سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » محمدرضا خاتمی: هنوز هیچ کدام از قول‌های دولت در سیاست داخلی اجرا نشده است...

محمدرضا خاتمی: هنوز هیچ کدام از قول‌های دولت در سیاست داخلی اجرا نشده است

چکیده :دولت در ارتباط با سیاست داخلی قول‌هایی داده است که هنوز هیچ کدام اجرا نشده است. تحولی که در جامعه می‌بینیم حرکت اجباری است که رای مردم در ۲۴ خرداد ایجاد کرده است. هنوز حرکت فعالی در این زمینه از دولت نمی‌بینیم، بنابراین باید کمک کنند که شعارهای دولت تحقق یابد. ...


یکی از سوالاتی که در ذهن هواداران اصلاحات وجود داشته این بوده است که آیا زمینه برای کار حزبی در کشور فراهم است و کارحزبی تنها روش کار سیاسی است؟ با این وجود پنجشنبه گذشته نخستین کنگره حزب اتحاد ملت ایران برگزار شد و اعضای شورای مرکزی و دبیرکل آن مشخص شدند. اعضای این حزب اصلاح‌طلبان نام آشنایی هستند. از سوی دیگر سرنوشت مجلس دهم اسفندماه سال جاری مشخص خواهد شد و این حزب قطعا برنامه‌های خود را دنبال خواهد کرد.

در این خصوص سیدمحمدرضا خاتمی در گفت‌وگویی با آرمان از عزم جدی اصلاح‌طلبان برای این انتخابات و کمک برای تحقق وعده‌های دولت سخن می‌گوید و اینکه دولت در ارتباط با سیاست داخلی قول‌هایی داده است که هنوز هیچ کدام اجرا نشده است.

متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

چه عامل یا عواملی سبب شد، گروهی از اصلاح‌طلبان تصمیم بگیرند با تاسیس یک حزب جدید فعالیت‌های خود را پیگیری کنند؟

شرایط خاص کشور سبب شد تا فعالیت برخی از احزاب اصلاح‌طلب متوقف شود همانطور که برخی مانع بسیاری دیگر از فعالیت‌ها شدند. بنای ما هم این نیست که به دلیل شرایط خاص کشور دعوا راه بیندازیم. ما شرایط خاص کشور را درک می‌کنیم و می‌دانیم که کشور با چه مشکلاتی روبه‌رو است. خوشبختانه دولتی سر کار آمده است که می‌خواهد شعارهای اصلاحات را عملیاتی کند و تحقق بخشد. بنابراین ما احساس کمبود نمی‌کنیم که بخواهیم بر اساس آن عمل کنیم، ما می‌خواهیم تلاش کنیم تا اهداف اصلاحات محقق شود. وقتی که فعالیت یک حزب که در آن بودیم، با مشکل مواجه شد آن حزب فراگیر‌ترین حزب کشور بود، نیروهای بسیار زیادی داشت که همگی وفادار و منسجم کار می‌کردند، اما نمی‌شد به دلیل هزینه‌های زیادی که تحمیل می‌شد به همه گفت هیچ فعالیت سیاسی‌ای نکنید یا اگر می‌خواهید فعالیت کنید هزینه بپردازید، ما که تعصب نا‌به ­جا نداریم که بگوییم یا این یا هیچ چیز. به هرحال یک عده از دوستانی که قرابت فکری داشتند، همدیگر را پیدا کردند و به این نتیجه رسیدند که در شرایط فعلی به تشکیلاتی نیاز داریم که بتواند در چارچوب‌هایی که حاکمیت هم می‌پذیرد فعالیت کند، نیروهای سیاسی را جمع کند و بر اساس مرام و اصول خاصی که در اصلاحات پذیرفته شده و محور اصلی اصلاحات هم بوده است، فعالیت رسمی کنند و از حق و امتیازات خود برای تحزب و سازماندهی نیرو‌ها استفاده کنند.

خیلی امیدواریم که این حزب بتواند راه نیمه رفته اصلاحات را ادامه دهد و پیش ببرد و این علمی که هیچ کس تاکنون نگذاشته به زمین بیفتد، برافراشته نگه دارد. ما تمام تجربیات خود را در اختیار این حزب می‌گذاریم تا بتوانند در راهی که پیش گرفته‌اند موفق باشند. ان شاء ا… وقتی این روزهایی که هنوز چندان به لحاظ سیاسی خوش نیست، گذشت و عقلانیت کامل و قانون حاکم شد، همه اصلاح‌طلبان بتوانند دور هم بنشینند و تشکل فراگیر همه‌جانبه خود را پیش ببرند و سازماندهی کنند.

