ترکیب خبرگان، نیازمند توازن و اصلاحات ساختاری
چکیده :مهمترین وظیفه آیت الله خامنه ای برای انتخابات آتی خبرگان کمک به تسهیل فرایند انتقال رهبری پس از ایشان می باشد و البته چنین تدبیری نیازمند از خودگذشتگی های فراوانی از جانب شخص ایشان است چه در غیر این صورت تشکیل مجلس خبرگان فرمایشی یا مجلسی مملو از منصوبان آقای خامنه ای نمی تواند ضامن حفظ و بقای نظام باشد و پرواضح است که یکی از بدیهی ترین وظایف رهبری، صیانت از اصل نظام و پیشگیری از وارد آمدن آسیب به آن است....
کلمه – سیدمسیحا موسوی:
مجلس خبرگان آتی به خاطر اینکه به احتمال بسیار زیاد مجبور به انتخاب جانشین آیت الله خامنه ای خواهد شد از اهمیت ویژه ای برای شخص رهبری همچنین تمامی گروه ها و تشکیلات سیاسی فعال در جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. بگونه ای که شاید بشود گفت اهمیت هیچ یک از انتخابات پیش روی ریاست جمهوری یا مجلس شورای اسلامی برای آینده سیاسی ایران، به پای اهمیت و اعتبار انتخابات مجلس خبرگان رهبری نمی رسد.
پرواضح است که موضوع اصلی رویاروئی های فعلی گروه های سیاسی در ایران همچنین دغدغه اصلی شخص رهبری، ترکیب اعضای مجلس خبرگان هشتم می باشد. آنگونه که از ظاهر امر بر می آید نه رهبری و نه اردوگاه اصولگرایان یا اصلاح طلبان هیچ کدام قصد ندارند از آنچه که حق خود برای تعیین ترکیب اعضای خبرگان هشتم در نظر دارند کوتاه بیایند بر همین اساس از مدتها قبل، اغلب صاحبنظران سیاسی بروز چالش پرحجم و سختی را میان گروههای سیاسی ایرانی در موضوع انتخابات خبرگان پیش بینی کرده اند زیرا هنوز معلوم نیست که آیا رهبری حاضر خواهد شد مانند انتخابات ریاست جمهوری یا انتخابات مجلس شورای اسلامی حداقلی از انتظارات اصلاح طلبان و جریان راست میانه را برآورده سازد یا خیر؟
به عبارت بهتر هر چند تاکنون در طول تاریخ نظام، تمامی انتخابات خبرگان رهبری با مسامحه و بی توجهی اغلب گروه های سیاسی درون نظام برگزار شده است تا بقول معروف اقتدار رهبری آسیب نبیند و هر چند ظاهرا آیت الله خامنه ای حاضر است بر خلاف انتخابات خبرگان اما امتیازهای فراوان دیگری به اصلاح طلبان و دیگر نیروهای میانه رو جمهوری اسلامی ایران در دو انتخابات آتی ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی بدهد ولی هنوز چشم انداز روشنی برای مصالحه میان رهبری و نیروهای میانه رو سیاسی در انتخابات خبرگان هشتم دیده نمی شود.
نکته بسیار مهم در چیدمان ترکیب اعضای خبرگان هشتم توجه به مسئولیت بسیار ویژه رهبری فعلی نظام در قبال آینده نظام بلکه مسئولیت ایشان در ضمانت و حفظ اصل نظام ولایت فقیه است. اگر آیت الله خامنه ای بخواهد درست مانند انتخابات گذشته خبرگان در جمهوری اسلامی ایران رفتار نماید و راه را برای مشارکت واقعی مردم و طیف متنوع گروه های سیاسی درون نظام جمهوری اسلامی ایران سد نماید آنگاه نه تنها مسئولیت مشکلات و بحران های پس از آیت الله خامنه ای بر گردن ایشان خواهد افتاد بلکه بعید نیست اصل نظام ولایت فقیه نیز پس از آیت الله خامنه ای به خطر بیافتد. هر چند آیت الله خامنه ای از مسئولین فعلی نظام بلکه از تمامی نیروها و گروه های سیاسی شریک در جمهوری اسلامی ایران صرفا انتظار اطاعت بی چون و چرا دارد اما لازم است ایشان به این واقعیت توجه نماید که ترکیب فعلی خبرگان رهبری نه تنها شایسته نظام مردمی جمهوری اسلامی ایران نمی باشد بلکه این نمایندگان فاقد کمترین توان برای حل مشکلات پس از آیت الله خامنه ای می باشند.
