علی مطهری: به ظواهر و پوسته دین بیشتر اهمیت می دهیم تا محتوای آن
چکیده :ضعف مدیریت و اعمال نفوذ سیاستمداران در ورزشهای دارای ظرفیت اجتماعی و دولتی بودن برخی ورزشها و فقدان رقابت عادلانه در آنها و نیز بالا بودن درآمد در بعضی ورزشها، از دلایل برخی فسادها در ورزش است. ...
استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب آینده انقلاب اسلامیایران مینویسد: «فرق است میان فکر و تفکر و عقیده. تفکر قوهای در انسان است که ناشی از عقل داشتن است. انسان چون موجود عاقلی است، موجود متفکری است و قدرت دارد در مسائل تفکر کند. خداوند به انسان چنین نیرویی داده است، به انسان عقل داده است که با آن فکر کند یعنی مجهولات را کشف کند. آیا اسلام یا هر نیروی دیگری میتواند بگوید بشر حق تفکر ندارد؟ نه، این عملی است لازم و واجب و لازمه بشریت است. اسلام در مسأله تفکر نه تنها آزادی تفکر داده است بلکه یکی از واجبات و یکی از عبادتها در اسلام تفکر است. به هر حال از نظر اسلام اصول عقاید، اجتهادی است نه تقلیدی، یعنی هر کسی با فکر خودش باید آن را حل کند. در اسلام چقدر حق آزادی بیان و حق آزادی سؤال داده شده است. اسلام میگوید بیا فکر کن، هر چه بیشتر فکر و سؤال کنی، هر چه بیشتر برایت شک پیدا شود، در نهایت امر بیشتر به حقیقت میرسی، بیشتر به واقعیت میرسی، این مسأله را ما فکر مینامیم.»
علی مطهری، چهره نام آشنای عرصه فرهنگ و سیاست و فرزند استاد شهید مرتضی مطهری، مردی از جنس صداقت، شجاعت و سیاست است که آزادگیاش را از عقلانیت به ارث برده و همین خصلت باعث شده نقطه هدف اقبال عمومی جامعه قرار بگیرد. او به «۹۰» درباره ورزش و سیاست گفته و تیم فوتبال سیاسی خود را چیده است. بخشهایی از این گفتوگو در ادامه آمده است که میخوانید:
چه رابطهای باید بین سیاست و ورزش برقرار باشد؟
اولا باید از اینکه ورزش ابزاری در دست سیاست باشد پرهیز شود. نباید سیاستمداران از جاذبه ورزش به نفع اهداف شخصی خود استفاده کنند. متاسفانه گاهی در رقابتهای سیاسی، مقوله ورزش و ورزشکاران به صورت ابزاری در دست سیاستمداران قرار میگیرند، به ویژه در آستانه یک انتخابات. ورزشکاران و قهرمانان ملی باید مراقب باشند ابزار واقع نشوند.
چه رابطهای باید برقرار باشد؟
سیاست و ورزش بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. دیپلماسی ورزش توسط سیاستمداران حمایت میشود. اگر حمایت سیاسیون نباشد کرسیهای بینالمللی ورزش در ساختار فدراسیونهای جهانی به دست نمیآید. از آن طرف، پیروزیهای ورزشی ملی به دولتهای وقت از نظر مقبولیت و پیشبرد برنامههایشان کمک میکند و برعکس، شکستها به آنها آسیب میرساند.
آیا فضای فرهنگی موجود در ساختار اجرایی و رفتاری ورزش نمادی از فرهنگ جامعه ایرانی است؟
بگذارید با یک مثال توضیح دهم. مسابقه فوتبال ایران و کره جنوبی در استادیوم آزادی برگزار شد و تماشاگران کرهای هم آمده بودند. پس از پایان بازی تماشاگران کرهای جای خودشان را تمیز کردند و تمام آشغالهای خود را در نایلون قرار دادند و هیچ اثری از زباله در آنجا نبود. به نظر شما این رفتار آنان چه فرهنگی را از مردم کره برای شما تداعی میکند و چه درسی به ما میدهد؟
نکته بسیار قابل تاملی بود اما پاسخ سؤال بنده را هم بدهید!
(لبخند میزند) متاسفانه فضای فرهنگی ورزش ما، هم در بین اهالی ورزش و هم در بین دوستداران ورزش در حد مطلوب و ایدهآل نیست. چیزهایی که میشنویم مثل بده بستانها، زد و بندها، تخلفات مالی یا فضای اخلاقی که در بین تماشاگران خصوصا تماشاگران فوتبال وجود دارد، طبیعی است که با وضعیت مطلوب فاصله دارد. گاهی در میان خود ورزشکاران نیز رفتارهایی دیده میشود که آثار سوء در بین طرفداران و جوانان دارد. دشنامهایی که در استادیومهای فوتبال داده میشود ناخوشایند است. حتی گاهی این دشنامها در بین خود ورزشکاران نیز دیده میشود! بارها در برنامههای ورزشی لبخوانی صورت گرفته و جریمههایی نیز در نظر گرفته شده لیکن این بیماری درمان نشده است.
بیشتر توضیح بدهید.
