سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهید بهشتی معتقد بود عالمان نباید از قدرت بهراسند و محافظه‌کاری پیشه کنند...
» گزارش مراسم یادبود دکتر بهشتی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

شهید بهشتی معتقد بود عالمان نباید از قدرت بهراسند و محافظه‌کاری پیشه کنند

چکیده :سیدعلیرضا بهشتی می گوید شهید بهشتی معتقد بود عالمان و دانشمندان با این خطر مواجه هستند که در اظهار نظر خود از روابط قدرتی که پیرامون شان وجود دارد بهراسند و مصلحت خویش را بر مصلحت دانشی که در آن تخصص دارند ترجیح دهند. این روابط قدرت می تواند به حکومت مرتبط باشد، می تواند به همگنان و جامعه علمی مربوط باشد، و می تواند به واکنش های احتمالی دوستداران یا عامه مردم بازگردد....


سیدعلیرضا بهشتی می گوید شهید بهشتی معتقد بود عالمان و دانشمندان با این خطر مواجه هستند که در اظهار نظر خود از روابط قدرتی که پیرامون شان وجود دارد بهراسند و مصلحت خویش را بر مصلحت دانشی که در آن تخصص دارند ترجیح دهند. این روابط قدرت می تواند به حکومت مرتبط باشد، می تواند به همگنان و جامعه علمی مربوط باشد، و می تواند به واکنش های احتمالی دوستداران یا عامه مردم بازگردد.

به گفته ی فرزند شهید بهشتی، وی همچنین تذکر می دهد که محققان مسلمان نواندیش، به سوء استفاده ها، تحریف ها و جعلیاتی که صاحبان قدرت در روایات منتسب به معصومین (ع) پدیدآورده اند توجه کنند.

به گزارش کلمه، بنیاد بهشتی خبر داده است که مراسم یادبود شهید فقید آیت‌الله سیّد محمد حسینی بهشتی، با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روز چهارشنبه بیستم آبان ‌ماه ۱۳۹۴ در تالار اجتماعات شهید مطهری انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.

در این مراسم که با حضور اساتید و برجستگان علم و ادب برپا شد، مهدی محقق، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛ علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خامنه‌ای، رئیس پژوهشکده تاریخ اسلام؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمود دعایی، مدیرمسئول روزنامه اطلاعات؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خسروشاهی؛ محمدحسن اصغرنیا، شاگرد استاد شهید آیت‌الله محمد حسینی بهشتی؛ علیرضا بهشتی، فرزند شهید آیت‌الله محمد حسینی بهشتی به ایراد سخنرانی پرداختند.

علی جنتی: خلاء‌ وجود شهید بهشتی هیچ‌وقت در کشور پر نشد

علی جنتی در این مراسم یادبود گفت: جاذبه و تسلط ایشان در علوم مختلف در حدی بود که وقتی با عناصر مجاهدین خلق و سایر گروهک های ابتدای انقلاب می‌نشست فضای تند و تیز آن مقطع را به کلی تغییرمی‌داد. ایشان افراد با سلایق و دیدگاه مختلف را جذب خود می‌کرده و کمترین دافعه را داشت.

به گفته ی وزیر ارشاد، شعار دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتی، تنها فقط یک شعار بود و اصلا این طور نیست خلاء وجود ایشان هرگز پر نشد و نخواهد شد و کشور از ناحیه شهادت ایشان زیان فراوانی دید

مهدی محقق، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی دیگر سخنران این مراسم با بیان اینکه اولین باری که با شهید بهشتی آشنا شدم در مدرسه عالی سپه‌سالار که الان شهید مطهری نامیده می‌شود بود، گفت: در آن وقت ایشان آمده بودند که وارد دانشکده الهیات و معقول و منقول بشوند. نخستین چیزی که از برجستگی های مرحوم شهید بهشتی به نظر من آمد این بود که دیدم یک کتاب قطوری زیر بغل دارند. پرسیدم این چه کتابی است؟ ایشان فرمودند که دایره‌المعارف اسلامی که فرنگی‌ها نوشته‌اند و من تا آن زمان اسم این کتاب را نشنیده بودم. ایشان فرمودند ما باید بدانیم که دیگران درباره‌ی اسلام چه فکر می‌کنند، بنابراین باید ما این کتاب‌ها را بخوانیم. بعد من متوجه شدم که ایشان زبان انگلیسی را به خوبی می‌دانند و این برای من خیلی شگفت‌آور بود. زیرا طلاب توجهی به زبان خارجی نداشتند. در حالی که در صدر اسلام پیغمبر اکرم(ص) به زید بن ثابت امر فرمودند برو و زبان سریانی و عبری یاد بگیر. زیرا اگر زبان سریانی بدانی با مسیحیان می‌توانی گفت‌وگو داشته باشی و اگر زبان عبری بدانی با یهودیان می‌توانی گفت‌وگو کنی. این نکته را مرحوم شهید بهشتی خوب دریافته بود که باید زبان را یاد گرفت. بعدها زمانی که ایشان به آلمان رفتند و مسجد هامبورگ را اداره می‌کردند، با توجه به این که زبان آلمانی بسیار مشکل است ایشان این زبان را به خوبی آموختند.

