یک استاد ارتباطات: ساختار اینترنت ضد سانسور است
چکیده :اسماعیل قدیمی معتقد است که در ایران به دلیل فقدان آموزش، رسانههای مجازی کارکرد اصلی خود را گم کردهاند. راهحل این مشکل فیلترینگ نیست، بلکه با آموزش و ارتباط صحیح میتوان نحوه استفاده از این وسایل را آموزش داد. ...
روزنامه آرمان نوشت: شکههای اجتماعی هم مانند دیگر اجزای تکنولوژی زمانی که وارد کشور ما شدند با آن چیزی که در همه جای دنیا متداول و مرسوم بود تفاوت داشتند. کارکردهای این وسایل و نحوه استفاده از آنها در کشورهای مبدا یعنی جایی که این تکنولوژی از آنجا آمده بود بسیار گستردهتر و اصولیتر از آن چیزی بوده و هست که این شبکهها در حال حاضر در شرایط فعلی کشور دارا هستند. در کنار کارکرد ارتباطی که ویژگی و کارکرد اصلی این وسایل است، کارکرد آموزشی، کاری و تجاری و حتی سیاسی و بینالمللی، شبکههای اجتماعی را به ابزاری مهم و اساسی در زندگی بشر تبدیل کرده است. با یک ارتباطدان و استاد دانشگاه درباره کارکردهای شبکههای اجتماعی در ایران به گفتوگو نشستیم. اسماعیل قدیمی معتقد است که در ایران به دلیل فقدان آموزش، رسانههای مجازی کارکرد اصلی خود را گم کردهاند.
کارکردهای اصلی شبکههای مجازی و رسانههای جمعی نوین در کشورهای پیشرفته با این چیزی که در ایران شاهد آن هستیم تفاوت دارد. دلیل این تفاوت کارکردی چیست؟
شبکههای اجتماعی خاصیتهای متفاوتی دارند، مانند خاصیت خبری، اطلاعرسانی، تفریحی، همبستگی اجتماعی یا کارکرد تحولی جامعه. برخی اعتقاد دارند وسایل ارتباط جمعی میتوانند برخی افراد را وادار به قبول و اجرای نرمهای اجتماعی کنند. از قبیل رفتارهای ترافیکی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در قالب آموزش در رسانههای جمعی نوین مطرح میشود. بسیاری از جامعهشناسان و ارتباطدانان معتقدند اگر وسایل ارتباط جمعی نوین اختراع نمیشد این همه تحول در جوامع بشری رخ نمیداد. تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بدون وجود وسایل ارتباط جمعی امکان نداشت که محقق شود. در واقع در توسعه و همه جوانب آن وسایل ارتباط جمعی نقش کلیدی داشتهاند. برای مثال رفتارهای مدرن را جایگزین رفتارهای سنتی کرده و رقابت و تحرک سیاسی را ایجاد میکردند یا برای مثال به احزاب کمک میکردند که رفتارهای حزبی را تقویت کرده و مردم را برای حضور و مشارکت اجتماعی و سیاسی در جامعه آماده کنند.
وسایل ارتباط جمعی در تمام فرایندهای تحول اجتماعی ایفای نقش کردهاند. آگاهیهای عمومی و بردباریهای فکری که برای مثال ما درباره مردم اروپای شمالی شاهد آن هستیم با کمک وسایل ارتباط جمعی ایجاد شده است. تساهل و تسامح برای درک آرای دیگران و نظرات مختلف، علم و مهارتی است که افراد در کشورهای دیگر از طریق شبکههای اجتماعی میآموزند و این مهم از طریق آموزش در رسانههای جمعی محقق میشود. گفتوگو و تبادل آزادانه افکار حلقه گمشده مردم ما در تمام مراودات است و رویکرد گفتوگویی ما بسیار ضعیف است. این مسالهای است که باید از طریق رسانههای جمعی نوین آن را به افراد آموخت. در کنار همه اینها ارتباط اقتصادی و مبادله پولی و تجاری نیز از طریق این شبکهها آسانتر شده است.
ما نقش تبلیغات را منفی میدانیم در حالی که تبلیغات بازرگانی و آگهی فروش محصولاتی خاص در کشورهای پیشرفته از طریق این رسانهها منتشر میشود و زمینه کار و تجارت افراد ایجاد میشود. وسایل ارتباط جمعی از این طریق رقابت را نهادینه کرده و رشد و پیشرفت اقتصادی را کنار خلاقیت و نوآوری تشویق میکنند. در زمینه فرهنگی هم وسایل ارتباط جمعی کار بزرگی کردهاند و آن هم این بود که سلایق مختلف را در قالب فیلم، سریال، خبر و برنامههای متعدد دور هم جمع کردند تا مردم با تماشای آنها برای دگرگونی فرهنگی آماده شوند. وقتی وسایل ارتباط جمعی اختراع شدند همه مردم این فرصت را داشتند که سبک زندگی و باورهای خود را تبلیغ کنند. در حالی که در کشورهای دیگر، رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی افراد را تشویق به مطالعه و خواندن کتاب و روزنامه میکنند، در ایران این اتفاق نیفتاد.