البته این امر نشأت گرفته از فرهنگ کل جامعه است و در ورزشگاهها احساس امنیت بیشتری برای این کار دارند. متاسفانه در سطح جامعه خیلی زود دشنامهای نامناسب از زبان ما جاری میشود. در نزاعهای خیابانی برخی به سرعت دشنام ناموسی میدهند و این پدیده خوب نیست. کمکاری شده است؛ مربیان جامعه مانند روحانیت، صدا و سیما، آموزش و پرورش، آموزش عالی و خانوادهها برای تربیت جامعه باید بهتر و بیشتر کار کنند. البته وضعیت امروز ما به نظر من از گذشته مثلا ۱۰سال پیش بهتر شده است.
دلایل وجود فساد نسبی در ورزش و مخصوصا فوتبال چیست؟
ضعف مدیریت و اعمال نفوذ سیاستمداران در ورزشهای دارای ظرفیت اجتماعی و دولتی بودن برخی ورزشها و فقدان رقابت عادلانه در آنها و نیز بالا بودن درآمد در بعضی ورزشها، از دلایل برخی فسادها در ورزش است. مثلا درآمدی که فوتبالیستهای ایرانی در مقایسه با سایر ورزشکاران و دیگر اقشار جامعه دارند بالاست و همین امر لغزشهایی را به وجود میآورد. گاهی با اشاره به فوتبال حرفهای دنیا میگوییم چون درآمد فوتبالیستهای دنیا بالاست پس ناگزیریم به بازیکنان فوتبال پول زیادی پرداخت کنیم. اگر الگوی ما در فوتبال، غرب است پس در سایر مسائل فوتبال هم باید این الگوپذیری رعایت شود! بازیکنان، مربیان و مدیران فوتبال حرفهای اروپا با بازیکنان، مربیان و مدیران تیم حریف با احترام رفتار میکنند، به تماشاگران تیم رقیب با احترام نگاه میکنند، اگر آنها الگو هستند پس در این زمینهها هم باید الگو باشند.
آیا دیدگاه سنتی به ورزش بانوان جواب میدهد؟
سنت و تجدد حرفهای باطلی است. احکام و اصول اسلام برای همه زمانها یکسان است. قدیم و جدید ندارد. در گذشته حجاب خوب بوده، الان هم خوب است. درگذشته بیعفتی بد بوده، الان هم بد است.
چرا بعضی از ورزشکاران ما با دعانویسها در ارتباط هستند؟
اینها خرافات است. مبنای عقلی و دینی ندارد. ما وقتی به دین خودمان مراجعه میکنیم میبینیم پیامبر (ص) و ائمه (ع) به این چیزها اهمیت نمیدادند. در زمان ائمه خرافاتی باب شده بود مثلا مبنی بر اینکه دوشنبه به سفر نروید (شگون ندارد). یکی از ائمه که روز دوشنبه قصد سفر داشت، فردی به ایشان رسید و این موضوع را مطرح کرد. امام فرمود: این حرفها مبنای عقلی ندارد و همان روز به سفر رفت. با بدعتها در دین که معمولا مورد پسند عوام است باید مبارزه کرد. مصلحان جامعه باید با نقاط ضعف جامعه مبارزه کنند. شهید مطهری میگوید: مصلح واقعی کسی است که با نقاط ضعف مردم مبارزه میکند اگرچه از محبوبیت اجتماعی او کم شود. متاسفانه ما ائمه را بیشتر برای حاجاتمان میخواهیم و هیچوقت فکر نمیکنیم اینها الگوی ما هستند و باید روش زندگی را از اینها بگیریم. هستند بعضی مربیانی که عقاید خرافی به ظاهر مذهبی دارند. متاسفانه به ظواهر و پوسته دین بیشتر اهمیت میدهیم تا محتوای آن. مثلا شمع روشن کردن در شام غریبان یک کار نمادین است و دستور دین و ائمه نیست. مراسم های عزاداری در قدیم مثل آنچه که شهید مطهری داشتند یک ساعت بحث و تحلیل بود، چند دقیقه آخر روضهای میخواندند و مثلا ۱۵ دقیقه هم مداحی. ولی الان جلسات عزاداری دو، سه ساعت مداحی است، یا سخنرانی و تحلیل نیست یا اگر هم بخواهد باشد مردم حوصله ندارند! برخی مداحها هم راست و دروغ را در قالب شور و هیجان به اجرا میگذارند. باز به تعبیر شهید مطهری در قضیه امام حسین (ع)، هم باید عقل و فکر مردم قانع شود و هم دل و عواطف مردم ارضا شود.
نظرتان راجع به کیروش چیست؟
کیروش را متوسط دیدم. او یک مقدار بیاعتنا به فدراسیون و با غرور کار میکند. مثلا وقتی مرخصی میرود در زمان مقرر برنمیگردد. به نظر میآید احساس میکند چون ما به او نیاز داریم و جایگزینی ندارد هر کاری میتواند بکند. این خوب نیست و وزیر هم از این ناراحت است. اینها توهین به مردم است که نباید ساده از کنار آن گذشت.













