سنگ اندازی در مسیر پرونده هسته ای نتوانستند جلوی انعقاد این توافق را بگیرند، پروژه نفوذ را کلید زدند پروژه ای که اول به دستگیری چند روزنامه نگار منجر شد در مرحله بعدی دلیلی برای بازگشت گشت ارشاد را به خیابان ها شد. حالا نیز محافظه کاران تندرو هر روز در مورد نفوذ سخن پردازی و قلم فرسایی می کنند و معلوم نیست تا انتهای این داستان چه کسانی هزینه داستان پردازی های آنها را خواهد پرداخت.

علیرضا مرندی در گفتگو با نسیم آنلاین در مورد نفوذ سخن گفته او در این مصاحبه آمریکا را شیطان دانسته و بارها و بارها گفته که توافق با آمریکا قابل اعتماد نیست اما در انتهای مصاحبه مدعی شده که قبل از اتفاقات ۸۸ در حال رسیدن به توافق در مساله هسته ای بودیم، اما فتنه مانع آن شد.

علیرضا مرندی متخصص اطفال است در سال ۹۱ در سن ۷۳ سالگی از لیست پایداری در انتخابات مجلس نهم شرکت کرد و نماینده مجلس شد. او در مصاحبه گفته که حافظه اش به دلیل کهولت سن ضعیف شده اما ظاهرا میل قدرت سیاسی در او آنقدر هست که در انتخابات مجلس شرکت کند و سرنوشت مردم را به حافظه ضعیفش بسپارد.

در سال ۸۸ و پس از اعتراض مردم به کودتای انتخاباتی، ایرج فاضل که به مدت ۱۹ سال رئیس فرهنگستان علوم پزشکی ایران بود در اعتراض به سرکوب اعتراضات مردمی نامه شدید الحنی نوشت و از رویه مقامات در سرکوب مردم انتقاد کرد همین نامه باعث شد محمود احمدی نژاد چند ماه بعد دکتر فاضل را برکنار کرده و مرندی را به جای او به ریاست فرهنگستان بگمارد این انتصاب با اعتراض بسیاری از اعضای فرهنگستان علوم پزشکی روبرو شد از جمله بهروز برومند یکی از اعضای قدیمی فرهنگستان با انتشار نامه‌ای به این عمل اعتراض کرد و نوشت: «… پیشینهٔ آقای دکتر مرندی در آموزش و پژوهش علوم پزشکی حتی به اندازه‌ای نبوده که به عضویت فرهنگستان پذیرفته شوند و از سوی دیگر روند گزینش ایشان نادرست بوده و از سوی اعضای پیوسته فرهنگستان درخواستی برای انتصاب ایشان نشده است.»

مرندی در سال ۹۱ از لیست جبهه پایداری نماینده دور نهم مجلس شد. بخش هایی از این مصاحبه در ادامه منتشر شده است:

چهره واقعی و نوع تعاملات آمریکا با جمهوری اسلامی را پس از گذشت بیش از ۳۰ سال از انقلاب اسلامی نسبت با ایران چگونه ارزبابی می کنید.

