آقای جلیلی! اگر شهامت بازگشت و عذرخواهی ندارید، حداقل در سکوت تجدیدنظر کنید
چکیده :میرحسین و کروبی اصل و پایه نظام هستند. دو سیاستمدار امینی که از پیش از تشکیل جمهوری اسلامی برای سرنگونی حکومت پهلوی و تشکیل جمهوری اسلامی تا کنون، از بانیان و خدمتگزاران اصلی نظام محسوب می شوند، جایی نرفته اند که بخواهند بازگردند. کسانی که برخلاف موازین شرعی، عرفی و قانونی سالهاست این بزرگان را در حصر کرده و آنان را از حداقل امکانات شهروندی محروم کرده اند، باید پاسخگو بوده و نشان دهند که از اعمال اقتدارگرایانه خود پشیمانند و با عذرخواهی از مردم در صدد رفع حصر و حبس ها برآیند....
کلمه – حامد آرین
سعید جلیلی برای دومین بار طی سالهای اخیر اظهار کرده است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی نه به خاطر حوادث خرداد ۸۸ بلکه به علت تهدیدات ناشی از بیداری اسلامی در حصر هستند. وی همچنین بدون هیچ توضیحی اظهار کرده است افرادی که امروز در حصر به سر میبرند هیچ کوششی برای بازگشت به دامان نظام نکردند!
سعید جلیلی برخلاف سایر اقتدارگرایان که همواره در تلاش برای جرم تراشی برای مهدی کروبی و میرحسین موسوی هستند، معترف است که موضوع حصر زمانی مطرح شد که بحث بیداری اسلامی پیش آمد و متحدان آمریکایی یکی پس از دیگری سرنگون شدند. به گفته ی او ۲۰ ماه بعد از انتخابات دوباره جریاناتی شکل گرفت که ایران را در بیداری اسلامی به حاشیه میکشاند و بیداری اسلامی را برای ایران به یک تهدید تبدیل میکرد.
نماینده رهبری در شورای عالی امنیت سال گذشته در توضیح بیشتر این ادعای خود گفته بود: «این افراد از تاریخ ۲۵ بهمن ۸۹ به حصر رفته و این علت دارد… در آن شرایط شاهد بودیم که بیداری اسلامی در کشورهای عربی شکل گرفته بود، در تونس و مصر و دیگر کشورها و آنچه سبب حصر سران فتنه شد این بود که آنان در بیانیهها و مبارزات خود به صراحت اعلام میکردند که میخواهند انقلابی کنند نظیر انقلاب تونس علیه بنعلی و انقلاب در مصر علیه مبارک و همین فتنههای جدید سبب حصر آنان شد.»
البته سعید جلیلی توضیح نمی دهد بیداری اسلامی چه خطری می توانست برای جمهوری اسلامی داشته باشد. کشوری که سالهاست به نام اسلام حکومت برپا کرده و مدعی صدور انقلاب نه تنها به کشورهای منطقه بلکه به کل جهان است، چگونه از استبداد ستیزی و دمکراسی خواهی کشورهایی چون مصر آنچنان احساس خطر می کند که دو تن از باسابقه ترین و امین ترین سیاستمداران این کشور را به گناه ناکرده محصور می کند.
در واقع جلیلی که در آن زمان دبیری شورای عالی امنیت ملی را برعهده داشته است، اینگونه اعتراف می کند که تصمیم حاکمیت به حصر، بدون رعایت قانون و حتی بی توجه به جرائم فرضی موسوی و کروبی، و تنها با نگرانی از اینکه آنها «در بیانیه ها و مبارزات خود» بخواهند تجربه مصر و تونس را در ایران تکرار کنند، صورت گرفته است. تجربه هایی انقلابی که اگرچه با جنبش سبز ملت ایران قابل مقایسه نیستند، اما ظاهرا جلیلی قصد دارد دیکتاتورهای حاکم بر آنها را با حاکمان ایران مقایسه کند.
نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی در اظهاراتی غیرمسئولانه، بدون اشاره به تمامی اتهاماتی که طی شش سال گذشته یک طرفه به کروبی و موسوی وارد شده است، ادامه می دهد: زمانی که یک فرصت دیگر برای ایران به تهدید تبدیل شد، آنگاه در ۲۵ بهمن ۸۹ حصر اتفاق افتاد و در تمام این مدت، افرادی که امروز در حصر به سر میبرند هیچ کوششی برای بازگشت به دامان نظام نکردند.
گفتمان سعید جلیلی بر خلاف عده ای از اقتدارگرایان که طی چند سال گذشته فقط از “توبه” و “انابه” سخن می گفتند، قدری متفاوت است. او از کوشش برای بازگشت به دامان نظام سخن می گوید، او توضیح نمی دهد که منظورش از “کوشش” و “نظام” چیست. منتخب مصباح یزدی برای انتخابات ریاست جمهوری در سخنان خود روشن نکرده است که مهدی کروبی و میرحسین موسوی چه “کوششی” باید انجام می دادند تا این حصر برداشته شود. حصری که در زمان دبیری ایشان در شورای عالی امنیت ملی و با صلاحدید آیت الله خامنه ای اجرا شده است.
