بازنشر/ ناگفته هایی از هشت سال جنگ تحمیلی در سخنان نخست وزیر دفاع مقدس
چکیده :نخستین باری که میرحسین موسوی، با جزئیات درباره اختلافات نهادهای مختلف حاکمیت در این دوران صحبت کرد، مرداد ماه سال ۸۹ بود: بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هیچ گاه هم میل نداشته ام در این باره صحبت کنم. ولی ظاهرا مجبورم در ادامه این تحریف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که در این میان سهم عمده داشتند، ناگفته های خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه...
با وجود گذشت حدود ۲۷ سال از پایان جنگ تحمیلی، هنوز نقاط مبهم زیادی در مورد تاریخ این جنگ، که یکی از طولانی ترین جنگ های قرن بیستم بود، وجود دارد و در حالی که بخش زیادی از رزمندگان و پرچمداران واقعی دوران دفاع مقدس یا به شهادت رسیده اند و یا فضای آزاد و امنی برای ناگفته های دوران جنگ ندارند، هر از چندی با انتشار سند یا مصاحبه ای زاویه های جدیدی از آن روزها روشن می شود.
نخستین باری که میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران جنگ، با جزئیات درباره اختلافات نهادهای مختلف حاکمیت در این دوران صحبت کرد، مرداد ماه سال ۸۹ بود.
به گزارش کلمه، میرحسین موسوی آن زمان در دیدار با جمعی از اعضای تشکل های سیاسی کرج و در واکنش به مدعیان که فضا را برای عرض اندام خالی می دیدند، گفت: “بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هیچ گاه هم میل نداشته ام در این باره صحبت کنم. ولی ظاهرا مجبورم در ادامه این تحریف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که در این میان سهم عمده داشتند، ناگفته های خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود.”
وی حتی گفت که اگر ناچار شود دلایل استعفای سال ۶۷ خود را نیز برای بیشتر روشن شدن مسائل با مردم در میان می گذارد.
میرحسین موسوی با شرح بخش های کوچکی از سنگ اندازی های انحصارطلبان امروز و منزویان آن روزها هشدار داده بود: شما مرا مجبور می کنید بگویم علی رغم نتیجه درخشان دفاع مقدس … اگر پیوندی قوی تر بین جبهه ها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرح های جنگی و دفاعی کنار نمی گذاشتند نتیجه های بهتری از عملیات گرفته می شد.
در هفته دفاع مقدس و در ایامی که نخست وزیر امام و همسرش در پنجمین سال حصر خانگی خود به سر می برند، مرور بخش هایی از ناگفته های میرحسین موسوی خالی از لطف نیست، تا امکان مقایسه ای منصفانه و عادلانه بین سخنان او و مدعیان بوی باروت نخورده ای که با استفاده تریبون های بیت المال از جنگ و دوران دفاع می گویند فراهم شود.
سخنان میرحسین موسوی را که ۴ مرداد ۸۹ در کلمه منتشر شده بود، باز خوانی می کنیم:
موسوی در بخشی از سخنانش با اشاره به تحریف تاریخ به ویژه تحریف تاریخ انقلاب گفت: «در این زمینه هم بیگانگان و متحدان صدام فعال هستند و هم دولتیان.»
نخست وزیر دفاع مقدس سخنان خود را درباره تحریف تاریخ انقلاب اسلامی به ضمیمههای حجیم روزنامههای دولتی در آستانه ۲۲ خرداد مستند کرد و گفت: ضمیمههایی که در این باره منتشر شدند بهانه خوبی است که جنبش سبز یک بار در کنار همه فعالیتهای خود به صورت واقع بینانهای با تاریخ سی سال گذشته روبرو شود و با تحقیقات مستقل به این مساله بپردازد.
درباره جنگ هنوز لب به سخن نگشودهام ولی ظاهرا گریزی نیست…
میرحسین گفت: «این روزها هم به بهانه سالروز صدور قطعنامه ۵۹۸ که هیچ سالی از آن یاد نمیشد تحریفهای آشکار و برنامه ریزی شدهای درباره تاریخ دفاع مقدس و نقش دولت در آن صورت گرفته است. این روزها عدهای مدعی شدهاند که میخواستند بغداد را فتح کنند و دولت آن زمان مانع آن شده بود. بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکردهام و هیچگاه هم میل نداشتهام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریفها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجستهای که در این میان سهم عمده داشتند ناگفتههای خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود.»
