حجت الاسلام طباطبایی: به آنان که خود را آقای مردم می دانند نه خادم آنها، نباید پست داد
چکیده :طباطبایی ضمن تاکید بر این نکته که مسوول بناست خادم باشد و کارهای اجرایی را انجام دهد نه این که آقایی کند و فرمان دهد و بیان می کند: به چنین افرادی چه روحانی و چه غیر آن نباید پست داد. متاسفانه در بسیاری موارد مشکلاتی وجود دارد و علت همان است که آن مسوول یا مسوولان خود را خادم نمی دانند، بلکه طلبکار مردم می دانند. حوزه های علمیه باید توجه کنند که در ابتدا به طلاب درس اخلاق دهند، آنها را تربیت کنند تا متخلق به اخلاق دینی شوند و بعد از آن پست بگیرند...
گرایش به اشرافی گری در میان برخی افراد منتسب به روحانیت یکی از مسایلی است که افکار عمومی امروز جامعه را به خود مشغول کرده و تبعاتی منفی بر نگاه جامعه گذاشته است.
حجت الاسلام و المسلمین سیدمهدی طباطبایی از متمولان پیش از انقلاب است که در شهر خود شهرت فراوانی داشت، بخش وسیعی از اموال خود را در تقویت نهضت امام خمینی(ره) صرف کرده است و سال هاست در یکی از مناطق جنوبی تهران به تدریس اخلاق و رسیدگی به مسایل مردم می پردازد. طباطبایی با تاکید فراوان بر لزوم توجه به ساده زیستی در پیشبرد اهداف دین، اهمیت آن را بویژه برای روحانیت یادآور می شود و با اشاره به پیامدهای منفی گرایش به اشرافی گری در برخی روحانیون می گوید: تقویت این مساله، اعتقاد جامعه به دین را تضعیف می کند. این رفتار باعث می شود که دیگر نصایح دینی در مردم تاثیر نکند و مردم به دینداران و مروجان دین بدبین شوند.
او ضمن تاکید بر این نکته که مسوول بناست خادم باشد و کارهای اجرایی را انجام دهد نه این که آقایی کند و فرمان دهد و بیان می کند: به چنین افرادی چه روحانی و چه غیر آن نباید پست داد. متاسفانه در بسیاری موارد مشکلاتی وجود دارد و علت همان است که آن مسوول یا مسوولان خود را خادم نمی دانند، بلکه طلبکار مردم می دانند. حوزه های علمیه باید توجه کنند که در ابتدا به طلاب درس اخلاق دهند، آنها را تربیت کنند تا متخلق به اخلاق دینی شوند و بعد از آن پست بگیرند.
این استاد اخلاق با اشاره به انتخابات آینده خبرگان و اهمیت این دوره از انتخابات، لزوم توجه در انتخاب صحیح را به مردم یادآوری می کند و می گوید: اینجا سه علامت دارای اهمیت است. یک اینکه شخصیت وی را در جامعه چقدر قبول دارند یعنی او را خادم می داند یا حاکم. دوم اینکه چقدر وابسته به تشکیلات دولتی است و می تواند خود را پاک نگه دارد یا خیر؟ با پرسش از میزان وابستگی او جواب این سوال معلوم می شود. سوم اینکه به عمد، القاب او را بردارند. به کسانی که به القاب، لباس و ماشین بسته هستند، در برخورد خود اخلاق انسانی ندارند، وقتی با آنها حرف می زنید بی اعتنا به شما هستند و انسان هایی هستند که پیش سلام نیستند و قیافه می گیرند، هیچ وقت رای ندهید.
گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی را بخوانید:
حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی طباطبایی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا با بیان اینکه مردم به دلیل برداشت های مختلف خود از کلمه ساده زیستی، معانی گوناگونی را به ذهن می آورند، اظهار کرد: این معانی را در اجرا هم به کار می برند. معنای مشهورتر ساده زیستی در میان مردم این است که وابستگی چندانی به تعینات و تشخصات نداشته باشند. اگر مساله دین برای ما مطرح است، دین قوانین و مقرراتی دارد و ما به عنوان یک روحانی باید بیش از دیگران پایبند به اجرا باشیم. این نادرست است که ما خود به آنچه می گوییم و باور داریم، عمل نکنیم؛ این رفتار در چشم بیننده و شنونده مشکل ساز می شود.