شرایط سیاسی – اجتماعی فعلی کشور را با توجه به فضای نامطلوبی که در شش سال گذشته حاکم بوده است برای تحزب مناسب می‌دانید؟

اوضاع را باید نسبی دید، حتما نسبت به شش سال گذشته شرایط خیلی بهتر شده است، ولی نسبت به نیمه دوم دهه هفتاد یا اوایل دهه هشتاد شرایط مناسبی وجود ندارد. ویژگی نیروهای سیاسی این است که منتظر نمی‌مانند تا شرایط برایشان فراهم شود بلکه خودشان تلاش می‌کنند تا شرایط را بهبود بخشند و من در این نیروهای فعال جریان اصلاحات این توان را می‌بینم که با وجود خواسته‌های بسیاری که تحزب را برنمی تابند، باز تحزب و سازماندهی را در کشور به پیش ببرند و انشاء ا… قدم‌های مثبتی بردارند.

اخذ مجوز حزب اتحاد ملت ایران نشان می‌دهد که بخش‌هایی، فعالیت مجدد اصلاح‌طلبان پیشرو را پذیرفته‌اند؟

این بخش که منظورتان است هیچگاه ادعا نکرده که ما جریان اصلاحات را نمی‌پذیریم، بلکه برای خود یک خط‌کشی و مرزبندی موهومی ایجاد کرده است به نام اصلاح‌طلب خوب و اصلاح‌طلب بد، اصلاح‌طلبان برانداز و اصلاح‌طلبان درون حاکمیت و بر اساس این تقسیم‌بندی خواسته است آن کسی که درون جریان اصلاحات از همه توانمند‌تر است، نفوذ کلمه و قدرت سازماندهی بیشتری دارد، از جریان اصلاحات بیرون باشد و بقیه اصلاح‌طلبان بر این اساس دچار مشکلاتی شوند.

هنر اصلاح‌طلبان این است که خیلی خوب این شرایط را درک کردند و فهمیدند که همه باید با هم پیش بروند. بنابراین همه آمدند و صحبت‌هایشان را با هم هماهنگ کرده‌اند. آن کسانی که معتقد بودند اصلاحات باید کند‌تر یا تند‌تر شود، آمدند با هم هماهنگ شدند و بر اساس ظرفیت‌هایی که امروز برایشان در جامعه فراهم است به‌طور متحد پیش رفتند. حتی کار به جایی رسید که نگفتند حتما باید یک اصلاح‌طلب شناخته‌شده رئیس‌جمهور شود و حاضر شدند از کسی حمایت کنند که می‌گوید من اصلاح‌طلب نیستم اما شعارهای اصلاح‌طلبانه دارد؛ یعنی این عقلانیت در جریان اصلاح‌طلب حاکم شده است و تبعا در جریان مقابل هم بی‌تاثیر نیست.

یعنی آنهایی که در سال‌های طولانی بر این طبل کوبیدند که اصلاح‌طلبان باید حذف شوند، امروز به این نتیجه رسیده‌اند که اصلاح‌طلبان حذف شدنی نیستند. آن‌ها امروز به این نتیجه رسیده‌اند که چه بخواهند چه نخواهند محور اصلاحات چه کسی است و چه جریانی در محوریت اصلاحات است. در سیاست‌های دیگر هم این را می‌بینیم، به‌طور مثال در سیاست خارجی‌ می‌بینیم که منطق و تعقل تا حدود زیادی برگشته است. امیدواریم در سیاست داخلی این بخش، همین عقلانیت حاکم شود. من فکر می‌کنم اینکه احزاب اصلاح‌طلب فعالیت می‌کنند نشان‌دهنده باز شدن فضا و باز شدن گارد مخالفان اصلاحات است که فهمیده‌اند بالاخره جریان اصلاحات در جامعه ما وجود دارد و قابل حذف نیست، چه بهتر که آن را بپذیریم و البته اصلاح‌طلبان هم باید در یک چارچوب خاصی رفتار کنند و طوری رفتار نکنند که سبب بسته شدن فضا شود. گرچه بخش تندروی جریان مقابل ممکن است هرچیزی را بهانه کنند تا فعالیت اصلاح‌طلبان را دچار مشکل کنند، اما به نظر می‌رسد این امیدواری وجود دارد که ما شاهد باز شدن فضای سیاسی و امکان دادن به فعالان سیاسی برای نقش‌آفرینی سیاسی باشیم، البته انتخابات مجلس این مساله را روشن‌تر خواهد کرد.