اگر زمان جنگ دولت را در اختیار میگرفتید بر سر کشور همان میآوردید که بر سر اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان آوردید
نخست وزیر دوران دفاع مقدس گفت: «آن وزیر سابقی که خود میداند چگونه به اینجانب تحمیل شد در عین آنکه بیش از همه در جریان سر ریزشدن همه جانبه امکانات دولت به جبههها بود حالا میگوید که اگر امکانات دولت در اختیار جبههها قرار میگرفت ما بغداد را فتح میکردیم. شما باید جمله ایشان را این گونه معنی کنید که اگر دولت در اختیار بنده و دوستانمان قرار میگرفت ما چه فتوحاتی داشتیم. بنده میگویم شما که نمیدانم به تحریک چه کسانی در عرض یک هفته چندین مصاحبه علیه دولتی که در آن کار میکردید انجام دادید اگر دولت را در اختیار میگرفتید بر سر کشور همان میآوردید که در طول مدیریت خود بر سر بیت المال و اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان آوردید.»
فراموش کردهاید که چهار میلیارد از شش میلیارد دلار هزینه جنگ میشد؟
میرحسین موسوی در پاسخ به تحریفهایی که در هفتههای اخیر در باره دفاع مقدس انجام شده، گفت: «من باور نمیکنم که شما فراموش کرده باشید که چهار میلیارد دلار از شش میلیارد دلار در آمد نفتی کشور هزینه جبههها و جنگ میشد و آن دو میلیارد مابقی نیز در حقیقت برا ی حفظ کیان کشور بود که آن هم میتواند در خدمت دفاع مقدس تعبیر شود. شما مرا مجبور میکنید بگویم علیرغم نتیجه درخشان دفاع مقدس که به بهای نثار خونهای بسیار و جانفشانی رزمندگان جان برکف یک سانتیمتر از خاک کشور تقدیم دشمن نشد و این دومین مورد در طول جنگهای کشورمان از زمان فتحعلی شاه تا انقلاب اسلامی بود، اگر پیوندی قویتر بین جبههها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرحهای جنگی و دفاعی کنار نمیگذاشتند نتیجههای بهتری از عملیات گرفته میشد. فتح بغداد با تحویل دولت به چند فرمانده نظامی امکان پذیر نبود. بلکه برای شکست قطعی دشمن لازم بود از همان اول رابطه دولت با اداره عملی جنگ و طراحیهای نظامی قطع نشود که چگونگی قطع این ارتباط داستان دیگری دارد که شاید در فرصتی دیگر به آن بپردازم.»
نخست وزیر امام در دوران دفاع مقدس تاکید کرد: بعد از آنکه به تعبیر این وزیر سابق توپ در میدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت سپرده شد تحولات اساسی در همان مدت کم در جبههها ایجاد شد. بنده به دلایل گوناگونی فعلا فقط به اشاره میگویم که این توپ موقعی به زمین دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهیرنژاد در کمیته پشتیبانی جنگ «زیپ مرزها در حال باز شدن» بود و فاو و جزایر موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعیتی قرار داشتیم که در نخستین جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به ریاست اینجانب تشکیل شد هم جناب رحیم صفوی جانشین فرمانده سپاه و هم جناب حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی در گزارش های خود به اعضای جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنید و تلخ آنکه این اتفاق در حالی رخ میداد که در آن شرایط نیروهای اصلی رزمنده ما در یک نقطه بیاهمیت کردستان در پی گرفتن یک ارتفاع کم اهمیت به نام “شاخ شمران” بودند و فاجعه وقتی بهتر معلوم میشود که حداقل تعدادی از فرماندهان اطلاع داشتند که همین نیروها به دلیل خشک کردن سد “دربندی خان” در معرض دور خوردن از سوی دشمن قرار گرفته بودند.
تن به خواستههای تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید
موسوی در ادامه صحبتهایش به نقش مدیران برحسته در دفاع مقدس اشاره کرد: بنده در آن زمان به این شرط مسوولیت ریاست ستاد فرماندهی کل قوا را قبول کردم که با خود تعدادی از مدیران برجسته و مدیران همکار را در ستاد شرکت بدهم..