تظاهر به ساده زیستی به باورهای مردم از دین و ایمان لطمه می زند
او ادامه داد: گاهی نیز ممکن است اشخاصی متظاهر شوند و به ساده زیستی تظاهر کنند. این است که از قدیم گفته اند «زهد با نیت پاک است نه با جامه پاک/ ای بس آلوده که پاکیزه ردایی دارد». ممکن است کسی ظاهر خود را ساده زیست نشان دهد، اما در عمل اینطور نباشد. این رفتار نه تنها باعث نفرت دیگران می شود بلکه به باورهای او از دین و ایمان نیز لطمه می خورد.
این محقق امور دینی با اشاره به روایات موجود از جمله اینکه «مردم را با غیر زبانتان (با عملتان به سوی خدا) بخوانید» گفت: به غیر از لباس و ظاهر، بحث حرکت های اجتماعی هم مطرح است. این اهمیت دارد که پیش سلام و دلسوز باشد، مغرور نباشد و در صحبت های خود، عاطفه به خرج دهد و اظهار محبت داشته باشد، نه اینکه تنها بخواهد طلبکار باشد و فرماندهی کند. به طور قطع این خلاف ساده زیستی است.
او تصریح کرد: بسیاری از افراد وقتی مورد سوال واقع می شوند، می گویند وسایلی از جمله ماشین آنها دولتی است و متعلق به خود آنها نیست، باید به آنها گفت که در هر صورت این وسیله ای است که از آن استفاده می کنید و زینتی برای شما است. البته دسته ای هستند که به واسطه شغل و شرایطی که دارند، باید از این وسایل استفاده کنند، اما به این معنا نیست که به این لباس و وسیله وابسته باشند. این امور آثار نامطلوبی در متدینان گذاشته است که به طور مثال آن آقا گفتارش دوری از دنیا و اعمالش پذیرش دنیاست، گفتارش توجه به خدا و در عمل بی توجهی به خداست و در گفتار اخلاق و در عمل، تندخویی و جسارت است.
ساده زیستی در پیشبرد اهداف دین، نقش ایفا می کند
او با تاکید بر اینکه ساده زیستی در پیشبرد اهداف دین، نقش ایفا می کند، گفت: تعینات و تشخصات و خود را به زر و زیورهای زندگی وابسته کردن، مانع پیشرفت جامعه و زندگی سالم است.
طباطبایی اولین آسیب بی توجهی به ساده زیستی را در روحانیت و غیر آن، کدر شدن دل خود فرد دانست و افزود: انسانی که بر تعینات زندگی دل ببندد، دارای روحی کدر می شود. طبق روایتی داریم که به حضرت امام زین العابدین(ع) لباس خوبی هدیه می دهند تا بپوشد. وقتی هدیه می دهند، فرد هدیه گیرنده در این مورد مجبور به اطاعت است چون هدیه بوده است. حضرت برای اینکه رفع اشکال شود، لباس را تن کردند، گفت وگویی انجام دادند، چند قدمی رفتند و برگشتند و لباس را عوض کردند. از او پرسیدند که چرا؟ حضرت فرمود که «من نمی خواهم نوکر لباس باشم، لباس باید نوکر من باشد».
او با ارائه مثالی در مورد مواظب های لازم برای لباس های گرانقیمت ادامه داد: این مراقبت ها نشان می دهد که در آن وقت ما نوکر لباس هستیم، نه اینکه لباس، نوکر ما باشد. برخی دیگر چون متشخص هستند و می خواهند شخصیت خود را حفظ کنند، جواب سلام نمی دهند و به دیگران بی اعتنایی می کنند و تصور می کند شخصیت در این است. این رفتار باعث می شود که خواست های خود فرد یعنی هواپرستی، نفس پرستی، شهوت پرستی و همینطور انتظار او بیشتر می شود.
اشرافی گری در برخی روحانیون اعتقاد جامعه به دین را تضعیف می کند
این استاد اخلاق در پیامدهای تقویت رویکرد اشرافی گری در میان برخی روحانیون دارای مسوولیت های دولتی اظهار کرد: این رفتار باعث می شود که دیگر نصایح دینی در مردم تاثیر نکند و مردم به دینداران و مروجان دین بدبین شوند. همه این موارد، گناه کبیره است که انسان با انجام رفتاری، مردم را به دین بدبین کند، چرا که عمل وی را از دین می دانند. بر این اساس اثر نامطلوب آن این است که جامعه در اعتقاد خود به دین سست می شود.
