امروز میدان نبرد جایی دیگر است
چکیده :چگونه است که عده ای بجای تقدیر از شهیدان، از جنگ ستایش میکنند؟ و یا تجلیل از شهیدان را مستمسکی برای رسیدن به اغراض سیاسی و حزبی و جناحی خود میکنند و حتی در تشیع شهدا به کار تبلیغی برای خود مشغول هستند؟ جنگ جز ویرانی ندارد حتی اگر به پیروزی منجر شود. باید پرسید چرا برخی طالب جنگ و خشونت هستند؟ آیا این همان برنامه از پیش طراحی شده دشمن نیست که عده ای را بجای اینکه از صلح و آرامش دفاع کنند به سویی میبرد که تقدیس جنگ میکنند؟ ...
کلمه – علیرضا کفایی:
به نام خدا
جنگ نابرابر هشت ساله که با هماهنگی قدرت های جهانی توسط رژیم بعثی عراق و در ابتدای انقلاب نوپای اسلامی بر مردم ایران تحمیل شد اهداف امپریالیسم و در راس آن آمریکا را برای مقابله با انقلاب و براندازی آن دنبال میکرد. صدام فقط مهرهای بود که بازیچه دست استکبار قرار گرفت و از خود ابتکار عمل نداشت.
استراتژی اولیه جنگ بسیار زیرکانه طراحی شده بود بطوری که علاوه بر براندازی و ساقط کردن جمهوری اسلامی نقشه کشمکش و رویارویی مسلمانان و متاسفانه شیعیان را دو کشور همسایه در نظر داشتند و آنچه به وقوع پیوست نه تنها جنگ در مرزهای جغرافیایی بود بلکه جنگی دیگر میان مذهب هم بود و فقط منحصر به شیعه و سنی نمیشد که شیعه را هم علیه شیعه تحریک و تحریص میکرد و این بدترین و شومترین نوع جنگ است.
هشت سال جنگی بر مردم مسلمان هر دو کشور ایران و عراق تحمیل شد و موجب خسارت های فراوان گردید و فاجعه آمیزترین بخش جنگ نبرد خونین مسلمانان و شیعیان با یکدیگر بود و از هر دو سوی مسلمان کشته میشد و از هر دو سوی منابع و زیر ساختهای کشورهای مسلمان نابود میشد. بحرانهای متعددی که در زمینههای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی در دوران جنگ و پس از آن با تخریب منابع انسانی روی داده و آثار آن همچنان باقی است قابل انکار نیست.
هر چند در عراق با خودکامگی و آلت دست بودن صدام و عدم کنترل و مدیریت وی و نقشههای استعمارگران عراق به ویرانهای تبدیل شد اما باید از دفاع جانانه و مقدس رزمندگان و مدیریت جنگ توسط امام خمینی در آن شرایط نابسامان و غیر قابل پیش بینی تجلیل کرد و فرماندهان سپاه و بسیج و ارتش را ارج نهاد و دست بسیجیان آن روزگاران را بوسید که در عین پایبندی اعتقادی و التزام اخلاقی حماسه آفریدند و نیز مدیریت بیچون و چرای مهندس میرحسین موسوی را در آن دوران پر آشوب که کشور در جبهه داخلی درگیر خودخواهی و نفاق و تروریسم مجاهدین بریده از خلق بودند و در جبهههای جنگ در حال رزم با ابرقدرتها و صدام نمیتوان انکار نمود که با تمهیدات به موقع و مناسب و مدیریت بحران توانست جمهوری اسلامی را از گذرگاهی بسیار دشوار به سلامت عبور دهد.
تاریخ نگاری دوران دفاع مقدس بدون یادآوری و بازگویی مجاهدتهای شهیدان و اسیران و جانبازان، ابتر و ناقص خواهد بود و همینطور بدون در نظر گرفتن رشادت و مدیریت شخصیت هایی که در کوران حوادث تلخ و در زیر بمباران دشمن بعثی فقط و فقط به اعتلای کلمه حق میاندیشیدند و دغدغه عبور از بحران و جنگ را با عزت و سربلندی و پیشرفت و راحتی و آسودگی مردم را در نظر داشتند ممکن نیست و طرحی ناقص و ناقض تاریخ واقعی دفاع مقدس است. نامهایی چون میرحسین موسوی بعنوان نخست وزیر دفاع مقدس و مهدی کروبی در مسولیت بنیاد شهید و جانبازان که مامن و ملجایی برای خانواده شهدا بود از تاریخ حذف نخواهد شد و سعی بیهوده میکنند آنانکه به هر نحوی میخواهند نام این بزرگان حذف شود که یادآوری مرارت و سختیهای روزگاران جنگ با نام موسوی و کروبی و رفسنجانی عجین است. هر ورق از تاریخ دفاع مقدس بدون تردید این نامها را در سرلوحه خود حک نموده است. آدرس اشتباهی دادن یعنی عوض کردن مسیر پیروزی و این یعنی خطایی بزرگ و نابخشودنی.
