نه به جنگ؛ خواسته مشترک قربانیان جنگ و مادران صلح
چکیده :حمایت از توافق هسته ای، برداشته شدن سایه جنگ از کشور، تلاشهای افراطیون و پافشاری آنها بر کشتار و ویرانی در منطقه، اثرات مخرب ناشی از جنگ و تجربهٔ زیستهٔ آنانی که از خشونت جنگ آسیب دیدهاند؛ روح کلی مراسمی بود که گروه "مادران صلح" به مناسبت روز جهانی صلح، با حضور طیفهای مختلف برگزار کرد. ...
حمایت از توافق هسته ای، برداشته شدن سایه جنگ از کشور، تلاشهای افراطیون و پافشاری آنها بر کشتار و ویرانی در منطقه، اثرات مخرب ناشی از جنگ و تجربهٔ زیستهٔ آنانی که از خشونت جنگ آسیب دیدهاند؛ روح کلی مراسمی بود که گروه “مادران صلح” به مناسبت روز جهانی صلح، با حضور طیفهای مختلف برگزار کرد.
سیام شهریور، روز جهانی صلح است و به همین مناسبت سالنی کوچک در غرب تهران، مهمانان مراسم صلح را در خود جای داده؛ صندلیها پر هستند و تعدادی از شرکت کنندگان جایی برای نشستن ندارند. گوشه و کنار هم پیامهایی در ارتباط با موضوع صلح به چشم میخورد: “مشارکت همه برای صلح، کرامت انسانی برای همه”، “صلح مراقبت میخواهد”.. حاضران این مراسم هم از طیفهای مختلفی هستند؛ کسانی که در جست و جوی صلح، در فرایند خشونت قرار گرفتهاند. زنانی همچون پروین فهمیمی و شهناز اکملی که فرزندان خود را در اتفاقات و حوادث سال 88 از دست دادند؛ فرزندانی همچون آسیه باکری که جنگ هشت ساله، پدرانشان را از آنها گرفته، کسانی که تحت خشونت جنگ، جسم و جانشان به مخاطره افتاده و تعدادی از خانواده زندانیان سیاسی و کسانی که به تازگی از زندان آزاد شدهاند. گروههای مختلفی که در جست و جوی صلحاند در زمانه ای که بوی خشونت از بوی صلح قوی تر است.
ابوالفضل درخشنده، نویسنده و جانباز شیمیایی، اولین سخنران است. کتابهای اشک نسل سوم، غربت، قرارمون ساعت عشق، قصه بی انتها، گمشدة تخریبچی دوران، عنوان برخی از کتابهای اوست.
اولین جملههای این نویسنده گلایه آمیز است و نقدی بر جایگاهی که اکنون مفهوم جانبازی و جنابازان در کشور دارند: “لباسهای ما را دریدهاند، به جای ما دارند حرف میزنند، به جای ما و با لباس ما دارند کارهایی میکنند که ما شرمساریم و ما نه تنها میراث دار شهیدان نشدیم که گویی میراث خوارشان شدیم.” و در ادامه صلح را از منظر حوزه تخصصی خود یعنی ادبیات بررسی میکند.
فاطمه راکعی، نماینده مجلس ششم و شاعر هم در سخنانش از “برجام” سخن میگوید و از توافق هسته ای اخیر خشنود است.
سختیهای زندگی یک فرزند شهید
اما آسیه باکری، فرزند شهید حمید باکری از تجربهٔ خود میگوید، به عنوان دختر شهیدی که در یازده ماهگی پدرش را به خاطر جنگ از دست داده و سایه خشونت جنگ هیچگاه از زندگی این دختر دست برنداشته است. او بارها تاکید میکند که در جنگ مادران و کودکان بیش از همه لطمه میخورند.
او به سختیهایی که مادرش در طول این سالها کشیده اشاره میکند و با بغضی در گلو حرف می زند: “مادرم با ناجوانمردیهای یک جامعه مردسالار مواجه بود. او را مورد خشونتهای کلامی زیادی قرار دادند. دیگر دلم نمیخواهد جنگی رخ دهد. وقتی که زمان احمدی نژاد بحث جنگ جدی شده بود هر شب کابوس میدیدم. حتی یک درصد هم دلم نمیخواست جنگی دوباره رخ دهد. دلم نمیخواهد دوباره بچه ای بدون پدر بزرگ شود و هیچ زنی بدون همسرش زندگی کند.”
