سیاست ایران هراسی اسرائیل
چکیده :در زمانی که میبینیم اسرائیل برای پیشبرد استراتژی ایران هراسی خود آگاهانه تلاش میکند چرا افرادی ناآگاهانه به این رژیم جعلی در رسیدن به هدفش کمک میکنند؟ اسرائیل حتی در بخش سینمایی و رسانهای نفوذ کرده و ایران را با آلمان نازی قیاس میکند و فیلمهایی میسازند تا عامه مردم را در جهان به این باور برسانند که باید از ایران ترسید. ایهود بارک میگفت: «از ترس ایران ما نمیتوانیم با آسایش بخوابیم» این گزارهها و جملاتی از این قبیل که از سوی صهیونیستها مطرح میشود نباید باد در سر بعضی اندازد که ما آنچنان قدرتمندیم که اسرائیل به وحشت افتاده است! در واقع آنسوی قضیه باورندان این غلط در افکار عمومی است که ایران خطرناک است و منطق در میانشان حاکم نیست و باید از او هراسید!...
کلمه – علیرضا کفایی:
به نام خدا
روی آوردن اسرائیل به استراتژی ایران هراسی و پیشبرد و گسترش آن منافع زیادی را از نظر سیاسی و اقتصادی برای این رژیم تامین میکند و لایههای تو بر تو و پیچیده آن بسیار زیرکانه و به نحوی اقناعی و واقعی خود را در نظرگاه مردم و دولتهای منطقه و صاحبنظران جهانی و جهانیان و سازمان ملل به نمایش در آورده است و دلایل قوی بر آن اقامه میکند.
اسرائیل ضمن اینکه بطور واضح ایران هراسی را عنوان و دنبال میکند اما به شکلی این استراتژی را تثبیت شده در نگاه جهانیان قلمداد کرده و عملیات روانی و ایضایی و ایذائی دیگری را برای عمق بخشیدن و استواتر کردن این استراتژی مطرح و پیگیری و از این طریق خود را اثبات کرده و محق نشان میدهد. تصور و برداشت عامه مردم در سرتاسر جهان در پس شانتاژهای رسانهای و تبلیغات گسترده و حرفهای صهیونیزم بین الملل کمتر به سوی توطئه و دامی که رژیم اسرائیل گسترانیده است میرود. مردم بیشتر آنچه را که اتفاق میافتد و یا در حال انجام است میبینند و به نقشه و برنامه ریزیها توجه خاصی ندارند، آنان اخبار میخوانند، تحلیل هم اگر میکنند مبتنی بر ارزیابیها و تحلیلهای کنترل شده و هدایت کننده است. اغلب سیاسیون هم در چارچوبهای جناحی و حزبی قضایا را بررسی میکنند و یا اگر هم مستقل باشند نهایتاً با رسیدن به اینکه استراتژی رژیم صهیونیستی ایران هراسی است قانع میشوند و تحلیل خود را بر اهداف این رژیم از این استراتژی مبتنی میکنند و کوشش آنان مصروف به تحلیلی خواهد شد که از قبل اسرائیل طراحی کرده و به پیشبرد برنامه اسرائیل کمک خواهد کرد.
اینکه یک سیاستمدار به این نتیجه برسد که اسرائیل تصمیم دارد ایران هراسی را در جهان نهادینه سازد و تحلیل کند که توطئه شوم اسرائیل را کشف کرده است و راهکار برای مقابله ارائه دهد خطایی است که گرفتار شدن به آن دلخواه صهیونیزم و نیز آمریکا است. بدتر آنکه راهکار را هم اعلام میکنند که اگر درست هم باشد در واقع دشمن را هشیار کرده تا تدبیر دیگری بیندیشد. از این هم بدتر آنکه افرادی به خود اجازه دهند با تحلیل ناقص و یا خطا در برداشتها سخنانی بر زبان آورند که به اثبات نظر اسرائیل بینجامد و متاسفانه این مورد اخیر هزینه زا و فاجعه آمیز و بسیار خطرناک است زیرا هم اثبات رژیم جعلی اسرائیل است و هم اثبات سیاستهای اسرائیل مبنی بر ایران هراسی.
مطرح کردن موضوع هولوکاست و تهدید اسرائیل به نابودی به کجا انجامید؟ آیا موجب خسارت و ایجاد هزینههای سیاسی و انزوای بیشتر ایران نشد؟ در واقع موضع افراط گرایانه احمدینژاد باعث شد ایران بعنوان خطر و تهدیدی جهانی فرض شود و موجبات خشنودی اسرائیل را فراهم آورد. احمدینژاد نه تنها از نظر اقتصادی ایران را به عقب برگرداند و سبب تحریم و فجایع اقتصادی شد که از نظر سیاسی ایران را در دنیا تنها و منزوی نمود و اسرائیل را بدون آنکه زحمتی به خود بدهد بر حق نشان داد.
