دیپلماسی نفوذ در واشنگتن، سد نفوذ در ایران
چکیده :آیا ابزار مقابله با نفوذ نامشروع قدرت ها و خصوصا آمریکا در ایران همان ابزارهایی است که کاربرد آن در بیش از یک دهه گذشته کار را چنان بر مردم و کشور تنگ کرد که کشور را در آستانه فروپاشی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی قرار داد و همه شاخص های قدرت را در حضیض خود قرار داد، تا جایی که حکومت تصمیم گرفت برای حل مشکلات ساختاری و مشروعیت از کف داده پس از سال 88، پشت پرده و پنهان به دنبال رابطه و حل مشکل با کدخدا باشد؟...
کلمه – سیامک قادری:
اگر توافق هسته ای در کنگره آمریکا تصویب شود و یا شرایطی ایجاد شود که توافق با وتوی رییس جمهوری این کشور موفق شود از خوان سازوکار قانونی بگذرد، تنها 50 درصد از راه تصویب این توافقنامه تاریخی سپری شده است و همچنان 50 درصد دیگر از راه، در شرایط پیچیده تر و مبهم تر باقی می ماند.
اما چه در ایران و چه آمریکا، اینگونه تبلیغ می شود که گویی قبول و یا رد توافقی که به زحمت و پس از حدود 2 سال مذاکرات سخت به دست آمده، در دستان چند نماینده کنگره یا سناتور و یا در حالت بدبینانه تر آن، در چنبره تصمیم لابی های یهودی یا پول های عربستان سعودی خلاصه می شود و بر اساس این طرح تبلیغاتی، که با کاربردی داخلی در ایران پیگیری می شود، باید تمامی تلاش های پوزیسیون و اپوزیسیون ایرانی، بر روی تغییر تصمیم چند نماینده در آمریکا متمرکز شود!
در سوی دیگر ماجرا، سخنان آیت الله خامنه ای که “نسبت به نفوذ آمریکا در ایران از طریق توافق هسته ای” هشدار داده و گفته معلوم نیست این توافق در ایران هم به تصویب برسد، قرار دارد؛ سخنانی از موضع طراح و ناظر پشت صحنه مذاکرات که باز هم روشن نمی کند منظورش از تصویب آن در ایران به تصویب مجلس برمیگردد یا شورای عالی امنیت ملی یا حتی موافقت خود وی.
در حال حاضر جهان عرصه یک دیپلماسی عمومی به منظور تاثیرگذاری بر رای نمایندگان کنگره و سنای آمریکاست که نقطه کانونی این دیپلماسی، تمرکز فشار افکار عمومی بر رای نمایندگان مردد یک نهاد مشخص قانونی در این کشور است.
فعالان سیاسی و مدنی، نظامی و دیپلمات های آمریکایی و … با صدور بیانیه ها و آگهی هایی در روزنامه های آمریکا و سامان دادن کمپین هایی، به جدال با لابی قدرتمندی مشغول اند که هدفش رد توافق هسته ای است و در این میان هر دو گروه موافقان و مخالفان توافق در کشور ایران و آمریکا، در پی کشاندن پای گروهها و افراد تاثیرگذار ایرانی هستند که طی سالها در ایران و آمریکا به عنوان گروه ها و افراد مرجع در رابطه با ایران شناخته می شوند.
سوال اینجاست که حتی اگر در آمریکا این تلاش ها موفق به تغییر موازنه مخالفان (در مجلس نمایندگان و سنا) و موافقان (در دولت و مجلس نمایندگان و سنا) شود و توافق به دست آمده اجرایی شود، در جغرافیای ایران باید چه مکانیزمی برای تصویب پی گرفته شود و نهادها و افراد یا حتی فرد تصمیم گیر چه کسی است؟
به عبارتی، آیا در ایران همچنان در بر همان پاشنه تصمیم گیری های محفلی و هیاتی و حتی فردی می گردد و افکار عمومی، رسانه ها، فعالان سیاسی و مدنی در این خطه نیز باید بر آنچه “مسیر مشخص” برای رهبری و “نامشخص برای دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی” محسوب می شود، گنگ و بی هدف فشار افکار عمومی را متمرکز کند؟
آنچه که مشخص است اینکه بخش بزرگی از افکار عمومی در ایران برابر نظرسنجی ها، بر خلاف آمریکا، موافق توافق هستند و مخالفان اندک شمار اما پر قدرت توافق در ایران، همچنان به صورت کشف و شهود از مسیرهای غیر قانونی و نامشروع، چشم به فرمان، مانده اند.
آیا سرنوشت و فرجام تصمیم گیری توافق در ایران نیز به همان سادگی که در آمریکا جریان دارد، رقم خواهد خورد؟ این سوالی است که پاسخ آن را شاید بتوان پس از تحلیل بخش دیگری از سخنان آیت الله خامنه ای در اجلاس «مجمع جهانی اهل بیت» جست و جو کرد.
او در سخنانی مهم در این جمع مخاطبان و میهمانان خارجی ، تاکید دارد حتی اگر این توافق در مسیر مشخص خود در ایران نیز به تصویب برسد، راه نفوذ اقتصادی، فرهنگی و دیپلماتیک آمریکا در ایران قاطعانه بسته خواهد بود.
