سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » جانبازان؛ سند زنده هویت ساز دفاع مقدس‎...

جانبازان؛ سند زنده هویت ساز دفاع مقدس‎

چکیده :در کشور، مجموعا ۵۴۸ هزار و ۴۹۹ جانباز داریم که از این تعداد ۵۱۷ نفر جانباز شیمیایی شدید، ۱۶ هزار و ۴۸۶ نفر شیمیایی متوسط و ۴۲ هزار و ۹۳۵ نفر شیمیایی خفیف هستند. همچنین تعداد ۲ هزار و ۱۲۳ جانباز قطع نخاعی و ۳۲هزار جانباز ترور در کل کشور داریم....


روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی نوشت:

هرگاه نام جانباز و صفت جانبازی بر زبان‌ها جاری و در افکار مرور می‌شود،‌ واژه‌ها به سمت از خودگذشتگی یک نفر یا گروهی برای جمعی بزرگتر و در مفهوم عام آن برای یک مکتب و ملت هجوم می‌برند. اگرچه این ویژگی می‌تواند فراگیرتر شود و هر فردی برای دیگری و هر گروهی برای گروهی دیگر، این روحیه را داشته باشد؛ تا هویت بسیار با ارزش جانباز با کسب تجربه بسیار با ارزش دفاع مقدس چه بسا در مقیاس کوچکتر در جامعه عمومیت ‌یابد که بسیار ارزنده می‌شود و برای یک ملت با تضمین رفع بسیاری از مشکلات فرهنگی و اقتصادی، جاودانگی پدید می‌آورد.

براین اساس صفت جانبازی می‌تواند برای آحاد ملت و مسئولان و یا در هر صنف و لباسی هم پدیدار شود، آن دانشمندی که برای بهبود شرایط علمی، سلامت و رفاه عموم فکر و کار خود را تمام و کمال در اختیار همه قرار می‌دهد، نیروهای انتظامی، امنیتی، اقتصادی و حتی سیاسی هم می‌تواند به این مقام برسند، چرا که جانبازن ما موجوداتی فرازمینی و از اقصای دور نبودند و آدمهایی که جزوی از خود ما بودند که در حرکت و همت خود ایمان، تعهد، تقوا، عزم، اراده، خلوص، صفا، صداقت و مقاومت، صبر و شکیبایی، نوعدوستی و خیراندیشی، آرمانخواهی و عدالتخواهی داشتند.

جانباز در این راه، محافظ تمامی ارزش‌های متعالی و انسان ساز بود. کسی که برای کمک به یک مکتب و ملت، جسم و روح خود را آماج حوادث و رخ‌دادهای مبارزه در این راه قرار داد و تا مرز شهادت پیش رفت، اما به تقدیر الهی راضی شد و جسم مجروح و ناقص خود را به مقام صبر مزین ساخت تا علاوه بر ثواب مجاهدان در راه خدا، به مقام صابران که از برجسته‌ترین مقامات اخلاق محسوب می‌شود هم نایل شود. که شد و بیش از سه دهه نمونه‌های فراوانی از چنین آدمهایی را در کنار خود داریم، اگر چه بسیاری از وقت‌ها هم، متوجه آنها نبودیم. کسانی که آرام و بی‌صدا از کنار ما گذشتند و به قافله شهدا پیوستند.

البته جانبازی برای بسیاری از مردم کشورمان طمانینه و آرامش هم هست چون واژه صبر و صبوری را در برابر مشکلات از آنها آموختند و این که ملت ایران در رسیدن به اهداف و آرمان‌های خود تا این سطح صبر نموده، درس‌هایی بر گرفته از مقام جانبازان عزیز و بزرگوار است.

به موازات آن عطر حضور جانبازان در جامعه اقتدار و سربلندی هم با خود دارد، چرا که باعث شد تا روحیه ایثار و جانبازی در جامعه نمودی عینی‌تر و ملموس پیدا کند و این راه به گونه‌ای آشکار و روشن است که این ویژگی ناب و انسان‌ساز، تاکنون توانسته به بسیاری دیگراز افراد جامعه ما و به ویژه نسل جوان و نوجوان هم منتقل شود.