تجلیل از دفاع مقدس میبایست معطوف به تجلیل از رشادتها و مقاومت ملت باشد نه به ستایش از جنگ و جنگ افروزی تبدیل شود.
آنان که امروز و از پس سالیانی هنوز دلتنگ جنگ هستند و به ستایش از آن میپردازند اگر کمی تامل کنند و بیاد آورند که چه خون هایی ریخته شده و چه بسیار منابعی از دست رفته به این نتیجه خواهند رسید که جنگ نکوهیده است و آبادی و آبادانی و پیشرفت در پرتو صلح و آرامش بدست میآید. فداکاری و جانبازی رزمندگان بیادعا فراموش شدنی نیست و آن شهیدان خدایی نه به جنگ اعتقادی داشتند و نه در پی کشتن و کشتار و جنگ افروزی بودند، بلیهٔ شومی بر کشور تحمیل شد و به دفاع پرداختند و هیچگاه قصد ادامه جنگ را نداشتند و دل در گرو دستورات دینی و تکلیف خود داشتند و به حق به درستی ادا نمودند و صلح و ثبات را در اندیشه الهی خود برای نسلهای فردا به ودیعت نهادند. برخی از کسانی که امروز سینه چاک میکنند و از جنگ سخن میرانند و جغد شوم جنگ را میستایند که در روز واقعه هیچ حضوری نداشتند و اعتراف هم میکردند که توفیق الهی نصیبمان نشد! اما امروز غضب الهی را بر خود نمیبینند و از جنگ و جنگ افروزی استقبال میکنند. اینان در اندیشه رو به سوی تباهی دارند و بر فکر و دل و جان و گوش و چشمشان مهر ابطال انسانیت خورده است و همره شیطان شدهاند و اما شیطان هم فرصت دارد تا اغوا کند ولی مردم و مسولین باید بهوش باشند و دست رد بر سینه نامحرم زنند و مکر آنها را به خودشان بازگردانند.
چگونه است که عده ای بجای تقدیر از شهیدان، از جنگ ستایش میکنند؟ و یا تجلیل از شهیدان را مستمسکی برای رسیدن به اغراض سیاسی و حزبی و جناحی خود میکنند و حتی در تشیع شهدا به کار تبلیغی برای خود مشغول هستند؟
جنگ جز ویرانی ندارد حتی اگر به پیروزی منجر شود. باید پرسید چرا برخی طالب جنگ و خشونت هستند؟ آیا این همان برنامه از پیش طراحی شده دشمن نیست که عده ای را بجای اینکه از صلح و آرامش دفاع کنند به سویی میبرد که تقدیس جنگ میکنند؟
صلح میتواند اضطراب و تنش را از میان برداشته و شرایط و موقعیت مناسب برای شکوفایی استعدادها و پیشرفت کشور مهیا نماید و از دغدغه و رنج مردم بکاهد و آنان را به زندگی امیدوار سازد.
امروز میدان نبرد جایی دیگر است و اصولی آن است که بر طبل جنگ نکوبیم و در میدان رزم فرهنگی با پیش گرفتن راه صلح و دوستی از تهاجم فرهنگی دشمنان جلوگیری نماییم. در کارزار فرهنگی نیازی به موشک و خمپاره و جت و توپ و تانک نیست. در این میدان باید با سلاح خرد و اندیشه پای نهاد و تهاجم فرهنگی را با فرهنگ و مدنیت و با آگاهی یافتن و آگاهی دادن و در محیطی سالم و آسوده و صلح آمیز دفع کرد و اگر در این میدان بر جنگ و آشوب و خشونت اصرار ورزیده شود در میدان فرهنگی موفقیتی حاصل نخواهد آمد.
به امید صلح و دوستی و پرهیز از افراط و تندروی
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
بریده باد نای او و تا ابد
گسسته و شکسته پر و پای او
چه باشد از بلای جنگ صعبتر؟
که کس امان نیابد از بلای او
فنای جنگ خواهم از خدا که شد
بقای خلق بسته در فنای او
زهی کبوتر سپید آشتی
که دل برد سرود جانفزای او
رسید وقت آنکه جغد جنگ را
جدا کنند سر به پیش پای او













