ماجرای چاپخانه روزنامه فردا؛ عذرخواهی حجاریان و تشکر توکلی پس از اختلاف ۷ ساله
چکیده :سعید حجاریان میکوشد منادی اخلاق در سیاستورزی باشد و پس از بررسی اسناد وقتی به این نتیجه رسید که سال ۸۷ در ماجرای ایران فردا اشتباه کرده این اشتباه را در قالب نامه عذرخواهی به توکلی میپذیرد....
روزنامه اعتماد نوشت: ماجرای سعید حجاریان و احمد توکلی از تابستان سال ٨٧ و یک گفتوگوی مطبوعاتی در هفتهنامه شهروند امروز- که بعدها به تیغ توقیف گرفتار شد- بین سعید حجاریان و مصطفی تاجزاده شروع شد. بخشی از این گفتوگو به موضوع احمد توکلی و چاپخانهای که به ادعای حجاریان در اختیار او قرار گرفته بود، اختصاص یافت. اگرچه ادعای حجاریان مبنی بر استفاده شخصی توکلی از آن چاپخانه اهدایی دولت اصلاحات همان زمان از سوی توکلی تکذیب شد اما داستان چاپخانه احمد توکلی در جریان تسویهحساب تیم احمدینژاد با وی بار دیگر رسانهای شد اما نه در روزنامهها که از تریبون مجلس شورای اسلامی و در جریان تصویب اعتبارنامه توکلی. حالا چند سال پس از آن ادعا سعید حجاریان میکوشد منادی اخلاق در سیاستورزی باشد و پس از بررسی اسناد وقتی به این نتیجه رسید که آن روز اشتباه کرده این اشتباه را در قالب نامه عذرخواهی به توکلی میپذیرد.
حجاریان در نامهاش احمد توکلی را نه نماینده مجلس خطاب میکند و نه هیچ سمت حقوقی دیگری برایش به کار میگیرد بلکه او را با عنوان برادر گرامی مورد خطاب قرار میدهد و پس از با سلام و آرزوی توفیق مینویسد: «بعد از مصاحبهای که چند سال پیش با مجله اندیشهپویا {منظور آقای حجاریان مجله شهروند امروز است که سهوا آن را اندیشه پویا نامیده} کرده و در آن ادعا کردم که شما از دولت آقای خاتمی برای روزنامه فردا چاپخانهای گرفتهاید دستگاه تبلیغی دولت معجزه سخن مرا بهانهای برای رانتجو خواندن شما کرد. من مترصد بودم تا دولت عوض شود تا پس از تحقیق جبران مافات کنم و اکنون بعد از تحصیل اسناد (که آن را برای شما میفرستم) به قطع میگویم که روزنامه فردا جز دستگاه لیتوگرافی ابزار دیگری دریافت نکرده است و از بابت این سهو پوزش میخواهم و امیدوارم در آستانه انتخابات این موضوع مستمسکی برای حمله به شما قرار نگیرد.»
حجاریان در سطر پایانی این نامه البته گریزی هم میزند به این روزهای توکلی. نماینده تهران در مجلس ماه گذشته از سازمانی مردمنهاد با نام دیدهبان شفافیت و عدالت رونمایی کرد که میخواهد پرچم مبارزه با فساد را به دست مردم دهد. حجاریان هم به همین بهانه خطاب به توکلی مینویسد: «توفیق رفیق راهتان در زمینه مبارزه با فساد بهخصوص فساد سیاسی باد.»
او در همین سطور کوتاه نشان میدهد همچنان نگاهش به سیاست است و مثل تمام سالهای گذشته اولویت اصلاح را به سیاست میدهد نه اقتصاد.
نامه کوتاه حجاریان به توکلی با آیه ۵٣ از سوره مبارکه یوسف به پایان میرسد. آنجا که میفرماید: «وما أبرئ نفسی إن النفس لأماره بالسوء إلا ما رحم ربی إن ربی غفور رحیم.»
مرحوم فولادوند آیه شریفه مذکور را اینگونه ترجمه کرده است: و من نفس خود را تبرئه نمیکنم چرا که نفس قطعا به بدی امر میکند مگر کسی را که خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است.
