تحول آرام سنتِ بیانیهنویسی سیاسی
چکیده :اگر بخواهیم متن بیانیههای هجدهگانه مهندس میرحسین موسوی را از این منظر بررسیم احتمالاً با لحن، زاویه دید، و نظم واژگانیِ متفاوتی - نسبت به سنت مرسوم بیانیهنویسی – مواجه خواهیم شد. این بیانیهها هر چند که اغلب با مخاطب قرار دادن «مردم» آغاز میشوند اما خواننده در عین حال با حضور مؤثر واژهها، نشانهها، تمهیدات، و فاصلهگرفتنِ آگاهانۀ متن از نظام معتادِ سخن و «کلیگویی»های انهدامی و رایجِ بیانیههای سنتی نسبت به نفس قدرت، مواجه است. همچنین متن با انتخاب مسیری که بیشتر به راه رفتن روی لبه تیغ شباهت دارد بر نظم نشانهها و واژگانی که بر واقعیتِ تجربههای مدنی معاصر استوار است تکیه میکند ...
کلمه – جواد موسوی خوزستانی:
سنت بیانیهنویسی سیاسی در ایران عمدتاً ریشه و پایه در فضای تحولات انقلابی صدساله اخیر دارد. این سنت، از گفتمانهای آرمانشهری و خیرخواهانۀ انقلابها و دگرگونیهای بزرگ اجتماعی از جمله: انقلاب مشروطیت، نهضت ملیشدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی نضج یافته است؛ یعنی از بطن گفتمانها و سرمشقهای سیاسیِ پُرنفوذی فراروییده که معمولاً دگرگونیهای ژرف اجتماعی – و رسیدن به مدینه فاضله – را به مردمان بشارت میدادند. مسیر رسیدن به این مدینۀ آرمانی نیز به تصریح و یقین، مسیری مستقیم، برگشتناپذیر و استعلایی (از ریشه بَرکندنِ استبداد توسط انقلاب تودهای) اعلام میشد. طبعاً چشماندازهایی چنین رهاییبخش و آرمانگرا، بهناگزیر، دخالت گسترده «اراده» ی افراد باایمان و انقلابی را الزامی میکرد تا دستگاه رهبری و زعامتِ انقلابهای تودهای بتواند جایگاه تاریخی خود را بازآفرینی و تثبیت کند. به همین سبب در آن دوره، بیانیههای اعتراضی اکثر سازمانهای انقلابی، جنبشهای اجتماعی و احزاب سیاسی (مذهبی و سکولار) همپای ضربآهنگ شورانگیز گفتمانهای ناجیمحور و با تأثیرپذیری ژرف – و قصدناشده – از فرهنگ اقتدارپرور جامعه، بر لزوم انقلاب قهری – و ملزومات جبری و رادیکال آن – تأکید داشت، در نتیجه، متن آن بیانیهها، با چیدمانِ آمرانه واژهها و لحنی اخطارآمیز، تهییجی و کوبنده نوشته میشد. یعنی لحنی تند و ناشکیبا و سرشار از هتکِ «دیگری» به قصد نفی ریشهای جبهه مقابل! به همین سبب، متنها غالباً به واژههای قهرآمیز و حرمتشکنانه، عبارات کلی و شعاری، و احکام قطعی در توجیه «محو کامل حریف از نقشه جهان» آمیخته بودند.
با وجود این سابقه و سنتِ ستبر (حاکمیت بیرقیب نظام آمرانه واژهها) اما به تدریج در ساختار روابط خانوادگیِ کلمات و چیدمان مرسوم واژهها، رویکردی تازه نضج گرفت، و اکثر قریببهاتفاق متنها و بیانیههای اعتراضی سبزها، از خرداد ۱۳۸۸ بهاینسو، با این رویکرد تازه تدوین و انتشار یافته است؛ رویکرد معتدل و متفاوتی که هر چند ریشه و سابقهاش در لحن اعتدالی و انتخابِ پُروسواس کلماتِ بیانیههای برخی متألهان و مجتهدان طراز اول در طول هزار سال حیات حوزههای علمیه در ایران و عراق و سوریه قابل ردیابی بود اما طلیعۀ دیگرباره و روزآمدِ آن عمدتاً از دوم خرداد ۱۳۷۶ و حضور سیدمحمدخاتمی در نهاد ریاست جمهوری، نمودار شد. در فضای سیاسی-اجتماعی سالهای دهه هفتاد خورشیدی، این رویکرد تازه به ویژه در نظم نشانهها و ترکیببندی واژگانِ بیانیههای اغلبِ نهادهای جامعه مدنی و خردهجنبشهای اجتماعی (از جمله جنبش زنان) نیز جلوه پُرفروغی داشت.
