دبيركل شورای عالی آموزش و پرورش: معلمها هم مانند ديگر مردم گاهی به زندان ميافتند
چکیده :در حالی هر روز شاهد بازداشت معلمان و فعالان فرهنگی در کشور هستیم، مهدي نويد ادهم، دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش با تقلیل دادن موضوع اعتراض ها و بازداشت معلمان به مباحث مالی، از پاسخ درباره ی وظیفه ی آموزش و پرورش در این باره سر باز می زند....
کلمه – گروه خبر: در حالی هر روز شاهد بازداشت معلمان و فعالان فرهنگی در کشور هستیم، مهدي نويد ادهم، دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش با تقلیل دادن موضوع اعتراض ها و بازداشت معلمان به مباحث مالی، از پاسخ درباره ی وظیفه ی آموزش و پرورش در این باره سر باز می زند.
نوید ادهم در گفت و گو با روزنامه اعتماد در پاسخ به سوالی درباره ی اعتراضات اخیر معلمان می گوید که معلمها قشر فهميده و فرهيختهاي هستند و خيلي از معلمان ديگر هم مشكلات مالي دارند اما در اين حركتها شركت نكردهاند. وی همچنین در برابر سوال های مکرر خبرنگار درباره ی معلمان زندانی طفره رفته و در نهایت می گوید ممکن است دو تا معلم در جاده هم تصادف کنند، این ربطی به قشر فرهنگی ندارد.
دبیرشورای عالی آموزش و پرورش در نهایت بازداشت معلمان را به “دلایل امنیتی” پذیرفته و می گوید هيچ كدام از مسوولان نظامي و امنيتي دلشان نميخواهد حرمت معلمان شكسته شود و اگر مواردي هم پيش آمده اميدواريم هرچه زودتر مرتفع شود.
چند ماه است كه وزير و معاونانش در مناسبتهاي مختلف از طرح رتبهبندی معلمان به عنوان برگ برندهاي نام ميبرند كه قرار است از هفته آينده تغييراتي را در وضعيت معلمان ايجاد كند تا شايد پرونده اعتراضات معلمان كه در نيمه دوم سال گذشته و نيمه اول سال جاري بارها خبرساز شد، بسته شود. در اين ميان تعدادی از معلمان هنوز در بازداشت به سر ميبرند و علياصغر فاني هفته گذشته در جمع خبرنگاران ابراز اميدواري كرد كه همكارانش «با شروع سال تحصيلي آزاد شوند.» سال تحصيلي جديد از راه ميرسد اما مطالبات قديمي معلمان بر جاي خود باقي است.
به گزارش کلمه، سخنان این مدیر وزارت آموزش و پرورش در حالی بیان می شود که در آستانه ماه مهر و آغاز سال تحصیلی جدید شاهد موجی از بازداشت ها در کانون صنفی معلمان از سوی نهادهای امنیتی هستیم، روز نهم شهریور ماه محمدرضا نیکنژاد و مهدی بهلولی، پانزدهم شهریور ماه محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان و صبح روز 28 شهریور نیز سیدمنصور موسوی از معلمان و فعالان عرصه رسانه، بازداشت شدند.
این در حالی است که محمدرضا نیکنژاد و مهدی بهلولی پیش از دستگیری، با فانی وزیر آموزش و پرورش دیدار داشتهاند؛ همچنین محمود بهشتی لنگرودی یک روز پیش از بازداشت طی دیداری با محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت به بیان مشکلات معلمان پرداخته بود و در مجموع به این نتیجه رسیدند که نوبخت دیدار های منظم هفتگی با اعضای کانون صنفی داشته باشد.
از سوی دیگر رسول بداقی، اسماعیل عبدی و علی اکبر باغانی از گذشته همچنان در زندان بسر می برند. و روز ۵ شنبه گزارش شد که رسول بداقی که در تاریخ ۱۳ مرداد ماه، شش سال حبس بدون مرخصی اش به پایان رسیده و طی ماه های گذشته در بازداشت موقت در بازداشتگاه دو الف به سر می برد، با ۳ سال محکومیت جدید از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب مواجه شد.
