خاکسپاری پیکر پدر شهید جهان آرا در قطعه خانواده های شهدا + گزارش تصویری
چکیده :قطعه 25 بهشت زهرای تهران امروز میزبان پیرمردی بود از دیار خون و باروت و مقاومت. از سرزمین ایستادگی و عشق. پیرمرد خستگی ناپذیری که تا آخرین لحظه از حرف حق خود بازنگشت و ایستاده بر آرمان های خود و پسران شهیدش در مسیر حقیقت خواهی، اقتدارگرایان را چه در روزهای جنگ خارج از مرزها و چه پس از آن در داخل، نا امید و دلگیر کرد....
کلمه – کسری نورایی: قطعه 25 بهشت زهرای تهران امروز میزبان پیرمردی بود از دیار خون و باروت و مقاومت. از سرزمین ایستادگی و عشق. پیرمرد خستگی ناپذیری که تا آخرین لحظه از حرف حق خود بازنگشت و ایستاده بر آرمان های خود و پسران شهیدش در مسیر حقیقت خواهی، اقتدارگرایان را چه در روزهای جنگ خارج از مرزها و چه پس از آن در داخل، ناامید و دلگیر کرد.
پیکر سیدهدایت الله جهان آرا پدر شهیدان محمد، علی و محسن امروز در قطعه مادران و پدران شهید کمی آن طرف تر از قطعه شهدای گمنام در خاک آرام گرفت.
هرچند سپاه و بسیج و نهادهای حکومتی تلاش کردند پدر فرمانده سپاه خرمشهر را نادیده گیرند تا این مراسم تدفین همچون بسیاری دیگر از پایمردان بدون تجملات مرسوم مدعیانِ نشان دار برگزار شود، اما سرداران و فرماندهان قدیمی سپاه و طلایه داران گمنام جنگ و جهاد فراموش نکردند پیرمردی را دسته گلهای باغچه اش را یکی یکی تقدیم کشور کرد و ایستاد و جنگید تا خرمشهر آزاد شده را بازسازد.
وصیت کرده بود با ذکر نام حسین دفن شود، زاری نکنند و زیارت عاشورا بخوانند. دخترها اما تاب دوری از پدر را که از دیروز میهمان مادر و برادرانشان بود را نداشتند.
یکی از سرداران سال های دفاع مقدس که در مراسم تدفین حاضر است، به کلمه می گوید: پیش از انقلاب در جریان مبارزات حاضر بود، فرزندش شهید شد اما او پشیمان نشد و ادامه داد. بعد از انقلاب پسر دیگرش در جنگ به شهادت رسید، خانواده اش همچنان ایستادند و خسته نشدند. پیکر شهید دیگرش را هیچ گاه ندید اما او همچنان دلاورانه برای دیارش می کوشید.
یکی از حاضران در گوشه ای دورتر ایستاده و برای اطرافیانش خاطره ای را که امروز در شبکه های اجتماعی خوانده نقل می کند. او می گوید اگر امروز ردی از سپاه و بسیج که طبعا باید از میزبانان این مجلس باشند نمی بینیم به دلیل همین اتفاقات و خاطره هاست که تحملشان را از کف داده اند.
آرام و زمزمه وار برای اطرافیانش که گوش می دهند، می خواند: “در سال 88 پدر شهید محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر جهت شرکت در همایش ایثارگران حامی آقای مهندس موسوی، تشریف آورده بودند به فرهنگسرای بهمن، ایشان می گفت وقتی خرمشهر در محاصره بود، شرایط به قدری سخت شده بود که رزمندگان حتی نان خشک هم برای خوردن نداشتند، آتش از زمین و آسمان می بارید و هیچ خودرویی جسارت ورود به محاصره را جهت کمک رسانی نداشت، در میان دود و آتش و غبار، دیدم که کاروانی از کامیون های حاوی موادغذایی و دارو از راه رسید و پیشاپیش کاروان یک تویوتای لندکروز وارد شهر شد که نخست وزیر امام، آقای مهندس موسوی در آن کنار راننده نشسته بود، جلو رفتم گفتم آقای مهندس، جلو آمدن شما خیلی خطرناک است، چطور راننده های کامیون را راضی کردید زیر این آتش وارد شهر شوند، مهندس گفت به راننده ها گفتم بچه های رزمنده گرسنه اند، مگرشما غیرت ندارید؟ مگر مرد نیستید؟ یکی از راننده ها با طعنه گفت شما اگر مردی بیفت جلو تا ما هم پشت شماحرکت کنیم، برای همین هم من جلوتر حرکت کردم تا کامیون ها وارد شهر شوند. پدر شهید جهان آرا این خاطره را گفت و با گریه، چفیه یادگاری شهید جهان آرا را ازگردنش برداشت و به گردن آقای مهندس موسوی آویخت.”
امروز میرحسین موسوی که هنوز شال سبز مردم و چفیه ی سیدهدایت الله بر شانه اش است، نبود اما فرزندان و خانواده های شهدا، همرزمان و همدلان سالیان غربت به بدرقه ی پدری آمدند که بی ادعا و چشمداشت تمام سال های عمرش را در راهی ایستاد که نشانه های حق از آن هویدا بود.
فرزند شهید است و روی مزار مادر شهید بروجردی زانوی غم در آغوش گرفته. نظاره گر حجم خاک های سردی که هر لحظه سنگین تر و پرفشارتر بر پیکر سیدهدایت الله می نشیند، به خبرنگار کلمه می گوید: خیریه ای درست کرده بود و همه ی این سال ها پا به رکاب می دوید و از هر کس می توانست کمک می گرفت برای بازسازی خرمشهر و مردم شهرش. از جهیزیه برای دختران تا هزینه ی درمان بیماران. هیچ وقت دنبال سهم گرفتن نبود. نه پست دولتی ای داشت و نه انتظار حمایت خاصی.
می گوید من پدرم را ندیدم وقتی به دنیا آمدم او رفته بود. در ذهنم از پیرمرد پدرم را تصور می کردم. کارهای خیر و عام المنفعه ی بدون جهت سیاسی داشت با نگاه ملی که می خواست شهرش که در جنگ نابود شده بود دوباره آباد شود.
علوی وزیر اطلاعات، محمد شریعتمداری، محمدرضا مقیسه، واعظ مهدوی، فیض الله عرب سرخی، سردار کیانی، خانواده های شهید همت و شهید باکری و … از بدرقه کنندگان این پدر شهید بودند که پیش از به خاک سپاری، پیکر او را برای دقایقی کنار مزار شهید محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر در دفاع مقدس بردند.
این مراسم با قرائت زیارت عاشورا و سخنرانی حجت الاسلام علوی ادامه پیدا کرد و سرانجام سیدهدایت الله جهانآرا در قطعه 25 گلزار بهشت زهرای تهران که مخصوص پدر و مادر شهداست به خاک سپرده شد.
از بلند گو اعلام می شود که مراسم ختم این پدر فردا از ساعت 16 الی 18 در مسجد ولی عصر(عج) معروف به مسجد خوزستانی ها جنب پارک ساعی، خیابان خالد اسلامبولی برگزار میشود. به پایان می آید این دنیا تا امشب خانواده ی جهان آرا در کنار یکدیگر در بوستان صلح و آرامش آغازی دیگر داشته باشند.
