لازم نیست نوع رفتار آمریکا در تعاملاتش با کشورهای دنیا را فقط محدود به تعاملات این کشور با جمهوری اسلامی بکنیم، آمریکا را با بررسی تعاملش با کشورهای دیگر دنیا نیز میتوان شناخت. برای شناخت آمریکا حتی بررسی نوع رفتار این کشور با رفقایش یعنی با کشورهای اروپای غربی مساله را کاملا واضح و روشن تبیین می کند. آمریکا حتی از دوستان نزدیک خود یعنی همین کشورهای اروپای غربی که با هم در یک جبهه تعریف می شوند هم جاسوسی می کند، آن هم نه از مردم عادی بلکه از سران آن کشورها جاسوسی می کند. بنابراین آمریکایی ها طبیعتشان این است که فقط منفعت خودشان را ببینند؛ حتی در تعاملاتشان با کسانی که سرسپرده اینها هستند هم این مساله نمایان است. کشورهای عربستان و بقیه کشورهای حوزه خلیج فارس و یا هر جای دیگری که تمام وجود و ثروتشان را در اختیار آمریکا می‌گذارند، آیا آمریکا تا کنون از آنها راضی شده و یا در آخر مطابق منافع آنها عمل می‌کند؟ یا باز هم مطابق منافع خودش رفتار می کند؟…. لذا سرسپردگی هم منفعتی برای دولت‌ها نمی‌آورد…. آمریکایی ها به هیچ کس وفادار نیستند، اینها وقتی به ملت خودشان دروغ می‌گویند، وقتی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان فقط برای منافع خودشان کار می‌کنند، و تامین منافع اسرائیل را بر منافع ملت و مردم خودشان ترجیح می دهند، تکلیف با بقیه دنیا هم روشن است، ما هم یکی از همان کشورها هستیم! از طرفی اگر آمریکایی ها با چین و یا روسیه کمتر در می‌افتند به این علت است که این کشور ها دارای قدرت هستند و اگر کمی آنها ضعیف‌تر شوند قطعاً هر برخوردی که بتوانند؛ حتی نظامی؛ با آنها می‌کنند!… بنابراین ما از همه اینها بایستی درس بگیریم که اگر ما خیلی هم طرف آمریکا برویم که نه بهتر از انگلیس و اروپای غربی می‌شویم نه نوکری‌مان بیشتر از عربستان و صدام می‌شود، با ما همان می کنند که با شاه قبل از انقلاب کردند شاهی که تمام ثروت ایران از جمله نفت کشور را دزدیده بود که یا در جیب اینها ریخته بود و یا این ثروت را برای خود و خانواده اش برده بود….. حتی افرادی از این گروه را در بین وزرا و دولتمردان گذشته داشتیم و تاجائی که همه به وضوح در مورد این افراد آگاهی دارند، البته نمی خواهم بگویم که الزاما این افراد جاسوس آمریکا یا غیر آن بوده اند، اما باید توجه داشت که خیلی از این افراد باور کرده اند که آمریکایی ها صداقت دارند حتی برخی از این افراد به خود من می گفتند که ما باید با آمریکایی ها کنار بیاییم و به دنبال این بودند تا از طریق من برای مسئولین بالاتر پیغام دهند که می توانند فلان کار را برای برقراری ارتباط با آمریکا انجام دهند؛ که خب این تفکر و رویه را یا باید از ساده اندیشی بیش از حدشان و یا خدای ناکرده خیانت دانست که در این مورد من قاضی نیستم پس نمیتوانم قضاوتی در این مورد آنها حتی در این سطح که آیا اینها با نظام مشکل داشته اند یا خیر، داشته باشم. بنابراین آمریکا و کشورهایی از قبیل آن همچون انگلیس برای خود عواملی دارند تا از آنها برای اعمال خواسته هایشان در کشورهای مد نظر استفاده کنند پس حتی دستگری یکی دو جاسوس را نمی توان ختم این رویه دانست چرا که این دستگیری ها به معنای دستگیری همه جاسوسان نیست و باید به این نکته توجه داشت که ما عده زیادی از این جاسوسان را اصلاً نمی‌شناسیم عده زیاد دیگری هم در راه جاسوس شدن هستند در حالی که خودشان هم نمی‌خواهند که جاسوس شوند ولی متأسفانه این عده یا به دلیل نا آگاهی یا به دلیل مسائل اقتصادی و نارضایتی از یک مسئله‌ای در کشور در دام می افتند. در هر جامعه ای افرادی نادرست همچون دزدان و قاتلان و جانیان که ایمان و خلوص کافی ندارند، وجود دارند و در کشور ما هم هستند، البته وسائل و واسطه‌هایی که می‌توانند موجب شوند که خدای ناکرده در کشور اتفاقاتی بیفتد بعضی در سطوح پایین هستند که نفوذشان کمتر است و بعضی ممکن است در سطوح بالاتر باشندکه ممکن است از ابتدای امر ذهنیتشان این نباشد (جاسوسی یا اعتماد به آمریکا) ولی ممکن است بواسطه و شکل‌های مختلف به این باور غلط که باید با آمریکائی ها کنار آمد برسند.

با توجه به اشارات جنابعالی در خصوص افرادی که می‌توانند از داخل کشور کمک‌کننده پروژه نفوذ آمریکا باشند، از سویی مقامات آمریکایی از جمله اوباما و کری بعد از توافق هسته‌ای به کرات گفته‎اند که به دنبال تقویت جریانی در کشور هستند که می تواند به آنها کمک کند و گفته اند که در اصل هدفشان از مذاکره همین بوده است؛ تفسیر شما از این جریان و افراد منتسب به آنها چیست؟ اساسا این افراد چه کسانی بوده یا هستند و چه طرز فکری دارند، چقدر تفکرشان با مکتب امام و رهبری زاویه دارد ؟ آیا اینها همان لیبرال‌ها هستند یا خیر؟