گفت و گوی مهدی نوید ادهم با روزنامه «اعتماد» را با هم می خوانیم:
بخشي از بدنه فرهنگيان معتقدند كه طرح رتبهبندي آنگونه كه بايد، پاسخگوي نيازهاي اين قشر نيست و بيشتر ترجيح ميدهند كه مانند نظام مهندسي و نظام پزشكي جايي باشد كه اختيار و آزادي عمل بيشتري برايشان وجود داشته باشد. در مقابل اين گفته چه دفاعي از رتبهبندي ميتوان كرد؟
امروز سند تحول بنيادين، سند مادري است كه تمام فعاليتهاي آموزش و پرورش بايد حول محور آن برنامهريزي، سياستگذاري و اجرا شود. در سند تحول دو حسن از اين منظر وجود دارد؛ اول طراحي و استقرار سيستم سنجش صلاحيت حرفهاي معلمان و دوم طراحي و استقرار نظام رتبهبندي معلمان. اين دو به هم وابسته هستند در سنجش صلاحيت حرفهاي صلاحيت و توانايي معلمان در دورههاي زماني خاص سنجيده ميشود هم در بدو ورود و هم بر اساس پيشبينيهاي اوليه ما هر پنج سال يكبار كساني كه به گونههاي مختلف سعي در ارتقاي توانايي خود دارند از امتياز بيشتري برخوردار شوند، دوم اينكه متاثر از رتبهبندي معلمان است يعني اگر معلمي تلاش و پژوهش بيشتري كرد و براي بچهها وقت بيشتري گذاشت رتبه برتر ميگيرد و مابهازاي اين رتبه از حقوق و مزاياي بيشتري هم برخوردار ميشود. اين دو طرح با اين ديد در حال تنظيم هستند كه رتبهبندي مراحل آخرش را طي ميكند و اميدواريم كه در آغاز سال تحصيلي اجرايي شود. دولت محترم هم با وجود مشكلات و تنگناهاي مالي كه داشت اعتبارات مورد نياز اين طرح را اختصاص داده است تا از مهر ماه براي شش ماه دوم سال اجرايي شود. براي سال آينده هم كه تامين اعتبار شده. ما در شروع راه هستيم همانگونه كه ميدانيد سند تحول بنيادين يك سند استراتژيك براي وزارت آموزش و پرورش است و ذيل سند چشمانداز بيستساله كشور قرار ميگيرد. احكام ١٣١ گام سندبايد در طول زمان اجرا شود و نميشود انتظار داشت كه يكشبه محقق شوند. خوشبختانه نقشه راه سند هم رونمايي شده است. نقشه راه تقدم و تاخر و زمانبندي اجراي احكام را مشخص ميكند كه گامي است به سوي جلو تا زمينه اجراي مناسبتر سند فراهم شود.
بحث ديگر اعتراض معلمان به نابرابري ميان آموزش و پرورش با ساير دستگاههاي دولتي است. دولت يازدهم براي رفع اين نابرابري چه قدمي برداشته؟
كسريهاي آموزش و پرورش و نابرابريهاي موجود در حقوق معلمان يك شبه اجرا نشده كه يك شبه درمان شود. ساليان سال اينها روي هم انباشته شدهاند و براي همين زمان ميبرد تا جبران شود. دولت از منظر خودش نگاه ميكند و ميگويد من حقوق را افزايش دادهام و درست هم ميگويد: چون به ساير دستگاهها ٧٠ تا ٨٠ درصد بودجه تخصيص داده و به آموزش و پرورش ١١٠ درصد پس اگر از اين منظر نگاه كنيم حرف دولت درست است. اما وقتي نياز معلمان و ميزان حقوقشان را ميبينيم، متوجه ميشويم كه حداقل با دستگاههاي مشابه دولتي فاصله دارد. از نظر خود بودجههاي آموزش و پرورش هم اين كسري مضاعف و مزمن است، وقتي يك دستگاهي بالاي ٩٧ درصد اعتباراتش صرف حقوق كاركنان ميشود ديگر بودجهاي براي طراحي و برنامهريزي دارد. بارها شاهد بودهايد كه مديران ما از تامين اعتبار براي هزينه آب و برق مدارس نگرانند و مينالند. اين هست كه بايد زمان بدهيم و ما اميدواريم كه در برنامه ششم توسعه آموزش و پرورش در اولويت اعتبارات دولتي قرار بگيرد تا مشكلات كاستيهاي مزمن را بتوانيم جبران كنيم.