این روزها که هفته دفاع مقدس نامیده می‌شود، زنده نگه داشتن یاد جانبازان در کنار شهدا و سایر ایثارگران وظیفه همه است از کسانی یاد کنیم که طی ۳۵ سال گذشته با جسم مجروح خود صبر کردند و یا جانبازان اعصاب و روانی که برای مقابله با بیماری سخت و سخت علاج و یا بی‌علاج ناشی از موج انفجار، عمری را خود و خانواده‌شان باید برای مواجهه با همه مشکلات ناشی از آن صبر کنند و دم فرو بندند.

با این تعریف ما در کشور، مجموعا ۵۴۸ هزار و ۴۹۹ جانباز داریم که از این تعداد ۵۱۷ نفر جانباز شیمیایی شدید، ۱۶ هزار و ۴۸۶ نفر شیمیایی متوسط و ۴۲ هزار و ۹۳۵ نفر شیمیایی خفیف هستند. همچنین تعداد ۲ هزار و ۱۲۳ جانباز قطع نخاعی و ۳۲هزار جانباز ترور در کل کشور داریم.

علاوه بر این، تعداد جانبازان دو چشم نابینا ۷۰۰ نفر، جانبازان قطع دوپا ۸۰۰ نفر و جانبازان قطع دو دست ۱۵۳ نفر می‌باشند. تعداد جانبازان قطع اندام فوقانی ۲ هزار و ۷۲۳ نفر و تعداد جانبازان قطع اندام تحتانی ۱۱ هزار و ۷۷۶ نفر می‌باشد و حدود ۵ هزار جانباز ویلچر سوار در کل کشور داریم.

همچنین تعداد جانبازان به تفکیک استان‌‌ها در کشور عبارتند از: آذربایجان شرقی۲۲هزار و ۵۷۹ نفر، آذربایجان غربی ۱۸ هزار و ۱۷۶ نفر، اردبیل ۹هزار و ۲۵۷ نفر، اصفهان ۴۸ هزار و ۸۷۵ نفر، البرز ۱۰هزار و ۶۳۵ نفر، ایلام ۱۰هزار و ۸۶۱ نفر، بوشهر ۶هزار و ۲۳۴ نفر، تهران بزرگ ۴۹ هزار و ۲۰۶ نفر، شهرستان‌های استان تهران ۱۹ هزار و ۲۵۶ نفر، چهار محال و بختیاری ۶هزار و ۹۷۴ نفر، خراسان جنوبی ۴هزار و ۱۴۲ نفر، خراسان رضوی ۴۶ هزار و ۸۴۳ نفر، خراسان شمالی ۶هزار و ۹۳۲ نفر، خوزستان ۳۳هزار و ۳۳۱ نفر، زنجان ۶هزار و ۸۹۹نفر، سمنان ۷هزار و ۴۴۷ نفر، سیستان و بلوچستان ۴هزار و ۲۴ نفر، کهگیلویه و بویر احمد ۹هزار و ۱۱۶ نفر، گلستان ۱۲ هزار و ۸۴۱ نفر، گیلان ۲۱ هزار و ۶۸۳ نفر، لرستان ۱۵ هزار و ۴۷۶ نفر، مازندران ۳۱ هزار و ۲۶ نفر، استان مرکزی ۱۳ هزار و ۹۱۶ نفر، قم ۱۱هزار و ۳۲۰نفر، کردستان ۸هزار و ۸۳۹ نفر، کرمان ۱۸ هزار و ۴۸۵ نفر، کرمانشاه ۱۹ هزا رو ۸۰۵ نفر، فارس ۳۸ هزار و ۵۴۸ نفر، قزوین ۶ هزار و ۷۸۷ نفر، هرمزگان ۲هزار و ۵۸۱نفر، همدان ۱۶ هزار و ۸۸۳ نفر و یزد ۹هزار و ۵۱۲ نفر.

