سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آیت‌الله دستغیب: چرا با این‌همه تذکرات و نامه‌ها، شورای نگهبان تغییری در راه و رو...
» "خبرگان که باید منتخب مردم باشند، در واقع منتخب شورای نگهبان شده‌اند"

آیت‌الله دستغیب: چرا با این‌همه تذکرات و نامه‌ها، شورای نگهبان تغییری در راه و روش خلاف خود نمی‌دهد؟

چکیده :آیت الله دستغیب در پاسخ به استفتائی درباره وجوب شرکت در انتخابات خبرگان، با اشاره به نامه ها و هشدارهای قبلی خود درباره انحراف مجلس خبرگان از جایگاه شرعی و قانونی خود و نقش نظارت استصوابی در ایجاد گرفتاری برای ملت، تصریح کرده که با وجود همه تذکرات قبلی، هیچ تغییری در راه و روش شورای نگهبان پدید نیامده و با این وضع چگونه می توان گفت رأی دادن به افرادی که منتخب شورای نگهبان هستند، واجب است؟!...


آیت الله العظمی دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز، در پاسخ به استفتاء جمعی از مقلدان خود درباره وجوب شرکت در انتخابات خبرگان، با اشاره به نامه ها و هشدارهای قبلی خود درباره انحراف مجلس خبرگان از جایگاه شرعی و قانونی خود و نقش نظارت استصوابی در ایجاد گرفتاری برای ملت، تصریح کرد که با نظارت استصوابی “حاکمیت اکثریت تبدیل به حاکمیت اقلیت شد و خبرگان که باید منتخب مردم باشند، در واقع منتخب شورای نگهبان گردیدند.”

به گزارش کلمه، آیت الله دستغیب که هم اکنون نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری و تنها عضو این مجلس است که شجاعانه از روندهای انحرافی حاکم شده بر نظام انتقاد می کند، بار دیگر نامه چهار سال قبل خود به مرحوم آیت الله مهدوی کنی رئیس وقت مجلس خبرگان را یادآور شده که در آن نوشته بود: “اگر شورای نگهبان حافظ رأی مردم بود، آنها رئیس جمهوری را انتخاب می کردند که متّقی و صاحب رأی و دارای جایگاه علمی و مطّلع از قرآن و سنّت، و مطّلع از مسائل سیاسی و مطّلع از مسائل جبهه و جنگ بوده باشد، و این همه گرفتاری برای ملّت به بار نمی آوردند. مثل اینکه فردی را می طلبند که تابع نظر آنها باشد که این هم مساعد نگردید! پس تخلّف از ناحیه شورای نگهبان می باشدکه خبرگان موظف به تذکّر می باشند، والّا همان تقلید است که بر اجتهاد مقدّم شده.”

وی در پاسخ خود به این استفتا تصریح کرده که “با این همه تذکرات از جوانب مختلف وآنچه در نامه الحاقی آمده است، هیچ تغییری در راه و روش آقایان شورای نگهبان پدید نیامده! حال با این وضع موجود چگونه می توان گفت رأی دادن به افرادی که منتخب شورای نگهبان هستند واجب است!!”

متن استفتاء و پاسخ آن که در سایت حدث سرو منتشر شده، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی سید علی محمد دستغیب

سلام علیکم

در نظر شریف هست که بعد از رحلت حضرت امام خمینی (رحمه الله) مسئله نظارت استصوابی مطرح گردید و شورای نگهبان آن را تأیید کرد و به اجرا گذاشت که تا بحال ادامه دارد، مضرّات و آثار منفی این نظارت در نامه الحاقی که به محضرتان ارسال می گردد و همچنین در مقاله دکتر کاظم اصغری که در مجله امیدجوان مورّخ 20/4/1394 به چاپ رسیده (که انشاء الله مطالعه می فرمایید) بخوبی واضح است؛ و از جمله مضرّات این نظارت، عدم اعتناء به علماء عظام و مراجع تقلید و قطع ارتباط بین آنها و مردم از جهت تأیید صلاحیت کاندیدا های مجلس خبرگان و حتّی مجلس شورای اسلامی است. و این در حالی است که مردم متدیّن، آقایان مراجع را نماینده رسول خدا و ائمه اطهار(علیهم السلام ) می دانند. و اشکال دیگر اینکه مردم غالباً موظف می شوند بدون شناخت به افرادی که توسط شورای مذکور معیّن شده اند رأی دهند که به نوعی سلب اختیار از آنها است. و باقی اشکالات را در نامه الحاقی ملاحظه می فرمایید.