او با اعتقاد بر اینکه دولت بیشتر باید زیربنای اقدامات اجتماعی را بسازد، گفت: جلوگیری از تقویت گرایش به تجملات در برخی افراد منتسب به این صنف، وظیفه دولت نیست و دولت که نمی تواند در مورد تک تک انسان ها دخالت کند. در این مورد بیشتر نصایح علما و بزرگان اثرگذار است اما وقتی که کسی گوش نمی کند، نتیجه ای مشاهده نمی شود. شنوایی و عمل کردن به دستورات دینی بر همه واجب و بر انسانی که مدعی دینداری است، واجب تر است و اولویت دارد.
طباطبایی ضمن هشدار نسبت به وابستگی به جاه و مقام در افراد خاطرنشان کرد: وابسته شدن تدریجی افراد دارای پست و مقام به آن جایگاه، بسیار خطرناک است. به طور مثال وقتی که همه می گفتند «جان منی خمینی» و امام خمینی(ره) این جملات را می شنید، فرمود که اگر «مرگ بر…» هم بگویند برایم فرقی نمی کند. دلیل این رفتار امام آن است که خود را به آن موقعیت وابسته نکرده است. نه تنها روحانی بلکه هر انسان دیگری نیز نباید خود را به هر پدیده ای وابسته کند که فقدان آن، او را از پا دربیاورد. وابستگی انسان به لباس، اثاث و شئون اجتماعی او را اسیر می کند، بسیاری از حقایق را نادیده می گیرد و توهماتی بر او حاکم می شود که با آنها زندگی می کند.
او با اشاره برخی تصورات موجود درباره انگیزه طلبه ها برای کسب جاه و مقام در ورود به حوزه های علمیه اظهار کرد: حوزه های علمیه نمی توانند کاری انجام دهند تا این تصور پیش نیاید. اموری قهری است و پیش می آید. زمانی که امام(ره) می آیند و بعد از مدتی روحانیت پست می گیرند و این جریان ایجاد می شود، این روند نیز خودبخود شکل می گیرد. مهم این نیست که پست بگیرند یا خیر! مهم آن است که به آن مقام و جایگاه وابسته نشوند. زمانی فردی به دلیل داشتن آن مقام و جایگاه، خود را طلبکار می بیند و فردی دیگر به دلیل قرار داشتن در آن جایگاه، خود را بدهکار می بیند. این ساختار روحی انسان است بنابراین وظیفه بزرگان ما این است که به افرادی که بعد از دریافت مقامی مغرور می شوند، پست ندهند.
به آنان که خود را آقای مردم می دانند نه خادم آنها، نباید پست داد
طباطبایی با تاکید بر اینکه مسوول بناست خادم باشد و کارهای اجرایی را انجام دهد نه این که آقایی کند و فرمان دهد، گفت: به چنین افرادی چه روحانی و چه غیر آن نباید پست داد. متاسفانه در بسیاری موارد مشکلاتی وجود دارد و علت همان است که آن مسوول یا مسوولان خود را خادم نمی دانند، بلکه طلبکار مردم می دانند. هرگاه مسوولان مملکت، خود را خادم ندانند و خود را حاکم بدانند، بسیار خطرناک است. در آن صورت کار مردم انجام نمی شود و هر که تملق او را بگوید، کارش به خوبی پیش می رود. دروغگوها روی کار می آیند، هر که از او انتقاد کند، رد می شود و هر که از او تمجید کند پست می گیرد. چنانچه روحانیت مراعات نکند و حرمت لباس خود را نگه ندارد، از غیر روحانی پست تر است برای اینکه این لباس حرمت دارد و او با این کار حرمت شکنی کرده است.
تهذیب، مقدمه تعلیم است
او با بیان اینکه تهذیب، مقدمه تعلیم است، اظهار کرد: انسان در ابتدا باید پاک شود بعد وارد این کار شود. در گذشته به این شکل نبود و اگر یک طلبه تهذیب نفس نمی کرد و مهذب و خودساخته نمی شد، به او مقام نمی دادند. وقتی کلمه و جایگاهی بزرگتر از آنچه فردی هست برای او قایل می شوند، طبیعی است که خود را گم می کند. امام خمینی این جمله را دو سه بار فرمود که «این مقامات برای شما خطرناک است، اگر خود را مهذب نکرده باشید». انسانی که مست مقام است، همواره خواب آلود و گیج است و خوب فکر نمی کند. با توجه به این نکات، حوزه های علمیه باید توجه کنند که در ابتدا به طلاب درس اخلاق دهند، آنها را تربیت کنند تا متخلق به اخلاق دینی شوند و بعد از آن پست بگیرند. این کار در ابتدای انقلاب انجام شد. افراد ابتدای انقلاب با امروز بسیار متفاوت هستند زیرا در آن زمان چون آنها پاک شده بودند، پست گرفتند اما بعد افرادی ناپاک هم پست گرفتند.