فضای اجتماعی معتدلِ دوره موسوم به سازندگی برای رشد بطئی سازمانهای مردمنهاد، همچنین فضای بهنسبت باز سیاسی در دوره ریاست جمهوری سیدمحمدخاتمی در مجموع سبب شد که فعالان دفتر تحکیم وحدت و دیگر رهبران جنبش دانشجویی نیز از لحن معتاد و روال مرسوم (عتاب و کوبشِ تمامیتِ حریف، و به قول معروف «سنتِ چکشینویسی بیانیهها») به تدریج فاصله بگیرند. این فرآیند ادامه داشت تا سرانجام از خرداد ۱۳۸۸ بهاینسو، آرام، آرام در افکار عمومی حق اهلیت کسب کرد و بالاخره سنت بیانیهنویسی سیاسی در ایران گام بلندی به سوی تثبیت موقعیت تازهاش برداشت. برای نمونه اگر بخواهیم متن بیانیههای هجدهگانه مهندس میرحسین موسوی را از این منظر بررسیم احتمالاً با لحن، زاویه دید، و نظم واژگانیِ متفاوتی – نسبت به سنت مرسوم بیانیهنویسی – مواجه خواهیم شد. این بیانیهها هر چند که اغلب با مخاطب قرار دادن «مردم» آغاز میشوند (۲۷۲ بار واژه مردم در متن بیانیهها به کار رفته است) اما خواننده در عین حال با حضور مؤثر واژهها، نشانهها، تمهیدات، و فاصلهگرفتنِ آگاهانۀ متن از نظام معتادِ سخن و «کلیگویی»های انهدامی و رایجِ بیانیههای سنتی نسبت به نفس قدرت، مواجه است. همچنین متن با انتخاب مسیری که بیشتر به راه رفتن روی لبه تیغ شباهت دارد بر نظم نشانهها و واژگانی که بر واقعیتِ تجربههای مدنی معاصر استوار است تکیه میکند و سرانجام موفق میشود که نگاه و حس مسئولیت مخاطب را به سوی جامعه و سرنوشتِ گروههای مشخص (گروههای اجتماعی و صنفی مشخص از جمله: کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، روزنامهنگاران، اقلیتهای قومی و مذهبی، استادان، روحانیان، کارآفرینان، بازاریان، و…) سوق دهد.
نکته دیگری که در ساختمان متن جلب نظر میکند استفاده از صناعت ترکیبِ واژههای کلیدی است یعنی چیدمان متفاوتِ کُدها و «کلماتِ پایه» (کلماتی دارای بار معنایی گستردهتر از حوزه سیاست و قدرت) که آگاهانه و عامدانه از پیرنگِ سیاسی آلوده به تقابلهای دوتایی رایج (ما «فرشته» ایم و طرف مقابلمان «اهریمن») نیز فاصله میگیرد. این نظاموارۀ سخن همچنین بر نقاط حساسی در بطن تجربههای وجودی «مخاطب» (ادراک فردی او از تجربههای زیستۀ اجتماعی، اخلاقی و معرفتیاش) انگشت میگذارد و همهنگام، ناخودآگاه جمعی ما خوانندگان ایرانی را نیز به غلیان وامیدارد. این نکات و مواردی از این دست، ویژگیهای کمتر دیدهشده در متن است که در مجموع باعث شده هم در زاویهدید و لحن، و هم در انتخاب واژهها و ضربآهنگ روایت، نسبت به بیانیههای کلاسیک، تفاوت معناداری ایجاد شود.
آرایش و مفصلبندیِ کلیدواژههای بهکار رفته در متن بیانیهها نیز همهنگام با برخی واژهها و سخنهای تازه – تازه به معنای کاربردشان در بیانیهای سیاسی – آراسته شده است، برای نمونه، واژههایی همچون: «ارتباط دلها»، «مدارا»، «همدردی»، «تکثر راههای خداوند»، «صبر»، «معنویت»، «خردجمعی»، «خلاقیت مردمی»، «سرمایه اجتماعی»، «احیای اخلاق»، «پرهیز از خشونت»، «مذاکره»، «تعامل با دنیا»، «حقوق شهروندی»، «عقلانیت دینی»، «وحدت ملی»، «پذیرش تفاوتها»، «قلب مؤمن خانه خداست که برای همه جا دارد»، «میراث تمدنی»، «حریم خصوصی»، «جنسیت»، «برابری»، «حق مدنی»، «حق زیستن»، «حق شنیدن»، «حق برگزیدن»، «حق اشتباهکردن»، «حق بزرگ بودن»، «حقوق بشر»، «ارزشهای جهانی»، و… از آن دست واژهها و سخنانی هستند که به منظور برونرفت از بحران و احیای مجدد معنا، در متن بیانیهها تصریح شده است. به کار گرفتن این حد از رواداری در نظم و نثر بیانیههای سیاسی آن هم در منطقه ما که هیولای خشونت به جاناش افتاده و هستی اجتماعیاش را به تاراج میبَرد طبعاً ناشی از آیندهنگری و تعهد عمیق به منافع ملی است. گفتن ندارد که طی هفتاد سال اخیر، واژههایی از این دست، به ندرت در متنهای سنتی بیانیهها (بیانیههای سیاسی اپوزیسیون) آمده است؛ اگر هم به کار رفته باشد احتمالاً به دلیل تبعیت از سنت ستبر بیانیهنویسی، اغلب، ملاک و مبنایی برای عمل سیاسی (و نیز دستمایهای برای گذر از بحرانِ معنا و احیای مکارم اخلاق) قرار نگرفتهاند.