حزب اتحاد بهتر است چه رویکرد و برنامه‌ای را برای فعالیت خود در نظر بگیرد؟

آنچه لازمه حرکت تحزب در کشور است و تبعا این حزب هم به آن توجه می‌کند، چون تجربیات گذشته پیش روی آنهاست، این است که یک کار دائمی باید بکنند، کاری کنند که حزب بماند، برای این منظور باید بتوانند با مردم ارتباط برقرار کنند. حزبی موفق خواهد بود که برای اقشار و گروه‌های مختلف و طبقات اجتماعی، جنسیت‌های مختلف، مردم عوام، نخبگان و… حرفی برای گفتن داشته باشد. ما یک زمانی در تحلیل رفتار مشارکت انتقاد به خود داشتیم و گفتیم که باید بتوانیم دموکراسی را به نان سر سفره مردم ترجمه کنیم. واقعا این کار باید صورت بگیرد، یعنی به واقع مسئولان حزب جدید باید توسعه متوازن را مد نظر داشته باشند، در امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ورزشی و… مسائل توسعه و مسائل عقب‌ماندگی را در نظر بگیرند. هم دنبال کار کار‌شناسی باشند و هم نیرو تربیت کنند، یعنی این طور نگاه کنند که ۱۰ سال دیگر حزبی باشد که نه تنها برای اداره کشور برنامه دارد، بلکه نیرو هم داشته باشد. الان روسای جمهور قبلی و فعلی افتخارشان این است که عضو هیچ حزبی نیستند و فراجناحی هستند، و بعد وقتی می‌خواهند وزیر و نماینده خود را انتخاب کنند چون نیرو ندارند، باید متوسل به نیروهایی شوند که گاهی حضورشان در درون یک دولت و یک مجموعه به دلیل عدم انسجامی که وجود داشت کشور را دچار مشکل می‌کرد، ما باید از این وضع عبور کنیم و بپذیریم که فقط در قالب احزاب است که می‌شود برنامه‌ریزی کرد و نیرو تربیت کرد. اگر این دورنما را دوستان ما مد نظر داشته باشند تحول عمده‌ای نه تنها در حزب اتحاد بلکه در تحزب در کشور ایجاد خواهد شد.

حزب اتحاد ملت ایران می‌تواند به‌طور کامل پایگاه اصلاح‌طلبان پیش رو را جذب کند؟

جامعه ما متحول شده است. خیلی از نیرو‌ها، جدید هستند، به ویژه نسل جوانی که آمده‌اند در ۱۵-۱۰ سال اخیر وارد فعالیت سیاسی شده‌اند، این‌ها ممکن است نسل اول اصلاحات را درک نکرده باشند. درست است که جریان اصلی اصلاحات و یک حزب قدرتمند که اکنون فعالیت ندارد پایه‌های اصلی اصلاح‌طلب را محکم کرده است اما اگر دوستان حزب اتحاد بتوانند خوب کار کنند نه تنها می‌توانند همه پایگاه اجتماعی جریان اصلی اصلاحات را جذب کنند بلکه می‌توانند افق‌های جدیدی هم برای خود باز کنند.

اصلاح‌طلبان و حزب اتحاد ملت بهتر است چه رویکردی را در مقابل دولت در پیش بگیرند؟

اگر یک دولت حزبی سر کار بیاید باید آن حزب تمام قد از دولت حمایت کند و نسبت به عملکرد آن پاسخگو باشد. اما دولتی که حزبی نیست و اصرار هم دارد که بگوید حزبی نیست تبعا در برنامه‌ها و چینش نیرو‌ها ممکن است با برنامه‌های سایر احزاب زاویه داشته باشد. دولت فعلی واقعا می‌خواهد کار کند بنابراین اگر حزبی دنبال منافع ملی است باید از این دولت حمایت کند، چه راست باشد چه چپ. اما حمایت به این معنا نیست که چشمش را به روی همه واقعیات ببندد، خطا‌ها را نادیده بگیرد و مشکلاتی که وجود دارد را به دشمنان نسبت دهد. باید در حقیقت شعار اصلی که در دوران‌های قبلی هم داشتیم مد نظر قرار گیرد، اتحاد و انتقاد یا بهتر بگوییم حمایت و انتقاد، چون ممکن است ما نتوانیم با دولت اتحاد داشته باشیم. اصلاح‌طلبان باید دولت را در برنامه‌ریزی و در پیدا کردن افراد با صلاحیت کمک کنند، اما مراقب هم باشند که این دولت یا هر دولت دیگری از تعهدات و قولهایی که به مردم داده است تخطی نکند، پرسشگر باشد و انتقادات خود را سریع و در چارچوب قانون بیان کند.