وقتی که فردی از شورای انقلاب فرهنگی در نماز جمعه در همسویی با دولتهای نهم و دهم و سیاست بازی احمدینژاد اعلام میکند که باید یک لشکر صد هزار نفری به قارهها اعزام کنیم آیا کمک به ایران هراسی نیست؟ آیا اظهارت حمید بقایی معاون احمدینژاد که اکنون در زندان بسر میبرد در کنفرانس «ایران پل پیروزی» که گفته بود: «دولت امپراطوری عثمانی صد سال قبل علیه گروهی از ارمنیها نسل کشی کرد» کمک به ایران هراسی نیست؟ وقتی افراد و گروههایی به سفارتخانهها حمله ور میشوند ایران هراسی را تشدید نمیکنند؟
وقتی آقای طائب بدون مطالعه و بدون آگاهی و فقط برای اینکه حرفی زده باشد و به عواقب سخن خود واقف نیست و میگوید «سوریه استان سی و پنجم ایران است و حفظ سوریه برای ما از خوزستان مهمتر است» آیا علاوه بر اینکه ایرانیان عرب زبان کشور را دل چرکین میکند موجب ترس عربهای منطقه نمیشود؟ و کمک به ایران هراسی نیست؟
وقتی آقای جنتی در نماز جمعه بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیتها و بدون رعایت اخلاق درگذشت پادشاه عربستان را تبریک میگوید آیا اثبات استراتژی ایران هراسی از سوی اسرائیل نیست؟
آیا سخنان آقای یونسی در همایش هویت ایرانی که «امپراطوری ایران به پایتختی بغداد مانند گذشته در طول تاریخ احیاء شده است. بغداد مانند گذشته حوزه تمدنی، فرهنگی و هویتی ماست…. جغرافیای ایران و عراق قابل تجزیه نیست و فرهنگمان غیر قابل تفکیک است…. تمام منطقه خاورمیانه ایران است و تمام ملتهای منطقه بخشی از ایران هستند و ما خواهان تاسیس اتحادیه ایران در منطقه هستیم.» هر چند بعدها تصحیح کردند و گفتند که برداشت اشتباه از سخنان وی شده است آیا کمک به ایران هراسی نیست؟
مواردی از این قبیل کم نیست که افرادی بعنوان سیاستمدار و یا در جایگاه حاکمیتی و از موضع قدرت بر زبان میآورند و متاسفانه نادانسته در زمین اسرائیل بازی میکنند. لازم نیست و نباید اجازه داده شود هر کس با اندکی دریافت سیاسی بدون تعقل و تأمل هر چه خواست بر زبان آورد و بعنوان موضع سیاسی کشور به دیگران عرضه و القا نماید. سیاست ورزی و تحلیل سیاسی راه و روش خاص خود را دارد و حتماً باید ناظر بر منافع ملی باشد. هر کس در حیطه مسئولیت خود نظر دهد نه اینکه یک فرد در همه امور خود را کارشناس بداند، در زمینه ادبیات و نظم و نثر، در امور فرهنگی در تاریخ در فلسفه در هنر در تعلیم و تربیت در……. صاحب نظر شود که میبینیم برخی همه فن حریفند و جز خسارت به بار نمیآورند. نتیجه در این مورد خاص همان خواهد شد که اسرائیل ماهی خود را از آب میگیرد.!
در زمانی که میبینیم اسرائیل برای پیشبرد استراتژی ایران هراسی خود آگاهانه تلاش میکند چرا افرادی ناآگاهانه به این رژیم جعلی در رسیدن به هدفش کمک میکنند؟ اسرائیل حتی در بخش سینمایی و رسانهای نفوذ کرده و ایران را با آلمان نازی قیاس میکند و فیلمهایی میسازند تا عامه مردم را در جهان به این باور برسانند که باید از ایران ترسید. ایهود بارک میگفت: «از ترس ایران ما نمیتوانیم با آسایش بخوابیم» این گزارهها و جملاتی از این قبیل که از سوی صهیونیستها مطرح میشود نباید باد در سر بعضی اندازد که ما آنچنان قدرتمندیم که اسرائیل به وحشت افتاده است! در واقع آنسوی قضیه باورندان این غلط در افکار عمومی است که ایران خطرناک است و منطق در میانشان حاکم نیست و باید از او هراسید!