حال از محضر مستطاب عالی سؤال می نماییم که آیا با این وضع، رأی دادن تکلیف الهی است؟ با وجودیکه بسیاری از مردم راضی به این معامله نیستند، آیا با عدم این رضایت همچنان رأی دادن، شرعاً واجب است؟

خداوند طول عمر با عزّت به علمای عامل عطا بفرماید.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ارادتمندان مکتب امام جعفر صادق علیه السلام

پیوست: نامه الحاقی (جمعی از ارادتمندان حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب به دبیر شورای نگهبان)

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر آیت الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان

سلام علیکم

این نامه از سر دلسوزی و وظیفه شرعی و به حکم قرآن و روایات و بدون هیچ غرض و سمت و سویی و از روی یقین فقط برای رضای خدا و رفع تکلیف نوشته شده است؛ چنانچه حسب تکلیف چندین نامه دیگر ارسال گردید ولی حضرتعالی پاسخی ندادید، البته شاید به دست شما نرسیده!

بین خود و خدا انصاف دهیدآنچه که بعد از امام امّت(ره) اتفاق افتاده از چه ناحیه بوده است؟

آیا گذشته جمهوری اسلامی از بعد ازامام امّت(ره) نباید هشداری باشد برای مسئولان نظام؟

مردم به جمهوری وقانون اساسی رأی دادند ودائماً خواهان همان رأی وهمان قانون هستند و خود مردم مدافع آن می باشند. اما بعد از امام امّت(ره)این مسئله نظارت استصوابی که هیچ مدرک قانونی از قرآن و روایات ندارد بدون رضایت مردم در جمهوری اسلامی بدعت شد. چنانچه تا بحال همه گرفتاری مملکت وعقب افتادگی ملّت از همین ناحیه که همان تخلّف شورای نگهبان می باشد، بوده است.

اگر این نظارت استصوابی نبود تمام کارها از روی قانون و به صورت صحیح انجام می گرفت واین همه خلاف شرع و قانون خصوصاً در سالهای (92-84) صورت نمی گرفت.

اگر صلاحیّت اعضای مجلس خبرگان از ناحیه علمای عظام معیّن می شد این همه خلاف شرع وخلاف قانون در مملکت روی نمی داد. اگر سابقه اعضای مجلس شورای اسلامی از طرف متدیّنین و آزادانه تأیید می شد وشورای نگهبان هم بر طبق نظر متعهّدین ومتدیّنین شهر و روستا عمل می کرد هم مردم راضی بودند وهم خود مردم مستقیماً آنها را مورد سؤال وجواب قرار می دادند واین همه تخلّفات صورت نمی گرفت.

اگر روزنامه نگاران وخبرنگاران ومردم را آزاد می گذاشتند بخوبی تمام مسائل اتفاق افتاده را کنترل وبرای مردم روشن می کردند که واقعاً چه کسانی خدمت می کنند وچه کسانی خیانت.

ببینید در این مدت بعد از امام امّت (ره) بخصوص سالهای (92-84) چه بر سر مملکت (اعم از حوزه های علمیه، مساجد، روحانیت، دانشگاهها،مدارس وتمامی ارگان ها) آمد!