این استاد اخلاق با اشاره به اینکه امروز هم در حوزه های علمیه تلاش می کنند طلبه ها را بپرورانند، گفت: در انتخاب برای مقام های مختلف، مقامات علمی و قضایی کشور باید مواظبت کنند و این در اختیار حوزه نیست. آنچه در جامعه به وجود می آید همیشه پدیده ای است که از ناحیه اجتماع و گاهی از ناحیه وقایع و حوادث پیش آمده است. گاهی کاری روی زمین مانده است و مجبور هستیم انجام آن را به فردی بسپاریم، اما بعد از رفع این فوریت، به جای اینکه کارها به فردی خبره و توانمند سپرده شود، باز همین روال ادامه می یابد. این موضوع باعث می شود به مرور در اثر روابط انسان ها با یکدیگر، دروغ، تملق گویی و چاپلوسی پیش می رود و اشخاص سعی می کنند این موارد را داشته باشند تا جلو روند. در حالی که اگر به تهذیب نفس، پاکدامنی و پاکی توجه می کردند که به این شکل نمی شد.
او تصریح کرد: ما نمی خواهیم کسانی را که دارای مقامی هستند، متهم کنیم اما می توان گفت که بالاخره حوزه های علمیه به اندازه توان خود در تهذیب طلاب کوشیدند. طلابی هم بر اثر پست هایی که گرفتند، بی لیاقتی و ضعف اعتقاد و بی تقواییشان باعث شد بعضی کارهای نامساعد را انجام دهند. طبیعتا دیگران هم با همین نامساعدها خود را آماده کردند که پیشرفت کنند. طبیعت کار همین است. حال باید هم از طریق حوزه های علمیه هم از طریق مراجع بزرگوار و هم از طریق دولت، افرادی انتخاب شوند که دارای پاکیزگی روحی باشند.
طباطبایی با اشاره به آزمون های ورودی حوزه های علمیه گفت: هر کسی نمی تواند وارد شود، اما موضوع اینجاست که وقتی ذات بشر درست نشود، ممکن است در امتحان هم درست جواب دهد اما درست عمل نکند. تمام افراد دارای گواهینامه، آیین نامه را خوانده اند و امتحان داده اند، اما چند نفر از این افراد، آنها را رعایت می کنند؟
او با بیان اینکه از قدیم بحثی وجود داشت که امروز هم مطرح است، در توضیح این اختلاف نظر اظهار کرد: این پرسش همواره مطرح بوده است که آیا در ابتدا باید حاکمیت بر مردم اصلاح شود یا در ابتدا انسان ها اصلاح شوند؟ اگر انسان ها اصلاح شوند، حاکمیت نیز اصلاح می شود. وقتی گفته می شود حکومت اسلامی یعنی از بالا حاکم شویم تا مردم اصلاح شوند. ما از ابتدا این را می خواستیم که قطعا نشده است. به طور کلی دستور اسلام از ابتدا همین بوده و امروز هم این است. پیامبر(ص) می گفت که در ابتدا باید «لا اله الا الله» بگویید یعنی همه چیز را نفی کنید و خداپذیر شوید.
برای فرد خدوم فرقی ندارد او را آیت الله بخوانند یا خیر!
این استاد اخلاق تصریح کرد: هر فردی که بخواهد در کار خود به دیگران خدوم باشد، باید خود را بسازد و هر که بخواهد خود را بسازد باید از تعینات دور شود و برای او فرق نکند او را آیت الله و دیگر القاب و عناوین بخوانند یا نخوانند. هر که در مقابل گفتن یا نگفتن این عنوان ها از خود عکس العمل نشان می دهد، به درد هیچ کار و مقامی نمی خورد. مردم! در انتخابات مختلف از جمله خبرگان به هر که به این القاب دلبسته است، به طوری که اگر این لقب را ندهید اظهار ناراحتی می کند رای ندهید.