احمد توکلی اما واکنشی موجز و کوتاه نسبت به این نامه داشت و در سایت الف نوشت: چند سال پیش آقای دکتر سعید حجاریان طی مصاحبهای ادعا کرده بود که دولت آقای خاتمی چاپخانهای را به من به عنوان مدیرمسوول روزنامه فردا داده که من آن را برای کاسبی شخصی در اختیار پسرم گذاردم. هرچند این ادعا کاملا خلاف واقع را در همان نشریه تکذیب کردم، اما هرازگاهی اینجا و آنجا، همان حرفها تکرار میشد. چند روز پیش نامهای از آقای حجاریان به دستم رسید که میخوانید. حالا که ایشان کار خویش را اصلاح کرد و حقیقت آشکارتر شد از این بابت تشکر میکنم.
آنچه حجاریان گفت
اما حجاریان در آن مصاحبه چه گفته بود که پس از چند سال هنوز محل بحث قرار میگیرد؟ او خطاب به تاجزاده گفته بود: «[خاتمی] برای روزنامه فردا که متعلق به احمد توکلی بود و فقط ٢۵ تا ٣٠ هزار تیراژ داشت، هم پول کاغذ مفت داد و هم چاپخانه. آن هم برای روزنامهای با تیراژ کم.»
سعید حجاریان در پاسخ به این ابهام که احتمالا خاتمی به خاطر بها دادن به منتقد جدیاش چنین کاری انجام داده است، گفته بود: «او باید جواز بگیرد و به اندازه تیراژش هم کاغذ بگیرد. اما چاپخانه گرفته است. میدانید که چاپخانهاش امروز چقدر میارزد؟ الان چاپخانه به دست پسرش است که با آن کار آزاد میکند و منبع درآمدش است.
برای خانم من کارت ویزیت و سربرگ نسخه چاپ کرده و یک میلیون از خانم من گرفته است. در حالی که یک چاپخانه دیگر همین کار را با ۴٠٠ هزار تومان انجام داده است. تازه یکسال هم بیشتر روزنامه فردا را درنیاورد. میخواهم بگویم که خاتمی از این کارها خیلی کرده است. تا آنجایی که به خود فرد برمیگردد، او میتواند ببخشد یا نبخشد. اما وقتی حقوق جامعه مطرح میشود، از حقوق فردی جداست. بیتالمال هم حقوق جامعه است نباید از بیتالمال به کسی که وزن ندارد پرداخت کرد. مثلا رسالت وزن داشت. پشت رسالت یک حزب خوابیده بود. اما توکلی کیست؟ «فردا» نماینده چه جریانی است؟ احمد توکلی حزب نداشت پس چرا باید از پول بیتالمال به او اجازه چاپخانه داد در حالی که کلی
احزاب جدی داریم که به آنها نمیشود امتیاز داد.
من همیشه این گله را از خاتمی داشتهام و به خاتمی بهشوخی میگفتم کار تو مثل کار ملانصرالدین است. جلوی ملا کشمش بود و او اول کشمشهای دمدار را میخورد. میگفتند چرا فقط کشمش دمدار میخوری؟ گفت اینها پا دارند در میروند، بقیه اما پا ندارند و پیش من هستند. خاتمی آدمهای دموکرات را خودی میدانست و لذا دمدارها را پروبال میداد که فرار نکنند. من این شوخی را با خاتمی میکردم.»
تسویهحساب در بررسی اعتبارنامه
سال ٩١ و در جریان بررسی اعتبارنامه نمایندگان برای آغاز به کار در مجلس نهم سیدمهدی موسوینژاد، نماینده دشتستان نسبت به اعتبارنامه توکلی اعتراض کرد تا نخستین جنجال مجلس نهم در همان روزهای نخست آغاز شود. جنجالی که واکنشی به پیگیریهای توکلی در مورد فساد دولت احمدینژاد نسبت داده میشد.
موسوینژاد که در ردیف حامیان احمدینژاد قرار داشت در ١١ مورد به اعتبارنامه توکلی اشکال وارد کرد که یکی از آنها به روزنامه فردا مربوط میشد.













