سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نیاز مبرم سوریه به حضور و ایفای نقش «دیپلمات‌های مدافع حرم»...
» خط مقدم «جبهه مقاومت» باید به سیاستمداران کاردان سپرده شود، نه نظامیان

نیاز مبرم سوریه به حضور و ایفای نقش «دیپلمات‌های مدافع حرم»

چکیده :در بحبوحه خبرهای مربوط به حمله هواپیماهای روسیه، رسانه های بین المللی از کشته شدن سرداران ایرانی در سوریه خبر می دهند و همزمان، سپاه شهادت نیروهای جان برکف خود را اعلام می کند و وعده انتقام می دهد. ماههاست که تقریبا هر روز صداوسیما از فتوحات جدید ارتش سوریه خبر می دهد، اما هنوز بخش اعظم خاک سوریه فتح نشده است. اگر این نظامی گری ها نتوانسته بحران سوریه را چاره کند، راه حل چیست؟...


کلمه – گروه دیپلماسی: این روزها رسانه های بین المللی در میان خبرهای مربوط به حمله هواپیماهای روسیه به سوریه، اسامی سرداران سپاهی ایرانی را نیز منتشر می کنند و از کشته شدن آنها خبر می دهند. همزمان، سپاه از شهادت نیروهای جان برکف خبر می دهد و به انتقام تهدید می کند. در کنار این ها، ماههاست که تقریبا هر روز اخبار صداوسیما از فتوحات جدید ارتش سوریه و متحدانش خبر می دهد، با این حال هنوز بخش اعظم خاک سوریه به دست نیروهای بشار اسد فتح نشده است.

تنها چند روز پس از حادثه ای که برای سردار همدانی در سوریه رخ داد، نام دو تن دیگر از سرداران سپاه نیز به عنوان شهدای ایرانی مدافع حرم منتشر شد: فرشاد حسونی زاده فرمانده اسبق تیپ صابرین سپاه و حمید مختاربند معروف به «ابوزهرا» مسئول سابق ستاد تیپ یکم حضرت حجت اهواز.

یگان تکاور صابرین به گردانی از نیروی زمینی سپاه پاسداران اطلاق می‌شود که جهت انجام عملیات‌های ویژه در محدوده جغرافیای ایران بنیان‌گذاری شده‌است.

در اطلاعیه ای که سپاه پاسداران برای رسانه ها ارسال کرده، آمده است: روابط عمومی کل سپاه با صدور اطلاعیه ای از شهادت سرهنگ پاسدار فرشاد حسونی زاده و سرهنگ پاسدار حمید مختاربند از مدافعان حرم در حین انجام مأموریت مستشاری و کمک به ارتش و رزمندگان مقاومت اسلامی سوریه خبر داد.

روز گذشته هم رسانه های داخلی نوشته بودند که این دو فرمانده خوزستانی سپاه در جریان درگیری با گروهک های تروریستی در سوریه شهید شده اند.

پیش از این، رسانه های غیررسمی با حساسیت بیشتری اسامی نیروهای ایرانی یا وابسته به ایران را که در جنگ با گروه های تکفیری و مخالفان مسلح بشار اسد جان خود را از دست داده بودند، منتشر می کردند. اما این روزها کار به انتشار اسامی فرماندهانی در عالی ترین سطوح رسیده است.

اخبار مربوط به تلفات جنگی سپاه در عالی ترین سطوح، در حالی منتشر می شود که بارها و بارها طرف های درگیر در سوریه بر این موضوع که راه حل بحران سوریه سیاسی است و نه نظامی تاکید کرده اند. اما عملا اختلافات منطقه ای، سوریه را به محلی برای جنگ نیابتی همسایگان، از روسیه تا ترکیه و عربستان، تبدیل کرده است.

همزمان با انتشار اخبار مربوط به فرماندهان ایرانی، اخبار مشابهی درباره دو فرمانده نظامی از ارتش سوریه و حزب الله لبنان نیز منتشر شد. ابتدا گفته شد که «حسن حسین الحاج» ملقب به «ابو محمد الاقلیم» یا «حاج ماهر» از فرماندهان ارشد حزب الله در نبرد با تروریست های تکفیری در استان «حماه» سوریه شهید شده و پس از او خبر شهادت «مهدی حسن عبید» ملقب به «حاج ابو رضا» که او نیز یکی از فرماندهان حزب الله بود، فاش شد.