… لیبرال بودن به معنای فاصله گرفتن از ولایت مداری و رفتن به طرف اسلام آمریکایی و تحقق نیات آمریکایی است …. ما هر جایی یک مشکل پیدا می‌کنیم که اسمش را لیبرال یا هرچیز دیگری بگذاریم باید توجه داشته باشیم که مرز ما باید میزان اعتقادمان به خدا باشد چرا که یک طرف این موازنه خدا و طرف دیگر شیطان است….. امام و مقام معظم رهبری همیشه و از همان ابتدا آمریکا را مظهر شیطان بزرگ دانسته، البته خصلت شیطان مربوط به کشورهای دیگری که خوی شیطانی دارند نیز می شود و آنها هم تلاش می کنند که شیطنت کنند، منتهی در بین شیاطین قدرت و خدعه آمریکا بالاتر است و به همین خاطر است که آمریکا به دوستانشان هم کلک می زند و آنها را نیز بازی می ‌دهد…. حالا این دیگر تفسیر ما هست که در ذهن خودمان شرایط را یا متفاوت می‌خواهیم ببینیم یا اینکه امیدمان این است که اگر مرگ بر آمریکا نگوییم آنها با ما رفاقت و دوستی می‌کنند؛ خیر این مسئله فقط موجب می‌شود که مردم ما فریب بخورند. مردم ما الآن هوشیار هستند مثل اینکه ما یک وقتی تصمیم بگیریم که دیگر شیطان را لعنت نکنیم آیا با این کار شیطان رفیق ما می‌شود خیر طبیعت شیطان این است، حالا ما پیش خودمان بگوییم که دیگر شیطان را لعنت نکنیم آیا مشکل حل می‌شود خیر مشکل حل نمی‌شود. به نظر من این ساده اندیشی است……

در مورد توافق هسته‌ای فضایی در کشور ساخته شد که تمام مشکلات ما گردن تحریم است و اگر توافق شود مشکل کشور حل می‌شود ولی الآن مکرراً بعد از توافق هسته‌ای می‌گویند که مشکل، تحریم نبوده و چیز دیگری بوده و همه مشکلات اقتصادی با این برداشتن تحریم حل نمی‌شود، ارزیابی شما چیست؟ آیا واقعیت مشکلات از تحریم بوده یا خیر و اگر مشکل تحریم بوده اگر تحریم‌ها برداشته شود آیا مشکلات ما حل می‌شود؟

به نظر من مشکل اعتقادات اسلامی نظام جمهوری اسلامی و مردم است یعنی ما چون یک کشوری هستیم که ادعای اسلام داشته و به آن عمل می‌کنیم این مسائل برای ما قابل قبول نیست؛ اگر ما هم مثل برخی حکومت های به ظاهر اسلامی می گفتیم که کشور اسلامی هستیم ولی تسلیم استکبار بودیم آنان با ما خیلی کاری نداشتند. در حالی که اعتقادات اسلامی ما به ما حکم می کند که در مقابل این ظالمان بایستیم و ذره ای کوتاه نیاییم. هر چه ما در مقابل آمریکا کوتاه بیاییم آنها به نحو دیگری می‌خواهند که از ما امتیاز بیشتری بگیرند، آنها یک در باغ سبزی به ما نشان می‌دهند و وقتی که امتیاز را گرفتند دیگر از عمل به در باغ سبز خبری نخواهد بود؛ بعد هم لازم نیست که بگوید من به تعهد عمل نمی‌کنم باز یک جور دیگر فشار دیگری می‌آورد بنابراین ما هر امتیازی به آمریکا بدهیم مطمئن باشید که فردا پا عقب نمی‌گذارد بلکه اگر یک مانعی را از سر راه برداریم مانعی دیگر بر سر راهمان خواهد گذاشت؛ وقتی جنگ تمام شد حصر اقتصادی و بعد از حصر اقتصادی مشکل تروریسم و …برسر راه ما گذاشتند. بالاخره همه بلندگوهای دنیا دستش هست و یک مشت کشورهای سرسپرده هم دنبالش هستند و اروپا هم از ترس منافع اقتصادی خودشان کنارش هستند حتی کشورهایی که الآن ظاهرا مقابلش هستند اگر یک روزی لازم باشد با آمریکا معامله خواهند کرد. بنابراین باید توجه شود که آدم اگر برای خدا کار نکند با شیطان است ما که دو قطب بیشتر نداریم بنابراین تمام وجودمان را باید بگذاریم در راه خدا و در تضاد با شیطان.