آسیه باکری میگوید اسمهای شهیدانی را که در قابهای روی دیوارهای شهر میبینیم آن چیزی نیست که در زندگی واقعی خانواده شهیدان رخ میدهد. او از زندگی نکردهاش میگوید و اینکه حکومت از نام آنها استفادههای دیگری میکند.
او خطاب به مادران سهراب اعرابی و مصطفی کریم بیگی که در جریانات سال 88 پسران شان را از دست دادند میگوید: “من شرمنده این مادران هستم. قرار نبود انتخابات سال 88 اینگونه شود.”
آسیه بارها تاکید میکند که با وجود صلح، دنیا جای بهتری است برای زیستن: “اگر دنیا دست زنان باشد شاید به خاطر حس مادریشان و اینکه حاضر نیستند بچه ای آسیب ببیند دنیای بهتری میبود.”
شیوا دولت آبادی، روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی هم با وجود مریض احوالی، کوتاه درباره اثرات روانی خشونت جنگ میگوید: “دلم با صلح است. دلم با مادران صلح است. دلم میتپد برای هرجایی که جنگ هست. خواب از چشمانم میبرد. هیچ جنگی برنده ندارد. از منظر روان شناسی نیز چند نسل بعد از جنگ هم تحت تأثیر خشونت جنگ هستند.” به گفته او صلح فاصله کوچکی است بین جنگها و بشر به خاطر لذت جویی، زیاده طلبی و حرص و آز جنگها را گسترش میدهد.
او هم معتقد است شاید اگر زنان قدرت داشتند جنگ کمتری رخ میداد.
مادران صلح همواره به جنگ نه می گویند
نسرین فرهومند از دیگر اعضای گروه مادران صلح شعری میخواند و سیمین ممدوح نیز پیشینه ای از فعالیتهای مادران صلح میگوید. گروهی که در سال 1386 اعلام موجودیت کرد و در مقاطع مختلف و اتفاقات مربوط به جنگ موضعشان را اعلام کردند. به تحریم و جنگ نه گفتند و با نوشتن نامه به مقامهای بین المللی و سازمان ملل از پیامدهای تحریمها گفتند.
اما سالهای 90 و 89 از سختترین سالهای گروه مادران صلح بود و پر از شهادت، سهراب فرزند مادر صلح پروین فهیمی و بعد شهادت هاله سحابی که خود از مادران صلح بود. انتشار نامه ای سرگشاده به هیات مذاکره کننده بعد از توافق ایران و کشورهای 1+5 یکی از آخرین کنشهای این گروه است.
همسران زندانیان سیاسی
روزها و سالهای پس از انتخابات 88 یکی از دشوارترین لحظات برای فخرالسادات محتمشی پور است. او که در این سالها همسرش مصطفی تاج زاده را هر هفته پشت میلههای زندان ملاقات میکند و از نزدیک با فرایند خشونت دست به گریبان است؛ همواره برای صلح تلاش میکند. او در این جلسه از آخرین وضعیت همسرش میگوید.
همچنین پرستو سرمدی به همراه کودک خردسالش در میان حاضران نشسته او نیز همسر روزنامه نگارش در حبس است و همسر عبدالفتاح سلطانی نیز به عنوان سخنران پشت تریبون میرود و از همسر دربندش میگوید و در ادامه از معلمهای زندانی ای میگوید که در آستانه گشایش مدارس روزها را با نام این معلمها نام گذاری کنیم.
همچنین بیانیهٔ امسال مادران صلح نیز در این مراسم توزیع شد. در بخشی از این بیانیه آمده است: “امسال روز جهانی صلح را در شرایطی برگزار میکنیم که از یک سو افراطیون در منطقه بر خشونت و جنگ پای میفشارند و کشتار و ویرانی، آوارگی بر مردم منطقه تحمیل میکنند. از سوی دیگر شاهد تلاشهای بی وقفه صلح طلبان ایران و سراسر جهان هستیم که کوشیدند با دیپلماسی و گفتمان صلح به توافقی جهانی دست یابند و امید دستیابی به صلح پایدار در قلب مردم ایران و منطقه شکوفا کنند.”
منبع: کانون زنان ایرانی/ فریده غائب