کمی حافظه تاریخی و یا مطالعه خاطرات بزرگان و تاریخ معاصر آشکار می کند که میرحسین موسوی و مهدی کروبی خودشان اصل و پایه نظام جمهوری اسلامی هستند. دو سیاستمدار امینی که از پیش از تشکیل جمهوری اسلامی در زمان مبارزات انقلابی برای سرنگونی حکومت پهلوی و تشکیل جمهوری اسلامی تا کنون، از بانیان و خدمتگزاران اصلی نظام محسوب می شوند، جایی نرفته اند که بخواهند بازگردند. کسانی که برخلاف موازین شرعی، عرفی و قانونی سالهاست این بزرگان را در حصر کرده و آنان را از حداقل امکانات شهروندی محروم کرده اند، باید پاسخگو بوده و نشان دهند که از اعمال اقتدارگرایانه خود پشیمانند و با عذرخواهی از مردم در صدد رفع حصر و حبس ها برآیند.
آقای جلیلی، کاش یادتان بیاید وقتی در مدرسه مشق می کردید، این مهدی کروبی بود که در زندان های ستم شاهی زیر شکنجه از آرمانش که تشکیل جمهوری اسلامی بود دفاع می کرد. شما که سابقه حضور در جبهه های جنوب را دارید حتما یادتان می آید آن زمان که داوطلبی بودید برای دفاع از مرزهای کشور، نخست وزیر جوانی نیز در جبهه ها و شهرهای مرزی در رفت و آمد بود، فرماندهانت او را به نام “میرحسین” می شناختند. آقای جلیلی! مهدی کروبی و میرحسین بعد از سال ها باز آمده بودند تا از آموزههای مدرسه ی جبهه و جنگ بگویند و نگذارند که دنیاطلبان انقلاب و نظام را به نفع خود مصادره کنند. آنها آمده بودند تا از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی دفاع کنند و اجازه ندهند که انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.
آقای جلیلی! از ادعای شما در احتمال تهدید خیالی “بیداری اسلامی” پنج سال گذشته است، شاید وقت آن است که شهامت تجدیدنظر داشته باشید و برای رفع حصر کسانی که همه جوانی شان را برای حفظ و حراست از نظام گذاشته اند، قدمی بردارید.
آقای جلیلی! قدرشناس بزرگان این نظام باشید و نگذارید کسی به خود اجازه دهد به نخست وزیر و رییس مجلس امین امام بی حرمتی کند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی تاریخ شفاهی نظام جمهوری اسلامی هستند و دل آن گنجینه اسرار این نظام است. آقای سعیدی در سخنان خود مراقب باشید، نکند برای دنیای دیگران، آخرت خود را به فراموشی بسپارید… فانظروا الی کلامک
انتقاد از استبداد رای!
سعید جلیلی که بیشتر ترجیح می دهد متکلم وحده بوده و کمتر در مناظره و گفت و گو شرکت کند، هر جا تریبونی به دست آورد از عملکرد تیم هسته ای در زمان ریاستش دفاع کرده و به انتقاد از تیم هسته ای روحانی می پردازد اما باز هم ناراضی است و می گوید: این استبداد رای است که بگوییم به جز تیم هستهای شخص دیگری حق ندارد راجع به انرژی هستهای، برجام و توافقات صحبت کند.
نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی که در همایشی خود ساخته به نام «زنده باد مرگ بر آمریکا» در دانشگاه یزد سخن می گفت اما توضیح نمی دهد چرا زمانی که ایشان مدیریت مذاکرات هسته ای را به عهده داشت، به جای تعامل و داد و ستد و حل مساله هسته ای، کشور را در آستانه جنگ قرار داده و تحریم های بی شماری را به کشور تحمیل کرد. چرا در آن زمان به هیچ کارشناسی اجازه داده نمی شد عملکرد پرهزینه تیم هسته ای را که جز ضرر و زیان چیزی برای کشور به ارمغان نیاورد مورد نقد کارشناسی قرار دهد.
آقای جلیلی گویی فراموش کرده اید که حتی مشاور آیت الله خامنه ای نیز به عملکرد شما منتقد بوده و اظهار کرده بود که نتیجه مذاکرات شما تحریم و فشار بیشتر به مردم بود. آیا زمان آن نرسیده است به خاطر همه هزینه هایی که به این مردم و نظام وارد کردید اگر شهامت بازگشت و عذرخواهی ندارید، حداقل در سکوت به تجدید نظر در مورد دیدگاه های خود بپردازید. دیدگاه هایی که تاکنون جز خسران برای کشور چیزی در برنداشته است.