دسترسی آزاد به اطلاعات امری نیست که همه کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه آن را بپسندند و از آن استقبال کنند در حالی که در ایران هم سیاست فیلترینگ از گذشته به کار میرفته است. با این وجود در دولت یازدهم تاکید شد که این اتفاق نخواهد افتاد و فیلترینگ اعمال نخواهد شد. به نظر شما فیلترینگ تا چه حد میتواند باعث افزایش آگاهی عمومی در استفاده مناسب از این ابزارها شود؟
اینترنت و وسایل ارتباط جمعی جدید اصولا ساختارشان به گونهای است که شما نمیتوانید آن را سانسور کنید. به عبارت دیگر زمانی که اینترنت وارد کشوری شود و ابزارهای ارتباطی آن ایجاد و برقرار شود دیگر شما نمیتوانید محتوای آن را کنترل و سانسور کنید و این بدان معناست که اینترنت یک راه ارتباطی است که هر نوع فیلترینگ و سانسور را با ضد خود از سر راه برمیدارد، زیرا یک شبکهای از ارتباط میان فردی و جمعی است و مثل رادیو یا تلویزیون در اختیار یک سازمان خاص نیست. این روشهای نوین ارتباطی به قول مانوئل کاستلز، ارتباطدان معاصر، غیرقابلکنترل هستند و کشورهای غیردموکراتیک مانند کرهشمالی ترجیح میدهند اصلا اینترنت و وسایل نوین ارتباطی به کشورهایشان وارد نشود، زیرا اگر وارد شد دیگر نمیتوان آن را مهار کرد. فیلترینگ نه تنها ممکن نیست و نمیتوان درباره شبکههای اجتماعی نوین آن را به کار بست، بلکه باعث بیاعتمادی بین مردم و مسئولان میشود.
راهحل این مشکل فیلترینگ نیست، بلکه با آموزش و ارتباط صحیح میتوان نحوه استفاده از این وسایل را آموزش داد. برای مثال به تازگی ما شاهد این بودیم که وزارت ارتباطات برای برخی نرمافزارها و اپلیکیشنهای تلگرام که با فرهنگ و عرفیات ما ایرانیها همخوانی نداشته، با مدیر این شبکه صحبت کرده و این متون غیراخلاقی قرار است برای ایرانیان پخش نشود. فیلترینگ و سانسور درباره مسائل اخلاقی کاربرد دارد، اما درباره مسائل دیگر سانسور کردن هیچ تاثیری ندارد و حتی به ضرر دولتهاست، زیرا در دنیایی که هدف اصلی رسانههای جمعی افزایش مخاطب و تولید است اگر کشور ما موفق به محدود کردن و فیلترینگ هم شود باز هم مردم از راههای دیگر مانند شبکههای ماهوارهای اطلاعات لازم را به دست میآوردند. باید سیاست دولت در این زمینه جذب افراد باشد تا افراد خودشان به بهترین شکل قضاوت کنند.
درباره کارکرد آموزشی و اطلاعرسانی شبکههای اجتماعی در ایران کارشناسان و جامعهشناسان معتقدند به دلیل داغ شدن بازار شایعات این کارکرد شبکههای اجتماعی در ایران زیر سوال رفته است. این مساله را چگونه ارزیابی میکنید؟
داغ شدن فضای شایعات در مسیر شبکههای مجازی به ضعف سیستم اطلاعرسانی کشور برمیگردد. سیستم رسمی اطلاعرسانی کشور باید اطلاعرسانی جامع و مانعی داشته باشد تا بازار شایعات داغ نشود و این سیستم اطلاعرسانی حرفهای نیازمند سیاستگذاری، استفاده از افراد خلاق و نوآور و پذیرش قانونی برای حقوق مردم است. حق مردم برای آگاه شدن در تمام کنوانسیونهای حقوق بشر مورد تاکید قرار گرفته و اگر تمام وسایل ارتباط جمعی و اطلاعرسانی رسمی کشور به درستی به وظایف خود عمل کنند بازار شایعات از رونق خواهد افتاد. اگر در حال حاضر شایعه با هزینه کم و از سوی افراد با اهداف خاص در گستره وسیع در جامعه منتشر میشود به این دلیل است که تمرین مدیریت رسانههای جمعی را نداشتهایم و رسانههای جمعی بدون آموزش عمومی دچار ضعف میشوند. همه اصحاب رسانهای اگر نتوانند حرفهای عمل کرده و اخبار مورد نیاز جامعه را به موقع آماده کنند و مردم جامعه را به خوبی نشناسند تا اخبار مورد نیاز جامعه را تامین کنند، بازار شایعه داغ خواهد شد. مردم همه دنبال حقیقت هستند و اگر بازار شایعه داغ است به دلیل ضعف نظارت است.