جمهوری اسلامی ایران بر اساس ارزشهای دینی و انقلابی و اعتقادی خود را موظف به جانبداری از مظلومان جهان میداند و بطور خاص مبارزات مردم مظلوم فلسطین و مجاهدان لبنان را مورد حمایت دارد و این بخودی خود آمریکا و اسرائیل و برخی از اعراب منطقه را بر میآشوبد و ضمن اینکه باید از این سیاست دفاع کرد و به حمایت از فلسطین و دیگر مظلومان ادامه داد و از سویی رژیم اشغالگر اسرائیل دریافته است که ایران وجود دو دولت را در سرزمین فلسطین نمیپذیرد و معتقد است که اسرائیل رژیمی جعلی و غاصب است اما باید ظریف و اصولی این سیاست را دنبال کرد و بهانه به دست اسرائیل و هم پیمانانش نداد. باید حتماً و فوراً سیاستی اتخاذ کرد تا اسرائیل منزوی شود و نتواند ایران هراسی را در منطقه و جهان نهادینه نماید.
از ۹۲ به این سو با آمدن دولت روحانی و اتخاذ تصمیمات عاقلانه و مدبرانه و دیپلماسی فعال مبتنی بر نگرشها و روشهای اصلاح طلبانه و رسیدن به توافق در زمینه هستهای و برنامه جامع اقدام مشترک خوشبختانه این اسرائیل بود که بازی را واگذار کرد و در روابطش با آمریکا به مشکل برخورد کرد هرچند این روابط بازسازی خواهد شد و شاید نقشههای جدیدی طراحی کرده باشند و یا خواهند کرد اما لااقل اثبات شد که ایران سیاست صلح و مدارای با جهان را بر اساس باور دینی دنبال میکند بر خلاف دولتهای نهم و دهم که در رابطه با جهان حماقت محض بود.
تبلیغ ایران هراسی از سوی اسرائیل لایه زیرینی دارد که اس و اساس تفکر اسرائیل و سردمدارنش بر آن استوار است و آن هم اسلام و تشیع است که واقعاً آنها را به وحشت انداخته است لذا به هر نحو ممکن سعی میکنند با جا انداختن استراتژی خود مبنی بر ایران هراسی در واقع از گسترش اسلام راستین و تشیع جلوگیری نمایند.
آمریکا و سربازش اسرائیل به این نتیجه رسیدهاند که خطر بزرگ برای آنها گسترش اسلام در جهان است و میدانند که مستقیماً نخواهند توانست با دین و مذهب عامه مردم روبرو شده و برخورد کنند پس برای از میان برداشتن این حریف و با مطالعات بسیاری که سالها اندیشمندان و نظریه پردازانشان در اسلامشناسی داشتهاند و فرهنگها و تمدنها را مورد بررسی و ارزیابی قرار دادهاند روشهایی را اتخاذ کرده تا زیرکانه اسلام را خشن و ویرانگر معرفی نمایند.
از ایران هراسی فقط هراس از ایران را مد نظر ندارند بلکه اسلام هراسی و شیعه ترسی را در برنامه خود تدوین کردهاند. تاسیس طالبان و داعش و گروههای تروریستی به نام اسلام و وارد میدان کردن ذخیره خود یعنی وهابیت سعودی را بعنوان یک کشور به اصطلاح قدرتمند اسلامی در کشتار و بیرحمی و ویرانگری و ناامن کردن منطقه و به جان هم انداختن مسلمانان و ترویج و تبلیغ جنگ میان شیعه وسنی در راستای همین سیاست اسلام هراسی تعریف میشود. از اینروست که میگوئیم باید با اندیشه و تعقل و تدبر و با تبلیغ رحمانیت اسلام و دقت در سخن و تفسیر و تحلیل و با استراتژی مشخص و پایدار و با نگرش اصلاح طلبانه با جهان تعامل کنیم و این نباشد که هر کس خود را کارشناس همه امور بداند و از تریبونهای رسمی و مذهبی هر چه ما فی الضمیر خود است بیرون بریزد و عرض خود برده و زحمت برای همه مردم ایجاد کند که در دولتهای احمدینژاد و در افکار همسویان و حامیانش امروزه هم تراوش میکند و جز هیجان و غوغا و لاابالیگری سیاسی نیست که نیست.
امیدواریم فرشته عقل بر ابلیس نفس غلبه نماید و آرامش و آسودگی در پرتو تعالیم عالیه اسلام سایه گستر جامعه زخم خورده و پناه مردم رنج دیده گردد.
بعون الله و المنه