او با تاکید بر لزوم توجه به ساده زیستی و دوری از تقویت اشرافی گری در روحانیت، به بیان نکات مهم در انتخاب فردی شایسته از میان روحانیت پرداخت و گفت: در اینجا سه علامت دارای اهمیت است. یک اینکه شخصیت وی را در جامعه چقدر قبول دارند یعنی او را خادم می داند یا حاکم. دوم اینکه چقدر وابسته به تشکیلات دولتی است و می تواند خود را پاک نگه دارد یا خیر؟ با پرسش از میزان وابستگی او جواب این سوال معلوم می شود. سوم اینکه به عمد، القاب او را بردارند.
طباطبایی با اشاره به نکته سوم یعنی برداشتن القاب، این کار را متعلق به گذشته و در زمان شیخ عباس دانست و افزود: شیخ بهایی وقتی می خواست برای پست دادن به کسی وی را امتحان کند، با اینکه فردی با سواد هم بود، به او کلمه ای می گفتند که یعنی تو جاهل هستی. اگر او عصبانی می شد به این نتیجه می رسیدند که برای کار آنها مناسب نیست. زمانی که مرحوم آیت الله کاشانی می خواست کسی را محک بزند، او را بی سواد خطاب می کرد. اگر عصبانی می شد، به او می گفتند هیچ کاری از او بر نمی آید. امروز هم افراد بسیاری داریم که به دلیل ننوشتن آیت الله قبل از نام آنها دعوا می کنندو معترض می شوند. به کسانی که به القاب، لباس و ماشین بسته هستند، در برخورد خود اخلاق انسانی ندارند، وقتی با آنها حرف می زنید بی اعتنا به شما هستند و انسان هایی هستند که پیش سلام نیستند و قیافه می گیرند، هیچ وقت رای ندهید. اگر می خواهید به اسلام خدمت کنید، به این گونه افراد رآی ندهید.
او با تاکید بر اینکه مردم به روحانی یی توجه کنند که واقعأ در عمل به دین پایبند است، به دیگر ویژگی های فردی که باید منتخب مردم باشد و فردی که از اشرافی گری به دور است، پرداخت و گفت: اخلاق او انسانی و اسلامی و نگاه وی دینی است. آن که به شخصیت خود بسیار پایبند است به دین شما پایبند نیست. تشخیص آن هم سخت نیست. یکی هر جا شد می نشیند و دیگری می گوید این فرد را بلند کنید من اینجا بنشینم یا زمان بیرون آمدن چهار نفر در اطراف باید همراه او باشند. البته اشتباه نکنید؛ اشخاصی که از رئوس کشور هستند و دشمن دارند، حفظ جان آنها وظیفه است و مورد صحبت من نیستند. این افراد از جمله امام خمینی(ره) خود در درون ساده زیست بودند. ما در آینده انتخابات مجلس خبرگان را داریم. هر کس به عنوان یک روحانی می خواهد خود را برتر و فرمانده نشان دهد و خود را جزو بزرگان قلمداد کند، به او رأی ندهید.
این استاد اخلاق تصریح کرد: امام خمینی(ره) در سه جا گفته است که «نگویید جانم فدای رهبر بگویید رهبر فدای ملت». این سخنان واقعی است و در روزنامه ها درج شده است. او دروغ هم نمی گفت، این تواضع است. متقاضیان احترام از مردم، خود را طلبکار می دانند، آنانی که خود را بدهکار می دانند، متواضع، پیش سلام و پیش احترام هستند. به عنوان ها حساسیت ندارد و تفاوتی ندارد او را چه بخوانند. این گونه افراد در کشور ما کم نبوده اند.
او با بیان خاطره ای از آیت الله بروجردی گفت: وقتی او را آیت الله العظمی خواندند، معترض شد، گریه کرد و گفت آیت عظمای خدا علی بن ابی طالب است. علمای بزرگ همین گونه هستند. خبرگان آینده، مرجعیت و رهبری اهمیت فراوان دارد. آنکه خود را از مردم جدا می کند، قابل رأی گرفتن نیست.
طباطبایی در مورد نقش مرجعیت و چهره های مشهور روحانی در تشویق طلاب به ساده زیستی و عدم تمرکز بر خوی اشرافی گری، تصریح کرد: مرحوم امام(ره) و همینطور مقام معظم رهبری در این مورد تذکر فراوان داده اند، اما برخی افراد به این تذکرها عمل نمی کنند. فراتر از تذکر باید کسی که این اصول را رعایت نکند را عزل کنند. اگر خود مردم این الگوها را در اختیار داشته باشند و بدانند دینداری یعنی مواردی که در بالا ذکر شد، این گونه افراد رشد نمی کنند.