در این بین ما از مشکلات فراوان این عزیزان در سطح جامعه آگاهیم، از بیکاری فرزندانشان مطلعیم، از بیماری همسران جانبازان به دلیل زندگی یا بیماران اعصاب و روان یا معلولیت جسمی و جابجایی این عزیزان خوب می‌دانیم که خود دچار بیماری جسمی و روحی شدند. به گونه‌ای که اگر از جانبازان بالای ۷۰ درصد که تحت پوشش کامل حمایتی قرار دارند بگذریم، بقیه جانبازان بخصوص از ۲۵ تا ۶۹ درصد با مشکلات فراوان و حتی محرومیت‌های اقتصادی مواجه هستند. و باید پذیرفت جانبازی که قادر نباشد نیازهای رفاهی و اقتصادی خود و خانواده خویش را فراهم سازد، طبیعی است که نمی‌تواند نقش موثر و سازنده‌ای را در جامعه ایفا نماید و هر یک از جانبازان اعم از قطع نخاعی، قطع عضو، شیمیایی، اعصاب و روان و آسیب دیدگان از ناحیه داخلی بدن مشکلات خاص خود را دارند. فراموش نکنیم تبلیغ هویت فرهنگی جانبازان عزیز در هفته مزین به نام دفاع مقدس، ضرورتی است که همواره در جامعه احساس می‌شود و ما به همین منظور با چند نفر از جانبازان عزیز بالای ۷۰ درصد مصاحبه کرده‌ایم تا بخشی از اسوه‌های صبر را بیشتر به مردم و به ویژه نسل جوان معرفی کنیم.

علیرضا عباسی جانباز ۷۰ درصد از استان فارس شهرستان شیراز است که از تفنگداران دریایی بوده. کسی که هنگام خنثی کردن مین، دو دستش قطع و دو چشمش هم کاملا نابینا شد. پای چپش از زانو به پائین هم سه بار پیوند گوشت و پوست خورد. آسیب‌دیدگی جمجمه ۵۰ درصد، افت شنوایی ۵۰ درصد با تعداد فراوانی ترکش در صورت و بدن که مجموعه‌ای سوختگی نیز با خود دارد.

او درباره شیوه حفظ میراث جانبازانی که از همه وجودشان گذشتند تا کشور و یک ملت پایدار بماند می‌گوید: جنگ ما شد گنج ما. در ظاهر این جنگ با ارتش بعث بود اما؛ تقریبا کل دنیا و قدرت‌های بزرگ از شرق کمونیست، تا امریکا و اروپا و کشورهای مرتجع عرب همراه صدام بودند به گونه‌ای از ۱۸ کشور ما اسیر داشتیم. غیر از آن کشورهایی که سلاح، مهمات و پول در اختیار صدام قرار دادند. حتی با امکانات مخابراتی و هواپیماهای جاسوسی، اطلاعات نیروهای ما را در اختیار دشمن قرار می‌دادند.

وی ادامه می‌دهد: رزمندگان ما همانگونه که ۸ سال، نه برای پول، ثروت و نه اسم و رسم، خالصانه جنگیدند تا کشورشان و مردمشان باقی بماند جان خود را در طبق اخلاص قرار دادند. جانبازان نماد مجموعه‌ای از پاکترین نیروهای این مردم هستند که همراهان آنان شهید شدند و آنها در آستانه شهادت ماندند. اگرچه سلامت جسم خود را از دست دادند.

اکنون جانبازانی داریم که بیش از سه دهه صبر و تحمل ناشی از جانبازی در وجودشان نهادینه شده است. ماهم باید مثل آنها عمل کنیم و از شهادت و جانبازی در راه هدف اسلامی و عظمت کشور غفلت نکنیم. نباید بگوئیم که چرا دیگران انجام نمی‌دهند، ما نباید کاری به دیگران داشته باشیم. باید از خود بپرسیم، چکار کردیم؟ هرکس مسئول رفتار خودش است تا در خدمت کشور باشد. هر وقت توانستیم خود را باور کنیم که کاری برای کشور و ملت انجام دهیم، آنوقت است که باید جانبازی خود را قبول کنیم چرا که در وفاداری به این ملت بزرگ پا عقب نگذاشتیم.

عباسی ادامه می‌دهد: جانبازی زمان و مکان ندارد، هر جایی که بتوان در خدمت اعتقادات و باورهای ملت بود و در این راه فداکاری کرد، جانبازی معنی و مفهوم پیدا می‌کند و این راه الان هم باز است چه آن زمان که ۸ سال جنگ نظامی بر کشور ما بوده وچه پس از آن که جنگ‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی به ما تحمیل شد.

