ایوبی و دلواپسان فجر
چکیده :تیم دولت پاکدستان به تبعیت از رییس مهرورز آن دولت بهترین دفاع را در حمله دریافتهاند. کسانی که در زمان مدیریتشان بر سینمای کشور انواع و اقسام فسادها در لایههای مدیریتیشان اعم از فساد اخلاقی تا فساد مالی و اداری دیده شده است امروز دم از ارزشهای انقلاب و دفاع از فجر میزنند....
صالح دلدم*
طی حکمی دکتر حجتالله ایوبی، معاون وزیر ارشاد و رییس سازمان سینمایی، رضا میرکریمی را به عنوان دبیر «جشنواره فیلم ایران» که در حقیقت همان بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر است، منصوب مینماید. همین موضوع بهانهای می شود تا «دلواپسنمایان فرهنگی» با نقاب انقلابیگری و دفاع از ارزشها به حمله همه جانبه از طریق رسانههایی که در اختیار دارند و چندان هم رسانههای ملی نیستند، به حجت الله ایوبی بپردازند و رییس سازمان سینمایی را به حذف نام فجر و ارزشهای انقلاب متهم نمایند.
اولا پر واضح است که قرار دادن نام «جشنواره فیلم ایران» آن هم تنها جهت بخش بینالملل جشنواره فیلم فجر که جداگانه و در بازه زمانی دیگری برگزار میگردد اقدامی هوشمندانه از سوی رییس سازمان سینمایی کشور برای معرفی بیشتر ایران و سینمای ملی کشور به مخاطبان خارجی و افرادی است که بر اثر تبلیغات رسانههای غربی حتی فکر میکنند که در کشور ایدئولوگی مثل ایران سینما وجود ندارد و در ثانی قرار دادن نام دوم برای بخش بینالملل یک جشنواره اقدام چندان نامتعارفی نیست و این بخش چون جشنواره مستقلی نیست و جز لاینفک جشنواره فیلم فجر است پس همان نام فجر را یدک میکشد. اما موضوع از چه قرار است که به بهانه حکم اخیر حجتالله ایوبی برای رضا میرکریمی، فریاد انقلابیگری و دفاع از ارزشهای عدهای گوش فلک را کر کرده است؟
آنچه از قرائن بر میآید این است که تیم دولت پاکدستان به تبعیت از رییس مهرورز آن دولت بهترین دفاع را در حمله دریافتهاند. کسانی که در زمان مدیریتشان بر سینمای کشور انواع و اقسام فسادها در لایههای مدیریتیشان اعم از فساد اخلاقی تا فساد مالی و اداری دیده شده است امروز دم از ارزشهای انقلاب و دفاع از فجر میزنند. کسانی که با دستور مستقیم لیدر جریان انحرافی یک فیلمساز پرنوساز را با احترام و تشریفات خاصی از آمریکا به ایران میآورند و چندین میلیارد از بودجه سینمای کشور را به او حاتمبخشی میکنند و پس از روی کارآمدن دولت جدید و برکناری مدیران سینمایی وقت، مشخص میشود که تمام بودجه بیتالمال حیفومیل شده است و در اصل به غیر از چند صحنه فیلمبرداری شده خام (راش) خروجی دیگری عاید سینمای کشور نشده است! آیا دلواپسان نام فجر آن موقع به این نکته واقف نبودند که از خون جوانان وطن لاله دمیده؟
این مدیران غیرسینمایی! به بهانه تولید فیلم فاخر چندین میلیارد از پول بنیاد سینمایی فارابی را به تعداد محدودی از فیلمسازان یا بهتر بگویم فیلمساز نمایان نزدیک به خود بذل و بخشش کردند و در آخر همگی این فیلمها در گیشه با شکست مفتضحانه روبرو شده و یا مانند آن فیلمی که درباره مقاومت فلسطین ساخته شده بود، بیشتر شبیه به یک تله فیلم آماتور از آب درآمدند و تنها تولید کنندگان این فیلمها و برخی از مدیران گشاده دست و پاکدست وقت، در زمان تولید فیلم به سود رسیدند و اکنون خزانه خالی و جارو شده.
بنیاد سینمایی فارابی که قلب تپنده تولید و سختافزار سینمای کشور است، روی دست مدیران فعلی سینما و البته هنرمندان واقعی باقی مانده است. به بهانه سازماندهی صنوف، خانه سینما را در دولت قبل تعطیل کردند تا بتوانند با صنف سازی دولتی، برخی افراد نزدیک به خود را در راس صنوف قرار دهند و در نتیجه آن برخوردها شاهد رانتخواری و سوء استفادههای تعداد معدودی تهیه کننده معلومالحال و ساخت فیلمهایی از «زندگیهای خصوصی» این افراد با بودجه بیتالمال بودیم. تهیه کنندگانی که انواع و اقسام رانتخواری، فساد مالی و اداری و البته اخلاقی در لایههای مختلف زندگی آنها دیده میشود و امروز به بهانه اسم رمز فجر، هدف را تخریب و توطئه علیه شخص رییس سازمان سینمایی کشور قرار دادهاند.