به کمک تکنولوژی کامپیوتری به راحتی میتوان شمارگان «تقریبی» دفعاتی که این نوعِ خاص از واژهها در متن به کار رفتهاند را مشخص کرد مثلاً واژه «راههای خدا» ۵ بار. واژه «پرهیز از خشونت» ۶ بار. واژه «مسالمتآمیز» ۱۹ بار، و واژه «شهروندان» ۶ بار در متن تکرار شدهاند. واژه «عدالت و برابری» نیز ۲۸ بار تصریح شده است. همچنین واژههایی مانند: «آزادی» ۵۳ بار. «قانون اساسی» ۴۱ بار. واژه «اسلام» (اسلام رحمانی، متن اسلام، انقلاب اسلامی، اسلامی-ایرانی، هویت اسلامی، جمهوری اسلامی) در مجموع ۱۰۱ بار. واژه «ایران» ۶۴ بار. واژه «هویت» (هویت ملی، هویت ایرانی، هویت اسلامی) در مجموع ۲۶ بار. واژه «دانشجویان و جوانان» ۲۲ بار. واژه «قانون» (قانونگرایی، رفتار قانونی، اجتماعات قانونی، التزام به قانون اساسی) در مجموع ۹۲ بار. واژه «خرد جمعی» ۶ بار. واژه «کرامت انسانی» ۱۲ بار. واژه «عقلانیت» ۵ بار. واژه «حقوق بشر» ۳ بار. واژه «حقوق اقلیتها» ۴ بار. واژه «جنبش دانشجویی» (و حرکتهای دانشجویی) ۱۰ بار. واژه «مذاکره و تعامل» ۱۱ بار. واژه «جنسیت» ۴ بار. واژه «زنان» (حقوق زنان، جنبش زنان، و…) ۸ بار. واژه «اعتماد مردم» ۷ بار. واژه «صبر و استقامت» ۷ بار. واژه «مدنی» (مبارزه مدنی، سازوکارهای مدنی، نهادهای جامعه مدنی) در مجموع ۱۱ بار، و واژه «فضای ارتباطی» (ارتباط میان هستههای جامعه، ارتباط مؤثر با یکدیگر، راهحلهای ارتباطی جدید، ارتباط با مردم) در مجموع ۸ بار در متن تکرار شدهاند. لازم به توضیح است که در این یادداشت مختصر، از آوردن آن دسته از واژههایی که فقط یک بار در متن بهکار رفتهاند، صرفنظر شده است.
سخن پایانی: در پایان این یادداشت کوتاه و شتابزده، با استناد به حضور برخی واژههای کلیدی و تعداد دفعاتی که در متن بیانیهها تکرار شدهاند [واژه «اسلام» ۱۰۱ بار، «قانون» و «قانون اساسی» ۹۲ بار، «ایران» ۶۴ بار، «آزادی» ۵۳ بار، «عدالت» ۲۳ بار، «مسالمتآمیز» ۱۹ بار، «صبر و استقامت» ۷ بار] این امکان برای خواننده به وجود میآید که برداشت شخصی و خاص خود را از متن، قرارداد کند و با احتیاط نتیجه بگیرد که: کلانپیرنگِ متن بر قرائت رحمانی از اسلام شکل گرفته و پیستون نظم واژگانیاش نیز بر «قانونگرایی» (با عنایت به اصول مصرح قانون اساسی) و مشارکت دستهجمعی شهروندان برای بسط آزادی و عدالت – به ویژه با رعایت حقوق مخالفان – استوار شده است. معماری بومی نظم گفتمانی بیانیهها نیز که طبعاً با پسزمینهای آمیخته به ارزشهای ملی، و دلبستگیهای ایرانی همراه است مشخص میکند که شیوۀ بسط آزادی و عدالت در ایران و جهانِ امروز، فعالیتی مدنی و مسالمتآمیز است که صبر و استقامت و خلاقیت مردمی از اجزای لاینفک آن به شمار میرود.