فعالیت حزب اتحاد ملت ایران یا سایر احزب اصلاح‌طلب و کمک آن‌ها به دولت می‌تواند در باز شدن فضای سیاست داخلی مانند آنچه در سیاست خارجی رخ داد موثر باشد؟

واقعیت این است که در کشور ما نهادهای مدنی و احزاب خیلی قدرتمند نیستند. آنچه باعث گشایش سیاسی می‌شود تحرکات اجتماعی و جنبش‌هایی است که درون جامعه رخ می‌دهد، یعنی رأیی که مردم می‌دهند و تحولات اجتماعی که مردم ایجاد می‌کنند. این‌ها پیامشان خیلی سریع و روشن به کسانی که مدافع وضع موجود هستند می‌رسد و آن‌ها را وادار می‌کند که در رفتار‌هایشان تجدید نظر کنند.

اما در شرایط خاص، احزاب باید سه کار انجام دهند. دو کار در ارتباط با دولت و یک کار در ارتباط با ملت. در ارتباط با دولت نخستین کار این است که به دولت کمک کنند تا برنامه‌های خود را تحقق بخشد، این خیلی اهمیت دارد دولت در ارتباط با سیاست داخلی قول‌هایی داده است که هنوز هیچ کدام اجرا نشده است. تحولی که در جامعه می‌بینیم حرکت اجباری است که رای مردم در ۲۴ خرداد ایجاد کرده است. هنوز حرکت فعالی در این زمینه از دولت نمی‌بینیم، بنابراین باید کمک کنند که شعارهای دولت تحقق یابد. دوم این است که خیلی مراقب باشند، چون مخالفان اصلاحات و این دولت مراقبند که جایی خطای کوچکی صورت بگیرد تا آن را چماق کنند علیه دولت و اصلاحات. باید مراقب باشیم که این بهانه را به دست مخالفان ندهیم، ممکن است این مساله کمی ما را ملاحظه کار کند، اما ایرادی ندارد، ما دستاورد عظیمی داریم که هنوز نهادینه نشده است، بنابراین باید مراقب باشیم که این دستاورد را در برابر تندباد‌ها قرار ندهیم.

باید همدیگر را توصیه به صبر و مدارا و خویشتن داری کنیم. لزوما همه آرمان‌هایمان را نخواهیم یک شبه محقق شود. اما کار اصلی که احزاب باید کنند این است که برای تغییر فضای سیاسی همه تلاششان را برای مجلس آینده انجام دهند. فضا را باز و پر نشاط کنند، چه با معرفی نامزد‌ها و چه با ایجاد اتحاد، کاری کنند که این انتخابات حتی از انتخابات مجلس ششم پرشور‌تر شود. اگر بتوانند این شور و نشاط را به مردم منتقل کنند که به نظر من الان این شور و نشاط وجود دارد، و بتوانند مردم را پای صندوق‌های رای بیاورند و آرای مردم را برای اصلاح‌طلبان جذب کنند خود به خود شاهد تحولات دیگری در عرصه سیاست داخلی خواهیم بود.

مجلس آینده را مجلسی اصلاح‌طلب می‌دانید؟

آرزوی ما این است. اما اینطور نیست که بگوییم ما یا صد را می‌خواهیم یا هیچ چیز را نمی‌خواهیم. ما باید مجلس آینده را لایه‌بندی کنیم، اگر در جایی اصلاح‌طلبی امکان ورود به مجلس را دارد تمام همت خود را به کار گیریم تا آن اصلاح‌طلب به مجلس راه یابد، اما اگر در جایی دیدیم با رد صلاحیت یا کارهای دیگر کاندیدای اصلاح‌طلب حضور ندارد، کاری کنیم که تندروهایی که امروز در مجلس مشکل ایجاد می‌کنند، به مجلس آینده راه پیدا نکنند. بنابراین برنامه اولیه ما باید این باشد که مجلس آینده مجلسی اصلاح‌طلب باشد اما اگر نشد این طور نیست که ما مایوس شویم و بگوییم که یک مجلس رده پایین‌تر هم برای ما ارزشی ندارد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.