ارزیابی شما در مورد نامه‌ای که مقام معظم رهبری در مورد برجام داشتند چیست؟

… در مورد تاکیدات مقام معظم رهبری و هشدارهایشان در خصوص اجرای برجام باید گفت که ایشان نسبت به راه های نفوذ از منافذی که به نظرشان می رسید دستوراتی لازم الاجرا داده اند پس اگر ما ادعای ولایتمداری داریم حرف ایشان برای ما نهایی است و هیچ کاری بدون رعایت این اصول نه گانه نباید انجام شود، در این خصوص عده‌ای هم باید به عنوان ناظر حضور داشته باشند تا غیر از اصول مورد اشاره عملکردی صورت نگیرد، البته این مسئله (برجام) نباید به لشکرکشی مقابل یکدیگر و جریانی مشابه فتنه ۸۸ ختم شود. قبل از فتنه، کشور ما شرایط آرامی داشت و در واقع مردم با درصد فوق العاده ای به کاندیداهای منتخب خود رای دادند البته حدود ۱۰ میلیون نفر هم به کاندیدای رقیب رای دادند که این خود حاکی از آزادی کامل در رای است. من فتنه ۸۸ را برنامه ای از قبل طراحی شده می دانم در حالی که برخی ها مخالف این حرف هستند، در مقابل این افراد باید بگویم که مصاحبه آقای موسوی با مجله تایمز آمریکا قبل از روز انتخابات انجام شده و همزمان با روز رای گیری در اینترنت وباجه های فروش رسما در اختیار خوانندگان قرار گرفته بود. اگر خوشبینانه هم فکرکنیم این مصاحبه حداقل یک هفته قبل از انتشار انجام شده بود و در قسمتی از آن آمده بود که ما می‌خواهیم قدرت رهبری را تقسیم و کم کنیم حال این تفکر چقدر با ولایتمداری جور در می آید؟ اینکه در آن مصاحبه گفته شده بود با استفاده از قدرت های تجمعات شده در خیابان به دنبال تقسیم قدرت رهبری بوده اند، حاکی از نقشه از پیش تعیین شده بوده است. در مورد برجام هم آدم‌هایی از قبل نقشه‌هایی در ذهنشان است و به دنبال سوء استفاده از فرصت هایی از این قبیل هستند.

یک عده‌ای در هر کشوری هستندکه به خاطر منفعت شخصی خودشان یا مثلا عدم موافقت با نظام پتانسیل مخالفت و به خیابان ریختن را دارند و عده ای با سوء استفاده از شرایط به دنبال ایجاد تنش هستند، کما اینکه در جریان فتنه ۸۸ ما شاهد آن بودیم که آمریکا و دنیا (در مذاکرات هسته ای) داشت با ما کنار می‌آمد اما وقتی یک دفعه دیدند که در داخل چه اتفاقی افتاده نه تنها حق هسته‌ای ما را نپذیرفتند بلکه به ما ضرر هم زدند و کلی در دنیا بر علیه ما تبلیغ کردند این است که بایستی علاوه بر اختلافات ذهنی و سلیقه ‌ای تلاش کنیم تا برجام را تبدیل به یک اختلاف واقعی نکنیم؛ نباید در این مورد به کسی برچسبی زده شود و انتقادات ما باید سازنده باشد و در واقع باید هوشیار باشیم تا از این قضیه برای دو قطبی کردن جامعه بهره نبرند آن هم در آستانه انتخابات مجلس و خبرگان که عده ای به دنبال نقشه کشی و زمینه چینی هستند نباید زمینه دو دستگی فراهم شود.

با توجه به تذکر جدی رهبری در خصوص افول رشد علمی در کشور اولاً این رشد علمی چقدر حیاتی است و ارزیابی‌تان از کاهش دو پله ای رشد علمی کشور چیست و چرا حضرت آقا اینقدر در این خصوص احساس نگرانی می کنند؟