در مدیریت فرهنگی دلواپسان فجر امروز و مدیران غیرسینمایی دیروز، به بهانه دیجیتال کردن سالنهای سینما، شرکت خصوصی در کشور آلمان ثبت کردند و یکی از مدیران مورد حمایت جریان انحرافی که در زمان خودشان دبیری یکی از جشنوارههای فجر را نیز برعهده داشت به عنوان عضو هیئت مدیره شرکت مذکور که واردات سیستمهای دیجیتال سینما را برعهده دارد قرار میدهند و با بودجه دولت با شرکت مذکور قرارداد می بندند و پس از برگزاری جشنواره نیز تعدادی از سیستمهای دیجیتال به مانند دکل نفتی، غیب میشود! مدیر یکی از موسسههای رقیب بخش خصوصی و وابسته به سازمان سینمایی که بعدها به علت پروندههای اخلاقی و مالی مدتی را در بازداشت میگذراند به بهانه راه اندازی ستاد مبارزه با قاچاق فیلم، کار مبارزه را از بخش خصوصی و تهیه کنندگان سینما میگیرند و با تصدیگری دولتی به پیش میبرند و پس از دریافت مبالغ هنگفت از محل فروش هولوگرام به بخش خصوصی و همچنین بودجه وزارت ارشاد، در عمل شاهد گسترش روز افزون قاچاق فیلم و انفعال ستاد دولتی مذکور و نابودی بیشتر و بیشتر بخش خصوصی میگردیم.
دلواپسان فجر امروز، دیروز و در زمان در دست داشتن قدرت با حمایت از ساخت فیلمهای رواج دهنده خیانت و رذائل اخلاقی و همچنین فیلمهایی که خطوط قرمز اخلاقی و مذهبی را دستمایه تمسخر خود قرارداده بود، باعث افزایش لمپنیسم و ابتذال و تولید فیلمهای سخیف در سینما و بهخصوص نمایش خانگی گردیدند و طوری امروز به بهانه فجر دم از انقلاب، دین و دفاع از ارزشها میزنند که گویی در دوران خود برای سینمای کشور شقالقمر کردهاند! مدیران ناکاربلد و پاکدستی که با حمایت و قراردادن رانت در اختیار تعدادی نورچشمی که آنها نیز اتفاقا در ظاهر مذهبی نما بودند به جای فرح بخشیدن به فضای تولید سینمای کشور، غم و غصه به دل سینماگران وارد کردند و بسیاری از هنرمندان فرهیخته و کاربلد به حاشیه رانده شدند و لمپنهایی به نام هنرمند و به کام مدیران پاکدست به فعالیت با استفاده از رانتخواری پرداختند و سایر فیلمسازان را منافق و فتنهگر و شعبان بی مخ نیز خواندند.
اگرچه اینجانب بعنوان تهیه کننده و کارگردان و فعال سیاسی اصلاحطلب انتقادهایی نیز به برخی عملکردها از جمله عقب نشینیهای پی در پی سازمان سینمایی در برابر مجوزهای ساخت و نمایش برخی آثار و سختگیری در صدور مجوز ساخت فیلمها به خصوص جهت فیلمسازان جوان و فیلم اولی وارد میدانم(که البته بخش عمده آن نیز به مقام بالادستی دکتر ایوبی بر میگردد) اما باید به این نکته اذعان نمایم که دکتر ایوبی در این مدت توانسته است با انتصاب مدیران لایق، دلسوز و پاکدست واقعی مانند حبیب ایل بیگی در سمت معاون نظارت و ارزشیابی و سیدصادق موسوی در سمت مدیرکل حوزه ریاست و نمایش خانگی و یا مسعود احمدیان به عنوان معاون فرهنگی فارابی، بارقههای امید را در دل سینماگران که در هشت سال دولت اصولگرایان مهرورز با ناامیدی روبرو شده بودند زنده نگه دارد و شخص دکتر ایوبی که مدیری تحصیل کرده، معتدل و هدفمند میباشد توانسته است به طور نسبی آرامش را به کشتی طوفان زده سینمای کشور که از هر طرف آماج حملات قرار میگیرد بازگرداند، البته به شرطی که برخی افراد بگذارند!
* سینماگر و مسئول شاخه هنرمندان حزب مردم سالاری
منبع: روزنامه مردم سالاری