اما در كوتاهمدت هم مطالباتي وجود دارد، در چند ماه گذشته اعتراضات و تجمع سكوت معلمان بارها خبرساز شده، براي رسيدگي به اين درخواستها چه ميكنيد؟
معلمها قشر فهميده و فرهيختهاي هستند، شرايط كشور را درك ميكنند و تاكنون هم همراهي كردهاند. در مورد اعتراضات هم كه ميفرماييد بايد بگويم خيلي از معلمان ديگر هم مشكلات مالي دارند اما در اين حركتها شركت نكردهاند به اين دليل كه شرايط دولت را درك ميكنند و البته همه اينها به اين معنا نيست كه دولت و مجلس نبايد وظايف خود را انجام دهند. همچنان كه متوليان امر تخصيص اعتبارات دولتي مدعي هستند كه امكاناتي را براي آموزش و پرورش و فرهنگيان فراهم آوردهاند اما انتظار ما و معلمان اين است كه توجه بيشتري به اين امر شود. ما هم از نابرابريها و تفاوتها رنج ميبريم و اميدواريم كه اين قشر فرهيختهاي كه همواره مدافع دولت بوده و هست، همواره همراه انقلاب بوده و خواهد بود مشكلات معيشتياش به حداقل برسد و بتواند زندگي خوبي را داشته باشد و با نشاط بيشتري سر كلاسهاي درس حاضر شوند. عدد و رقمها نشان ميدهند كه درصد رشد بودجه آموزش و پرورش و حقوق معلمان نسبت به دستگاههاي ديگر بهتر بوده اما هنوز به حد مطلوب نرسيده است.
معاون حقوقي وزارت آموزش و پرورش از وجود تعدادي معلم زنداني خبر داد. سيستم حمايتي آموزش و پرورش تا كجا اجازه پيگيري مسائل معلمان را دارد؟
اين نوع مسائل در همه دستگاهها وجود دارد يك مشكل اجتماعي است نه صنفي. اين جمله مشكلات براي آحاد مردم به وجود ميآيد بخشي از آنها هم خب طبعا معلم هستند.
يكي از مشاوران وزير در گفتوگو با ما گفت چون معلم هستند وزير آموزش و پرورش شخصا اقدام كرده است.
بله من گاهي گله كردهام كه گاهي در اين جادهها تصادف پيش ميآيد اما تا دو تا معلم تصادف كنند عنوان شغليشان ذكر ميشود. اين به قشر ربطي ندارد. معلمها هم مانند ديگر مردم به دليل مشكلات مالي گاهي به زندان ميافتند. از آنجايي كه اين موضوع براي وزارت آموزش و پرورش اهميت دارد و مسووليتي كه در جهت حمايت از معلمان براي خودش قايل است، وزير تدابيري را اتخاذ كرده است تا با استفاده از منابع دولتي و كمكهاي خيرين بتوانند بخشي از مشكلات معلمان عزيز را كاهش دهند. اين كمك دستگاهي نيست و در تمام اقشار هست.
زندانيان صنفي چطور كه الان در مطالبات هم اسمشان مطرح ميشود و فرهنگيان خواستار آزادي آنها هستند.
دستگاههاي ذيربط بايد پاسخ دهند، قطعا نگاه آن دستگاهها هم به آموزش و پرورش و معلمان نگاهي توام با كرامت است. هيچ كدام از اين مسوولان نظامي و امنيتي دلشان نميخواهد حرمت معلمان شكسته شود و اگر مواردي هم پيش آمده اميدواريم هرچه زودتر مرتفع شود.
چقدر واقعا انجمنهاي صنفي در تصميمگيريها سهيم هستند؟
شايد حضور انجمنهاي صنفي به صورت نظاممند اندك باشد اما حضور معلمان و مديران در سياستگذاريها و تصميمگيريهاي آموزش و پرورش خيلي پررنگ است.
از چه طريقي؟
مثلا گروههاي آموزشي داريم كه متشكل از معلمان است. اين تشكلها و گروههاي آموزشي در فرآيند تصميمگيري حضور دارند و ديدگاه، نظرات و نقدشان به سيستم منتقل ميشود. نمايندگان معلمان در انواع و اقسام تشكلها، جلسات و برنامههاي ما از شورايعالي آموزش و پرورش گرفته تا ساير بخشها حضور دارند نه به عنوان تشكل سياسي و صنفي بلكه به عنوان فرد يا جمعي از گروه معلمان.
يعني انجمني اسم صنفي داشته باشد مشكلي دارد؟
نه اشكالي ندارد اما شرايط به گونهاي است كه ما از حضور ساير تشكلها داريم بهره ميگيريم.
اصلا ارتباطي با اين كانون و انجمنهاي صنفي داريد؟
بله گاهي ارتباطاتي بوده و از ظرفيت آنها استفاده شده است.
اما گويا خيلي پررنگ نيست.
شايد اما اين ادعا را كه ارتباط سياستگذاران با معلمان كمرنگ است را قبول ندارم اما با يك تشكل شايد.