بر خلاف تصورات و اظهارات آیت الله خامنه ای، نمایندگان فعلی خبرگان رهبری نه تنها مایه آرامش جامعه و عامل سکینه در قلوب مومنین و شهروندان نمی باشند بلکه چنین ترکیب بی فایده و بلااثری علاوه بر شرمساری و وهن ملت شریف ایران همچنین عامل نگرانی و دلهره مردم در شرایط پس از فوت رهبری فعلی نیز هستند. ترکیب فعلی نمایندگان خبرگان بیش از هر چیز نشانه آنستکه اصلا قرار نیست انتظار خاصی از این مجلس داشته باشیم زیرا از مدت ها قبل تمامی کارویژه ها و وظایف ذاتی خبرگان رهبری از انتفاع ساقط شده است؛ علاوه بر آن اغلب نمایندگان فعلی خبرگان بر خلاف نص حدیث شریف منقول از معصومین در توصیف کارگزاران نظام دینی نه ساسه العباد هستند و نه ارکان البلاد! اغلب ایشان طی فرایندهائی عجیب و بدون مشارکت واقعی مردم در انتخاب و گزینش آنها وارد خبرگان شده اند بنابراین به هیچ وجه نماینده واقعی مردم در حوزه های انتخابیه خود نمی باشند. مهمترین ویژگی اعضای فعلی خبرگان آن است که عمدتا منصوبین از طرف آیت الله خامنه ای و نگاهبانان رهبری ایشان هستند بدون آنکه از کمترین اثرگذاری واقعی بر مومنین و طرفداران نظام برخوردار باشند بنابراین کاملا واضح است که در فردای ارتحال رهبری فعلی نظام، هیچ کاری از چنین افرادی برای حفظ نظام ساخته نیست چون ماموریت اصلی ایشان که همانا آرامش دادن به آقای خامنه ای در سمت رهبری نظام بوده است بلافاصله پس از فوت آیت الله خامنه ای به پایان خواهد رسید و دیگر کاری از این افراد سالخورده و بی تحرک برای دوران پس از آقای خامنه ای بر نخواهد آمد زیرا چنانکه گفتیم غالب این افراد (بجز معدودی از ایشان) فاقد کمترین کارامدی و اثر گذاری بنفع نظام و انقلاب هستند.
مهمترین وظیفه آیت الله خامنه ای برای انتخابات آتی خبرگان کمک به تسهیل فرایند انتقال رهبری پس از ایشان می باشد و البته چنین تدبیری نیازمند از خودگذشتگی های فراوانی از جانب شخص ایشان است چه در غیر این صورت تشکیل مجلس خبرگان فرمایشی یا مجلسی مملو از منصوبان آقای خامنه ای نمی تواند ضامن حفظ و بقای نظام باشد و پرواضح است که یکی از بدیهی ترین وظایف رهبری، صیانت از اصل نظام و پیشگیری از وارد آمدن آسیب به آن است. با توجه به احتمال فراوان بروز اختلافات جدی در میان اصولگرایان در دوران پس از آیت الله خامنه ای لذا ایفای نقش نهاد نظامی خاصی مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تعیین جانشین آیت الله خامنه ای آسیب های زیادی به اعتبار مردمی و حوزوی جانشین احتمالی ایشان وارد خواهد ساخت.
تنها راه چاره این است که رهبری نظام مسئولیت تاریخی خود را در انتخابات آتی خبرگان دریابد و اجازه دهد طیفهای گوناگون سیاسی، دینی و اجتماعی معتقد به اصل ولایت فقیه در این انتخابات شرکت نموده و آقای خامنه ای و دیگر گروههای سیاسی با کنار گذاردن حب و بغض های شخصی، به رویه و سیره و سنت بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران تاسی نموده و با ضمیری آرام و قلبی مطمئن، بار اصلی انقلاب را بر دوش مردم و امت شهیدپرور بگذارند در غیر این صورت اصل نظام با خطر مواجه خواهد شد. پشتوانه چنین ایده ای همانا وجود نخبگان فراوان سیاسی و حوزوی و فکری است که در چارچوب انقلاب اسلامی قادر هستند پشتوانه رای مردمی را نیز برای ادامه راه نظام تامین نمایند.
آخرین نکته یاداوری این ایراد بزرگ به رهبری نظام و تمامی روسا و نمایندگان فعلی و پیشین مجلس خبرگان رهبری در عدم توجه به مسئولیت خطیرشان برای انجام اصلاحات ساختاری در ترکیب اعضا و وظایف این مجلس بسیار مهم و حیاتی است. بعبارت بهتر انتظار می رفت پیش از این ها خیلی کارهای جدیتری برای گزینش بهترین خبرگان ملت در این مجلس انجام می گرفت که متاسفانه تاکنون فرصت های زیادی از دست رفته است به عنوان مثال می شد برخی اعضای ثابت و انتخابی برای این مجلس در نظر گرفت فرضا کسی که بریاست یکی از قوای سه گانه نظام یا مجمع تشخیص مصلحت رسیده باشد یا مثلا فقهای شورای نگهبان یا حتی عالی ترین مقام دینی اقلیت های دینی به عنوان اعضای ثابت خبرگان در نظر گرفته شوند به گونه ای که چنین افرادی دیگر نیازی به رای مردم نداشته باشند یا مثلا مراجع معتبر قم و نجف نیز به نحوی امکان مشارکت در تصمیمات خبرگان برایشان فراهم باشد حتی می شد سهم معینی هم برای رهبری جهت تعیین و انتصاب برخی افراد مورد نظر ایشان در خبرگان در نظر گرفت و البته کیفیت تعیین بقیه اعضای خبرگان از میان نظامیان، سیاستمداران، دانشمندان، علمای حوزه و اساتید دانشگاه را بر عهده مردم گذارد.