بالاخره اگر ما بخواهیم در دنیا توفیقی داشته باشیم باید برخی تجهیزات را داشته باشیم؛ تجهیزات و امکانات هسته ای ما در درجه اول از همه مهمتر است و تجهیزات دفاعی‌مان هم خیلی مهم است….. نباید بگذاریم دشمن از منفذ دانشگاه به ما ضربه وارد کند، شخصا رد پای ایرانیانی که در زندان های امنیتی ما بودند را در سفرهای برخی اساتید ایرانی به آمریکا دیده ام، در واقع آمریکایی ها برخی از زندانیان امنیتی سابق ما را در دانشگاه های خود برای برقراری ارتباط با ایرانیان داخل کشور جای داده است، از این رو ما باید بیشتر مراقب باشیم. اساتید دانشگاهی تشنه علم هستند و آنها پیچیدگی سیاسی که سیاسیون دارند را ندارند و همه چیز را در قافیه علم می‌بینند، به همین خاطر خیلی زود لبخند وگریه و تعریف و تمجید رویشان اثر می‌گذارد و آن را باور می‌کنند، بنابراین باید توجه بیشتری نسبت به مراودات برنامه ریزی شده برای این طیف صورت گیرد و این یکی از وظایف وزرای ما است. به شدت من نگران این مسئله هستم و این آدم‌ها اسم‌هایشان هست و مقاله‌هایی در مورد آنان هست و ظاهراً در روزنامه کیهان به این مسئله اشاره شد و البته مطلب جدی گرفته نشد. نه اینکه آن رؤسای دانشگاه زیر سؤال باشند ولی باور کنید که پشت این مسئله خیرخواهی نیست بلکه دام است. نگرانی در قبال دانشگاه ها به این معنا نیست که منافذ دیگر جای نگرانی ندارد، حتی در حوزه هم نگرانی نفوذ وجود دارد مثلا ممکن است طلبه ای را به خارج بفرستند و بعد از برگشتنش منشائی برای نفوذ و فساد شود .

از این طرف هم با حضور جریانات سیاسی در دانشگاه این قضیه تقویت می شود یعنی به قول رهبری باشگاه سیاسی شدن دانشگاه اتفاقاتی که سال‌های گذشته ایجاد شده است.

بعضی از اشخاصی که اعتقاداتشان به ولایت امر سست باشد حضورشان در دانشگاه‌ها از همه جا خطرناک‌تر است، بنابراین ما باید در انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها و معاونین آنها و سایر مسئولین خیلی دقت کنیم و دائماً هم موعظه‌شان کنیم ممکن است همین ها هم یک زمانی اشتباه کنند و الزاماً هم برای انحراف کشیدن نیست ساده‌اندیشی است؛ اینها همان افعی‌هایی هستند که از طرق مختلف دارند وارد می‌شوند چون از طریق جنگ نمی‌توانند از این طریق آمده‌اند و قطعا خطر آن از جنگ بیشتر است چون کسی نمی‌تواند در مقابلش دفاع کند، اگر خدای ناکرده یک روزی در دانشگاه ما رخنه ایجاد شود شاید نشود با آن مقابله کرد و ما همین الآن هم باید به همه این ارتباطات خارجی که می‌خواهیم برقرار کنیم بدبینانه نگاه کنیم. بین المللی کردن دانشگاه ها امری به شدت نگران کننده است، چرا که پشت این بین المللی شدن ممکن است فاجعه برانگیز باشد؛ آن هم وقتی مسئولین مطرح می کنند که بهتر است تحصیلات اساتید این دانشگاه ها خارجی باشند هزینه آن توسط اسپانسر های خارجی تامین شود دانشجویان با خارج مرتبا در تماس باشند . وقتی مصوبه آن را با عنوان “آمایش آموزش عالی در عرصه سلامت” دیدم به شدت نگران شدم در موردش مکاتباتی با شورای عالی انقلاب فرهنگی انجام دادم و با آقای دکتر مخبر هم تلفنی صحبت و مکاتبه کردم و با معاون آموزشی وزارتخانه مربوطه هم صحبت کردم، حتی با چهار نفر از رؤسای کمیسیون‌ها از جمله رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، رئیس کمیسیون آموزش عالی مجلس و چند نفر دیگر هم صحبت کردم که همه گفتند این مطلب آمد و ما نفهمیدیم چی بود و تصویب شد . و متاسفانه در راه اصلاح آن اقدامی صورت نگرفت.

پی نوشت: متن کامل گفتگوی علیرضا مرندی با نسیم نزدیک به ۸ هزار کلمه بود رجا یوز این گفتگو را به طور کامل منتشر کرده بود اما تنها در آخرین سوال و در انتهای مصاحبه منبع اصلی مصاحبه یعنی نسیم را معرفی کرده بود. در حالی که قاعده کار حرفه ای این است که ذکر منبع در ابتدای گزارش یا مصاحبه باشد. ظاهرا رسانه های محافظه کاران تندرو مانند سیاستمدارانشان عادت به رعایت اخلاق حرفه ندارند و حتی در حق همدیگر هم اجحاف می کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.