وی در بخش دیگری از سخنانش می گوید: شهید بهشتی با دانستن زبان انگلیسی و آلمانی هدفش این بود که در خارج از ایران بتواند در میان عامه مردم اروپا اثر بگذارد. لذا به امر مرحوم آیت‌الله بروجردی به مسجد هامبورگ رفتند و واقعا هم اثر شگفت‌آوری در اروپا گذاشتند.

متن کامل سخنان فرزند شهید بهشتی به شرح زیر است:

در یادبود شهید بهشتی که به همت انجمن مفاخر علمی و فرهنگی کشور برپا شده است، مناسب دیدم به ضرورت روش نواندیشی دینی از دیدگاه وی، به عنوان کسی که هم در حوزه و دانشگاه تحصیل کرده و به مدارج علمی بالا دست یافته و هم منتقد اجتماعی و مصلحی است که بیش از سی سال از عمر به نسبت کوتاه خویش را در تلاش برای دستیابی به جامعه ای بسامان تر گذرانده، بپردازم. هر چند اذعان دارم که تشریح همه جوانب موضوع مورد نظر در این فرصت کوتاه ممکن نیست، آن را مقدمه ای به شمار می آورم برای بررسی گسترده تر و جامع تری که باید دیر یا زود انجام شود.

به باور من، بحث در این موضوع می تواند راهگشای اندیشه های جوان و جستجوگری باشد که به رغم تلخکامی های زمانه در تحقق جامعه ای بر مبنای ارزش های اسلامی، دستیابی به جامعه ای بسامان که در آن الگوهای زیستی گوناگون بتوانند بر پایه عدالت، آزادی، استقلال و پیشرفت همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند را در آموزهای دینی می جویند. بنابراین، فهرستی که می آید به هیچ وجه ادعای صورتبندی نهایی ندارد، اما گامی است در شناخت این موضوع. مستندات من، عمدتا به نوشتار ارزشمند «طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام» مربوط می شود، هرچند در جای جای آن، به دیگر آثار به جای مانده از شهید بهشتی نیز استناد شده است؛ آثاری که تا کنون ۲۳ مجلد از آن منتشر شده و امید است با انتشار ۱۳ مجلد دیگر، تکمیل شود. محتوای مختصات دهگانه زیر، گاه همپوشانی هایی نیز با یکدیگر دارند که به سبب متداخل بودن موضوعات مورد بحث، اجتناب ناپذیر است.

ضرورت مطالعه همه جانبه و دقیق و پژوهش های جمعی

«طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام» مبنای برنامه پژوهشی دسته جمعی است که شهید بهشتی در سال ۱۳۴۹ همراه با آیت الله موسوی اردبیلی و کمک برخی دیگر از یاران همفکر خویش با تأسیس مرکز تحقیقات اسلامی در دفتر مکتب امیرالؤمنین راه اندازی کرد:

تحقیق جامع درباره اسلام با چنین خصوصیاتى که برشمردیم وپاک از نقایصى که در کار خود ما و محققان دیگر کم و بیش وجود داشته، بدون شک کار یک گروه تحقیق است نه یک فرد محقق، گروهى که کار تحقیق را با اسلوبى صحیح میان اعضاى خود تقسیم کند. آن هم تقسیمى مناسب با ارتباط طبیعى بخش هاى مختلف با یکدیگر و تقسیمى که به جامعیت و همه جانبه نگرى تحقیق لطمه نزند. (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

وی پیش از این نیز به کار دسته جمعی در این زمینه اعتقاد داشت و اقدام کرده بود. برای نمونه، در اواخر دهه ۱۳۳۰، با جمعی از فضلای حوزه به مطالعه و تحقیق درباره حکومت اسلامی پرداخته بود که برخی از نتایج آن در سلسله مقالاتی با همین عنوان در نشریه مکتب تشیع منتشر شد. شیوه کار گروه های مطالعاتی در مرکز تحقیقات اسلامی چنین طراحی شده بود:

یک یا چند فرد امین و اهل تحقیق که به مرحله اجتهاد متعارف رسیده باشند کار تحقیق را شروع کنند. نخست به بخش هایى که زیربناست پرداخته شود. براى بررسى مآخذ و استخراج مطلب از آنها، حتماً از همکارى افرادى که صلاحیت دارند استفاده شود. این افراد باید قبلاً مراحل زیر را بگذرانند.