اگر شما ملاحظه بکنید بخوبی واضح می شود که تمامی این تخلّفات فقط به خاطر همین نظارت استصوابی است. در واقع نظارت استصوابی همان حرف آمریکا و غربی هاست که می گویند : “ما باید برای شما تعیین تکلیف کنیم چون خودتان نمی توانید”. این را می گویند نظارت استصوابی آمریکایی ها و این هم نظارت استصوابی انجمن حجتیّه که می گویند: “شما نمی توانید اشخاص را بشناسید.” باوجودیکه هر شهرستان حد اقل بیست مجتهد دارد اما آنها را فاقد اجتهاد می دانند! لذا شورای نگهبان افراد را تحمیل می کند که مسئله یک کیلو گلابی ظاهر می شود.

خوب با این تخلّف مردم چه کنند؟ مردم چگونه حقانیت خود را ظاهر کنند و بلوغ و فهم خود را نمایان سازند؟ آیا انتخابات آقای خاتمی هشداری برای نظام نبود؟ آیا انتخابات 92آقای حسن روحانی هشدار نبود؟ آیا پشتیبانی مردم جهت اثبات حقانیت ایرانیان در رابطه با مسئله هسته ای ومحکوم کردن دنیا، از ناحیه اراده مردم نبود؟

اگر مردم نبودند این مسئله هسته ای مانند سابق که موجب این همه گرفتاری وسختی وفشار بر مملکت شد، حل نمی شد و مشکلات ادامه پیدا می کرد. پس بدانید آقایان فقها و مجتهدین شورای نگهبان، این مردم بودند که مسئولین را سر عقل آوردند وبه جای خود نشاندند وحرف امام امّت(ره)را به اثبات رساندند که “باید قدر مردم را دانست.”

کدام وزارتخانه می تواند مستقلاً به وظیفه اصلی خود عمل کند؟ در کنار هر مسئولی اشخاصی می باشند وآنها برای مسئولین تصمیم می گیرند. والّا چرا برای مسئولین که نامه می نویسیم نمی توانند جواب بدهند؟ از قوه قضاییه و مجلس و شورای نگهبان گرفته تا سایر ارگانها همگی زیر نظر سپاه باید اداره شود! ومسبّب همه اینها، تحمیل نظر شورای نگهبان است.

حال صحبت اینجاست: بیایید و با مردم خوب و فهیم و روحانیت اصیل و متعهّد و مورد علاقه ملّت، آشتی کنید و این فاصله زیادی را که بین مردم و روحانیت افتاده، کم کنید. چنانچه در این چند آزمون مردم بخوبی به مسئولین نشان دادند که علاقه ای به نظر شورای نگهبان ندارند وهمچنین علاقه ای به قوه قضاییه ونیروهای مسلح و مجلس شما ندارند. مسئولین چیزی برای گفتن ندارند، فقط هر از چندی از ناحیه تقلید مسائلی غیر اخلاقی وغیر شرعی را نسبت به انتخابات 88 به عنوان فتنه مطرح می کنند آن هم با ضدّ ونقیض و بدون مدرک فقط از ناحیه تبعیت والّا حاضر نیستند یکی ازآنها در باره انتخابات 88 بدون نیروی نظامی واطلاعات وسپاه و… به مناظره بنشینند، چرا؟ فقط برای اینکه نگذارند حرف حقّ و منطقی به گوش مردم برسد (لا تسمعوا لهذا القرآن والغو فیه لعلّکم تغلبون. فصلّت26) اما نمی دانند که خداوند مدافع کسانی است که ایمان دارند (انّ الله یدافع عن الّذین امنوا. حج 38)

بیایید برای خدا و حسب وظیفه شرعی وعقلی وقانونی، صلاحیت اعضای خبرگان ازطرف مراجع وعلمای عظام محرز شود و شما مخالفت آنها را از نظر قرآن و سنت و قانون اساسی به مردم گوشزد کنید نه اینکه با بی اعتنایی چند نفر را برای هر استان معین کنید و به مردم بگویید واجب است رأی دهید . آیا این وجوب نباید تحقق داشته باشد ؟ والبته که تحقق آن از ناحیه طرفین است؛ باید مردم بدانند چه کسی می خواهد به مجلس برود چنانچه در سال های (92-84) هیچ هنری و هشداری از اعضای خبرگان بیرون نیامد! چرا ؟ چون دیدند بر سر حوزه و مسجد وطلّاب و بیت حضرت آیت الله سیّد علی محمد دستغیب چه آوردند وهیچ مقام مسئولی نمی تواند به این تخلّفات رسیدگی کند! به اهل مسجد وحوزه وطلّاب ایشان می گویند نباید از مرجعتان وحوزه ومسجد خود، دفاع کنید باید شما در بست در اختیار سپاه باشید !!!