احمدرضا غلامی از زاهدان جانباز ۹۵ درصد است که در سال ۱۳۶۹ در درگیری با اشرار و قاچاقچیان موادمخدر به مقام جانبازی نایل و پیشتر نیز در سال ۱۳۶۱ در عملیات کربلای یک در مهران مجروح شده بود؛ او نیز تعریف خود از جانبازی به مقاومت و صابر بودن در مقابل مشکلات و مصائب اشاره می‌کند.

وی می‌افزاید: جانباز در مرحله‌ای با گذشت از جان خود آن را در برابر تیر دشمنان قرار می‌دهد اما؛ چون تمام نمی‌شود با صبر و گذشت خود همه عمر خود را نیز به پای ایثار خود قرار می‌دهد و هر چه می‌بیند آن را با گوشت و پوست خود لمس می‌کند.

این جانباز ۹۵ درصدی که قطع نخاع و قطع عضو می‌باشد، ادامه می‌دهد: من اگر چه جانباز ۹۵ درصد هستم اما حاضرم آن ۵ درصد را نیز در راه اهداف و آرمان‌های کشور و نظام خود فدا کنم تا ملت ایران در آرامش باشند. و دعا کنید این ۵ درصد هم به من هدیه شود و من به مقام شهدا برسم.

غلامی که اصالت زابلی دارد و ساکن زاهدان است، ادامه می‌دهد: دشمنی دشمن هیچگاه برای دین، باورها، اعتقادات ما تمام نمی‌شود. چرا که دشمن همواره در کمین خداباوران است و گاهی چشم طمع در خاک وطن دارد و گاهی دیگر چشم طمع در سلامت جوانانش و سایر مسایل فرهنگی، عقیدتی،سیاسی، اقتصادی و حتی فراسرزمینی دارد، به همین دلیل جانبازی به یک مقطع خاص خلاصه نمی‌شود.

وی که متولد سال ۱۳۴۶ است و چندین ماه سابقه حضور در دفاع مقدس هم دارد و جانباز‌ی‌اش مربوط به پس از جنگ تحمیلی است، ادامه می‌دهد: ازوقتی که خود را شناختم به دفاع از جمهوری اسلامی و خاک پاک ایران پرداختم به گونه‌ا‌ی که سال ۱۳۶۴ در عملیات کربلای یک حضور داشتم و مجروح شدم و آن مجروحیت سطحی بوده است تا این که جنگ با صدام به ظاهر تمام شد ولی اشرار و قاچاقچیان از شرق کشور به ما حمله کردند که برای مقابله با آنها بپا خاستم که در منطقه حصارویه زاهدان لباس رزم پوشیدم و با آنها درگیر شدم و به مقام جانبازی رسیدم.

وی با ذکر یاد شهدا و جانبازان دوران دفاع مقدس ادامه می‌دهد: دفاع مقدس برای همیشه در یاد و خاطره ملت ایران در این عصر و اعصار آینده باقی خواهد ماند، ما جنگ را شروع نکردیم،‌ بلکه به دفاع از سرزمین خود پرداختیم و در این راه بسیاری به مقام شهادت و نیز جانبازی رسیدند و برخی هم ماندند، اما همواره دل در گرو جانبازان و شهدا داشتند و دارند و هر قدمی که برمی‌دارند در راه و مسلک همان شهدا و جانبازان است که باید یاد و خاطره همه آنان را گرامی بداریم.

غلامی که برادر شهید نیز هست، ادامه می‌دهد: وقتی به یاد شهدا می‌افتم باز هم شرمنده آنها می‌شوم که چگونه آنها همه هستی خود را فدای این راه مقدس کردند؛ اما من هنوز به آن مقام نرسیدم تاپاک شوم و طاهر به دیدار پروردگار به مقام رضوان الهی آن جایی که شهدا در آن جای دارند برسم.