۱ـ در چند جلسه هدف از این تحقیق و اصول روشى که مورد نظر ماست براى آنها تشریح شود تا در این مورد به حدنصاب تفاهم برسند.

۲ـ در یک دوره سه ماهه با کلیات علوم اجتماعى و طبیعى آشنا شوند.

۳ـ به زبان عربى ادوار مختلف و حتى الامکان به یک زبان اروپایى روز در حد نصاب آشنا باشند.

۴ـ یک دوره قرآن و سیره پیغمبر و تاریخ عمومى اسلام را دیده باشند.

۵ـ هر مأخذ لااقل به وسیله دو نفر بررسى شود. از این دو نفر یک نفر حتماً باید از افراد کارآمد و با تجربه باشد. نفر دوم را مى‏توان از افراد واجد شرایط ولى تازه کارتر انتخاب کرد تا آنها هم به تدریج پخته شوند و با روح تحقیق بار آیند.

۶ـ هر مأخذ، براى یافتن مطالب هر موضوع، یک دوره کامل بررسى شود. باز براى یافتن مطالب موضوع بعد، بار دیگر، سعى شود کسانى که با یک عده از مآخذ سروکار پیدا مى‏ کنند وآن مأخذ را بررسى کنند.

۷ـ از هر مأخذ با اسلوب معمول براى هر موضوع فیش بردارى شود.

۸ـ درباره هر مطلب تا قدیم‏ترین مأخذ موجود پیجویى شود.

۹ـ هر فیش در چند نسخه برداشته شود تا در صورت لزوم بتوان یک عده فیش معین را در اختیار چند نفر که اعضاى یک گروه تحقیقى مربوط به موضوع این فیش‏ها هستند گذارد.

۱۰ـ هر گروه دو یا سه نفرى تحقیق، یک یا دو موضوع را برعهده مى‏ گیرد و پس از بررسى کامل نتیجه تحقیق خود را به رشته نگارش در مى‏ آورد.

۱۱ـ یک گروه جامع برجسته در بحث نهایى مربوط هر موضوع شرکت مى ‏کنند تا از جامعیت آن گروه، در بررسى همه جانبه هر موضوع استفاده شود.

۱۲ـ هر گروه در سیر تحقیقات خود از نتایج کارگروه هاى دیگرى استفاده مى‏ کنند و اگر به مطلبى برخورد کردند که مربوط به موضوع کار گروه دیگر است از آنها کمک مى‏ گیرند.

۱۳ـ نتیجه بحث در مرحله نهایى در سه درجه به رشته تحریر در مى‏ آید:

الف. در درجه اول، یک باب مستند تحقیقى وسیع که در آن همه مأخذ (با) صفحه وچاپ یا نسخه خطى مشخصات آن ذکر مى‏شود.

ب: در سطح یک کتاب فشرده ولى مستند و قابل استفاده براى اهل نظر.

ج: در سطح قابل استفاده براى عموم.

۱۴ـ از آنجا که شناخت تحقیقى هر قسمت از تعالیم اسلام، در شناخت تحقیقى قسمتهاى دیگر مؤثر است، نتیجه تحقیقات مزبور به طور فشرده ولى با زبان علمى در یک مجموعه تدوین مى‏ شود تا در مرحله بعدى تحقیق، هر محقق لااقل یکبار این مجموعه را بخواند و بعد به تحقیق خود شروع کند.

۱۵ـ به این ترتیب، پس از پایان مراحلى که برشمردیم، بار دیگر این تحقیق از سر گرفته مى‏ شود و در این تحقیق در باره هر موضوع از نتایج تحقیقات دوره نخست که مربوط به همین موضوع وشاخه‏ هاى آن است استفاده مى‏ شود.

۱۶ـ پس از پایان تحقیق در هر دوره، نوبت به کوشش تحقیقى براى تطبیق نتایج کلى این تحقیق بر موضوعات و اوضاع و احوال و شرایط عصر ما در هر نقطه مى‏ رسد و در این کوشش به همکارى و همفکرى متخصصان رشته‏ هاى مختلف و استفاده از آخرین نتایج علوم تجربى و اجتماعى نیاز فراوان است.