یکی از برجستهترین و تاثیر گذارترین آنها آقای بهزاد نبوی بود که میدانیم این روزها چه گرفتاریهایی دارد. تصمیمی که ستاد آن روزها در کنار فرماندهان نظامی و این مدیران برجسته گرفت تغییر اساسی در آرایش جبههها بود و قرار شد که در کمترین زمان ممکن به کمک همه امکانات کشور، نیروهای موجود در کردستان به خوزستان منتقل شوند و با فعالیت استاندار استان خوزستان که همین برادر عزیز و مبارزمان محسن میردامادی بود و سایر مدیران استانی اقداماتی برای مقابله با تهاجم حتمی دشمن صورت گیرد. پیش بینی ستاد درست بود و در فاصله بسیار کمی یکی از شدیدترین حملات از سوی صدام انجام شد و یکی از حماسیترین نبردهای تاریخ دفاع مقدس که با شهادت بسیاری از فرزندان کشورمان قرین بود، اتفاق افتاد و دشمن آن چنان تو دهنی خورد که بعد از آن دیگر نتوانست حملهای را سامان دهد و حداکثر از منافقین حمایت کرد که آن خیانت بزرگ با پشتیبانی نیروهای صدام علیه کشور انجام شد و مردم با مقاومت خود آنها را خرد کردند.
موسوی با اشاره به آنکه قصدش از تعریف این خاطره صرفا دفاع از مظلومیت رزمندگان بینام و نشان، مدیران و جهادگران شجاع و ایثار گر است ادامه داد: این گفتهها برای آن است که بگویم اگر شما واقعا به خون شهدا و تلاش جهاد گران و مقاومت همه جانبه همه ملت و دولت در این جنگ سر نوشت ساز احترام میگذارید و نمیخواهید از حماسه دفاع مقدس برای خود قبایی بدوزید تن به خواستههای تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید.
میر حسین موسوی یادآور شد: بنده در دو دهه گذشته به معلومات مستقیم خود از جنگ بسنده نکردهام و تلاش کردم به اسناد و مدارک و تحلیلهای چاپ شده در این باره نیز رجوع کنم. من همواره محتاط بودهام که فقط به متون رسمی که با نظارت فرماندهان تهیه شده است بسنده نکنم و در کنار این کتابها از نوشتهها و تحلیلهای همه صاحب نظران ازجمله ارتش نیز بهره ببرم. که یکی از بهترین تحلیلها نوشتههای افسر دانشمند و میهن دوست سرهنگ معینی وزیری است که بسیار از آن استفاده کردهام.
اگر ناچار شوم ناگفتههای جنگ را خواهم گفت
وی گفت: این جنگ ناگفتههای فراوان دارد و من ندیدهام که آقای هاشمی به عنوان فرمانده جانشین کل قوا از مشکلاتی که در مورد هماهنگ کردن ارتش و سپاه داشت سخنی گفته باشد. مشکلاتی که به اعتقاد من ربطی به بدنه سپاه و ارتش نداشت و من شاهد بودم که این مشکلات تا چه حد فرساینده بوده است. بعد از سه سال از شروع جنگ به اعتقاد من اشتباهات اساسی در تعیین استراتژیهای جنگی پیش آمد که اعزام نیرو به کردستان یکیاش بود و از آن مهمتر دل بستن به عملیاتهای بزرگ کلاسیک شبیه عملیاتهای دشمن بود که مزایای نسبی ما را در کنار امکانات کشور به شدت تقلیل داد و حدود پنج سال همه امکانات کشور حتی تا حد جمع آوری برف روبها از جادهها و کامیونهای دولتی و حتی مصادره کامیونهای بخش خصوصی و همه ظرفیتهای مالی – صنعتی کشور به کار گرفته میشد اما نتیجه آن شد که همه شاهد بودیم.
موسوی در پایان سخنان خود گفت: ایدهای که این وزیر سابق درباره فتح بغداد مطرح کرد باقیمانده همان دل بستنها به طرحهای کلاسیک جنگی و نتیجه بخش بودن عملیاتهای بزرگ برای شکست دشمنی بود که ماهانه فقط دو میلیارد دلار از همسایههای عرب خود برای جنگیدن با ما باج میگرفت و هنگام ختم جنگ بیش از پنجاه لشگر داشت. این نگاه به جنگ از همان بدو طرح خود در میان رزمندگان مخالفانی داشت و تا جایی که بنده در جریان بودم و در تماسهایی که فرماندهان معترضی چون شهید حاج داوود کریمی با بنده داشتند آنها عملیاتی از جنس نقشههای دوران نخست دفاع مقدس را ترجیح میدادند. و این طرحها با تواناییهای اقتصادی و اجتماعی کشور سازگاری بیشتری داشت و در آینده اگر لازم بشود و به اجبار به این بحثها کشانده شوم موضوع را با بسط بیشتری طرح خواهم کرد.