نصرالله دهقان جانباز جنگ تحمیلی از شهرستان بهبهان در سال ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی کوشک در شمال خرمشهر به مقام جانبازی نایل شده است.وی که اکنون ۳۳ سال است در مقام صابران قرار دارد،وبه تعبیر خودش تنها می‌تواند نفس بکشد، در توصیف مقام جانبازی می‌گوید: اکنون که انسان‌های عادی هم دچار بیماری‌های مختلف هستند، من و افرادی همانند من که بیش از سه دهه با انواع و اقسام بیماری ناشی از جانبازی دست و پنجه نرم می‌کنیم، بیشتر از ما، همسران ما، جانباز هستند که همه سختی‌ها، زندگی ما را بردوش می‌کشند چراکه مشکلات ما مشکلات خاصی است که در ۳۳ سه سال گذشته نه تنها کم نشده که بیشتر هم شده است.

وی درباره صبر در برابر مشکلات هم می‌گوید: از آن جهت که حین حرکت به سوی جبهه‌ها، هدف ما مشخص و الهی بود، و شهادت نیز برای ما شیرین بود، این مشکلات همچنان برای ما مایه اجر اخروی است و امیدواریم خداوند صبر براین مشکلات را از ما و خانواده ما قبول کند.من اعتقاد دارم که اگر هدف انسان مشخص باشد، درصد تحمل اونیز بالاتر می‌رود و مقاومتر می‌شود.

دهقان می‌افزاید: این‌ها همه به جای خود، وقتی ما خاطرات شهدا را برای خود مرور می‌کنیم،می گویم با همین تن خسته که ۳۳ سال جانبازی را تحمل کرده است همچنان حاضرم همین نفس باقیمانده را درراهی که شهدا رفته اند، تقدیم کنم تا به مقام آنها دست یابم.

وی با اشاره به این که مسئولان در جمهوری اسلامی همواره باید مدیون شهدا و ایثارگران باشند، با ذکر خاطره‌ای از دوران دفاع مقدس می‌افزاید: سال ۶۱ که من در جبهه جانباز شدم بعد از ۴۸ ساعت مرا به اصفهان بردند وهنگامی که دربیمارستان بستری بودم، روزی اطلاع دادند که می‌خواهند ۳۳۰ شهید دفاع مقدس را یکجا تشییع کنند،احساس کردم آوردن این تعداد شهدا سبب پایین آمدن روحیه مردم می‌شود و آن موقع معتقد بودم کار اشتباهی است. در حالیکه چند روز بعد از این مراسم، زمان اعزام نیرو بود که آن را هم از تخت بیمارستان دیدم. بیش از ۳۰۰۰ نیرو برای برزمین نماندن اسلحه آن شهدا به جبهه‌ها اعزام شدند.مسئولان امروز ما مسئولان چنین ملتی هستند که برای حفظ کشور چنین از جان خود مایه گذاشتند.من به نوبه خود از هر مسئولی می‌خواهم، حتی اگر در رده‌های پایین مدیریتی روستایی کاری انجام می‌دهید بدانید که این مسئولیت با جانفشانی شهدا و ایثارگران به دست آنها رسیده است.

*احمدرضا غلامی جانباز ۹۵ درصد و برادر شهید: وقتی به یاد شهدا می‌افتم شرمنده آنها می‌شوم که چگونه آنها همه هستی خود را فدای این راه مقدس کردند، اما من هنوز به آن مقام نرسیدم تاپاک شوم و طاهر به دیدار پروردگار بروم

* نصرالله دهقان که در سال ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی کوشک در شمال خرمشهر به مقام جانبازی نایل شد: افرادی مانند من که بیش از سه دهه با انواع و اقسام بیماری ناشی از جانبازی دست و پنجه نرم می‌کنیم، بیشتر متوجه ایثارگری همسران خود می‌شویم که ۳۳ سال همه سختی‌های زندگی ما را بردوش می‌کشند

*علیرضا عباسی؛ از نمونه جانبازانی است که دو دستش قطع و دو چشمش هم کاملا نابینا است. پای چپش از زانو به پائین با گوشت و پوست پیوندی است، آسیب‌دیدگی جمجمه ۵۰ درصد، افت شنوایی ۵۰ درصد با تعداد فراوانی ترکش در صورت و بدن که مجموعه‌ای سوختگی را نیز با خود دارد!


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.