۱۷ـ مرحله عالى ‏تر این است که به تدریج دانشمندان محقق و برجسته در این رشته‏ ها به وجود آیند که خود نیز به شناخت تحقیقى اسلام در مسائل مربوط به رشته خودشان قادر باشند. (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

اهمیت و ضرورت این کار برای شهید بهشتی تا بدان پایه بود که در سال ۱۳۵۵ از سازمان تألیف کتابهای درسی وزارت آموزش و پرورش تقاضای بازنشستگی کرد تا به طور تمام وقت به آن بپردازد. متأسفانه با اوج گیری مبارزات انقلاب اسلامی، آن طرح که برای آن چند هزار فیش تحقیقاتی جمع آوری شده بود، ناتمام ماند.

ضرورت یادگیری علوم اجتماعی و انسانی جدید به منظور شناخت موضوع

سری به کتاب های موجود در کتابخانه شهید بهشتی که بزنیم، با انبوهی از کتاب های منتشره در رشته های علوم اجتماعی و انسانی بر می خوریم: روانشناسی، اقتصاد، جامعه شناسی، تاریخ علم، سیاست، فلسفه، تاریخ تمدن و … . همچنین می دانیم که او در زمره نخستین طلابی است که در پی درک ضرورت شناخت علوم جدید، به تحصیل آکادمیک در دانشگاه تهران مشغول و تا اخذ درجه دکتری در فلسفه پیش رفت. بنا بر همین ضرورت، در هنگام بازبینی برنامه درسی مدرسه علمیه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی طی سال های ۱۳۴۰ و ۱۳۴۱ که مدیریت آن بر عهده شهید بهشتی گذاشته شد، و نیز بعدها که با همفکرانش به اداره و برنامه ریزی برای مدرسه منتظریه الشمس (که بعدها به نام بانی آن به مدرسه حقانی شهرت یافت) پرداخت، دعوت از اساتید دانشگاهی علوم اجتماعی و انسانی به منظور تدریس برای طلاب علوم دینی صورت گرفت. همچنین، کلاس های شبانه در دبیرستان دین و دانش قم که مدیریت آن بر عهده شهید بهشتی بود، به منظور آشنایی فضلای حوزه با علوم جدید و زبان های خارجی تشکیل می شد. پرسش این است که این همه تلاش برای درک علوم اجتماعی و انسانی جدید برای دانش آموزان و دانش آموختگان علوم دینی که عمدتا با فقه سر و کار دارند به چه منظور انجام می شد؟ پاسخی مبسوط به این پرسش اساسی، فرصتی بسیار گسترده تر از نوشتار حاضر می طلبد، اما پاسخی خلاصه را می توان در این عبارت از «طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام» یافت:

استفاده صحیح از فرآورده های علوم عقلی و علوم تجربی آن است که به منظور شناخت بهتر موضوعات تعالیم اسلامی به منظور شناخت بهترین راه عملی برای تحقق بخشیدن به این تعالیم باشد. (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

این بدان معناست که برای اسلام شناس (فقیه یا غیرفقیه)، کسب شناخت صحیح از موضوعی که قرار است درباره آن حکمی صادر شود، ضروری است. شهید بهشتی خود چنین پایبندی داشت. از نمونه های آن، حضور و جستجوی او در شرکت های بیمه برای درک چگونگی فعالیت های آن، و حضور و بحث و گفتگو در رصدخانه هامبورگ برای درک شیوه محاسبه اوقات شرعی و رابطه آن با محاسبات نجومی جدید است.

ضرورت دستیابی به زبان مشترک

دستیابی به دستورالعمل فقهی برای یک جامعه اسلامی و شناخت موضوع مورد حکم و افتاء، نیازمند تشکیل شوراهایی است که در آن از متخصصان مختلف حضور داشته باشند. مثلا، برای دستیابی به احکام شرعی مربوط به تنظیم خانواده (شامل سقط جنین و تعقیم)، شورایی متشکل از پزشک متخصص زنان، روانپزشک، کارشناس امور اجتماعی و فقیه لازم است. شرایط عضویت در شورا از دیدگاه شهید بهشتی بدین قرار است:

الف) آزادگی: شرکت کنندگان خودفروخته نباشند؛ نه به هیچ مقامی، نه به هیچ ایده ای.

