سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » درگذشت محمد ایوب کاظمی، زندانی سیاسی سابق و شاگرد آیت‌الله منتظری...
» جرم من این است که بله‌قربان‌گو نیستم و می‌خواهم فقط خدا را بپرستم

درگذشت محمد ایوب کاظمی، زندانی سیاسی سابق و شاگرد آیت‌الله منتظری

چکیده :محمد ایوب کاظمی، زندانی سیاسی سابق و از شاگردان آیت‌الله منتظری، درگذشت. او چند ماه قبل در واکنش به احضارش به دادگاه ویژه روحانیت، نوشته بود: جرم من این است که از کسی جز خدا واهمه ای ندارم؛ جرم من این است که بله قربان گوی کسی نیستم و می خواهم فقط خدا را بپرستم؛ جرم من این است که معیارهای دین را، فقط برای متشرعین می گویم و معیارهای غیر دینی را بر نمی تابم؛ جرم من این است که نان را به نرخ روز نمی خورم و از دین فروشان متنفرم....


حجت الاسلام محمد ایوب کاظمی، زندانی سیاسی سابق و از شاگردان آیت‌الله منتظری، بر اثر عارضه قلبی درگذشت.

به گزارش کلمه، کاظمی که در سالهای ۸۸ و ۸۹ به علت آثار و اشعار انتقادی خود بازداشت و به ۲۷ ماه زندان محکوم شده بود، پس از آزادی از زندان هم بارها به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد و تا دو ماه آخر حیات وی هم این احضارها ادامه داشت.

حجت الاسلام کاظمی از زمستان ۱۳۸۸ برای مدت حدود یک سال در زندان بود. او اردیبهشت ماه امسال در یادداشتی با اشاره به پرونده سازی جدید دادگاه ویژه برای خود، به محتوای پرونده قبلی اشاره کرد و در این باره نوشت: «سرودن ۱۰۰۰ بیت شعر در مورد افتضاحات احمدی نژاد و دیگر مسایل جانبی آن و … برای هر بیت شعر یک روز زندان بریدند و …»

وی که بالغ بر ۲۵ سال سابقه تدریس در آموزش و پرورش داشت و دارای مدرک دکترای تعلیم و تربیت بود، پس از آزادی از زندان ممنوع التدریس شد. او در واکنش به پرونده سازی های دادگاه ویژه روحانیت، نوشت: «بنده در دادگاه هیچ نخواهم گفت و تقاضای وکیل تسخیری و یا اعتضادی می کنم؛ اگر تا قیامت هم مرا به دادگاه بخواهند، همین کار را خواهم کرد و جز سکوت نخواهند شنید تا همه بدانند که این دادگاه چه شیوه ای ظالمانه ای در پیش گرفته است…»

کاظمی از شاگردان برجسته آیت الله منتظری بود که تا پایان عمر هم به مشی و مرام آن مرجع فقید پایبند ماند. او حتی در ماههای اخیر که بار دیگر به رفت و برگشت های پیاپی به دادگاه ویژه مشغول بود، همزمان در محافل مختلف و شبکه های اجتماعی مجازی در جهت تبلیغ مذهبی و مقابله با جریان تحجر فعالیت داشت.

این روحانی سبزاندیش در یادداشتی از رای خود به میرحسین موسوی و ماندگاری خود بر این رای و حمایت از جنبش سبز تاکید کرده بود و در یادداشت دیگری با عنوان «جرم من چیست» نوشته بود:

اگر دفاع از آرمانهای انقلاب و مردم گناه است، من خطاکارم و گرنه، خطاکار آنهایی هستند که اقتصاد، فرهنگ، حیثیت و آبروی کشور و انقلاب را بر باد دادند و هم اکنون آزادانه و طلبکار می گردند! جرم من این است که در مقابل جفاهایی که بر ملت و دین می رود، نمی توانم ساکت بمانم.

جرم من این است که از کسی جز خدا واهمه ای ندارم؛ جرم من این است که بله قربان گوی کسی نیستم و می خواهم فقط خدا را بپرستم؛ جرم من این است که معیارهای دین را، فقط برای متشرعین می گویم و معیارهای غیر دینی را بر نمی تابم؛ جرم من این است که نان را به نرخ روز نمی خورم و از دین فروشان متنفرم؛ جرم من این است که بز اخفش نیستم.

جرم من این است که سودای حسینی در سر دارم؛ جرم من این است که فریاد علوی در گلو دارم؛ جرم من این است که جان بر کف گرفته ام برای رفتن در طریقی که اولیای دینم رفته اند.

جرم من این است که بر ناهنجاری ها بی شکیبم؛ جرم من این است که افراطیون خشونت طلب و دستپاچگان سیاسی را به باد انتقاد و افشاگری می گیرم؛ جرم من این است که مدعیان دروغگو را افشا می کنم؛ جرمم این است که بر نمی تابم که حق الناس زیر چکمه جاهلان نابود شود.

جرمم این است که دینم را به دنیایم نمی فروشم؛ جرمم این است که فریب کاران جاهل و پر ادعا را سر جای خودشان می نشانم؛ جرم من این است که دغلکاران دین خوار را از تباهی دین بر حذر می دارم و …

و اکنون آماده مجازاتم! هر مجازاتی که صاحبان قدرت برایم تعیین کنند؛ آری! آماده پرداخت سنگین ترین بها برای دفاع از دین و آیین و مردمم هستم؛ قبل از این هم سه هفته در انفرادی و یک سال در زندان بوده ام؛ بنا بر این با این مقوله زیاد هم نا آشنا نیستم.

من در دهه آخر زندگی ام به سر می برم و آرزوهای جوانی را گذرانده ام؛ اما تا نفس آخر از آرمانهای شهدا و مردم نجیب ایران و مکتب حیاتبخش اسلام ناب محمدی ص جانانه دفاع خواهم کرد.

همگان را توصیه می کنم به حفظ و حراست از آرمانهای معنوی ملت و مبارزه با هر نوع کج اندیشی و افراطگری و خشکه مقدسی که نام بلند مکتب اسلام را در اذهان مشوه می کند؛ در طول تاریخ، کج اندیشان پر ادعا بزرگترین مانع تعالی دین و معنویت بوده اند، آنانی که به اسم دین سر دین را می بریدند!

عزیزان! دیر یا زود، ابرهای تیره جهالت و مبهم اندیشی به کناری می رود و خورشید تابناک اسلام ناب چهره می نماید و همه دلها را منور می سازد، با صبر و پایداری و عزمی جازم در صراط مستقیم انسانیت و اسلام ناب بمانید که خدا با شماست و صبح نزدیک است!

بی تردید همه صحنه های تلخ و شیرین زندگی، بخشی از سرنوشت ماست و آنچه پا بر جا و جاودان می ماند، برای خدا بودن و برای خدا کار کردن و برای خدا اندیشیدن است.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.