اما آیا ابزار مقابله با نفوذ نامشروع قدرت ها و خصوصا آمریکا در ایران همان ابزارهایی است که کاربرد آن در بیش از یک دهه گذشته کار را چنان بر مردم و کشور تنگ کرد که کشور را در آستانه فروپاشی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی قرار داد و همه شاخص های قدرت را در حضیض خود قرار داد، تا جایی که حکومت تصمیم گرفت برای حل مشکلات ساختاری و مشروعیت از کف داده پس از سال 88، پشت پرده و پنهان به دنبال رابطه و حل مشکل با کدخدا باشد؟
آیا ابزار سد نفوذ مطامع نامشروع قدرت های جهانی و قدرت های منطقه ای در ایران، نیروهای فاسد نظامی و امنیتی درگیر با مفاسد اقتصادی است که در بیش از دو دهه گذشته در کشور به تدریج تمام ساختارهای قانونی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را با ابزار زور و زر آلوده کرده است ؟
باور مشخصی در عرصه جامعه مدنی و هم در آموزه های اجتماعی و سیاسی برای مشخصه های قدرتمندی جوامع تبیین می شود که رکن اساسی آن، مشروعیت و مقبولیت حکومت از سوی مردم و میزانی از کارآمدی و درستکاری دست اندرکاران و نظارت نهادهای نظارتی و قانونی برای جلوگیری از تخلف و فساد و زیاده خواهی را شامل می شود.
اضافه بر آن، شاخصه هایی روشن برای اثبات قدرتمندی جوامع در مقابل وسوسه و تلاش های نفوذ مطامع بیگانگان مطرح است که باید مشخص شود آیا جامعه ایران، آن حد توانمندی برای مقابله با نفوذ را دارد یا اینکه در استراتژی آیت الله خامنه ای همچنان “راه بند نفوذ”، با ابزار نهادهای امنیتی– نظامی میسر است؟
شکی نیست؛ جامعه ای قدرتمند است که در آن یک ساختار قانونی و مشخص مصدر امور باشد و نهادهای ناظر راه را بر تخلفات مختلف بسته باشند و اگر در جایی فسادی صورت گیرد، بی مجامله و پرده پوشی در مقابل چشم کسانی که شاهد فساد بوده اند، مفسدان تنبیه و مجازات شوند.
– جامعه ای که باور داشته باشد تصمیم گیر اصلی است و انتخاب او در انتخاباتی استاندارد و شفاف به رسمیت شناخته می شود.
– جامعه ای که با حکومت نه ستیز و مخالفت داشته باشد که آن را از خود دانسته و با آن همراه باشند و بنیان اش بر قبول عام باشد, نه زور اسلحه.
– جامعه ای که در آن منتقدان، روشنفکران، دانشجویان، کارگران، معلمان، وکلا، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و مدنی چشم انداز تلاش و مجاهد خود را زندان و حصر نبینند.
– جامعه ای که آوازه تلاش و کوشش علمی اش، خوش باشد و تقلب مدارک و عناوینش اشتهار نداشته باشد.
– جامعه ای که فرزندان معترض مسالمت جویش در خیابان به تیر مفسدان هلاک نشود.
– جامعه ای که در آن اقلیت قومی، دینی، فرهنگی، اجتماعی احساس امنیت کند.
– جامعه ای که مناصب خرد و کلانش نه بر مبنای چاکرمنشی و ارادت سالاری که بر بنیان لیاقت و رقابت توزیع شود.
– جامعه ای که در آن افزایش فقر و فساد، مردانش را به سرخوردگی و اعتیاد نکشد، عفت و زنانگی زنش را در آستان سوداگران شهوت، قربانی نکند، جوانش را خیابان خواب نکند، دخترانش را خانه گریز نکرده و دست کودکان به جای قلم و دفتر ابزار کار ننشاند.
و سرانجام، جامعه ای که در آن افرادش نه با احساس وحشت و نومیدی که با اندیشه اصلاح و تغییر، زندگی کنند و در آن جغرافیا، احساس کرامت کنند.
حالا می توان به طور مشخص تری به این سوال پاسخ گفت: آیا سرنوشت و فرجام تصمیم گیری توافق در ایران نیز به همان سادگی که در آمریکا جریان دارد، رقم خواهد خورد؟
حکومتی که از همه ابزارهای خود جهت تاثیر بر تصمیم گیری در ایالات متحده آمریکا استفاده می برد و ابزار متعارف و قانونی نفوذ در تصمیم سازی را در این کشور مورد استفاده قرار می دهد، راه نفوذ همه را، غیر از یک کاست محدود، برای 50 درصد باقی مانده از مسیر توافق می بندد!
اگر استراتژی نفوذ در آمریکا مشروع است، چرا مطالبه ملی (تاثیرگذاری بر تصمیم سازی ها) حتی برای دولت منتخب مردم بسته است؟ چرا تصمیم گیری و تصمیم سازی را پشت دیوارهای محفل پنهان و غیر قانونی محدود کرده و هر گونه نفوذ به آن را سد کرده است و چرا تایید خواست عمومی منعکس در نظرسنجی ها را، به تصمیم گیری در نهادی موهوم و خیالی احاله می دهد؟
در میانه این تضاد دردآور، جهان همچنان ناباوارانه شاهد تلاش های مردمانی هست که نومید از تاثیرگذاری بر فضای بسته و امنیتی تصمیم گیری و تصمیم سازی در کشور خود، سرسختانه تایید یک مطالبه ملی را از ساختاری بیگانه درخواست می کند!