ب) مورد اعتماد باشند و از روی هوا و هوس سخن نگویند

ج) در فن خود صاحب نظر باشند

د) زبان یکدیگر را بفهمند (بهداشت و تنظیم خانواده)

ضرورت آزادگی و رهایی از همه اشکال گوناگون روابط قدرت

هرچند به این نکته پیش از این اشاره شد، اما به دلیل اهمیت آن و نیز تأکیدهای مکرر شهید بهشتی، لازم است اندکی بیش تر توضیح داده شود. در رساله های توضیح المسائل، در همان صفحات نخستین، در صفات مجتهدان و مراجع تقلید، در کنار صفات بسیار دیگر، با صفت «شجاعت» بر می خوریم. بلافاصله این پرسش به ذهن مبادرت می کند که مگر قرار است یک مجتهد چه کاری انجام دهد که نیازمند شجاعت باشد و مگر کار او جز اعلام یک تشخیص علمی است؟ واقعیت این است که عالمان و دانشمندان (چه لباس روحانیت در بر کرده باشند، چه در کسوت استادی دانشگاه باشند)، با این خطر مواجه هستند که در اظهار نظر خود از روابط قدرتی که پیرامون شان وجود دارد بهراسند و مصلحت خویش را بر مصلحت دانشی که در آن تخصص دارند ترجیح دهند. این روابط قدرت می تواند به حکومت مرتبط باشد، می تواند به همگنان و جامعه علمی مربوط باشد، و می تواند به واکنش های احتمالی دوستداران یا عامه مردم بازگردد. شهید بهشتی بارها در آثار خود نسبت به تأثیر احتمالی هر سه نوع این گونه ملاحظات شخصی در استنباط های علمی هشدار می دهد و از نمونه های رایج آن در جامعه به سختی انتقاد می کند. وی همچنین تذکر می دهد که محققان مسلمان نواندیش، به سوء استفاده ها، تحریف ها و جعلیاتی که صاحبان قدرت در روایات منتسب به معصومین (ع) پدیدآورده اند توجه کنند.

در سنت، چه حدیث و چه گزارش تاریخیش، دستهاى تحریف کننده فراوانى وجود داشته است. عده زیادى از صاحبان آراء و افکار غیراسلامى یا ضداسلامى در ادوار مختلف کوشیده ‏اند با جعل حدیث یا گزارش تاریخى آراء و افکار غیراسلامى یا ضداسلامى خود را به نام اسلام جا زنند. به خصوص نقش عجیب مردان و زنان پر اطلاعى که در قلبشان به اسلام ایمان نیاورده بودند ولى بر حسب ظاهر، مسلمان و گاهى مسلمان زاهد و باتقوا شمرده مى‏ شدند قابل توجه است؛ چه از یهود و چه از ملیتهاى دیگر از قبیل ایرانیان زردشتى، مسیحیان و به خصوص مسیحیان بلاد روم شرقى و مصر و نقش بومیان دیگر این سرزمین ها که نه زردشتى بودند و نه مسیحى. به این تحریفات باید توجه کامل داشت. یک بررسى عادى، نفوذ فرهنگ هاى بیگانه، از فرهنگ هندى و چینى گرفته تا فرهنگ ایران و روم و یونان و مصر و حتى فرهنگ عهد جاهلیت عربى را در آنچه امروز به نام مجموعه‏هاى حدیث و تاریخ اسلام در دست است به خوبى مشخص مى‏ کند. در مورد احادیث عهد امویان، به خصوص عهد معاویه، به کوششى که آنها از راه جعل حدیث و خریدن شخصیت هاى حدیث ساز براى توجیه انحرافات خود مى‏ کردند باید توجه فراوان داشت. در دوره عباسیان، علاوه بر نفوذ فرهنگ هاى غیراسلامى به کوشش عباسیان براى بیشتر لجن مال کردن بنى امیه و ستایش از بنى هاشم به خصوص عباس و خاندانش باید توجه کرد. در آن بخش از دوره عباسى که معاصر فاطمیان است به بعد، باید به آثار نفوذ مذهب باطنى توجه کرد و در دوره ‏هاى پس از سقوط عباسیان در بغداد و به خصوص پس از انقراض بقیه السیف آنان در مصر و تسلط سه گانه عثمانیان، صفویان و مغولان بر مجموع بلاد اسلامى آنروز، به کشمکش هاى اینان و آثارى که روى سنت و حدیث گذارده باید بررسى شود. در احادیث شیعه نیز علاوه بر جهات مزبور باید به تأثیرات مختلف نهضت هاى علویان و مذاهب غیراسلامى یا ضداسلامى که به خود نقاب تشیع زده و در کتاب فرق‏الشیعه منسوب به نوبختى و ملل و نحل شهرستانى و کتب دیگر برشمرده شده و مخصوصا ًنقش حکومت هایى که به نام شیعه روى کار آمده، باید توجه شود.