کدام مسجد وکدام حوزه می تواند مستقل باشد؟ تمامی اینها همه از ناحیه تخلّف شورای نگهبان است.

والسلام

جمعی از ارادتمندان حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب 3/5/1394

 

پاسخ آیت الله دستغیب به استفتاء:

بسمه تعالی

اینجانب در چندین نامه و سخنرانی و بیانیه مضرّات نظارت استصوابی را کراراً تذکر داده ام. از جمله در نامه مورّخ 5/12/1389 به اعضای مجلس خبرگان که قسمتی از آن چنین است: …اما به تدریج نظارت استصوابی پیش آمد و اصل عدم برائت، جای اصل برائت را گرفت، و شاهرگ مجلس شورای اسلامی، خبرگان و قوه مجریه را بدست آورد و حاکمیت اکثریت تبدیل به حاکمیت اقلیت شد و خبرگان که باید منتخب مردم باشند، در واقع منتخب شورای نگهبان گردیدند….

و همچنین در بخشی از نامه به آیت الله مهدوی کنی -رئیس مجلس خبرگان- مورّخ 5/6/1390 (قبل از برگزاری اجلاسیه شهریور ماه) چنین تذکر داده شد: جناب آقای مهدوی کنی آیا این همه خلاف شرع ها که در زندان و امور مردم و تخلّفات دیگر که بنا نیست همه آنها بیان شود صورت می گیرد، از ناحیه شورای نگهبان نیست؟ اگر شورای نگهبان به وظیفه اصلی خود که حفظ رأی مردم و رسیدگی به شکایات آنها، و حذف نظارت استصوابی، و دخالت نکردن در انتخابات بود عمل می کرد، این مطالب صورت نمی گرفت. اگر شورای نگهبان گذاشته بود که مجلسین از افرادی باشند که مردم قبول دارند، می توانست در مقابل خلاف شرع ها وخلاف قانون ها بایستد.

اگر شورای نگهبان حافظ رأی مردم بود، آنها رئیس جمهوری را انتخاب می کردند که متّقی و صاحب رأی و دارای جایگاه علمی و مطّلع از قرآن و سنّت، و مطّلع از مسائل سیاسی و مطّلع از مسائل جبهه و جنگ بوده باشد، و این همه گرفتاری برای ملّت به بار نمی آوردند. مثل اینکه فردی را می طلبند که تابع نظر آنها باشد که این هم مساعد نگردید! پس تخلّف از ناحیه شورای نگهبان می باشدکه خبرگان موظف به تذکّر می باشند، والّا همان تقلید است که بر اجتهاد مقدّم شده.

و در قسمتی از نامه به فقهای شورای نگهبان مورّخ 3/9/1390 این چنین ذکر شد: تمام گرفتاری جمهوری اسلامی ایران از ناحیه تخلّف شورای نگهبان از وظیفه اصلی خود می باشد… اعتراض مردم در تمام انتخابات بعد از رحلت امام (رحمه الله) در این ناحیه است که چرا انتخاباتی آزاد نداشته باشند… اما در این میان شورای نگهبان مردم را مجبور به انتخاب فردی می کند که از اسلام و تقوی بهره کافی نبرده…

و همچنین نامه و تذکر به شورای نگهبان مورّخ 24/10/1391 که ملاحظه می کنید

حال با این همه تذکرات از جوانب مختلف وآنچه در نامه الحاقی آمده است، هیچ تغییری در راه و روش آقایان شورای نگهبان پدید نیامده!

حال با این وضع موجود چگونه می توان گفت رأی دادن به افرادی که منتخب شورای نگهبان هستند واجب است!!

سید علی محمد دستغیب 25/5/1394


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.