رسانه های مرتبط با نهادهای نظامی از جمله سپاه گزارش داده اند که نیروهای مقاومت در روزهای اخیر عملیات بزرگی را در منطقه سهل الغاب در استان «حماه» سوریه آغاز کرده اند که تاکنون این عملیات با پیشروی گسترده نیروهای مقاومت همراه بوده است.

اما تعداد بالای فرماندهان نظامی که در این مدت قربانی جنگ (یا به تعبیر رسانه های سپاه: عملیات مستشاری) شده اند، نشان می دهد که واقعیت با آنچه رسانه های مرتبط و صدا و سیمای ایران تبلیغ می کنند، متفاوت است و دست کم بدون شک می توان گفت جنگ مغلوبه ای در کار نیست.

به نظر می رسد برخلاف تصورات القایی رسانه های حکومتی در ایران، داعش قدرت کمی ندارد و قطعا از پشتیبانی منطقه ای برخوردار است. از همین روست که به جرات می توان گفت سپردن بحران سوریه به دست نظامیان تنها به میلیتاریزه شدن بیشتر منطقه و دامن زدن به اختلافات می انجامد.

کارشناسان معتقدند اولین نتیجه انجام حملات جدید و گسترده توسط نیروهای سپاه پاسداران و حزب الله لبنان تحریک کشورهای مخالف اسد یعنی عربستان سعودی و ترکیه است. پس از وقوع بهار عربی دو قطبی شیعه و سنی و نیز اختلافات قومی- قبیله ای پررنگ تر از قبل شده است. ترس و توهم کشور های منطقه ای و تحریک آنها به ارسال سلاح و تجهیزات بیشتر برای تروریست های داعش منجر خواهد شد.

یکی دیگر از عوامل نگرانی عربستان و ترکیه، توافق هسته ای ایران با غرب است این دو کشور به خوبی می دانند که با ورود ایران به مناسبات جهانی به حاشیه رانده خواهند شد. به خصوص عربستان پس از ۳۵ سال همپیمانی با آمریکا می داند که موقعیت متزلزلی پیدا خواهد کرد. عربستان تلاش زیادی کرد تا بتواند در میانه گفتگو های هسته ای ایران با غرب وارد شده و از حصول توافق جلوگیری کند. تا جایی که به اعتقاد ناظران، موضعی که سیاستمداران عرب در این مدت علیه ایران گرفتند تفاوت چندانی با مواضع تند روهای اسرائیلی نداشت.

خاورمیانه به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، همچون دیگی جوشان است؛ دیگی که سال هاست خشک و تر را با هم می سوزاند. قربانیان اصلی رقابت های منطقه ای این روزها مردمان بی گناهی هستند که از عراق و سوریه و یمن به اروپا مهاجرت می کنند. و نیز تمدن سوریه که میلیون ها مردمی که سرزمین خود، امنیت خود و رفاه خود را از دست دادند و به آزادی و دموکراسی هم نرسیدند.

تجربه چند سال ها جنگ و خون ریزی، بدون اینکه هیچ یک از طرفین بتواند بر دیگری پیروز شود، نشان می دهد که نظامی گری راه حل نیست. نظامیان، هرقدر هم سلحشور و جان بر کف، از عهده حل بحرانی که از ابتدا سیاسی بود و اگر خردی در کار بود می توانست به روش سیاسی هم حل شود، بر نمی آیند.

آیا برای بازگشت صلح و امنیت به خاورمیانه، راه حلی جز سیاست ورزی و دیپلماسی می توان متصور بود؟ آیا وقت آن نرسیده که همانند موضوع هسته ای، در اینجا نیز کار به کاردان سپرده شود و به جای سرداران سپاه، مردان وزارت خارجه وارد عرصه شوند تا شاید در مذاکراتی دیگر از جنس لوزان و وین، دیگر طرفدار درگیر را هم به عقلانیت و تدبیر و زمین گذاشتن سلاح ها و پایان دادن به جنگ نیابتی دعوت کنند؟

حتی اگر بگویند داعش هم زبانی جز سلاح نمی فهمد، آیا نباید ابتدا در جبهه های دیگر با سلاح دیپلماسی به تقویت نیرو پرداخت؟ وقتی می بینیم «نظامیان مدافع حرم» نتوانستند کار را به سرانجام برسانند، آیا نباید «دیپلمات های مدافع حرم» را به کمک آنها فرستاد؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.