ضرورت پرهیز از محافظه کاری علمی

شهید بهشتی در عین یادآوری ضرورت ارج نهادن به تلاش های علمی گذشتگان، از محققان نواندیش می خواهد که در پیمودن زاهی که پیش رو دارند، از هرگونه محافظه کاری علمی خودداری کنند:

معنى باز بودن باب اجتهاد جز این نمى‏ تواند باشد که ما در عین قدردانى از زحمات محققان دیگر و ارج گزارى به خود آنها و به نتایج تحقیقشان، به خود حق مى‏ دهیم روى نتایج کار آنان از نو بیندیشیم و به شیوه یک محقق موشکاف ولى فروتن و بى غرض، به بررسى و ارزیابى آراى آنان بپردازیم و هر جا خطا و خللى در کار آنان یافتیم، با شجاعت و صراحت کامل درباره آن سخن گوییم تا کار و تلاش ما مکمل کار و تلاش آنان گردد و قدمى به پیش در راه بهتر شناختن اسلام باشد. چه بسا مورد یا مواردى پیش آید که امروز یک مجتهد محقق، کار خود را از نظر وسعت تتبع در مآخذ و نقادى آنها و شیوه تحقیق و استفاده از منابع، از آنچه محققان گذشته کرده‏ اند به نسبت کامل‏تر بیابد و به نتیجه تازه‏ اى برسد که با رأى و نظر همه یا بیشتر مجتهدان و محققان گذشته مغایر باشد. اصول علمى، به خصوص، اصول اسلام‏ شناسى شیعه، با صراحت مى‏ گوید یک محقق در چنین مواردى نباید دچار تزلزل و وحشت شود، زیرا وقتى دلیل کافى از کتاب و سنت بر رأى و نظر خود در دست دارد، دیگر شهرت یا اجماع محققان دیگر بر خلاف آن رأى، چیزى از ارزش و اعتبارش نمى‏ کاهد؛ مگر آن که شهرت یا اجماع مزبور ما را مطمئن کند که مأخذ و دلیلى از سنت در دست محققان گذشته بوده که به دست ما نرسیده یا نشانه روشنى بر آن باشد که در آنچه ما به عنوان مأخذ و دلیل بر نظر تازه خود شناخته‏ ایم، خللى هست که بر آنان روشن بوده و از نظر ما پوشیده مانده است. ولى شهرت یا اجماعى که ممکن است به فهم و اجتهاد و استنباط علماى گذشته یا معاصر از دلایل موجود مربوط باشد، هرگز نمى‏ تواند از ارزش و اعتبار رأى و نظر جدید بکاهد. (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

ضرورت ایجاد فضای نقادی منصفانه و رعایت آداب آن

همنشینان شهید بهشتی، حتی آنانی که انتقادهای سهمگین نسبت به او دارند، در یک مسئله اشتراک نظر دارند و آن، پایبندی حداکثری وی به انصاف در تعاملات اجتماعی و مباحثات علمی است. در طرح «کوششی تازه در راه شناخت اسلام» نیز بنا بر اهمیت مطلب، آمده است:

محقق شایسته کسى است که در گفته یا نوشته خود ادب و نزاکت و احترام، مخصوصاً ارج گزارى به محققان دیگر و آراء شان را رعایت کند. هر جمله اهانت‏ آمیز که در گفتار یا نوشته یک دانشمند نسبت به دانشمندان دیگر یا رأى آنها دیده شود نشانه آن است که نویسنده و گوینده در این مورد کم و بیش تحت تأثیر احساس و تمایلات خویش است و این خود از ارزش کار او مى‏ کاهد زیرا یکى از شرایط کمال تحقیق، آن است که از تأثیر احساسات درونى و تمایلات شخصى یا مسلکى دور باشد. «کوششی تازه در راه شناخت اسلام»

ضرورت پرهیز از شتاب زدگی در داوری های علمی

شهید بهشتی، چنانچه در منش و روش خود نیز پایبند است، در رابطه با عدم شتابزدگی در داوری های علمی که گاه زیان های جبران ناپذیر در پی دارد، هشدار می دهد:

در تحقیق باید بسى بردبار و از هر گونه شتابزدگى در نتیجه‏ گیرى بر حذر بود. مخصوصاً هر جا براى ما نظر تازه‏ اى پیدا شود که بر خلاف آراى عموم دانشمندان و محققان اسلام شناس گذشته و معاصر باشد باید در کار خود بسى کنجکاوتر و دقیق‏تر باشیم و مخصوصاً با علماى معاصرى که با نظر ما مخالفند، تماس بگیریم؛ مبادا آنان به نکته یا نکاتى برخورد کرده باشند که ما از آنها غفلت کرده ‏ایم. (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

ضرورت پرهیز از تکیه بر برداشت های ذوقی

شهید بهشتی در عین حال که از برداشت های محققان جوان از آیات قرآن «که آن را روحبخش، دلنشین و زنده می کنند» استقبال می کند، اما در عین حال هشدار می دهد که آن را به عنوان «برداشت» خود معرفی کنند و نه به عنوان این که حتما مقصود از آن آیات چنین بوده است. وی نسبت به درغلتیدن به وادی گمراه کننده «تفسیر به رأی» نیز هشدار می دهد و می پرسد:

