سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خاورمیانه در آتش درگیری‌های قومی و قبیله‌ای؛ لزوم پادرمیانی عقلا پس از فاجعه منا...
» آیا متحجران اجازه خواهند داد در ورای نفرت‌پراکنی‌ها، عقلا میدان‌دار شوند؟

خاورمیانه در آتش درگیری‌های قومی و قبیله‌ای؛ لزوم پادرمیانی عقلا پس از فاجعه منا

چکیده :در موقعیت کنونی و پس از وقوع فاجعه منا لزوم ورود و تلاش عقلا و صاحبنظران در ایران و منطقه برای پایان بخشیدن به اختلافات و رفع سوء تفاهمات بیش از هر زمان دیگری به چشم می خورد. در شرایطی که خاورمیانه و خصوصا کشورهای منطقه ای مانند سوریه، عراق و یمن در آتش تحجر و درگیری های قومی و قبیله ای می سوزند لزوم میدان داری و ریش سفیدی عقلا انکار ناپذیر است....


کلمه -زهرا امیری:

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران و عربستان به دو رقیب منطقه ای در خلج فارس تبدیل شدند، این رقابت در سال های اخیر به دلیل سیاست های غلط دولت محمود احمدی نژاد، به اختلافاتی سخت تبدیل شد. در دولت های نهم و دهم روابط ایران با بسیاری از کشور های دنیا مخدوش شد و عربستان سعودی به عنوان یکی از بزرگترین و مهم ترین همسایگان ایران در سرلیست رقبا و مخالفان منطقه ای کشورمان قرار گرفت. ماجرای پرونده هسته ای ایران و ترس سعودی ها از افزایش قدرت نظامی ایران و از سوی دیگر ادعاها و تهدیدهای احمدی نژاد و وزرایش در مورد کشور های منطقه به این ترس ها و اختلافات دامن می زد.

انقلاب هایی که با عنوان بهار عربی در خاورمیانه اتفاق افتاد، شعله رقابت های قومی و دینی را در این منطقه برافروخت و عربستان را نسبت به ایران – کشوری که بیشترین تعداد شیعیان را در خاورمیانه دارد – حساس تر کرد. کار به جایی رسید که در سال ۱۳۹۰ عربستان سعودی ادعا کرد که حکومت ایران قصد داشته عادل الجبیر سفیر این کشور در آمریکا را ترور کند.

این روزها حوادث تلخ منا نیز به فهرست اختلافات ایران با عربستان افزوده شده و به نظر می رسد این آتش زیر خاکستر قابلیت اشتعال بیشتری پیدا کرده است.

دولت ایالات متحده آمریکا پیش از انقلاب روابط خوبی با شاه ایران داشت، اما در طول سی و پنج سال پس از انقلاب اسلامی ایران، روابط میان کشور ما و آمریکا پس از تسخیر سفارت آمریکا، رفته رفته رو به تاریکی گذاشت. در این میان عربستان سعودی به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت منطقه به شریک تجاری و متحد آمریکا تبدیل شد.

اکنون با امضای توافق هسته ای میان ایران و غرب، عربستان سعودی به درستی آگاه است که موقعیت کلیدی خود را در منطقه خلیج فارس از دست داده و ایران به عنوان رقیبی قدرتمند وارد مناسبات تجاری و نفتی منطقه شده است.

عربستان به شدت نگران است که مناسبات ایران و غرب بعد از توافق هسته‌ای بهبود پیدا کند و موقعیت عربستان تضعیف شود. زیرا یکی از مولفه‌های اصلی که عربستان برای بقا به آن فکر می‌کند اتحاد استراتژیک با امریکا است. اگر این اتحاد استراتژیک سست شود و یا لطمه‌ای به آن وارد شود، ممکن است این ساختار دچار آسیب شود. بنابراین در شرایطی که رابطه خوبی با ایران ندارد بهبود رابطه ایران با امریکا برای او نگران‌کننده است.

از سوی دیگر عربستان از اینکه در کشورهایی مانند تونس و مصر حکومتی براساس آراء مردم بر سر کار آمد خوشحال نیست. کشورهایی مانند سوریه و یمن نیز در جریان بهار عربی به صحنه رقابت و جنگ میان اقوام و شیعه و سنی تبدیل شدند.

در یمن که به نوعی حیاط خلوت عربستان سعودی محسوب می شود، قدرت گرفتن حوثی‌های شیعی مذهب که وابسته به ایران قلمداد می شوند، بر ترس سعودی ها افزوده است. عربستان تلاش کرد که با حمله هوایی حوثی‌ها را وادار به تسلیم کند، اما حوثی‌ها در منطقه شمال یمن سابقه طولانی مبارزه و مخالفت با دولت عربستان و دولت حاکم بر یمن را دارند و به راحتی در برابر عربستان تسلیم نشدند.

ایران طی چند سال گذشته در کشورهایی مانند لبنان، بحرین، عراق، سوریه و یمن نفوذ داشته است و اکنون پس از رفع تحریم ها میزان نفوذ ایران و قدرتش در منطقه افزایش چشم گیری خواهد داشت.

به همین دلیل اکثر کشورهای عربی با محوریت عربستان علنا مخالف توافق هسته ای میان ایران و غرب بودند، زیرا عربستان گمان می کند که آمریکا به عنوان یکی از بزرگترین همپیمانانش ریاض را تنها گذاشته و اجازه داده که این کشور به تنهایی با ایرانی که قدرت سیاسی و منطقه ای تبدیل شده رویارو شود.

قطعا حوزه خلیج فارس، منطقه خاورمیانه و حتی کل دنیا وارد مرحله تازه ای شده است؛ مرحله ای که می توان آن را عصر عبور از بحران با ایران نامید. اما توافق هسته ای و کاهش اختلافات ایران با جهان غرب نباید مانع از آن شود که روابط تاریخی ما با کشور های عربی و منطقه ای که وابستگی های دینی نیز با ما دارند، تیره و تار شود.

اگر عربستان سعودی به لحاظ ساختار سیاسی و حقوقی مشکل دارد یا از ساختار متحجر و غیر دموکراتیک سیاسی رنج می برد، ایران و دیگر کشورهای منطقه می توانند با روش های معقول و منطقی برای جبران عقب ماندگی ها به آن یاری برسانند. جامعه بین الملل و کشورهای منطقه، غالبا در یک قایق نشسته اند و غرق شدن یک کشور بزرگ همچون عربستان در نقاط ضعف بزرگ حقوق بشری و سیاسی یا آلوده شدن آن به نظامی گری های قدیمی، خیر و برکتی برای منطقه نخواهد داشت.

در موقعیت کنونی و به خصوص پس از وقوع فاجعه منا لزوم ورود و تلاش عقلا و صاحبنظران در ایران و منطقه برای پایان بخشیدن به اختلافات و رفع سوء تفاهمات بیش از هر زمان دیگری به چشم می خورد. در شرایطی که خاورمیانه و خصوصا کشورهای منطقه ای مانند سوریه، عراق و یمن در آتش تحجر و درگیری های قومی و قبیله ای می سوزند، لزوم میدان داری و ریش سفیدی عقلا انکار ناپذیر است.

حکومت ایران، اگر سعه صدر به خرج دهد و دوباره در دام تنگ نظری های سال های گذشته نیفتد، ظرفیت های بسیاری برای اثرگذاری بر سعودی و دیگر کشورهای عربی برای حرکت در جهت اصلاحات دارد. اما آیا متحجران و تنگ نظران داخلی و خارجی اجازه خواهند داد در ورای معرکه های خشونت و نفرت پراکنی، عقلا میدان دار شوند؟


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.