آیا هیچ یک از جوانان عزیز باایمان و باصفای ما حاضرند آیات و عبارات قرآن به صورت یک موم نرم دربیاید که آن را به دست هرکس دادی، به هر شکل که دلش خواست در بیاورد و به جای قرآن به ما چهارچوب و ابعاد فکری مشخص و جهان بینی و ایدئولوژی معین بدهد، به صورت چیزی درآید که هرکس هر طور دلش خواست، بتواند آن را معنی کند؟ (روش برداشت از قرآن)

ضرورت به کارگیری شیوه های ابتکاری برای رفع نواقص میراث علمی گذشته

در مسیر تلاش برای بررسی منتقدانه آثار گذشتگان، شهید بهشنی ۶ راهکار عملی ارائه می کند:

-تتبع کافی برای جمع آوری کامل یا لااقل در حد نصاب ادله مربوط به یک موضوع

-ارزیابی مآخذ و اعتبار و صحت آنها با استفاده از شیوه های نوین

-بهره گیری از روش شناخت تطبیقی

-در نظر گرفتن اسلام به عنوان یک نظام وسیع عقیده و عمل و توجه به جهان بینی آن در تحقیق درباره مناسبات مابین اجزاء

-فهم نصوص همراه با پرهیز از این اشتباه که: گاهى مى‏بینیم به بهانه فهم عرفى، یک نص یا یک سلسله نصوص اسلامى که داراى محتوایى بس عالى است تا سر حد یک مفهوم عوامانه پایین آورده شده و گاهى یک نص اسلامى که مربوط به همین مسائل متعارف زندگى بشر است به سمت مفاهیم تجریدى و انتزاعى که با واقعیتهاى زندگى بشر کمتر تماس دارد سوق داده شده است. (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

-پرهیز از گرایشات ناشی از تأثیر فرآورده های علوم عقلی یا تجربی یا تمایلات مسلکی و فرقه ای

ضرورت توجه به بافتارهای زمانی و مکانی

امروزه در پرتو مباحثات ارزنده ای که اصحاب رهیافت هرمنوتیک کرده اند، توجه به بافتار (زمینه/context) برای فهم درست تر متون، امری پذیرفته شده در مباحث روش شناختی به شمار می رود. شهید بهشتی در جای جای آثار خویش، به بافتارهای زبانی، مکانی و زمانی توجه می دهد و از آن برای فهم بهتر قرآن، روایات، تاریخ اسلام و فتاوای صادره بهره می برد. برای نمونه، در بخشی از «طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام»، در بحث الزامات فهم قرآن چنین آمده است:

۱ـ آشنایى هر چه کامل تر به زبان عربى عصر پیغمبر با توجه به این اصل که لغات و طرز نگارش در میان همه زبانها در معرض تطور و تحول است، منتها این تطور ممکن است سریع و وسیع یا کند و محدود باشد. بحث حقیقت دین یا حقیقت تقوا، شرعیه و متشرعه مربوط به این قسمت است، ولى باید به بحث کلى آن اکتفا نشود و نسبت به مصادیق آن در کتاب تتبع وسیعى به عمل آید. مخصوصاً آن قسمت که با اصطلاحات دینى و اجتماعى رایج در زمان پیغمبر مربوط مى‏شود.

۲ـ آشنایى در افکار دینى و اجتماعى منطقه حجاز و عربستان و به طور کلى جاهایى که قرآن به آن ها نظر داشته در عصر پیغمبر، از جمله آشنایى کامل به تورات و انجیل و ملحقات آن ها. با توجه به اینکه قرآن به این دو کتاب نظر داشته و با پیروان آنها مکرر بحث ها به میان کشیده، طبیعى است که فهم صحیح قرآن در بسیارى از موارد منوط به شناخت کافى عهدین است.

۳ـ آشنایى به اوضاع و احوالى که یک آیه در آن نازل شده در حدود امکان و آشنایى با هر دوره‏اى که یک آیه یا یک سوره به آن مربوط است، لااقل در این حد دوره دعوت سرى، دعوت علنى، قبل ازهجرت به حبشه، پس از هجرت حبشه تا محاصره در شعب، دوره محاصره، مرگ ابوطالب و خدیجه تا هجرت، هجرت تا جنگ بدر، جنگ بدر تا جنگ خندق، خندق تا صلح حدیبیه، صلح مزبور تا فتح مکه، فتح مکه تا رحلت پیغمبر.

۴ـ جمع آورى آیات مربوط به یک مسأله به ترتیب نزول بر اساس دوره‏هاى بالا و بررسى محتواى کلى همه آیات مربوط به آن مسأله، و بعد بررسى یک یک آیات با نکاتى که احیاناً مخصوص آن آیه است و بعد نتیجه ‏گیرى از مجموع این بررسى.

۵ـ توجه به آنچه عموم مسلمانان عصر پیغمبر یا لااقل صحابه پیغمبر از آیات مى‏ فهمیده ‏اند و پیغمبر نیز با فهم آنها مخالفت نکرده است. با توجه به نکات بالا به این واقعیت بر مى‏خوریم که: در فهم صحیح قرآن با شناخت صحیح سیره پیغمبر و تاریخ حجاز و عربستان و اوضاع و احوال دینى ـ فرهنگى و اقتصادى و سیاسى آن عصر و آداب و سنت هاى معمول در آن زمان ارتباط کامل دارد. (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

همچنین، در خصوص توجه به مقتضیات زمان و مکان آمده است:

قرآن مجموعه‏ اى است از آنچه حضرت محمد (ص) با عین همین الفاظ به عنوان کتاب خدا و کلام خدا از راه وحى گرفته و به ما ابلاغ کرده است. بنابراین هر حکم، هرتعلیم و هر جمله و کلمه که در او هست از جانب خداست. ولى آیا همه احکامى که در قرآن آمده مربوط به اصل تشریع است یا احیاناً در قرآن آیاتى نیز وجود دارد که یک قانون کلى را در شکل اجرایى خاصش که با شرایط عصر نزول قرآن سازگار بوده بیان مى‏ کند؟ در صورت اخیر سؤالات زیر پیش مى‏ آید:

الف: در چنین موارد با چه ملاک و ضابطه‏ اى مى‏ توان محتواى کلى را از شکل اجرایى باز شناخت؟

ب: اگر شکل اجرایى متناسب با شرایط خاص آن زمان و منطقه تعیین شده باشد، با تغییر شرایط، خود به خود باید تغییر کند ولى تعیین شکل اجرایى جدید درصلاحیت کیست؟ فقط پیغمبر، یا امام منصوص؟ یا پیشواى مسلمین در عصر غیبت امام نیز چنین صلاحیتى دارد؟

از آنجا که این مطلب از یک سو به حریم قرآن و حدود الله و از سوى دیگر به دینامیسم مذهب و قدرت خلاق و قابلیت اجراى قوانین آن در دنیاى پر تحول و تطور مربوط مى‏شود باید در پیدا کردن پاسخ روشنى براى آن حداکثر کوشش به عمل آید. در اینجا تذکر این نکته لازم است که فرض اخیر با جاوید بودن تعالیم اسلام و اصل «حلال محمد حلال الى یوم القیامه و حرامه حرام الى یوم القیامه» هیچ منافاتى ندارد، زیرا بر اساس ملاک هایى که ما در اصول فقه داریم، آنچه در این فرض، محدود بر زمان و شرایط خاص بوده موضوع حکم بوده است نه خود آن. مطلب بالا را مى‏توان به عبارت دیگر به این صورت مطرح کرد: جاودانه بودن تعالیم قرآن و به طور کلى تعالیم اسلامی که اصل مسلم است، ولى آیا در قرآن هیچ حکمى نیست که موضوع آن مخصوص زمان و مکان و شرایط تاریخى معین بوده که با تغییر زمان و مکان و شرایط معین، خود به خود موضوع آن حکم فعلیت پیدا نمى‏ کند؟ و بر فرض که در قرآن حکم یا احکامى از این قبیل وجود داشته باشد آیا ناظر بودن حکم بر شرایط زمانی امکان و محدود بودن موضوع حکم به آن شرایط، حتماً باید در متن آیات آمده باشد یا ممکن است در این زمینه به قرائن حالیه اکتفا شده باشد؟ (طرح کوششی تازه در راه شناخت اسلام)

پایان سخن

چنانچه در آغاز گفته شد، این نوشتار به هیچ وجه ادعای جامعیت ندارد و اگر توانسته باشد تصویری کلی از شیوه علمی مورد قبول شهید آیت الله دکتر بهشتی در طریق نواندیشی دینی به نمایش بگذارد، به هدف خود رسیده است. امیدوارم با تکمیل کار انتشار آثار آن اندیشمند مصلح، گنجینه ای دیگر در کنار دیگر گنجینه های ارزشمند علمی و فرهنگی این مرز و بوم در دسترس کاوشگران و پژوهشگران کشورمان قرار گیرد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.